تبلیغات
تاملات حوزوی - چه چیز را بدانیم بهتر است
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : وحید

 

 به نظر من انسان موفق كسی است كه به دنبال کنجکاوی‌هایشان نمی‌رود، بلکه به دنبال دانستن چیزهایی می‌رود که به سود‌ش باشد نه به دنبال صرف دانستن.

برخی از ماها عادت كردیم به فضولی علمی یعنی به محض اینکه چیزی را شنیدم و وارد ذهنم شد فوراً میگوییم چه چیز دیگری دارید؟ یعنی با وجود اینکه هنوز مطلب اول را دریافت نکرده ام و وارد هاضمه و فهم من نشده باز دنبال چیز جدید میگردم. از این نظر است که همه ما به زبان حال و قال میگوییم: «تازه چه خبر؟» و یکی نیست به ما بگوید با کهنه هایش چه کردید که دنبال تازه میگردید؛ مگر کهنه ها چه هنری برای شما داشتند که حالا باز هم طالب تازهها هستید؟

هر بحث و مسئله ای اگر این وی‍‍ژگی را نداشت دنبالش نرویم بهتر است :

-مسائلی که قبل از اینکه به ذهنمان خطور کند تا بعد از اینکه به ذهنمان خطور کند وضع و حالمان فرق کند

 -مسائلی که قبل از اینکه جواب بگیرم تا بعد از اینکه جواب بگیرم نیز وضع و حالمان فرق کند

- و مسایلی که اگر جواب الف را بگیرم وضع و حالمان فرق می‌کند تا جواب ب را بگیرم. به عنوان مثال اگر من بدانم که روی فلان دیوار روزانه چند مورچه جا به جا می‌شوند در وضع و حالم هیچ تفاوتی نمی‌کند .

کسانی که به  اهل کنجکاوی‌ زیادی اند و می‌خواهند همه چیز را بدانند و از همه چیز سر در بیاورند همواره در پریشانی به سر می‌برند. اما کسانی که در زندگی به دنبال چیزهایی هستند که وضع و حالشان را عوض می‌کند و همواره به تعبیر سقراط از خود سؤال می‌کنند، اگر فلان چیز را بدانم چه سودی برای من دارد، آنها در زندگی آرامش دارند. دانستنی‌های فراوان در زندگی آرامش‌آور نیست بلکه دانستنی‌هایی که به کار می‌آیند آرامش‌آور است.

در ادعیه هست كه اللهم انی اعوذ بك من علم لا ینفع

خدایا به تو پناه می برم از علمی كه نافع نیست (1)

بگردیم ببینیم اطرافمان چه بحثها و چه مسائلی هست كه هیچ فایده ای در آنها نیست

پی نوشت

1)مفاتیح الجنان تعقیبات نماز عصر





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 03:13 ب.ظ
سلام مطلب خیلی خوبی بود.مطمئنا همه علوم به درد ما نمی خوره ولی چطوری بفهمیم که یه علمی که داریم یاد می گیریم نافعه یا غیر نافع ؟تازه خیلی از علومی که توی دانشگاه داریم یاد می گیریم شاید هیچ وقت به دردمون نخوره .با اونا باید چیکار کنیم؟
جمعه 16 اردیبهشت 1390 01:33 ب.ظ
جالب بود تا حالا بش فکر نکرده بودم..!!

پس این درس هایی که تو مدرسه به ما یاد می دن و ما می گیم به چه درد ما می خوره چرا به دبیرامون برمی خوره؟!
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 04:17 ب.ظ
سلام جناب فراهانی
مسائل جالبی رو مطرح میکنین که جدا جای تامل داره
موفق باشید
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 10:19 ب.ظ
مثل همیشه مفید و کار گشا بود . دستتون درد نکنه .
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 03:48 ب.ظ
سلام تبریک میگم وبلاگ عادلی داری موفق باشی
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 03:22 ب.ظ
سلام
ببخشید دیر شد....
من اعتقاد دارم باید از فهمیدن هر چیز حتی (مورچه های روی...) به نفع خودمون استفاده کنیم.
و نفع خودمون یعنی...یعنی "حیات جاویدان"
و این موضوع میطلبه که ذهن پویایی داشته باشیم.


فعلا.پست جدید رو وقت نکردم بخونم....
میام.

التماس دعا "حاج آقا"
این گل هم برای شماست.
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 10:01 ب.ظ
تا خدودی موافقم انسان نباید همه چیز خوار باشد. و به قول علامه حسن زاده مطالعه التقاطی داشته باشد و نباید مثل مرغ باشد که هی نوک بزند به قول قرآن چرا انسان به غذایی که می خورید نگاه نمی کنید. این خوردن از راه گوش دهان بینی چشم لمس و حتی فکر و خیال نیز صورت می گیرد...
مطلب خوب بود بسطشجالب بودنش را دو چندان می کرد....
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 02:04 ب.ظ

مطالبتون همیشه به روز است ممنون
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 09:56 ق.ظ
سلام .از این که به وبلاگ ما سر زدین ممنون.
منم 90%با شما موافقم.عالی بود.
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 09:33 ق.ظ
سلام برادر اصلا با این مطلبت هیچ رقمه موافق نیستم... بابا شما كه خودت اهل كندوكاو علمی هستی و ناسلامتی طلبه ای یعنی كسی كه حس طلب درش فرو كش نمی كنه چرا آخه؟
عزیز دل یه جورایی بحث نافع بودن و دانستن مثل مرغ و تخم مرغ می مونه... مثلاً اگر با این دیدگاه جناب عالی 5000 سال پیش یكی با گل شروع می كرد به بازی بابا ننه اش هم بهش می گفتن آخه پسر اینكار چه نفعی داره بیا به ما تو شكار كمك بده كه شكمت سیر شه... اما این پسره ول كن بازیگوشی نبود و بعد با گلش یه مجسمه یا یه ظرف می سازه و كم كم می شه یه سفال گر... اون وقت می بینه كه می شه از این سفال بهره برداری كرد... عزیز دل، سهم عمده علم مدیون آدمایی كه رفتن انگشت تو سوراخایی كردن كه همه فكر می كردن هیچ نفعی توش نیست!!!!!!!!!!!!!
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 08:11 ق.ظ
سلام آقا وحید
منم با شما موافقم. به همین خاطر با بسیاری از مسابقات مسخره ای که حتی به صورت رسمی برگزار میشه مخالفم.
موفق باشی.
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 07:12 ق.ظ
قلم را که به دست می گیری،یک روح می شوی در قالب هزاران جسم و قبل از جسمت باید روحت وضو گرفته باشد.

قلم را که به دست می گیری،"من" و "تو" و "او" از بین می روند، خدا می ماند و خدا و خدا...
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 12:58 ق.ظ
سلام

بنظرم دانستن چیزهایی كه علم و معرفت انسان را بالا میبره درسته .

در پناه خدا و سایه سار ولایت.
شنبه 10 اردیبهشت 1390 11:38 ب.ظ
دانستنی‌های فراوان در زندگی آرامش‌آور نیست بلکه دانستنی‌هایی که به کار می‌آیند آرامش‌آور است
با سلام
وقت بخیر
با بحثی تحت عنوان
چه چیز را بدانیم بهتر است
به روز هستم و مشتاقانه منتظر نظرتون
موفق باشید
--------------------------------------------------------------------------------
این نظر شماست ! یا سقراط ؟
به هر حال هر کس نظری داره
و به نظر بنده پریشانی دانستنها بهتر از آرامش ندانستنهاست
و به فرموده ی ابو ریحان بیرونی : اگر این مطلب را بدانم وبمیرم بهتر است از این که ندانم وبمیرم

با تشکر از حضورتون : مدیر وبلاگ ستاره ی عشق
شنبه 10 اردیبهشت 1390 11:10 ب.ظ
سلام
مطلب بسیار جالبی بود احسنت بر شما
ولی انسان در کل کنجکاو هست
میخواد تو همه چی سرک بکشه و ازشون سر در بیاره
که جالب نیست و با مسائلی یا مطالب و مشکلاتی مواجه میشه که قبلا نداشته
فقط واسه حس تخلیه درون
خسته نباشید
شنبه 10 اردیبهشت 1390 09:58 ب.ظ
سلام حرف شماكاملادرسته بادانستینهای قبلیمون چیكاركردیم كه باجدیداش كنیم.متاسفانه ذهن بعضی ازماادامادنبال یه چیزایی میره كه اصلا هیچ فایده ای برای مانداره وفقط ذهنمون مشغول میشه وبس.راستی دوست داشتین بگین بااسم دلخواه لینكتون كنم.خ.شحال شدم اومدین.ارزومندارزوهایتان
شنبه 10 اردیبهشت 1390 06:14 ب.ظ
سلام
من با نظر تو كاملا مخالفم
كی گفته انسان كنجكاو همیشه ناراحت و افسرده است به نظر من كنجكاوی در هر زمینه ای خیلی هم خوب است و به ارتقای سطح آگاهی بسیار كمك می كند
پس انسان باید در هر زمینه ای چیزی را بداند گر چه كم و محدود
شنبه 10 اردیبهشت 1390 06:04 ب.ظ
آموختن هیچ علمی، بی‌فایده نیست.
*به شرط داشتن هدفی متعالی*
چه بسا جمع‌آوری اطلاعاتِ نحوه و تعداد تردد مورچه‌ها بر روی دیواری خاص یا دیوارهای مختلف در یك دوره‌ی زمانی مشخص، منجر به كشف علومی شود و حتی اگر نتیجه‌اش اختراع و اینا نباشه، صددرصد می‌تونه یه نتیجه مهم درمورد علم زندگی مورچه‌ها داشته باشه كه صددرصد بی‌ اهمیت نیست. در ضمن این‌كه خود این كار یه تفریحه.
*
به نظر من، خوبه انسان در مورد:
ــــ علومی كه اصل و اساس و پایه زندگیش به اون وابسته هست،
ــــ و اصولی كه ادعایی درباره‌ی اونا داره،
ــــ و نیز مواردی كه دیگران از ظاهر اون فرد و سبك و شیوه زندگی او، برداشت می‌كنن (كه 80% نمایان‌گر باطن و باورها و اعتقادات اوست)
اطلاعات كافی داشته باشه.
*
برفرض كارمندی كه توی شركت مخابرات، مشغول خدمت هست، هرچه بیشتر دررابطه با علوم مربوط به شغلش بداند، بهتر است.
یا كارمندی كه با ارباب‌رجوع در ارتباط هست، هر چه اطلاعات شغلی‌اش به روز باشد، بهتر است.
یا فردی كه پیرو دین و مذهب و آیینی هست، هرچه بیشتر در مورد دین و مذهب و آیین خود بداند، بیشتر به یقین می‌رسد. و درنتیجه داشتن علم و یقین، باعث نزدیك شدن «ظاهروباطن و سبك و شیوه زندگی فرد» با «واقعیت و برداشت‌های دیگران» می‌شود و صددرصد تبعات مثبت‌تری دارد؛ به‌نسبت فردی كه بدون علم و آگاهی، رفتاری رو از خودش بروز می‌دهد یا دینی برمی‌گزیند و غیره.
دانستن درباره زندگی خصوصی افراد، فایده‌ای ندارد و مضر است
*به‌غیراز مواردی كه دیگران به كمك ما نیاز داشته باشند *
*
خدایا كمكمون كن، هر آن‌چه كه فراگرفتن آن ما را به تو نزدیك‌تر می‌كند و تو می‌پسندی، یادبگیریم و یاریمان كن، تا به تو ایمان بیاوریم. آمین!


شنبه 10 اردیبهشت 1390 05:43 ب.ظ
دانستنی های پوچ دنیایی سد غرور شده اند برای یافتن دانستنی های آسمانی!
نوشته شد!
شنبه 10 اردیبهشت 1390 05:09 ب.ظ
در یکی از مدارس مذهبی تهران معلم داشته در نمازخانه صحبت میکرده و یکی
از بچه های کلاس اول دبستان از معلمش پرسیده مگر وقتی شیطان به آدم سجده
نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟ معلم گفته بله همینطوره. شاگرد گفته
پس چطور توانسته دوباره وارد بهشت بشود و آدم و حوا را گول بزند تا سیب
را بخورند؟ معلم فقط سکوت کرده و هیچ چیزی برای گفتن نداشته. کسی جوابی
دارد؟
بر همه ی موحدان مبرهن است که شیطان رجیم است و رانده شده از بهشت. پس
هنگام گول زدن در بهشت چه غلطی میکرده؟
وحید

سلام و وقت بخیر
شیطان یا همان ابلیس ، رجیم و رانده شده است؛ چنان كه در قرآن در سوره حجر آیه 24 و سوره ص آیه 78، آمده : «قال فاخرج فانّک رجیم ؛ از آن جا بیرون رو که مطرودی». معلوم می‌شود که شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدی شده و از درگاه خداوند و ملكوت رانده شده است و به یقین تا ابد هم در بهشت راه ندارد. پس اولا : شیطان قبلا در بهشت نبود؛ بلكه در درگاه الهی و در جمع مقربان درگاه خداوند بود در حالی كه بهشت جایگاه مؤمنان و بندگان مطیع خداوند در آخرت است و اخراج او به معنای اخراج از بهشت نیست. اما در هر حال روشن است كه شیطان بعد از این اخراج دیگر نمی توانست به بهشت راه یابد ، حال باید پرسید كه چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد؟ در پاسخ باید گفت: گرچه برخی تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتی است، ولی مراد از بهشت محل سكونت آنها همان بهشت موعود نیست، زیرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد، اما سؤال این است كه آن بهشت موقت و محل سكونت ایشان كجا بود و چه حقیقتی داشت؛ چند نظریه مطرح است: 1. باغ آسمانی : بعضى از مفسرین معتقدند که: این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده ، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است. (1) 2. باغ زمینی : برخى از مفسران نوشته‏اند كه: این بهشت یکى از باغ هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله: « اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پایین بیایید، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به زمین است ، چنان که جمله: « اهْبِطُوا مِصْراً» نیز هبوط به این معنى می باشد. على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می نگارد: از امام جعفر صادق علیه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند كه: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد.(2) 3. بهشت برزخی: عده ای نیز معتقدند که: منظور از این بهشت ، بهشت برزخی بوده ، نه بهشت زمینی دنیایی ؛ علامه طباطبائی در دفاع از این نظر و در توجیه روایاتی که این بهشت را دنیایی معرفی می کند مانند روایت بالا می فرماید : مراد از این که از بهشت‏هاى دنیا بوده، این است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام‏ رسیده است، روشن می شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى این روایات آمده است که: آدم بر صفا، و حوا بر مروه هبوط کرد، و از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد ، پس در زمین بودن این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد . (3) نتیجه: به یقین بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نمی‌باشد . آن جا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. از سوی دیگر کسی که به جنة الخلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد؛ پس این بهشت جایی بوده كه شیطان - كه مترصد اغوای انسان ها است - توانسته در آن موقعیت حاضر شده و به نوعی آدم علیه السلام را فریب دهد .

پی نوشت ها : 1. مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 186، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش. 2. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص: 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم ، قم، چاپ پنجم، 1374 ش. 3. آیت الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337. نشر موسسه اسراء قم
شنبه 10 اردیبهشت 1390 04:54 ب.ظ
سلام
جالب بود
یه جورایی شدیم مثل یه اقیانوسی که عمقش به اندازه ی یه بند انگشته
شنبه 10 اردیبهشت 1390 01:39 ب.ظ
سلام علیكم

موافقم
شنبه 10 اردیبهشت 1390 12:38 ب.ظ
سلام دوست خوبم

اول پوزش منو بخاطر تأخیرم بپذیرید.

راست گفتید ‏، بعضیها واقعاً هیچ اطلاعی از موضوعی ندارند فقط برای اینکه به قول معروف کم نیارن زود در بحث شرکت می‏کنن و حرفهای بی ربط می‏زنند.
که متأسفانه خودم با یکی از این افاد سرو کار دارم.

نمیدونید چقدر اعصابم خرد میشه.

آدم باید به دنبال هدفی که هست درباره‏اش تحقیق کنه و مطالب بیشتری یاد بگیره.
البته نمیگم که موضوعات دیگه رو دنبال نکنه.
به نظر من انسان دربارۀ هر موضوعی باید اطلاع داشته باشه.


دوست خوبم به روزم و مشتاق دیدارتون
شنبه 10 اردیبهشت 1390 11:24 ق.ظ
سلام مطلب ارزشمندی بود
خداقوت
با مطلب جدید بروزم و منتظر حضور گرمتون
پاینده باشید
علی علی
شنبه 10 اردیبهشت 1390 10:26 ق.ظ
سلام.
من ترجیح میدم هرچیزی رو که تونستم یاد بگیرم. لازم نیست الان به دردم بخوره. ممکنه چند سال بعد ازش استفاده کنم. ممکنه هم هیچوقت. ولی خوشحالم که یاد گرفتم. خوشحالم که میدونم.
خیلی چیزا هست که من دوست دارم یاد بگیرم ولی هیچوقت فرصتش پیش نمیاد یا شرایطش اصلا جور نمیشه.
خیلی چیزا هم هست که من اصلا تو فکرشم نیستم که یاد بگیرم ولی شرایطش هست و من یاد میگیرم.


یه انتقادم داشتم.
اگه میشه نوع طرح سوالتونو تغییر بدین.
شما تو طرح سوالاتون دو گروه درست میکنین.یکی چپ یکی راست. خوب بیشتر وقتی میان نظر بدن مسلما چیزی رو میگن که خیلی خوب باشه.
من الان نظرمو اینطور دادم ولی تو نظرات بچه ها که خوندم به این حالت میگن فضولی یا چیزی که من از متن شما گرفتم اینکه شما به حالت کسی مثل من میگید بیهوده یاد گرفتن. یه جورایی وقت تلف کردن.
شنبه 10 اردیبهشت 1390 10:01 ق.ظ
درود بر شما دوست گرامی.مطلب خوبی بود مثل یک یادآوری بود.چون فکر می کنم من هم تا حدودی دچارش هستم.
شنبه 10 اردیبهشت 1390 07:44 ق.ظ
سلام
من با اصل نظر شما موافقم اینکه ادم باید دنبال چیزی بره که به دردش بخوره ولی خیلی وقتا هم لازمه چیزی رو بدونه که به دردش نخوره ولی باعث میشه ذهنش باز بشه یا اطلاعات عمومیش بره بالا نیوتون بخاطر کنجکاویش قانون زمینو کشف کردمطمئنا همون اول شاید دوستاش بهش میگفتن نیو جون برو دنبال چیزی که به دردت بخوره چه میدونستند همین کنجکاوی ساده چه غوغایی میکنه! وگرنه میتونست بگه چه نفعی واسه ما داره که سیب بالا میره یا پایین میافته؟ همه چیز خوبه حتی کنجکاوی اما در حد خود
موفق باشید
شنبه 10 اردیبهشت 1390 01:14 ق.ظ
سلام
آپپپپپپپپپپپپپپپپپمممممممممممم
شنبه 10 اردیبهشت 1390 12:06 ق.ظ
با سلام
حضرت على علیه السلام در نامه سى و یكم نهج البلاغه خطاب به فرزندش امام حسن علیه السلام جمله‏اى دارند كه مى‏فرمایند:
فرزندم! من در سرگذشت گذشتگان چنان مطالعه كرده‏ام و به آنها آگاهم، كه گویا با آنان زیسته‏ام و به اندازه‏ى آنها عمر كرده‏ام.

آری انباشته كردن علم بعضی وقتها مثل بی حجابی ارزش می شود.
جمعه 9 اردیبهشت 1390 11:46 ب.ظ
مطالب خوبی بود مرسی که دعوت کردی. ولی شما را به خدا قسم میدم چیزی بنویس که ما را از این بدتر گیج خدا نشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30