تبلیغات
تاملات حوزوی - ایمان دینی عقل یا احساس
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : وحید


بین اندیشمندان فلسفه دین همیشه دو نظریه هست :

نظریه اول

اینكه ایمان محصول تفكر باشه یعنی اینكه ایمان دینی شما باید منطقی باشه و برای تك تك باورهای دینی تون دلایل منطقی داشته باشید یا حد اقل برای باورهای اساسی دینی باید استدلال و دلیل داشته باشید

نظریه دوم

اینكه ایمان دینی نیازبه فكر ندارند اساسا ایمان یعنی سپردن خود به خدا قدیسی می گوید برای ایمان آوردن چشمهایت را ببند و خود را به وجود خدا بسپار در این نگاه شما باید نماز بخوانی روزه بگیری و خدا در عبادات و برنامه های دینی احساس كنی بعد به او ایمان بیاوری

هر كسی می تونه برای خود یه نگاهی را انتخاب كنه

نگاه شما به ماجرای ایمان ورزی چیه

ایمان باید مبتنی بر تعقل باشه

یا ایمان دینی نیازی به استدلال و منطق نداره و خدا را باید احساس كرد






نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 28 آبان 1390 08:48 ب.ظ
ایمان قلبی كه باشناخت باشه نیازی به استدلال درایمان دینی یعنی احكام دین احساس نخواهدشدمگردرمواقعی كه برای اقناع حس كنجكاوی انسان باشه
پنجشنبه 5 خرداد 1390 04:37 ب.ظ
اگر ایمان وارد قلب شود كارها اصلاح می شود . امام خمینی(ره)
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 12:31 ب.ظ
سلام
خب اگه توی دینمون تعل و تفكر نداشته باشیم فرقی با انسانهای عصر حجر و زمان پیغمبر و .............. اینا نداریم كه!!!!!!!!!!
اگه قرار باشه چیزی رو بدون دلیل بپذیریم و از دیگران تقلید كنیم
باید مغز و عقلمون و جراحی كنیم بدیم درش بیارن
موفق باشی
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 02:22 ب.ظ
ایمان یعنی باور. گاهی با یک اشاره می آید. گاهی بایک حادثه ی نامربوط. گاهی با شنیدن یک خبر. گاهی با استدلال. به نظرم وقتشان را تلف می کنند. باید به دنبال سنتز این تز و آنتی تز بگردند.
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 10:06 ق.ظ
درود بر شما.
به نظر من ایمان باید 100% مبتنی بر تعقل باشه.در غیر اینصورت این سوال پیش می یاد که اگر برای ایمان آوردن نیازی به عقل نبود پس چرا خدا به انسان عقل و نیروی تفکر را عطا کرده.ایمان بدون تعقل ، تقلید کورکورانه است و خلق را تقلیدشان بر باد داد.
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 09:31 ق.ظ
ایمان و تعقل مگه با هم یه جا جمع میشن ؟...هرجا ایمان هست تعقل نیست و هرجا تعقل هست ایمان نیست.....البته منظور من از ایمان ، دیانت هست وگرنه ایمان معنی گسترده تری از دینداری داره

شنبه 24 اردیبهشت 1390 11:45 ب.ظ
سلام دوست عزیز.ببخشید دیرجواب دادم قسمت شمابشه رفته بودم پابوس امام رضا.دین عقلانیه ولی خداروباید احساس کرد باتمام وجود وقتی تونستی خدارواحساس کنی میتونی احساس کنی که ایمانت عقلانیه یاحسی.زندگیه ایده حال هم زمانی صورت میگیره که درکنارش ارزشمندی وجودداشته باشه.یعنی دین.اخلاق خوشی البته ازنوع خوبش نه حال وهول غیرخدایی وگناه.وقتی مابتونیم توی همه ی جنبه ای زندگیمون ارزشمندیهارودرحده اعتدال رعایت کنیم اونوقته که میتونیم بگیم که زندگی ایده عالی داریم.پیروزباشید
شنبه 24 اردیبهشت 1390 07:17 ب.ظ
سلام بزرگوار
حالتون خوبه؟
با مطلبی درباره شهدای گمنام آپم
منتظر حضورتونم
نظرتونم بدین
یاعلی
شنبه 24 اردیبهشت 1390 06:16 ب.ظ
سلام
اول اینکه وبلاگ خوبی دارید موفق باشید

دوم اینکه خدا رو از ته دل باید احساس کرد و دوسش داشت
شنبه 24 اردیبهشت 1390 03:07 ب.ظ
آنچه حقیقی است لحظه حال است
گذشته برگشت ناپذیر است
آینده محتمل بنابر این این لحظه است که
زندگی جریان دارد.
ولحظه حال تنها چیزیست که داریم
هستی که لحظه وهمیشه لحظه حال است وجود دارد
در برابر آنچه که هست تسلیم شوید
به هستی آری بگوید
آنگاه هستی برای شما شروع به کار می کند

شنبه 24 اردیبهشت 1390 03:03 ب.ظ
آنچه حقیقی است لحظه حال است
گذشته برگشت ناپذیر است
آینده محتمل بنابر این این لحظه است که
زندگی جریان دارد.
ولحظه حال تنها چیزیست که داریم
هستی که لحظه وهمیشه لحظه حال است وجود دارد
در برابر آنچه که هست تسلیم شوید
به هستی آری بگوید
آنگاه هستی برای شما شروع به کار می کند

سلام
منتظر بعضی از نظرات شما بودم

در خصوص سوالات قبلی
بهر خوشحالم که می توانم از نظرات شما وسایر دوستان کسب فیض کنم
شنبه 24 اردیبهشت 1390 02:49 ب.ظ
سلام دوست خوبم

با "ساعت 10و10 دقیقه " به روزم.

تشریف بیارین خوشحال میشم
شنبه 24 اردیبهشت 1390 02:38 ب.ظ
نظر قبلی برا من بود...
فکر کنم اسمو آدرسمو ننوشتم خودتون ویرایشش کنید
متشکرم.
شنبه 24 اردیبهشت 1390 02:37 ب.ظ
سلام جناب فراهانی!
حالتون چطوره؟

و اما متنتون....
مادر باور دین و ایمان و مسایلی از این دست...
باید این موضوع رو که"صد در صد دین درست میگوید" را قبول داشته باشیم.و بعد بدنبال راضی کردن خودمون باشیم...
تا از لحاظ عقلانی هم مطمیسن بشیم.اما اگر در این مسیر به نتیجه ی دلخواه خودمون نرسیدیم یا اگه اصلا نتونستیم از لحاظ عقلی مطلبی رو برای خودمون اثبات کنیم و خودمون رو راضی کنیم...
"نباید" در ایمانمون رخنه ایجاد بشه!
باید اصل رو فراموش نکنیم.


براتون آوردم.
التماس دعای شدید "حاج آقا"
شنبه 24 اردیبهشت 1390 02:23 ب.ظ
بحث جالب وکارشناسانه ای بود
استفاده کردیم
با "محمود همیشه احمدی نژاد باش"
به روزم و منتظر حضور ارزشمندتون
در پناه حق
علی علی
شنبه 24 اردیبهشت 1390 11:05 ق.ظ
شنبه 24 اردیبهشت 1390 09:40 ق.ظ
مهدی جان



سوالی ساده دارم از حضورت

من آیا زنده ام وقت ظهورت

اگر كه آمدی من رفته بودم

اسیر سال و ماه وهفته بودم

دعایم كن دوباره جان بگیرم

بیایم در ركاب ت بمیرم

التماس دعای فرج

یاحق
شنبه 24 اردیبهشت 1390 08:47 ق.ظ
سلام
به نظر من گروه دوم كه اسم بردی كلا به فلسفه اعتقاد ندارند و دنبال چرایی نمی گردند و نمیشه تو جامعه اندیشمندان دینی طبقه بندی شون كرد. این نگاه به مساله به سادگی می تونه آلوده به خرافه پرستی بشه... اما گروه اول، بیشتر به یه نگاه زیربنایی و اساسی شبیه و می تونه امیدهایی رو ایجاد كنه...
شنبه 24 اردیبهشت 1390 12:20 ق.ظ
ایمان فاقد تفکر همچون نماز بدون وضوست در اسلام و مخصوصا" در مذهب شیعه تعقل جایگاه خاصی داره
شنبه 24 اردیبهشت 1390 12:16 ق.ظ
سلام
این موضوع بر میگرده به اسلام تحقیقی یا اسلام تقلیدی دین اسلام در باره تعقل کردن انسان سفارش بسیاری نموده است تا جایی که حضرت رسول خدا(ص) فرمود:خدای تعالی چیزی بهتر از عقل برای بندگان تقسیم نکرده است
شخصی از حضرت رسول پرسید و گفت :عقل چیست؟فرمود:عمل به طاعت خداوندو......
و ایمان بدون تعقل هم فاقد ارزشه مگر نه این است که فرمود بگو اسلام آوردن نه ایمان و تأکید قرآن کریم بر ایمان به حدی است که می فرماید :ای کسانی که ایمان آورده اید ایمان بیاورید
جمعه 23 اردیبهشت 1390 10:10 ب.ظ
مومن کسی هست که در زشت ترین چیز ها هم خدا ببیند وگر نه هر کسی میداند که گل زیباست
دضمن به این بلاگ سر بزن می خواهم نظراتت را در باره ی ان بدانم http://saeidtavakoli.blogfa.com/
وحید

حتما سر میزنم
جمعه 23 اردیبهشت 1390 07:12 ب.ظ
سلام. از حضورتان در وب حقیر متشکرم. یادداشت جدید رخصت: مکتب فاطمیه. التماس دعا
جمعه 23 اردیبهشت 1390 03:08 ب.ظ
سلام.
به نظر من نباید دیواری بین این دو کشید ,چون با هم در تقابل نیستند
گاهی باید شک کرد و دنبال دلیل و مدرک بود گاهی باید به قول اون قدیس چشمها رو بست و سر سپرد .مرز مشخص نکنیم هیچ گاه برای هیچ چیزی
جمعه 23 اردیبهشت 1390 02:43 ب.ظ
سلام
هرچند این حقیر شخصا در حوزه فلسفه کار میکنم ولی در این خصوص حجت شرعی برای ما اهل بیت هستند
ان حضرات می فرمایند انچه که عقل حکم کند شرع میپذیرد وانچه شرع حکم میکند مورد پذیرش شرع نیز میباشد
حقیقت این است که نگاه دوم شما که همان ایمان قلبی است که به ایمان شهودی بین عرفا معروف است اولابرای همگان مقدور نیست وثانیاشهود بنده هم برای شما حجت نیست ولی عقل به قول استاد ما زبان بین المللی است وهیچ انسان سالمی انرا انکار نمیکندلذا به نظر این حقیر ابتدا باید با معقولات حق را اثبات کرد وسپس انکه حقیقت را دریافت کرد به روش خودش به شهود قلبی دست یابد وانجاست که میفهمدهرچه شرع حکم میکند همان عقل است وباالعکس
یاحق
جمعه 23 اردیبهشت 1390 01:04 ب.ظ
وقتی بار سنگین گناه پشت ایمانم را می سوزاند.
وقتی که موریانه های تردید ، به جان اعتقادم می افتدو حجم های تنهایی هایم، از ظرف ظرف تحملم بیشتر می شود، صدای بغض های شکسته ام را از عمق سکوت می شنوی وخلوت پریشانم را سرشار از نور توکل می کنی.

آه خدا ،دلم پشت دروازه های گناه خانه کرده.اسب سرکش روحم لگام گسیخته،تا ناکجا آباد نابودی پیش می رود.

دلم از تیرگی معصیت به تنگ آمده.می خواهم در سایه روشن لطف ومعرفت،قصه غصه هایم را برایت بازگویم وبار سنگین چشم هایم را بر مهر وسجاده امید واستغفار خالی کنم.

صبور همیشگی ام؛ این شب ها ، خواهش نماز هایم،نگاه پاک توست، بر تنهایی دخترکی که بغض هایش را لقمه لقمه فرو می بردواشک هایش را در نهانخانه ی شب فرو می ریزد.دانه های تسبیحم، ذکر مهربانی های تو را زمزمه می کنندومفاتیح همیشه بازم،دست های نیاز والتماسش را به سوی آستان اجابت دراز می کند.

...«ادعونی استجب لکم» عجیب آرامم می کند! کلام روشن تو تا عمق جانم می دود و "یاس" را نامید می کند.می خواهم تمام لحظه هایم را به شکرانه این آرامش در سجده باشم وتمام سجده هایم را از اشک عشق خیس کنم. «الا بذکرالله تطمئن القلوب».

این آرامش تفسیر حقیقتی است که از کلام تو سرشار می شود، حقیقتی که جان را جلا می دهد.

باسلام
ممنون جالب بود موفق باشید...
جمعه 23 اردیبهشت 1390 12:47 ب.ظ
سلام آقا جان
باز هم جمعه رنگ روشنی شد و من، چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام... می‌بینی مرا؟... همان که تنهای تنهاست... مثل همیشه... کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای بالا آمادن خورشید جمعه را می دیدم که تمام امید یک روز را با خودش می آورد.مهدی جان من همانم ، همان که خودش را با سنگ ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است... آه... از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب بی‌قرار... هنوز امیدوارم... نه به اندازه صبح... به اندازه یک عصر زیبا... به اندازه آن مقدار که خورشید از من دور می شود ... شاید بیایی از پس آن درخت... آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده... بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است... لبخندت چقدر زیباست...
سلام بر شما دوستان
دوست خوبم نیت کن و متن زیر را سه بار با حضور قلب بخوان
اللهم بحق محمد و آل محمد عجل ولیک الفرج (الهی آمین)
اللهم بحق محمد و آل محمد عجل ولیک الفرج (الهی آمین)
اللهم عجل ولیک الفرج (الهی آمین)
اللهم عجل ولیک الفرج (الهی آمین)
الهی که تا عصر بیایی مهدی من
بخدا قسم از صبح چشم به راهیم
دوستان خدانگهدار
بایییییییییییییییی

جمعه 23 اردیبهشت 1390 12:34 ب.ظ
سلام
خوشحالم می كنی بهم سر می زنی
داداش
جمعه 23 اردیبهشت 1390 11:22 ق.ظ
سلام دوست خوبم

به نظر من ایمان باید از روی تعقل باشه. باید در هر کاری اول با عقل و تفکر بررسی کنیم و بعد انتخاب.

از این جهت دگه به مشکلی برنخواهیم خورد.


ممنون از دعوتتون
جمعه 23 اردیبهشت 1390 08:41 ق.ظ


گام اول در شناختن خداوند و حركت به سوى او،خودشناسى است . چنان كه امیرمؤمنان حضرت على (ع)مى فرماید : «من عرف نفسه فقد عرف ربّه ; هر كس خودش را بشناسد ، همانا خدایش را شناخته است .»
قدم بعدى در شناخت راه خداوند این است كه انسان عوامل پیشرفت و راه هاى مؤثر در این راه را شناسایى و بهترین و مطمئن ترین راه را انتخاب كند و از طرفى موانع شناخت راه خداوند متعال را شناسایى و در رفع آن ها بكوشد .
برخى عوامل پیشرفت انسان در شناسایى راه خداوند متعال عبارتند از : علم و آگاهى ، عمل به دستورهاى خداوند متعال ، انجام دادن واجبات ، ترك كردن محرمات الهى و.. . و بعضى از موانع پیشرفت نیز عبارتند از : غفلت و جهل ، پیروى از هواى نفس و وسوسه هاى شیطان ، ترك كردن واجبات ، انجام دادن محرمات الهى ، دنیازدگى و دل بستن به مسائل مادى و. .
آن گاه با توكل بر خداوند متعال و استعانت از او و توسل به اهل بیت(ع) به تدریج در صراط مستقیم خداوند متعال قرار مى گیرد . بعد از این مراحل باید از پاكى خویشتن مراقبت و در نگهبانى از دستاوردهاى معنوى و اخلاقى خود بكوشد و هر چند وقت یك بار به محاسبه نفس بپردازد و ویژگى هاى خود را ارزیابى كند
جمعه 23 اردیبهشت 1390 07:06 ق.ظ
سلام
خداوند آن زمان که انسان راآفرید در درون او دو چیز گرانبها به ودیعه نهاد یکی عقل ودیگری اختیار.پس ما انسانها به عقل وتفکر خویش باید راه را از چاه باز شناسیم وبعا گناه کارهامون رو به گردن شیطان ودیگر افراد روی کره زمین نندازیم.
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30