
مطمئنا بیشترمون یکی از برنامه های جدی که داریم دید و بازدید عیده و صله رحم.
کاش می شد یه جورایی این همه دید وبازدید عید را هدفمند کرد
یعنی چی ؟
تو این دید و بازدید ها میشه کارهای بزرگی کرد
اصلا من چرا بگم بذارید این معنی را از زبان استاد قرائتی بشنویم :
«قرآن به اهل ایمان سفارش كرده كه ایمان خود را عمیقتر كنید: یا ایهاالذین آمنوا، آمنوا و پیامبر مأمور است كه از خدا بخواهد هر روز علمش بیشتر شود، امروز حتى از خُرده نانها براى شیر گاو و از خُردهآهنها براى ذوبآهن و از خُردهكاغذها براى كارخانه مقواسازى و از خُردهشیشهها براى كارخانه شیشهسازى و حتى از زبالهها بازیافت دارند.
ما مىتوانیم از تعطیلات عید استفادههاى بسیار بیشترى داشته باشیم
وظیفه ثروتمندان: فامیل در این دید و بازدیدها میتوانند مشكلات اقتصادى فامیل را حل كنند.
اما پزشكان مىتوانند در پایان دید و بازدید چند تذكر پزشكى بدهند.
دانشجویان و افراد دبیرستانى میتوانند ضعف علمى نوجوانان را در این ایام جبران كنند.
اما ریش سفیدان: مىتوانند اگر در فامیل قهرى و كدورتى است، آشتى دهند.
سعى شود سفرها و دید و بازدیدها مانع نماز نشود، اكنون كه چراغ خانه ما روشن است، چراغ خانه خدا را هم روشن كنیم. اموال بلامصرف مفید را به نیازمندان برسانیم. سعى كنیم در دید و بازدیدها از تجملات بكاهیم. سعى كنیم با وامى كه خود مىدهیم و یا واسطه مىشویم براى افراد امین فامیل ایجاد اشتغال كنیم. در دید و بازدیدها اول به دیدن مستضعفان فامیل برویم در عیدىها كه پرداخت مىشود تنها به عیدىهاى مادى قناعت نكنیم»(1)
منبع
http://www.askdin.com/showthread.php?t=11081&p=94189

سلام یکسال دیگه گذشت داشتم فکر میکردم
یک سال 365 روز است و هر روز 24 ساعت پس هر سال 8760 ساعت است
از این 8760 ساعت چند ساعت را به بطالت گذروندم و چقدر از این ساعات مفید بوده؟
یاد یک روایتی افتادم که در قیامت 3 صندوق مقابل فرد می گذارند یک صندوق سیاه و تاریک ،
صندوق دیگر نور و صندوق سوم خالی و بی نهایت خالی
فرد می پرسد خدا اینها چیست
ندا می آید صندوقی که پر از نور است حسنات توست و پر است از کارهای خوب تو
صندوقی که تاریک است گناهان و خطاهای توست و پر است از گناهان وبدی های تو
اما صندوقی که خالی است اوقاتی است که به بطالت گذراندی
خوبه این اخر سالی کمی حساب و کتاب کنیم که کدوم صندوق ما خالی و کدوم پر؟
.jpg)
دیگه عید رسیده و وقت خونه تکونیه....
خب، این لباسا رو که دو بار پوشیدم ولی قدیمی شده
این لوستر هم که دیگه دمده شده
اینا رو میریزم دور
یه سرم باید به بازار بزنم
اینها جملاتی است که برخی از ما آنها را هر سال دم عید از خودمان یا از دیگران می شنویم.
به خاطر همین جمله ها هست که بازارها پرمیشه ،پاساژها مملو میشه از جمعیت و مردمی که حرص به خرید در چشمشان موج می زند
حتی تو وبلاگ ها هم این قضیه انعکاس داره وبعضیا تو وبلاگ ها شرح خریدهای عیدشون را لیست می کنند
به نظر من آدم های این روزا 2 دسته میشن که به خرید دو جور نگاه می کنند
اول)خرید برای رفع نیاز
عده ای که خرید هاشون معقول و منطقیه یعنی حرص خریدن ندارند می خرند تا نیازشان بر آورده بشه
دوم)خرید برای خرید
آدم هایی که انگار خرید می کنند که خرید کرده باشند خرید برایشان مهم است و رنگ باخته زیبایی لباس ها و بوتیک ها و ...هستند برای این جماعت خرید برای رفع نیاز معنی ندارد و خرید عید و غیرعید ندارد فقط دوست دارند مصرف کنند و بخرند به این فرهنگ من میگم فرهنگ «اصالت خرید» یعنی همه چیز حول محور خرید معنی پیدا می کند
من زنده هستم تا بخرم و شعارشان این است من خرید می کنم پس هستم
اصلا بگذارید یه چیزی بگم
امروز تو علم روانشناسی شیوه خرید کردن افراد،یکی از روشهای تشخیص اختلال روانی است
افرادی که اصالت خریدی هستند دارای یکسری مشکلات هستند این افراد با خرید کردن روحیه می گیرند
و این را نشان می دهند که من از نظر اقتصادی به جاهای خوبی رسیدم که انقدر خرید می کنم
این کجا و فرهنگ ایرانی-اسلامی ما کجا؟!
به قول سعدی
یک خلقت زیبا به از هزار خلعت دیبا

ملاک اول
آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند.
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند.
آدم های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند.
ملاک دوم
آدم های بزرگ درد دیگران را دارند .
آدم های متوسط درد خودشان را دارند.
آدم های كوچك بی دردند .
ملاک سوم
آدم های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند.
آدم های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند .
آدم های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند.