تبلیغات
تاملات حوزوی - مطالب الهیات
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 27 بهمن 1393 :: نویسنده : وحید
امروز درسی با یکی از اساتید معروف حوزوی داشتیم و موضوع بر سر دیدگاهی از سوی آیت الله مددی بود با این محتوی که همانطور که خداوند امور فقه را در دست خود گرفته است اخلاق را به عقل عباد و بندگان واگذار کرده است.
گزاره فوق کاملا مبهم است و قطعا منظور آیت الله عقل مدرن نبوده و عقل دینی بوده که در نهایت فرقی با نظر سایر علما که اخلاق را هم امری دینی و ذیل دین معنا می کنند ندارد  و در واقع نظریه بدیعی از سوی علماء مطرح نشده است.
اما گفتگوی من و استاد ،بخش جالب این ماجرا بود:
استاد: اگر این دیدگاه پذیرفته شود شیعه می توان بر اساس این دیدگاه اجماعی بین جهانیان بر قرار کند و در نهایت اندیشه شیعی جهانی شود.
من :عقلی که آنها تعریف می کنند با عقلی که مد نظر آیت الله بوده کاملا متفاوت است عقلانیت امروز غرب جواز همجنس بازی، اتونازیا و سقط جنین  را می دهد اما کجای عقلانیت دینی  این مسائل را قبول می کند
استاد: الان متوجه سخنان شما شدم. ببینید عقلانیت آنها مشوب است
من : مشوب به چه؟
استاد: عقلانیتی که امروز در غرب است مشوب به هوای و هوس است و  دیدگاهی که ما داریم این است که عقلانیت سالم باید حاکم باشد نه عقلانیت آلوده به هوی و هوس
من: اتفاقا آنها می گویند عقلانیت شما آمیخته با تعصب و عقب ماندگی است
استاد: بله اختلاف بین ما و آنها زیاد است

پس از این گفتگوی سرتاسر جذابیت
من
استاد
 هم کلاسی ها





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : عقلانیت دینی، مشوب، استاد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 آبان 1391 :: نویسنده : وحید



1)یكی از بخش هایی که من در این وبلاگ روی آن کمتر کار کرده ام ، بخش معرفی اندیشمندان است. به نظرم آمد امروز یكی از جذاب ترین اندیشمندان ایرانی را برای دوستان معرفی كنم شخصی كه آرای سنتی او در دل دنیای غرب جایی برای خود باز كرده است.

2)سید حسین نصر از اندیشمندان ایرانی مقیم آمریكا است. ایشان متولد 1312 و نواده شیخ فضل الله نوری است وی از 12 سالگی به آمریكا فرستاده می شود و در مدرسه شبانه ای در نیوجرسی تحصیلات خود را ادامه می دهد ایشان فارق التحصیل كارشناسی ارشد در رشته ژئوفیزیك در هاروارد است و در 1958 در درشته تاریخ علم گرایش علوم اسلامی با درجه دكتری فارغ التحصیل شده است بعد از آن به ایران آمد و ریاست دانشگاه صنعتی شریف را به عهده گرفت.

 3)با اینكه دكتر نصر در دل تمدن غرب تحصیلات خود را انجام داده است و سالهاست در آنجا زندگی می كند، مشی فكری او كاملا در تضاد با فرهنگ جدید غربی است و اساسا او یكی از منتقدان جدی اندیشه های جدید غربی است وی در عرفان و فلسفه اسلامی تبحر دارد و مدتی نزد علامه طباطبایی تلمذ كرده است و بسیار تحت تاثیر ایشان بوده و نهایتا كتاب شیعه در اسلام علامه را به انگلیسی ترجمه كردند. از شاگردان دكتر نصر می توان به دكتر حداد عادل و ویلیام چیتیك اشاره كرد.

 4)به نظر من در عالم اسلام هم اكنون سه جریان اصلی وجود دارد:
جریان موسوم به بنیادگرا كه معتقدند دین باید در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی حضور و حرف برای گفتن داشته باشد این جریان پس از انقلاب اسلامی ایران اوج گرفت و توسط شخصیت هایی همچون استاد مطهری تئوریزه شد.
جریان روشنفكری  كه با هضم شدن در اندیشه های غربی در تفسیر دین هم از اندیشه ها و پیش فرض های مدرن استفاده می كند شاید افرادی چون دكتر سروش سنبل این جریان در فضای فكری ایران معاصر باشند
 جریان سنت گرا كه دكتر نصر متعلق به این جریان است این جریان معتقد است ما باید بر باطن و گوهر دین تاكید كنیم این جریان نه مانند بنیادگرایان دین را وارد سایر نهادها (مثل سیاست و اقتصاد و..) می كند و نه مانند روشنفكران شیفته مدرنیته و غرب است و به نوعی وحدت ادیان قائل است دكتر نصر را پیامبر سنت گرایی اسلامی در غرب خوانده اند چرا كه همه تلاش او در احیای این جریان سوم است(1)

5)بعد از انقلاب تاكنون بارها تلاش شده دكتر نصر به ایران برگردد و در فضای علمیِ كشور خودمان مشغول به تدریس و تالیف شود اما هر بار موانعی از جمله موانع سیاسی ایجاد شده است.
او در یكی از مصاحبه های خود گفته است: « پیش از انقلاب تمامی کرسی های اسلام شناسی در اختیار یهودیان بود و اکنون تمام کرسی های شیعه شناسی در اختیار بهائی ها ! من پیش از انقلاب هم با استفاده از جایگاهی که داشتم کوشیدم اساتیدی از ایران برای تصدی گری این کرسی ها اعزام شوند و اکنون هم همین هدف را تعقیب می کنم
  وی در ادامه گفت رابطه هر کس با خدای خود را خود خدا می داند ولی من در دنیا تنها آرزویی که دارم مردن در ایران و دفن در ایران است.»(2)


پی نوشت
1)البته به این دیدگاه انتقادات جدی هم وارد است كه در آینده حتما بررسی خواهیم كرد
2)
پارسینه



نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : وحید


خوابگردی در اصطلاح پزشكی (somnambulism) انجام رفتاری است كه فرد از ماهیت آن رفتار آگاه نیست؛ در این حالت بدن بیدار و ذهن در خواب است. در این حالت ممکن است بیمار در خواب راه برود، بدود، لباس بپوشد، رانندگی کند، اشیاء را پرت کند، و حتی کسی را به قتل برساند.(1)
این اتفاق در سبك زندگی انسان ها و در ساحت باورها هم می افتد،اندیشه هایی داریم كه خود نمی دانیم منشا آن كجاست كارهایی می كنیم كه نمی دانیم بر چه اساسی است و نهایتا یك سیستم و یك سلسله عشق ها و نفرت ها و پیش داوری ها و تعصبات و نه گفتن ها و آری گفتن هایی داریم بدون آنكه كوچكترین اطلاعی از ریشه آنها داشته باشیم.
درست مانند کسی  که در خواب در حال راه رفتن و انجام فعالیتهایی است و خودش نمی‏داند که چرا این کارها را انجام می‏دهد. ما کم و بیش به این وضع دچار هستیم.
در واقع بسیاری از چیزها را بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، با این که اولاً نمی‏دانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم و ثانیا اگر بدانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، نمی‏دانیم که چرا بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم؟
در بعضی از موارد تحت تأثیر هیجانات و احساسات و عواطف قرار می‏گیریم و نمی‏دانیم که باید تحت تأثیر این احساسات و عواطف قرار می‏گرفتیم یا نه؟ و سازندگان این احساسات و عواطف وپدیدآورندگان این هیجانات با ما چه می‏کنند؟ همه اینها نوعی خواب‏گردی است.
برای رهایی از خوابگردی نوعی آگاهی نیاز است.آگاهی به این كه چه هستیم؟ كه هستیم؟ در چه منظومه ای می اندیشیم؟آیا زندگی دینی ما با زندگی مدرن ما سازگار است و این سازگاری را توانسته ایم به درستی ایجاد كنیم یا نه؟ بین باورهای ما و عملكردهای ما چقدر فاصله است و این فاصله را چطور می توان پركرد؟ آیا بین خودِ باورهای ما سازگاری هست یا نه؟ آیا  باور به گزاره x و باور ما به گزاره y متناقض هستند یا نه؟ بگذارید به یك نمونه اشاره كنم سوالی كه خیلی رایج است «چطور می شود خدا احاطه كلی به همه عالم داشته باشد و ذره ای در عالم مگر به اذن خدا حركت نكند و در عین حال انسان اختیار داشته باشد.»(2)البته جواب هایی برای این به ظاهر متناقض ارائه شده كه قابل تامل و بررسی است اما اصل بحث بر سر این تامل و درك موارد است.

شاید  نیاز است باورهایمان را لیست كنیم در وهله اول و در وهله دوم عملكردهایمان را لیست كنیم و یك كار مقایسه ای انجام دهیم كه در چه مواردی این دو ساحت با یكدیگر ناسازگار است در واقع  3 مدل می شود :
تناقض باوری با باوری دیگر:اینكه دو باور ناسازگار داشته باشیم
تناقض باور ما با عملكرد ما: اینكه باوری داشته باشیم كه با اعمال ما سازگار نباشد مثل باور به نماز خواندن و در عمل نماز نخواندن
تناقض در عملكرد ها :اینكه مثلا یك اتفاق در دو برهه زمانی برای ما بیفتد مثلا كسی به ما فحاشی كند یكبار مثلا در اول ماه و یك بار در نیمه ماه ، در زمان اول با او برخورد می كنیم و در زمان دوم او را می بخشیم این نوعی تناقض در عملكرد ما است چرا كه نسبت به یك اتفاق واحد دو رفتار متفاوت داشته ایم.
خلاصه آنكه اگر سیستماتیك بیاندیشیم و حساب شده و بر اساس مبناهای مشخص عمل كنیم می توان از این خوابگردی سنگین نجات یافت.

پی نوشت
1)
ویكی پدیا
2)در این زمینه پاسخ هایی بیان شده برای نمونه می توانید اینجا را مطالعه كنید




نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : خوباگردی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 فروردین 1391 :: نویسنده : وحید
این روزها همه چیز در حال دگرگونی است و فرآیند نو شدن در جا، جاری و ساری است از طبیعت گرفته تا خانه ها.
داشتم به این فکر می کردم که در دینداری و سبک دینداری هم می توان تغییراتی داد یا نه؟
البته این به این معنی نیست که دست به تغییر کیش و آیین بزنیم و دینی نو انتخاب کنیم
تغییر در دینداری گاه به معنی رجوع به لایه های عمیق تر در دینداری و تامل و اندیشه در گوهر دین است
به نظر می رسد همواره دو نوع نگاه به دین و دینداری شده است
نگاه درون دینی
در این نگاه فرد با این دید که یک متدین است قرآن می خواند ،حدیثی می شنود و می خواند و در مورد خدا و نبوت و سایر مسائل دینی اندیشه می کند و همواره تحلیل هایی در ضمن سنت دینی خود ارائه می دهد
نگاه بیرون دینی
در این نگاه فرد با این دید که یک فرد بی دین است به دین رجوع می کند و تمام تعصبات و تعلقات و ایمانش را به سویی می نهد و به مثابه یک انسانی که اساسا با دین آشنا نیست به دین مراجعه می کند
خوب است هر از چند گاهی جرات کنیم و بیرون دینانه به قرآن و روایات و اساسا ایمانمان نگاهی بیاندازیم و بررسی کنیم که آیا ایمانمان قابل قبول است یا خیر؟
تناقضات  و اشکالاتی در باورهایمان می بینیم یا خیر ؟
ایمان مثل نرم افزار است هر از چند گاهی باید به روز رسانی شود به روز رسانی ایمان هم به این است که هر چند وقت یکبار ایمان را کنار بگذاریم و به ایمان بی ایمانانه بنگریم تاببینیم چقدر ارزش دارد چقدر موجه و محكم هست  
تا کمی از رکود دربیاییم  و از دو آفت ایمان سطحی(1) و ایمان تقلیدی(2) نجات پیدا کنیم
تا کمی مسلمانی کنیم ....



پی نوشت
1)قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا  قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَاكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْایمَانُ فىِ قُلُوبِكُم(حجرات/14)
{برخی از}بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‏ اید لیكن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است

2) قَالُواْ بَلْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا كَذَالِكَ یَفْعَلُون(شعراء/ 74)
گفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و هر چند جماد بی‌اثری باشند می‌پرستیم)





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید

 

1.
یکی از رایج ترین مباحثه ها و مناظره ها در طول تاریخ بشر، مناظره بین متدینین و غیر متدینین بوده است
بحث هایی مثل  اثبات خدا، اثبات نیاز به دین ،ریشه های تاریخی ادیان از جمله بحث های جدی میان این دو گروه بوده و هست و به نظر می رسد خواهد بود. در این میان در خیلی از مواقع بحث ها به بن بست رسیده و استدلالات هیچ کدام یک از طرفین بر دیگری غلبه نکرده و مساله حل نشده است.
2.
به نظر من دو نوع نگاه می توان به دین داشت:
نگاه نظری
نگاه عملی
در نگاه نظری به دنبال این هستیم که تک تک باورهای دینی مان را با عقل و با هر استدلالی  که هست معقول جلوه بدهیم یا حدقل پایه های اعتقادی دینی مان را به شکل معقولانه ای توجیه کنیم.
اما در نگاه عملی سخنی از این پیچیدگی های فلسفی و کلامی نیست فرد روزه می گیرد و فوائد روزه را با همه وجودش لمس می کند، یا فردی اعتقاد به خدا دارد و این اعتقاد را در سرتاسر زندگیش عملا نشان می دهد و به آرامش می رسد ؛بدون اینکه در بحثی سنگین در مورد اثبات خدا و ربانیت خدا، شرکت کرده باشد
3.
به نظر می رسه حلقه مفقوده این روزهای بحث های ما همین نگاه عملی به دین باشد، چرا مدام تلاش کنیم همه چیز را با براهین سخت فلسفی و کلامی اثبات کنیم؟ و دین را از یک برنامه عملی زندگی، به یک مکتب فلسفی تبدیل کنیم و نهایتا از حقیقت تدین که تغییر ساحت وجودی انسان است غافل می مانیم. 
برای مثال به این آیه توجه کنید که : فمن یعمل مثقال ذرّةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّةٍ شراً یره»(1)
این آیه تاکید دارد که  بدی و خوبی در جهان گمشدنی نیست. این جهان طوری طراحی شده است اولا خوب و بد عمل ما را می فهمد و ثانیا در مقابل اعمال ما عكس العمل متناسب از خود نشان می دهد به تعبیر دیگری جهان نسبت به اعمال و رفتار اخلاقی ما کور و کَر نیست.
حال كسی كه این آیه را باور داشته باشد زندگی بهتری دارد یا كسی كه باوری به این آیه ندارد؟ قطعا كسی كه این آیه را باور داشته باشد زندگی زیباتر،اخلاقی تر و حتی موفق تری خواهد داشت
و به نظر می رسه به همین روش، می توان در مورد بسیاری از مدعیات دینی بدون سخت گیری های فلسفی و کلامی اندیشید و عمل کرد و به آرامش رسید.

پی نوشت
1. زلزال/7،8





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 5 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید


1.بساطش را گوشه پیاده رو پهن كرد موقع نهار بود شروع كرد به داد زدن بدو غذای خانگی ،قرمه سبزی ، قیمه ، داغه داغ پس از دقایقی تمام غذاهایش فروش رفت .پول را از جیبش درآورد و شمرد و دستش را بالا گرفت و گفت  الحمدلله بقچه دیگر كه همراهش بود را باز كرد وشروع به خوردن نهارش كرد
 نهارش چیزی نبود جز نان خشك شده ای و مقداری پنیر.

*******
2.حکایت اندیشه ورزی برخی شبیه همین داستانک است.
 برای همه، همه جور خوراک فکری تهیه می کنند و  به همه نظریات افراد مختلف مسلط هستند اما برای سیراب کردن روح خود که از سوالات خسته شده کاری نکرده اند. وقتی از او درباره خدا می پرسی می گوید در این زمینه چند قول مطرح است و به زیبایی نظریات را برایت لیست می کند ولی وقتی می گویی نظر خودت چیست می گوید نظری ندارم این همان حالتی است که هایدگر از آن به حالت گیجی تعبیر می کند  او می گوید چون ما شهوت شنیدن و گفتن داریم و در اثر اعمال این شهوت به گیجی فرورفته ایم یعنی هیچ رأی شخصی قابل دفاع نداریم.
از این حالت به زندگی عاریه ای تعبیر شده، زندگی که سرتاسر تقلید است حتی تحقیقش هم تقلیدی است و بدون داشتن رایی از خود
امام کاظم در حدیثی می فراماید:« اللهم لا تجعلنی من المعارین : خدایا من را از انسانها عاریه ای قرار نده.»


پی نوشت
1) الكافی: 2 / 72 / 1





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : معارین، هایدگر، خوراک فکری،
لینک های مرتبط :


شنبه 1 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید


عارفی تا پاسی از بامداد را به عبادت مشغول است و مسرور از اینکه توانسته تکلیف دینی اش را انجام دهد و مصداق این جمله شود که صلاةُ الیل مرضاةٌ للرب (1)در نقطه ای دیگر، انقلابی مومن، متون انقلابی و جهادی دین را دستمایه ایجاد جنبش های اجتماعی قرار می دهد و تاکید دارد العامل بالظلم و المعین له والراضی به شركاء ثلاثتهم (2)در سویی دیگر فقیه یا فیلسوفی دیندار روز و شب مشغول مطالعات دینی است و استدلال می کند که پیامبر فرمود طلب العلم فریضه علی کل مسلم(3)
اینجا شاهد 3 نوع دینداری هستیم؛ 3 نوع دیندای که 3 دغدغه متفاوت دارد اما قصه چیست که انقدر تفاوت دینداری وجود دارد؟
یکی از بحث های جدی در روان شناسی دین،سخن از عوامل موثر در کیفیت دینداری ماست.
حدود یک میلیارد و نیم انسان می گویند ما مسلمان هستیم. اما شما در نظر بگیرید مسلمانی یک عارف مثل شمس تبریزی یا مولانا را با مسلمانی طالبان و بن لادن و مسلمانی یک فقیهی که در قم نشسته و مسلمانی یک متفکری که دارد از منظر درد و رنج به مسلمانی نگاه می کند. این ها همگی می گویند ما مسلمانیم.
یکی از روان شناسان دین خانم کابو است،او می گوید : دین مثل آب است، ولی این آب بسته به این که در ظرفی با چه شکل هندسی و با چه رنگی ریخته شود به صورت های مختلف جلوه می کند.
سر مطلب اینجاست که بسیاری از ما دین را بر اساس محدودیت های خود می فهمیم.
گرچه همگی نظرا اعتقاد داریم که مسلمانیم اما در مقام عمل،عملا بر اساس علایق، بخش هایی از دین را پررنگ می کنیم و نسبت به بخشی دیگر کم توجه هستیم.
آنکه انسان برونگرا و کنش گری  است به آیات جهادی(جهاد اصغر) توجه می کند و به دنبال انقلاب است و تاکید دارد که دین آمده برای اصلاح جامعه .
آنکه درون گرا و کنش گر است تبدیل به عارفی می شود که کنش های دینی اش  در دنیای درونی خودش است و توجه اش جهاد اکبر است و مدام تاکید می کند که دین آمده برای اصلاح درون .

نکته:این پست صرفا یک نگاه توصیفی دارد نه ارزشی و قضاوت گونه
پی نوشت
1) ترجمه :«نماز شب، موجب رضایت پروردگاراست.»  ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
2) ترجمه:«ستمكار و یاور او و آن كه به‌ستم او راضی باشد هر سه آنان در ستم شریكند.»  نهج البلاغه، ص 931
3)ترجمه:«در پی دانش بودن بر هر مسلمانی واجب است.» امالى طوسى، ص 569، ح 1176




نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : تفاوت در دینداری، روان شناسی دین،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...