تاملات حوزوی خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا می گردد (ملاصدرا) tag:http://arzyab.mihanblog.com 2019-09-17T00:17:18+01:00 mihanblog.com روحانیت، جامعه مدنی و بحرانی پیش رو 2018-08-02T17:05:24+01:00 2018-08-02T17:05:24+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/202 وحید yon.ir/mtQS0 روحانیت، جامعه مدنی و بحرانی پیش رو یکی از نکاتی که از سوی اساتید و پژوهشگران علوم سیاسی به عنوان حلقه مفقوده کشور طی سالهای گذشته بر آن تاکید شده، نبود جامعه مدنی است. افراد، شخصیت ها و احزاب و نهادهایی که بتوانند حلقه وصل بین حاکمیت و مردم بوده تا صدای مردم به حاکمیت برساند. آنچه در که در ج.ا.ا طی چهار دهه گذشته اتفاق افتاده است فقدان این جامعه مدنی است و آنچه امروز درو می کنیم محصول چهاردهه غفلت در این تشکیل جامعه مدنی می باشد. آنچه شرایط این روزهای کش yon.ir/mtQS0

روحانیت، جامعه مدنی و بحرانی پیش رو

یکی از نکاتی که از سوی اساتید و پژوهشگران علوم سیاسی به عنوان حلقه مفقوده کشور طی سالهای گذشته بر آن تاکید شده، نبود جامعه مدنی است. افراد، شخصیت ها و احزاب و نهادهایی که بتوانند حلقه وصل بین حاکمیت و مردم بوده تا صدای مردم به حاکمیت برساند. آنچه در که در ج.ا.ا طی چهار دهه گذشته اتفاق افتاده است فقدان این جامعه مدنی است و آنچه امروز درو می کنیم محصول چهاردهه غفلت در این تشکیل جامعه مدنی می باشد.

آنچه شرایط این روزهای کشور را نگران کننده تر از یک بحران اقتصادی می کند،  تداوم این غفلت و عمیق تر شدن گسل های اعتماد بین مردم و حاکمیت . در این فضا در حوزه های علمیه و خصوصاً مرجعیت و نسل جدید طلاب می توانند این نقش را به خوبی ایفا کنند و ظرفیت های خوبی در حوزه های علمیه با توجه به تجربه تاریخی روحانیت وجود دارد.

به نظر می رسد روزها و ماه های آینده برای حوزه های علمیه از این جهت حیاتی است. آیا حوزه و روحانیت تلاش می کند تا به الگویی برای تبدیل به یک جامعه مدنی فعال برسد یا خیر؟

اقدامات و پیام های صادره از سوی برخی از مراجع و البته برخی از تلاش های عدالت خواهانه و البته در برخی از موارد قابل انتقاد طیفی از طلاب جوان را می توان به فال نیک گرفت.


]]>
طلاب سلبریتی و سلبریتی های طلبگی 2017-09-14T20:21:27+01:00 2017-09-14T20:21:27+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/201 وحید در تعاریف صورت گرفته سلبریتی به  اشخاصی گفته می شود که معمولاً در زمینه‌های موسیقی، ورزش، رسانه و سیاست و ... دارای محبوبیت هستند . سلبریتی ها به راحتی از طریق مردم به ویژه قشر جوان قابل شناسایی هستند و به رسمیت شناخته می‌شوند. در فرهنگ سلبریتی ها اصالت با مشهور بودن و دیده شدن و این جماعت در موارد بسیاری  از طرق نامتعارف و خلاف اخلاق خود را معروف می کنند.فضای مجازی در کشور ما بستر مناسبی برای جولان سلبریتی ها شده و  روزانه  سلبریتی های مختلفی در فضای مجازی در حال انتشا
در تعاریف صورت گرفته سلبریتی به  اشخاصی گفته می شود که معمولاً در زمینه‌های موسیقی، ورزش، رسانه و سیاست و ... دارای محبوبیت هستند . سلبریتی ها به راحتی از طریق مردم به ویژه قشر جوان قابل شناسایی هستند و به رسمیت شناخته می‌شوند. در فرهنگ سلبریتی ها اصالت با مشهور بودن و دیده شدن و این جماعت در موارد بسیاری  از طرق نامتعارف و خلاف اخلاق خود را معروف می کنند.

فضای مجازی در کشور ما بستر مناسبی برای جولان سلبریتی ها شده و  روزانه  سلبریتی های مختلفی در فضای مجازی در حال انتشار تصاویر خود هستند. آنچه اخیراً در خصوص این مفهوم شایان توجه به نظر می رسد گسترش و نفوذ فرهنگ سلبریتی به سمت طلاب و فضای طلبگی می باشد. کافی است در اینستاگرام هشتگ "طلبه" را جستجو کنید تا معروف ترین طلاب سلبریتی که با هدف "تبلیغ و هدایت مردم "تصاویر خود را در حالت ها و مکان های مختلف منتشر می کنند، پیدا کنیم.

با اغماض نظر از تمامی حواشی در خصوص این پدیده به نظر می رسد مساله اصلی اینجاست که  مفاهیم ارزشی و اخلاقی در بین برخی حوزویان مسیری متفاوت از سلف صالح را می پیماید. در گذشته شخصیت های ذی نفوذ حوزوی  از معروف شدن و حتی محبوب شدن اجتناب می کردند. چه بسا شخصیت های حوزوی که به نحوی از انحاء از مرجعیت می گریختند و در صورت احساس تکلیف قطعی این مساله را می پذیرفتند. چه بسا شخصیت های حوزوی که کتابهایشان را به صورت ناشناس منتشر کرده و تنها هدفشان اثرگذاری و ارائه اندیشه مدنظرشان بوده است، اما امروزه طلاب بسیاری را می بینیم که نگارش مقاله و چاپ و انتشار آن، جدای از هر مساله دیگری برایشان موضوعیت دارد.

به نظر می رسد امروزه حوزویان جوان بر خلاف سنت  های گذشته حوزه، علاقمند به دیده شدن و تائید شدن از سوی دیگران هستند و باید دید آیا این مساله ناشی از فقدان هویت از دست رفته است که در سلبریتی شدن یا دیده شدن مقالات و کتابها جستجو می شود، یا ناشی از تغییر سبک و زیست طلبگی ؟ 
]]>
تابوی حوزه سکولار 2017-09-13T14:11:32+01:00 2017-09-13T14:11:32+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/194 وحید اولین بار دو واژه "سکولار" و "حوزه" توسط آیت الله خامنه ای در کنار هم به کار برده شد. کلیدواژه هایی که طی سالهای گذشته در حوزه و روحانیت بازخوردهای متفاوت داشته است. ایشان پس از دیدار با اعضای جامعه مدرسین در آبان ماه 89  و یک بار دیگر در دیدار با علماء و روحانیون خراسان شمالی نیز از این دو عبارت استفاده کردند. فهمی متفاوت از سکولاریزم  که گرچه با معنای فلسفی و اجتماعی آن مقارنت هایی داشت اما  صورت بندی متفاوتی از این کلیدواژه ارائه می کرد که در نهایت بر نقد روحانیت منزوی و گوشه ن اولین بار دو واژه "سکولار" و "حوزه" توسط آیت الله خامنه ای در کنار هم به کار برده شد. کلیدواژه هایی که طی سالهای گذشته در حوزه و روحانیت بازخوردهای متفاوت داشته است. ایشان پس از دیدار با اعضای جامعه مدرسین در آبان ماه 89  و یک بار دیگر در دیدار با علماء و روحانیون خراسان شمالی نیز از این دو عبارت استفاده کردند. فهمی متفاوت از سکولاریزم  که گرچه با معنای فلسفی و اجتماعی آن مقارنت هایی داشت اما  صورت بندی متفاوتی از این کلیدواژه ارائه می کرد که در نهایت بر نقد روحانیت منزوی و گوشه نشینی که کاری به نظام و مسائل سیاسی نداشتند، تاکید داشت.

پس از راه افتادن برخی موج های کوتاه مدت در خصوص سکولاریزم حوزوی، تعجیل در مصداق یابی آن از سوی برخی حوزویان باعث شد تا بیشتر اظهارات و سخنرانی ها و همایش ها رویکرد توصیه ای نسبت به این مقوله داشته باشند تا توصیفی.
اما آنچه بیش از محتوای این بحث شایان توجه می باشد این است که امروزه هیچ طلبه، بیت و مرجعی نمی پذیرد که عنوان تابوی سکولار به وی برچسب زده شود. حتی رهبری هم در یکی از بیانات خود تاکید دارد که اصراری بر این واژه نیست و می توان واژه های جایگزین انتخاب کرد.                     

یکی از حساسیت های به جای جریان فلسفه تحلیلی در غرب تاکید بر استفاده از کلیدواژه های مناسب و البته تبیین آنهاست. فیلسوفان تحلیلی اصرار دارند که تا واژه ها به درستی انتخاب و تبیین نشوند نمی توان بحثی را پیش برد. بر این اساس یکی از دلایلی که کلیدواژه "حوزه سکولار"  در فضای  حوزه  و روحانیت به سرانجام مناسبی نرسیده است نبود کلیدواژه مناسب و بومی حوزوی برای شکل گیری ادبیات موضوعی است چرا که سکولارترین جریانات حوزوی، هم هیچ وقت تابوی سکولار بودن را نخواهد پذیرفت.

]]>
مسلمانی از عملکرد تا اسم 2016-04-16T18:12:43+01:00 2016-04-16T18:12:43+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/192 وحید 1.      دوستی تعریف می کرد که از یکی از ژونال های معتبر اروپایی ایمیلی به دستش رسیده بود که در قبال واریز 70 یورو به حسابش عکسی از عکس های صفحه اینستاگرامش که در آن با لباس روحانیت در کنار فرزندانش بود را در این ژورنال چاپ و منتشر کنند. 2.      وقتی در گوگل کلیدواژه" فروش پایان نامه" را جستجو کردن قریب به 560/000  بار این کلیدواژه جستجو شده بود و پر بود از سایت ها و مؤسساتی که علنا برای شما پایان نامه می نویسند و آب از آب تکا

1.      دوستی تعریف می کرد که از یکی از ژونال های معتبر اروپایی ایمیلی به دستش رسیده بود که در قبال واریز 70 یورو به حسابش عکسی از عکس های صفحه اینستاگرامش که در آن با لباس روحانیت در کنار فرزندانش بود را در این ژورنال چاپ و منتشر کنند.


2.      وقتی در گوگل کلیدواژه" فروش پایان نامه" را جستجو کردن قریب به 560/000  بار این کلیدواژه جستجو شده بود و پر بود از سایت ها و مؤسساتی که علنا برای شما پایان نامه می نویسند و آب از آب تکان نمی خورد.


3.      سر کلاس اخلاق پزشکی استاد به تشریح نظریه جیمز رست پرداخت و مراحلی را برای رسیدن به فعل اخلاقی مطرح کرد که عبارتند از

فهم باید و نباید اخلاقی( اینکه مثلا صداقت خوب است، دزدی بد است)

داشتن حساسیت اخلاقی

داشتن قضاوت اخلاقی

داشتن انگیزه اخلاقی

و نهایتا فعل اخلاقی

جمله طلایی استاد اینجا بود که مشکل ما در نداشتن اخلاق در قانون کپی رایت و پژوهش اینجاست که حساس نیستیم، همه می دانیم که نباید پایان نامه را خرید، همه می دانیم که باید به حق مؤلف احترام گذاشت اما حساسیت اخلاقی نداریم.


4.      در نهایت یاد جمله معروف محمد عبده مصری افتادم که : رفتم به غرب اسلام رادیدم،ولی مسلمان ندیدم برگشتم به شرق مسلمان دیدم امااسلام ندیدم.

]]>
ماجراهای من و عقلانیت دینی 2015-02-16T19:10:06+01:00 2015-02-16T19:10:06+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/188 وحید امروز درسی با یکی از اساتید معروف حوزوی داشتیم و موضوع بر سر دیدگاهی از سوی آیت الله مددی بود با این محتوی که همانطور که خداوند امور فقه را در دست خود گرفته است اخلاق را به عقل عباد و بندگان واگذار کرده است.گزاره فوق کاملا مبهم است و قطعا منظور آیت الله عقل مدرن نبوده و عقل دینی بوده که در نهایت فرقی با نظر سایر علما که اخلاق را هم امری دینی و ذیل دین معنا می کنند ندارد  و در واقع نظریه بدیعی از سوی علماء مطرح نشده است.اما گفتگوی من و استاد ،بخش جالب این ماجرا بود:استاد: اگر این دیدگاه
امروز درسی با یکی از اساتید معروف حوزوی داشتیم و موضوع بر سر دیدگاهی از سوی آیت الله مددی بود با این محتوی که همانطور که خداوند امور فقه را در دست خود گرفته است اخلاق را به عقل عباد و بندگان واگذار کرده است.
گزاره فوق کاملا مبهم است و قطعا منظور آیت الله عقل مدرن نبوده و عقل دینی بوده که در نهایت فرقی با نظر سایر علما که اخلاق را هم امری دینی و ذیل دین معنا می کنند ندارد  و در واقع نظریه بدیعی از سوی علماء مطرح نشده است.
اما گفتگوی من و استاد ،بخش جالب این ماجرا بود:
استاد: اگر این دیدگاه پذیرفته شود شیعه می توان بر اساس این دیدگاه اجماعی بین جهانیان بر قرار کند و در نهایت اندیشه شیعی جهانی شود.
من :عقلی که آنها تعریف می کنند با عقلی که مد نظر آیت الله بوده کاملا متفاوت است عقلانیت امروز غرب جواز همجنس بازی، اتونازیا و سقط جنین  را می دهد اما کجای عقلانیت دینی  این مسائل را قبول می کند
استاد: الان متوجه سخنان شما شدم. ببینید عقلانیت آنها مشوب است
من : مشوب به چه؟
استاد: عقلانیتی که امروز در غرب است مشوب به هوای و هوس است و  دیدگاهی که ما داریم این است که عقلانیت سالم باید حاکم باشد نه عقلانیت آلوده به هوی و هوس
من: اتفاقا آنها می گویند عقلانیت شما آمیخته با تعصب و عقب ماندگی است
استاد: بله اختلاف بین ما و آنها زیاد است

پس از این گفتگوی سرتاسر جذابیت
من
استاد
 هم کلاسی ها

]]>
مهدی نصیری و یک سوال کوچک 2014-09-16T18:03:45+01:00 2014-09-16T18:03:45+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/187 وحید     مهدی نصیری پس از این  مناظره در فضای رسانه ای بیشتر مطرح گردید و اخیرا اینجا و اینجا مطالبی از وی مطرح شده است سوال !!1)چرا انقدر مهدی نصیری و چرخش های او مورد توجه قرار گرفت. مگر در میان جریانات فکری، فرهنگی و سیاسی حوزه، نصیری در کجای این عرصه قرار دارد و یا بهتر بگویم قرار است در کجای نقشه جریانات فکری، فرهنگی حوزه قرار بگیرد؟ 2)اینکه مهدی نصیری چطور بین گرایش به مکتب تفکیک و ضد فلسفی بودن و البته مخالفت تمام عیار با مظاهر تمدن مدرن، به این دیدگاه سیاسی می
 
مهدی نصیری پس از این  مناظره در فضای رسانه ای بیشتر مطرح گردید و اخیرا اینجا و اینجا مطالبی از وی مطرح شده است سوال !!
1)چرا انقدر مهدی نصیری و چرخش های او مورد توجه قرار گرفت. مگر در میان جریانات فکری، فرهنگی و سیاسی حوزه، نصیری در کجای این عرصه قرار دارد و یا بهتر بگویم قرار است در کجای نقشه جریانات فکری، فرهنگی حوزه قرار بگیرد؟


2)اینکه مهدی نصیری چطور بین گرایش به مکتب تفکیک و ضد فلسفی بودن و البته مخالفت تمام عیار با مظاهر تمدن مدرن، به این دیدگاه سیاسی می رسد در نوع خود جالب است. در واقع یک شکاف جدی بین تفکرات نظری نصیری و گرایشات سیاسی وی وجود دارد. چگونه می توان با رویکرد سیاسی موافق و همسو بود که اساس آن بر تعامل با دنیای مدرن و  بعضا قبول تمامیت مدرنیته است و استراتژیست آن فردی همچون محمود سریع القلم است.
به نظرتون وجه مشترک سریع القلم و نصیری دقیقا کجاست و ایندو با دو مبنای متعارض چطور در یک نقطه مشترک می شوند؟؟؟
]]>
اهمیت تشخیص سنخ روانی 2013-02-28T11:29:36+01:00 2013-02-28T11:29:36+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/184 وحید یکی از مهمترین توجهات در مسیر دین ورزی، توجه به سنخ روانی است.روان شناسان و ادیان تقسیمات مختلفی از سنخ های روانی ارائه داده اند.سنخ روانی کنشگر،سنخ روانی کنش پذیر یا سنخ روانی درون گرا و بیرون گراو وقتی این سنخ ها با هم ترکیب می شوند ما شاهد انسان هایی مثلا با سنخ روانی  درون گرای کنشگر هستیم عرفا معمولا درون گرای کنش گر بوده اند یا انسان هایی شاهدیم با سنخ روانی بیرون گرای کنش گر انقلابیون و کسانی که به انقلاب بیرون توجه دارند بیشتر از این سنخ روانی هستند.حال شما تصور کنید دستور


یکی از مهمترین توجهات در مسیر دین ورزی، توجه به سنخ روانی است.روان شناسان و ادیان تقسیمات مختلفی از سنخ های روانی ارائه داده اند.
سنخ روانی کنشگر،سنخ روانی کنش پذیر یا سنخ روانی درون گرا و بیرون گرا
و وقتی این سنخ ها با هم ترکیب می شوند ما شاهد انسان هایی مثلا با سنخ روانی  درون گرای کنشگر هستیم عرفا معمولا درون گرای کنش گر بوده اند یا انسان هایی شاهدیم با سنخ روانی بیرون گرای کنش گر انقلابیون و کسانی که به انقلاب بیرون توجه دارند بیشتر از این سنخ روانی هستند.
حال شما تصور کنید دستورات و اعمال مستحبی که مثلا در مفاتیح مطرح شده است را بخواهیم به یک بیرون گرای کنش گر که آرام و قرار ندارد، اجبار کنیم قطعا او آرامش نخواهد گرفت.
لذا به نظرم باید هر یک از ما سنخ روانی خودمان را تشخیص دهیم و با توجه به این سنخ روانی توشه از خرمن دین برداریم
یا در فضایی دیگر فرض کنید انسانی که تعقل و عقلانیت در او قوی تر است از احساسات و هیجان
نمی توان از او انتظار داشت که همانند یک عارف نازک دل،در دل شب بگرید و بسوزد.
مسیر تعالی او از مسیری توام با اندیشه و عقلانیت است همانطور که شاید از آن عارف نتوان انتظار داشتن یک نظام فلسفی عمیق داشت.


پانوشت
برای تشخصیص سنخ روانی 2 کتاب قابل مطالعه است
1)کتاب نظریه‌های شخصیت است از شولتز (نظریه‌های شخصیت، مؤلف: دوان شولتز، مترجمان: یوسف کریمی، فرهاد جمهری و...، نشر ارسباران)
2)زندگی برازنده من  ترجمه  کاوه نیری
]]>
دكتر سید حسین نصر 2012-10-28T11:55:44+01:00 2012-10-28T11:55:44+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/183 وحید 1)یكی از بخش هایی که من در این وبلاگ روی آن کمتر کار کرده ام ، بخش معرفی اندیشمندان است. به نظرم آمد امروز یكی از جذاب ترین اندیشمندان ایرانی را برای دوستان معرفی كنم شخصی كه آرای سنتی او در دل دنیای غرب جایی برای خود باز كرده است. 2)سید حسین نصر از اندیشمندان ایرانی مقیم آمریكا است. ایشان متولد 1312 و نواده شیخ فضل الله نوری است وی از 12 سالگی به آمریكا فرستاده می شود و در مدرسه شبانه ای در نیوجرسی تحصیلات خود را ادامه می دهد ایشان فارق التحصیل كارشناسی ارشد در رشته ژئوفیزیك در هاروار


1)یكی از بخش هایی که من در این وبلاگ روی آن کمتر کار کرده ام ، بخش معرفی اندیشمندان است. به نظرم آمد امروز یكی از جذاب ترین اندیشمندان ایرانی را برای دوستان معرفی كنم شخصی كه آرای سنتی او در دل دنیای غرب جایی برای خود باز كرده است.

2)سید حسین نصر از اندیشمندان ایرانی مقیم آمریكا است. ایشان متولد 1312 و نواده شیخ فضل الله نوری است وی از 12 سالگی به آمریكا فرستاده می شود و در مدرسه شبانه ای در نیوجرسی تحصیلات خود را ادامه می دهد ایشان فارق التحصیل كارشناسی ارشد در رشته ژئوفیزیك در هاروارد است و در 1958 در درشته تاریخ علم گرایش علوم اسلامی با درجه دكتری فارغ التحصیل شده است بعد از آن به ایران آمد و ریاست دانشگاه صنعتی شریف را به عهده گرفت.

 3)با اینكه دكتر نصر در دل تمدن غرب تحصیلات خود را انجام داده است و سالهاست در آنجا زندگی می كند، مشی فكری او كاملا در تضاد با فرهنگ جدید غربی است و اساسا او یكی از منتقدان جدی اندیشه های جدید غربی است وی در عرفان و فلسفه اسلامی تبحر دارد و مدتی نزد علامه طباطبایی تلمذ كرده است و بسیار تحت تاثیر ایشان بوده و نهایتا كتاب شیعه در اسلام علامه را به انگلیسی ترجمه كردند. از شاگردان دكتر نصر می توان به دكتر حداد عادل و ویلیام چیتیك اشاره كرد.

 4)به نظر من در عالم اسلام هم اكنون سه جریان اصلی وجود دارد:
جریان موسوم به بنیادگرا كه معتقدند دین باید در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی حضور و حرف برای گفتن داشته باشد این جریان پس از انقلاب اسلامی ایران اوج گرفت و توسط شخصیت هایی همچون استاد مطهری تئوریزه شد.
جریان روشنفكری  كه با هضم شدن در اندیشه های غربی در تفسیر دین هم از اندیشه ها و پیش فرض های مدرن استفاده می كند شاید افرادی چون دكتر سروش سنبل این جریان در فضای فكری ایران معاصر باشند
 جریان سنت گرا كه دكتر نصر متعلق به این جریان است این جریان معتقد است ما باید بر باطن و گوهر دین تاكید كنیم این جریان نه مانند بنیادگرایان دین را وارد سایر نهادها (مثل سیاست و اقتصاد و..) می كند و نه مانند روشنفكران شیفته مدرنیته و غرب است و به نوعی وحدت ادیان قائل است دكتر نصر را پیامبر سنت گرایی اسلامی در غرب خوانده اند چرا كه همه تلاش او در احیای این جریان سوم است(1)

5)بعد از انقلاب تاكنون بارها تلاش شده دكتر نصر به ایران برگردد و در فضای علمیِ كشور خودمان مشغول به تدریس و تالیف شود اما هر بار موانعی از جمله موانع سیاسی ایجاد شده است.
او در یكی از مصاحبه های خود گفته است: « پیش از انقلاب تمامی کرسی های اسلام شناسی در اختیار یهودیان بود و اکنون تمام کرسی های شیعه شناسی در اختیار بهائی ها ! من پیش از انقلاب هم با استفاده از جایگاهی که داشتم کوشیدم اساتیدی از ایران برای تصدی گری این کرسی ها اعزام شوند و اکنون هم همین هدف را تعقیب می کنم
  وی در ادامه گفت رابطه هر کس با خدای خود را خود خدا می داند ولی من در دنیا تنها آرزویی که دارم مردن در ایران و دفن در ایران است.»(2)


پی نوشت
1)البته به این دیدگاه انتقادات جدی هم وارد است كه در آینده حتما بررسی خواهیم كرد
2)
پارسینه ]]>
ما و تغییرات نرم 2012-10-12T15:12:38+01:00 2012-10-12T15:12:38+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/181 وحید   یکی از دوستان تعریف می کرد که مدتی قبل با یکی از بی خدایان مباحثه علمی داشت و تعریف می کرد که عمده حرفهای  آن جوان بی خدا، بر اساس بحثهای یکی از وبلاگ های معروف بی خدا بود و البته برخی برنامه‌های مستند چند شبكه‌ی ماهواره‌ای از جمله «من و تو 2». پس از کلی بحث نهایتا طرف مقابل متقاعد شده بوده که خدای خالق وجود دارد ولی خدایی كه همین الان تمام مقدرات امور به دست او باشد وجود ندارد و چه چیزی را جایگزین آن كرده بود؟ «طبیعت». هر سؤالی را مبنی بر این كه چه كسی فلان كار را می‌كند؟ زن

 

یکی از دوستان تعریف می کرد که مدتی قبل با یکی از بی خدایان مباحثه علمی داشت و تعریف می کرد که عمده حرفهای  آن جوان بی خدا، بر اساس بحثهای یکی از وبلاگ های معروف بی خدا بود و البته برخی برنامه‌های مستند چند شبكه‌ی ماهواره‌ای از جمله «من و تو 2».

پس از کلی بحث نهایتا طرف مقابل متقاعد شده بوده که خدای خالق وجود دارد ولی خدایی كه همین الان تمام مقدرات امور به دست او باشد وجود ندارد و چه چیزی را جایگزین آن كرده بود؟ «طبیعت».

هر سؤالی را مبنی بر این كه چه كسی فلان كار را می‌كند؟ زنده‌ می‌كند؟ می‌میراند؟ نظام گردش آب؟ سیارات و غیره را با یك كلمه پاسخ می‌داد و آن هم «طبیعت».

نکته ای که به نظر بنده شایان توجه است این است که مستند های علمی ماهواره ای که بعضا توسط صدا و سیمای خودمان پخش می شود کجا را هدف گرفته است ؟

اصلی ترین رکن دینداری یعنی اعتقاد به خدا

من این مساله را به بازی شطرنج تشبیه می کنم در بازی شطرنج اگر حریف شما حرفه ای باشد به دنبال حذف وزیر و اسب و فیل و این موارد نیست بلکه از همان ابتدا برنامه ای طراحی می کند که شما را به جایی برساند که شاه را از دست بدهید

شاه شطرنج اعتقادی ما، در فضای فکری یک متدین همان خداست یعنی پادشاه آفرینش

در یک تغییر نرم بحث بر سر نبود امام زمان یا ناحق بودن شیعه یا اینکه دین اسلام خشن است، نمی شود بلکه ریشه ها را دگرگون می کنند

لذا به نظرم در مسیر دینداری باید مسیر مناسب را انتخاب کنیم

آیا انقدر که جوان مسلمان ایرانی از مسائل روبنایی(مثل نماز شب و رعایت اخلاق و ..) شنیده است از پایه های دینداری شنیده؟

و اساسا چه می شود که جوانی كه در نظام آموزشی حکومت دینی  بزرگ شده است، حداقل 10 سال تعلیمات دینی، معارف اسلامی، دین و زندگی و امثالهم خوانده، برهان نظم خوانده، برهان علیّت را خوانده است،نهایتا تحت تاثیر جریاناتی به سمت اندیشه بی خدایی می رود؟

]]>
ما و هتاکان به مقدسات 2012-09-21T07:54:07+01:00 2012-09-21T07:54:07+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/180 وحید در هفته  گذشته  دو اتفاق افتاد که  هر دو اتفاق، پدیده شومی به نام توهین به باورهای دیگران را به همراه داشت.اتفاق اول انتشار فیلم سینمایی بود که حاوی توهین به پیامبر گرامی اسلام بود.این فیلم را می‌توان به نوعی روایت تصویری كتاب موهن «آیات شیطانی» برشمرد كه زشت‌ترین صفت‌ها را به اصل و نسب پیامبر گرامی اسلام انتساب داده است. این اقدام علاوه بر این كه بسیار نكوهیده و پلید است، خلاف واقعیت‌های مسلم تاریخی است كه به قصد تشكیك در عقاید یك و نیم میلیارد مسلمان و مغشوش كردن ذهن پیروان

در هفته  گذشته  دو اتفاق افتاد که  هر دو اتفاق، پدیده شومی به نام توهین به باورهای دیگران را به همراه داشت.
اتفاق اول انتشار فیلم سینمایی بود که حاوی توهین به پیامبر گرامی اسلام بود.
این فیلم را می‌توان به نوعی روایت تصویری كتاب موهن «آیات شیطانی» برشمرد كه زشت‌ترین صفت‌ها را به اصل و نسب پیامبر گرامی اسلام انتساب داده است. این اقدام علاوه بر این كه بسیار نكوهیده و پلید است، خلاف واقعیت‌های مسلم تاریخی است كه به قصد تشكیك در عقاید یك و نیم میلیارد مسلمان و مغشوش كردن ذهن پیروان سایر ادیان نسبت به اسلام صورت پذیرفته است.

اتفاق دوم ترانه ای بود که محسن نامجو در موضوع  ظهور امام زمان (عج) خواند و   به شکل توهین آمیزی مساله ظهور منجی را به سخره گرفت.
مدتی قبل هم شاهین نجفی خواننده ای دیگر ترانه ای خواند که حاوی توهین به امام هادی علیه السلام بود.
مساله ای که مطرح است  این است که ما در برخورد با این موارد که ظاهرا فراتر از یک اتفاق(و به صورت یک جریان) است، دو رویکرد می توانیم داشته باشیم :
اعتراض متین و هماهنگ
اعتراض خودسرانه

در اعتراض متین همه اعتراض ها سازمان یافته  و تحت یک مدیریت صحیح انجام می شود به عنوان مثال در همین مساله اخیر روز گذشته شاهد یک راهپیمایی متین از سوی مسلمانان ایران بودیم.
اما در اعتراض های خودسرانه ممکن است اتفاقاتی بیفتد که دشمن از آن استفاده کند یکی از نمونه های بارز آن کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی بود که خود این قضیه دستاویز بسیاری از حمله ها به مسلمانان(فعلا) در فضای مجازی شد چرا که کشته شدن سفیر آمریکا در این مقطع و آن فیلم کاملا دو مساله جدا بود و حتی ممکن است این مساله به دست دشمنان صورت گرفته باشد تا بهانه ای برای سرکوب های بعدی باشد.
در قضیه شاهین نجفی پس از تعیین جایزه برای سر او توسط یکی از سایت ها، نجفی علاوه بر اخذ اقامت در کشور مورد نظرش از سوی بنیادهای ضد اسلامی کمک های مالی وسیعی دریافت کرد و به یک معنا بزرگتر شد.
در مورد مساله محسن نامجو برخی معتقدند وی این حرکت را برای دریافت حکم اعدام و یا تهدیدهای امنیتی انجام داده است تا وی را کانون توجه رسانه ها و دولتهای غربی قرار دهد.
لذا می طلبد همه معترضان به این نوع حرکات ضمن انسجام در اعتراضات پا را فراتر از دستورات دینی و احکامی که مراجع دینی مشخص می کنند نگذارند.
در قرآن کریم به زیبایی اشاره می کند که دشمنی با یک قوم نباید شما را از مرز عدالت خارج کند (1) و این عدالت به راحتی می تواند توسط افراد خودسر از بین برود و جامعه اسلامی را دچار مشکلاتی کند.


پی نوشت
1)وَلاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ  (سوره مائده آیه 8)

]]>
اقوال و احوال 2012-08-11T22:27:03+01:00 2012-08-11T22:27:03+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/179 وحید 1.یکی از نویسندگان غربی به نام خانم الیزابت آنسکوم در کتاب خود(1) سوال جالبی را مطرح می کند: اینکه چرا اروپاییان که سالها سنت فلسفی و اخلاقی پشت سر خود داشتند مرتکب جنایات هولناکی مثل جنگ های جهانی شدند؟ و اساسا چرا جنگ های جهانی از جایی شروع شد که مهد  فلسفه اخلاق بود؟ به نظر او مشکل آنجا بود که در غرب اندیشمندان و فیلسوفان زیادی در مورد مفاهیم اخلاقی سخن گفته بودند اما کمتر کسی وارد عرصه عمل شده بود  تا اخلاق را عملا به مردم تعلیم دهد. 2.از همینجا می توانیم نقب

1.یکی از نویسندگان غربی به نام خانم الیزابت آنسکوم در کتاب خود(1) سوال جالبی را مطرح می کند:

اینکه چرا اروپاییان که سالها سنت فلسفی و اخلاقی پشت سر خود داشتند مرتکب جنایات هولناکی مثل جنگ های جهانی شدند؟ و اساسا چرا جنگ های جهانی از جایی شروع شد که مهد  فلسفه اخلاق بود؟

به نظر او مشکل آنجا بود که در غرب اندیشمندان و فیلسوفان زیادی در مورد مفاهیم اخلاقی سخن گفته بودند اما کمتر کسی وارد عرصه عمل شده بود  تا اخلاق را عملا به مردم تعلیم دهد.

2.از همینجا می توانیم نقبی بزنیم به فیلم طلا و مس فیلمی که احتمالا شما هم دیده باشید.

روحانی که تصور می کند باید سر کلاس برود و درس بخواند و سر کلاس استاد اخلاق معروف تهران حاضر شود تا زندگی دینی و طلبگی اش را تقویت کند، اما ناگهان همسرش بیمار می شود طوری که سید مجبور می شود هم از کودکانش مواظبت کند و هم از همسر و در کنار همه اینها قالی بافی کند تا زندگی اش بگذرد.

در طول این مدت او نمی تواند سر کلاس حاضر شود و مشکلات او را از آرمانهایش(درس و بحث طلبگی) دور می کند.

نتیجه یک دوره فشار شدید این است که سید عملا اخلاق را تجربه می کند.

طلبه ای که تا چندی پیش درس اخلاق را در دفتر می خواند یا نهایتا سر کلاس تنها حرفهایی را گوش می کرد، اکنون با محبت ورزیدن به زن و فرزند و دستگیری از آنان و جوشیدن با مردم اعم از بازاری و پرستان بیمارستان و دختربچه همسایه و ..فضیلت محبت را در خود نهادینه می کند.

شاید اگر همسرش بیمار نمی شد ،سید طبق روال سر درس می رفت و ذهن او پر از نکات نغز و عبرت اموز اخلاقی و کلامی و فلسفی می شد انباری که ممکن بود سید را به یک خطیب قهار تبدیل کند خطیبی که تضمینی نبود انقدر که خوب حرف می زند، خوب عمل کند،اما بخت یارش بود و اتفاقات او را به جایی رساند که به جای به خاطر سپردن اقوال اخلاقی ،احوال اخلاقی را تجربه کند و به قدری از خودگذشته شود که کفش های طلبه های دیگر را  به راحتی جفت کند.

3.اخلاقی و دینی زیستن به حرف و سخنرانی و اطلاعات نیست ،مدت هاست جامعه ما به اشتباه تصور می کند آنکه آموزش دینی و اخلاقی خوبی داشته ،تربیت دینی و اخلاقی خوبی هم دارد



1)فلسفه اخلاق مدرن ]]>
ابوذر و صداقت 2012-07-03T15:15:46+01:00 2012-07-03T15:15:46+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/178 وحید شب حساسی بود.قبل از هجوم دشمنان به سمت خانه اش، از خانه بیرون زد . در راه ابوذر را دید در حالی كه سبد بزرگی را روی كولش حمل می كرد جریان حمله كفار به خانه را به ابوذر گفت و ابوذر او را در همان سبد روی دوشش مخفی كرد .دقایقی بعد مردانی سیاه پوش با شمشیرهای از غلاف بیرون آمده به سمت ابوذر آمدند. یكی شان جلو آمد و گفت محمد را ندیدی؟ابوذر با آرامش خاصی با اشاره به سبد روی دوشش گفت محمد اینجا است، داخل این سبد. همه آن مردان سیاه پوش خندیدند و یكی شان گفت مردك دیوانه و راه افتادند تا رسو

شب حساسی بود.قبل از هجوم دشمنان به سمت خانه اش، از خانه بیرون زد . در راه ابوذر را دید در حالی كه سبد بزرگی را روی كولش حمل می كرد جریان حمله كفار به خانه را به ابوذر گفت و ابوذر او را در همان سبد روی دوشش مخفی كرد .دقایقی بعد مردانی سیاه پوش با شمشیرهای از غلاف بیرون آمده به سمت ابوذر آمدند. یكی شان جلو آمد و گفت محمد را ندیدی؟
ابوذر با آرامش خاصی با اشاره به سبد روی دوشش گفت محمد اینجا است، داخل این سبد.
 همه آن مردان سیاه پوش خندیدند و یكی شان گفت مردك دیوانه و راه افتادند تا رسول خدا را در جایی دیگر پیدا کنند.
 ابوذر به گوشه ای خلوت رفت و آرام سبد را روی زمین گذاشت و گفت یا رسول الله بیرون بیایید .



پی نوشت
این داستان برداشتی است از ملاقات پیامبر با ابوذر در
شب لیله المبیت
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به کتاب پندهاى جاویدان: ص 125 ]]>
شاهین نجفی و یك اصل اخلاقی 2012-05-20T17:08:39+01:00 2012-05-20T17:08:39+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/177 وحید این روزها درسایت ها و شبكه های اجتماعی یك نام زیاد شنیده می شود:شاهین نجفی نامی كه باعث رنجش خاطر میلیون ها شیعه شد. قضیه از جایی شروع شد كه  عده ای با تشكیل كمپینی به نام كمپین امام نقی در فیسبوك شروع به ساختن انواع و اقسام طنز كردند؛جریانی كه  به باور ما شیعیان توهین به مقدسات شیعه بود و هست. اخیرا خواننده ای به نام شاهین نجفی رپر معروف خارج نشین، ترانه ای ساخته با عنوان نقی كه موضوع بحث ها و گفتگوهای زیادی در فضای مجازی و حقیقی شده اس. عده ای از موافقان این ترانه

این روزها درسایت ها و شبكه های اجتماعی یك نام زیاد شنیده می شود:شاهین نجفی

نامی كه باعث رنجش خاطر میلیون ها شیعه شد.

قضیه از جایی شروع شد كه  عده ای با تشكیل كمپینی به نام كمپین امام نقی در فیسبوك شروع به ساختن انواع و اقسام طنز كردند؛جریانی كه  به باور ما شیعیان توهین به مقدسات شیعه بود و هست.

اخیرا خواننده ای به نام شاهین نجفی رپر معروف خارج نشین، ترانه ای ساخته با عنوان نقی كه موضوع بحث ها و گفتگوهای زیادی در فضای مجازی و حقیقی شده اس.

عده ای از موافقان این ترانه و این حركت، با اعتراض به حكم آیت الله صافی گلپایگانی معتقدند به اقتضای آزادی بیان هر كسی می تواند عقیده اش را ابراز كند.

مخاطب این پست من دقیقا این طیف از  افرادی هستند كه به نوعی از این خواننده حمایت كرده اند و من بدون اینكه  بخواهم در اینجا بحث فقهی و درون دینی  مطرح كنم تنها یك نكته اخلاقی را به عنوان یك انسان و یك ناظر این ماجرا و نه به عنوان یك شیعه مطرح می كنم :

اینكه اصلی در اخلاق و فلسفه اخلاق وجود دارد كه ما بدون وجود دلیل و ضرورت حق نداریم عواطف انسان های دیگر را جریحه دار كنیم و اگر بدون دلیل و ضرورت احساس انسانی دیگر را جریحه دار كردیم در واقع فعلی غیر اخلاقی را مرتكب شده ایم

ما فقط وقتی می توانیم تعادل  احساس و روانی دیگری را بر هم بزنیم كه
 اولا توان تشخیص مصلحت و مفسده آن فرد را داشته باشیم
 ثانیا این بر هم زدن تعادل دلیل محكمی داشته باشد

بگذارید با یك مثال مساله را روشن تر كنیم
 وقتی كه جوانی در گیر و دار یك عشق كور است و خانواده او با دلیل قطعی  مخالفت خود  را اعلام می كنند و احساس او را جریحه دار می كنند اما این ناراحتی موقتی به دلیل مصلحت بلند مدت این جوان است لذا مخالفت پدر و مادر مخالف قوانین اخلاق نیست چون دو شرط بالا را دارد

یا توجه به توضیحات و این اصل اخلاقی

تصور می كنم( به عنوان یك ناظر) قطعا كار این خواننده محكوم است چرا كه بی دلیل  وبدون ضرورت احساسات میلیون ها شیعه را آزرد خصوصا اینكه در میان شیعیان عنصر محبت بسیار پررنگ است و هر گونه توهینی به ائمه در واقع پا گذاشتن بر روی این عنصر مهم در وجود یك مسلمان شیعی است.

]]>
باورهای ما و خوابگردی 2012-04-18T13:41:07+01:00 2012-04-18T13:41:07+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/176 وحید خوابگردی در اصطلاح پزشكی (somnambulism) انجام رفتاری است كه فرد از ماهیت آن رفتار آگاه نیست؛ در این حالت بدن بیدار و ذهن در خواب است. در این حالت ممکن است بیمار در خواب راه برود، بدود، لباس بپوشد، رانندگی کند، اشیاء را پرت کند، و حتی کسی را به قتل برساند.(1)این اتفاق در سبك زندگی انسان ها و در ساحت باورها هم می افتد،اندیشه هایی داریم كه خود نمی دانیم منشا آن كجاست كارهایی می كنیم كه نمی دانیم بر چه اساسی است و نهایتا یك سیستم و یك سلسله عشق ها و نفرت ها و پیش داوری ها و تعصبات و نه

خوابگردی در اصطلاح پزشكی (somnambulism) انجام رفتاری است كه فرد از ماهیت آن رفتار آگاه نیست؛ در این حالت بدن بیدار و ذهن در خواب است. در این حالت ممکن است بیمار در خواب راه برود، بدود، لباس بپوشد، رانندگی کند، اشیاء را پرت کند، و حتی کسی را به قتل برساند.(1)
این اتفاق در سبك زندگی انسان ها و در ساحت باورها هم می افتد،اندیشه هایی داریم كه خود نمی دانیم منشا آن كجاست كارهایی می كنیم كه نمی دانیم بر چه اساسی است و نهایتا یك سیستم و یك سلسله عشق ها و نفرت ها و پیش داوری ها و تعصبات و نه گفتن ها و آری گفتن هایی داریم بدون آنكه كوچكترین اطلاعی از ریشه آنها داشته باشیم.
درست مانند کسی  که در خواب در حال راه رفتن و انجام فعالیتهایی است و خودش نمی‏داند که چرا این کارها را انجام می‏دهد. ما کم و بیش به این وضع دچار هستیم.
در واقع بسیاری از چیزها را بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، با این که اولاً نمی‏دانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم و ثانیا اگر بدانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، نمی‏دانیم که چرا بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم؟
در بعضی از موارد تحت تأثیر هیجانات و احساسات و عواطف قرار می‏گیریم و نمی‏دانیم که باید تحت تأثیر این احساسات و عواطف قرار می‏گرفتیم یا نه؟ و سازندگان این احساسات و عواطف وپدیدآورندگان این هیجانات با ما چه می‏کنند؟ همه اینها نوعی خواب‏گردی است.
برای رهایی از خوابگردی نوعی آگاهی نیاز است.آگاهی به این كه چه هستیم؟ كه هستیم؟ در چه منظومه ای می اندیشیم؟آیا زندگی دینی ما با زندگی مدرن ما سازگار است و این سازگاری را توانسته ایم به درستی ایجاد كنیم یا نه؟ بین باورهای ما و عملكردهای ما چقدر فاصله است و این فاصله را چطور می توان پركرد؟ آیا بین خودِ باورهای ما سازگاری هست یا نه؟ آیا  باور به گزاره x و باور ما به گزاره y متناقض هستند یا نه؟ بگذارید به یك نمونه اشاره كنم سوالی كه خیلی رایج است «چطور می شود خدا احاطه كلی به همه عالم داشته باشد و ذره ای در عالم مگر به اذن خدا حركت نكند و در عین حال انسان اختیار داشته باشد.»(2)البته جواب هایی برای این به ظاهر متناقض ارائه شده كه قابل تامل و بررسی است اما اصل بحث بر سر این تامل و درك موارد است.

شاید  نیاز است باورهایمان را لیست كنیم در وهله اول و در وهله دوم عملكردهایمان را لیست كنیم و یك كار مقایسه ای انجام دهیم كه در چه مواردی این دو ساحت با یكدیگر ناسازگار است در واقع  3 مدل می شود :
تناقض باوری با باوری دیگر:اینكه دو باور ناسازگار داشته باشیم
تناقض باور ما با عملكرد ما: اینكه باوری داشته باشیم كه با اعمال ما سازگار نباشد مثل باور به نماز خواندن و در عمل نماز نخواندن
تناقض در عملكرد ها :اینكه مثلا یك اتفاق در دو برهه زمانی برای ما بیفتد مثلا كسی به ما فحاشی كند یكبار مثلا در اول ماه و یك بار در نیمه ماه ، در زمان اول با او برخورد می كنیم و در زمان دوم او را می بخشیم این نوعی تناقض در عملكرد ما است چرا كه نسبت به یك اتفاق واحد دو رفتار متفاوت داشته ایم.
خلاصه آنكه اگر سیستماتیك بیاندیشیم و حساب شده و بر اساس مبناهای مشخص عمل كنیم می توان از این خوابگردی سنگین نجات یافت.

پی نوشت
1)
ویكی پدیا
2)در این زمینه پاسخ هایی بیان شده برای نمونه می توانید اینجا را مطالعه كنید
]]>
ایمان و بهار 2012-03-26T20:18:09+01:00 2012-03-26T20:18:09+01:00 tag:http://arzyab.mihanblog.com/post/175 وحید این روزها همه چیز در حال دگرگونی است و فرآیند نو شدن در جا، جاری و ساری است از طبیعت گرفته تا خانه ها.داشتم به این فکر می کردم که در دینداری و سبک دینداری هم می توان تغییراتی داد یا نه؟البته این به این معنی نیست که دست به تغییر کیش و آیین بزنیم و دینی نو انتخاب کنیم تغییر در دینداری گاه به معنی رجوع به لایه های عمیق تر در دینداری و تامل و اندیشه در گوهر دین است به نظر می رسد همواره دو نوع نگاه به دین و دینداری شده است نگاه درون دینی در این نگاه فرد با این دید که یک متدین است قرآن می خواند ،حدی این روزها همه چیز در حال دگرگونی است و فرآیند نو شدن در جا، جاری و ساری است از طبیعت گرفته تا خانه ها.
داشتم به این فکر می کردم که در دینداری و سبک دینداری هم می توان تغییراتی داد یا نه؟
البته این به این معنی نیست که دست به تغییر کیش و آیین بزنیم و دینی نو انتخاب کنیم
تغییر در دینداری گاه به معنی رجوع به لایه های عمیق تر در دینداری و تامل و اندیشه در گوهر دین است
به نظر می رسد همواره دو نوع نگاه به دین و دینداری شده است
نگاه درون دینی
در این نگاه فرد با این دید که یک متدین است قرآن می خواند ،حدیثی می شنود و می خواند و در مورد خدا و نبوت و سایر مسائل دینی اندیشه می کند و همواره تحلیل هایی در ضمن سنت دینی خود ارائه می دهد
نگاه بیرون دینی
در این نگاه فرد با این دید که یک فرد بی دین است به دین رجوع می کند و تمام تعصبات و تعلقات و ایمانش را به سویی می نهد و به مثابه یک انسانی که اساسا با دین آشنا نیست به دین مراجعه می کند
خوب است هر از چند گاهی جرات کنیم و بیرون دینانه به قرآن و روایات و اساسا ایمانمان نگاهی بیاندازیم و بررسی کنیم که آیا ایمانمان قابل قبول است یا خیر؟
تناقضات  و اشکالاتی در باورهایمان می بینیم یا خیر ؟
ایمان مثل نرم افزار است هر از چند گاهی باید به روز رسانی شود به روز رسانی ایمان هم به این است که هر چند وقت یکبار ایمان را کنار بگذاریم و به ایمان بی ایمانانه بنگریم تاببینیم چقدر ارزش دارد چقدر موجه و محكم هست  
تا کمی از رکود دربیاییم  و از دو آفت ایمان سطحی(1) و ایمان تقلیدی(2) نجات پیدا کنیم
تا کمی مسلمانی کنیم ....



پی نوشت
1)قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا  قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَاكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْایمَانُ فىِ قُلُوبِكُم(حجرات/14)
{برخی از}بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‏ اید لیكن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است

2) قَالُواْ بَلْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا كَذَالِكَ یَفْعَلُون(شعراء/ 74)
گفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و هر چند جماد بی‌اثری باشند می‌پرستیم)
]]>