تبلیغات
تاملات حوزوی - بررسی گرایش به دینداری در جامعه ما
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 27 فروردین 1390 :: نویسنده : وحید

1)دو واژه مبهم در این سوال وجود  داره یکی دین و دیگری جامعه تا این دو واژه روشن نشود بحث پیچیده می شود

ممکن است من مرادم از جامعه جامعه حزب اللهی باشد و مراد از دین حضور در هیئت و بعد نتیجه بگیرم دینداری در وضعیت مطلوبیه و فرد دیگری مرادش از دین احکام دینی  باشد و جامعه را افرادی خاص تعریف کند و نهایتا بگوید دین رو به افول است

2) مراد از دین 3 چیز می تواند باشد

اول)اعتقادات دینی :یعنی وقتی می گوییم دین کمرنگ شده یا پررنگ شده مرادمان باورمندی افراد باشد

دوم)احکام و مناسک دینی:یعنی مرادمان از دین نماز وروزه و جمعه و جماعات باشد

سوم)اخلاق دینی

3)به نظر من مراد از جامعه بستگی کامل به تجربه حضور ما در جامعه دارد فردی که در محیط مذهبی است طبعا از جامعه مذهبی گزارش می دهد فردی که در محیطی که کمتر از مذهب رنگ و بویی هست از بی مذهبی بودن جامعه گزارش می دهد

این تفاوتی که در نظرات دوستان بود ریشه در همین قضیه دارد

4)و باز به نظر من ما در بخش اعتقادات گرچه هنوز در وضعیت مطلوبی نیستیم ولی آنچه من تجربه کردم این است که ما در این بخش به مرز بحران نرسیده ایم

اما بحران اصلی در بخش دین ، در بخش اخلاق است

غیبت،دروغ وبسیاری از رذائل دیگر این روزها بین ما ایرانیان خیلی راحت شده است

آنچه هم در نظرات دوستان در انتقاد از افراد مذهبی مطرح بود عمدتا به اخلاق مربوط بود و اینکه چرا ضوابط اخلاق دینی مراعات نمی شود

اینها همه با توجه به این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود

انی بعثت لاتم مكارم الاخلاق(1)

یعنی اساسا بعثت پیامبر برای اتمام اخلاق است و اینکه اخلاق بشر را ارتقا بدهد

 

پی نوشت

1)مکارم الاخلاق، ص 8. فتح الباری، ج 6، ص 419





نوع مطلب : اجتماعیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 08:08 ق.ظ
ماهمونایی هستیم که به وبلاگ ما سرزدین.مطلبتون خیلی خوب بود اما بیشتراونا مذهبی بود.
شنبه 3 اردیبهشت 1390 01:32 ب.ظ
به نظر من بی اخلاقی درد اصلی جامعه است نه صرفا از آن جهت که مردم کمابیش اخلاق را مراعات نمیکند بلکه به این دلیل که کسی نمی داند اخلاق چیست؟؟؟؟ اخلاق طیف وسیعی دارد از یقین و ایمان گرفته تا مراعات حال همسایه............
در دعای مکارم اخلاق امام سجاد به زیبایی دایره گسترده اخلاق ترسیم شده است.
از بی اخلاقی در جامعه مان آسیب هایی می خوریم که حتی متوجه نیستیم از کجا خورده ایم چه برسد به به علت یابی آن!!!!!!!!!!!!!
یک مثال کوچک آن بی توجهی به ذرس اساتید در سر کلاس های دانشکده و زیر آبی درس خواندنو و مسموم کردن فضای درس وبحث و مبادله اطلاعات در دانشکده هایی که علم آنها بر پایه همین بحث ها رشد میکند ولازمه آنها به روز بودن و استفاده از آخرین اطلاعات روز دنیا میباشد.
شنبه 3 اردیبهشت 1390 01:18 ق.ظ
با سلام به طلبه جوان
بنده پیشنهاد می کنم به نوشته های دکتر سروش در باب اصناف دین ورزی مراجعه فرمایید.خالی از لطف نیست.
به نظر من بی اخلاقی در جامعه مولود نگاه مبلغین دینی است.
بعد از انقلاب دوستان فقط به فکر فقه پروری و در پی آن فقیه پروری بودند و هستند،به عنوان نمونه شما به مصاحبه هایی که از افراد در آزمون های استخدامی گرفته می شود رجوع کنید.
چون اساسا در متون دینی ما معیاری روا و پایا برای سنجش اخلاق و اعتقادات وجود ندارد و این قبیل پرس و سوال های دین گریزانه راحت تر طرح می شود و نیاز به فکر ندارد از آنها استفاده می شود؛ برای فهم بهتر باید بگویم که اساسا سیستم اداره و گزینش کشورمان(متاسفانه) آگاهانه یا از روی ناآگاهی مردم را به سمت بی اخلاقی وریاکاری سوق میدهد و از مردم می خواهد هر طور که می خواهند باشند و هر کار که می خواهند بکنند اما منافع و مصالح یک عده قلیل را به خطر نیفکنند.
امیدوارم روزی این ریاکاری ها و بی صداقتی ها جایشان را به روراستی و صداقت بدهد.
چهارشنبه 31 فروردین 1390 08:49 ب.ظ
تفسیر جالبی بود. به نظر من مشکل اینه که بیشتر ظواهر دین در جامعه ما وجود داره و دین هنوز به بطن زندگی ما وارد نشده. رفتارها و منش ما دینی نیست. حتی در افراد مثلا مذهبی!
چهارشنبه 31 فروردین 1390 01:30 ق.ظ
سلام ممنون استفاده کردم.
سه شنبه 30 فروردین 1390 04:55 ب.ظ
سلام
با تحلیلتون موافقم
سه شنبه 30 فروردین 1390 03:25 ب.ظ
هوالحق
من کاری به خواص جامعه ندارم.
اما عامه مردم نسبت به دین به طور کلی به دو گروه تقسیم می شن:اونای که اسلام رو میشناسن ومنتظر هستند
اونایی که فقط مسلمون شناسنامه ای هستند و امروز رو چسبیدن.
وفاصله ی این دو گروه روز به روز بیش تر می شه. یه عده با سرعت رو به تعالی و عده ای پیشتاز رو به قهقرا.
سه شنبه 30 فروردین 1390 11:53 ق.ظ
سلام خسته نباشید... ممنون بهم سر زدید
مطلبتون خوب بود ایشالا موفق باشید... منم با نظر فاطیما جون موافقم بالا دستیا همیشه به مردم میگن فلان کار بده فلانه چنانه ولی خودشون پشت پرده همون کارایی که به اصطلاح برای عوام بده انجام میدن ...
دیدنداری فقط به پیروی کورکورانه یا از روی ترس نیست ولی متاسفانه الان تو این مملکت اینجوری شده یا از روی تسر پیرو مسائل دینی هستن یا بعضیا زا رو اجبار چرا باید اینجوری باشه؟
سه شنبه 30 فروردین 1390 11:49 ق.ظ
از مطالب پرنغزتان بهره مند شدم در صورت امكان ماراهم لینك فرمائید
سه شنبه 30 فروردین 1390 11:09 ق.ظ
سلام دوست عزیزم با قبئلی طاعات و عبادات شما وخسته نباشید خدمت شما .وب خیلی خوب و پر محتوای داری از این بابت از شما متشکرم
سه شنبه 30 فروردین 1390 11:08 ق.ظ
باسلام خدمت شما
به نکته ی خوبی اشاره کردین ،اخلاق.
منظورتون از نگاه افراد مذهبی به جامعه رو واضح تر بگین.
اتفاقا خیلی ها مذهبین اما جامعه رو مذهبی و ایده آل خودشون نمی دونن.
چه بسا بیش از سایر افراد به جامعه نقد داشته باشن.
یا علی
سه شنبه 30 فروردین 1390 10:29 ق.ظ
سلام
فقط یه چیز بگم که خودمان کردیم که لعنت بر خودمان باد انقد سخت گیری اضافه تو این جامعه شده و میشه که خودشون دارن ملتو از راه به در میکنند و کاری بر سر مردم آوردند که ملت اعتقادشون به همه چیز ضعیف میشه میگن دین میگه دزدی بده ولی خودشون پشت پرده چه دزد بازاری راه انداختند میگن روابط نا مشروع زیاد شده یکی نیست بهشون بگه بابا آخخ خودتون امکاناتی جای تفریحی چیزی واسه این زبون بسته ها قراردادید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و...
خداهممونو به راه راست هدات کنه انشاالله
سه شنبه 30 فروردین 1390 10:20 ق.ظ
سلام اقا فراهانی انشالله كه خوب باشید


وبلاگه خوبی دارید براتون موفقیت روزافزون ارزو میكنم


همیشه شاد و تندرست باشید


مرسی از حضورتون ...


سه شنبه 30 فروردین 1390 09:17 ق.ظ
مهمترین مساله در بحث دینی، یقینه. متاسفانه خیلی از دینداران در جامعه امروز ما پیروی كوركورانه دارن.
دوشنبه 29 فروردین 1390 09:29 ب.ظ
موفق باشید . . .
دوشنبه 29 فروردین 1390 09:08 ب.ظ
امیدی دیگر به دین ندارم
دوشنبه 29 فروردین 1390 08:44 ب.ظ
با سلام. نظر مبسوطم را در مورد دینداری در وبلاگم در بخش ادیان ( مخصوصا مقاله معیارهای دیانت ) و مقاله هیجانات و فرا روانشناسی قرار داده ام. میتوانید مطالعه بفرمایید. و نظر عالمانه خود را ارسال نمایید. با تشکر
دوشنبه 29 فروردین 1390 07:12 ب.ظ
من هم با این بخش از نوشتتون که خیلی از ماها دینداریم ولی از نظر اخلاق دینی در حد خوبی نیستیم موافقم.
من خودم هم خیلیا رو میبینم که از دین فقط به ذکر و دعاو ... بسنده میکنن و اخلاق خوبی ندارند ، نه برخوردشون با بقیه خوبه نه اینکه به اداب دینی که در مورد دیگرانه، پایبندن و نه حق رو رعایت می کنن.
(در حالیکه پیامبر ما در زمان خودش در خوش اخلاقی زبانزد بوده در عین حال دیندارترین هم بوده.)
و همین باعث میشه بقیه مخصوصا نوجوونا و جوونا هم از دین و البته از آدمای اینجوری خوششون نیاد و دیدشون نسبت به دین تغییر کنه .
به نظر من اگه گرایش به دین کم شده مشکل از ماهاییه که وجهه دین رو به خاطر خودمون و خواسته هامون بد جلوه میدیم .
وگرنه اگه از همون جوونا بخواهیم که مشکلشونو با دین توضیح بدن ، ایرادی به دین نمیگیرن ولی با رفتار دیندارا مشکل دارن .
البته این نظر من جامع و کامل نیست . چیزی رو که اطراف خودم میبینم توضیح میدم .
موفق و پاینده باشید
دوشنبه 29 فروردین 1390 07:11 ب.ظ
سلام
وب خوبی داری

با سطح مدیریت و کیفیت

موفق باشین
دوشنبه 29 فروردین 1390 06:57 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی مطالب جالبی
دوشنبه 29 فروردین 1390 06:34 ب.ظ
سلام جایی که من هستم افراد از دین فقط و فقط به نماز و روزه ش عمل می کنن که اغلب اونها هم از روی عادت یا ترس یا خودنمایی عمل می کنن.مرسی از وبلاگ خوبتون
دوشنبه 29 فروردین 1390 05:15 ب.ظ
گرایش به دینداری به نظر من باید بر اساس عقل و منطق صورت پذیرد
دوشنبه 29 فروردین 1390 04:47 ب.ظ
سلام
از نظر من که به خود فرد بستگی داره که میخواد چه دینی داشته باشه
اخلاق هم مهمه
ولی به هر حال
ممنون سر زدید و دعوت کردید
دوشنبه 29 فروردین 1390 04:09 ب.ظ
سلام
دینداری دراجتماع کنونی ایران که باید بگم به شدت داره سقوط میکنه واین رو میشه از سطح فکری نوجوانها به وضوح وعیان مشاهده کرد من شخصه خیلی ها رو میشناسم که افکار گروهای متال شده زندگیشون اونهایی که از اسلام بخاطر بعضی موانع و. گریزان بودند حالا طرفدار دوآتشه این گروها شدن در حالی که این گروها موانع رشدی وعقلی زیادی پیش روی اونها قرار داده واگه اسلام موانعی میساخت این گروه فکری اونها رو از خیلی چیزها به طور خودکار محروم کرد مثل آرامش ومحبت
3 نفر رو میشناسم که از وقتی وارد این گروهها شدن حالت سردرگمی وحیرانی همیشه با اونهاست واکثراوقات دوست دارن از واقعیت ها فرار کنن وبا جوابهای نامربوط میخوان سوالهای که براشون پیش میاد جواب بدن.خیلی منزوی وبی احساس شدن.دلیل ورود اونها هم تنفرشون از محدودیت هایی است که در اسلام موجوده البته به زعم تفکر اونها میشه محدودیت ...ولی خوب جواب من به این سوال اینه که جامعه ایرانی کم کم داره بوی فرهنگ غربی رو میگیره ..البته امیدوارم جلوی این سیالان وانتشار این فرهنگ گرفته بشه
دوشنبه 29 فروردین 1390 03:39 ب.ظ
سلام
موضوع خیلی جالبی رو مطرح کردی... یه خورده با اینکه اخلاق رو جزء دین طبقه بندی کنیم، مشکل دارم... خیلی حوامع هستن که سکولار ان ولی به اخلاق پایبندند و خیلی جوامع دیندار سراغ داریم که به اخلاق پایبند نیستند...
وحید

سلام
همانطور که گفتید اخلاق امری فرا دینی است
و ارزشهای دینی را دین مشخص نمی کنه
اما همین ارزشها را دین هم تاکید می کنم دین هم بیان کرده
لذا همین کافی است که بگوییم یه بخشی از دین مباحث اخلاقیه
دوشنبه 29 فروردین 1390 03:11 ب.ظ
از انجایی که یک طلبه هستید شاید حرف های من را قبول نداشته باشی ولی دین راه خداست دین اسلام رتشت مسیح یهود وجود خارجی ندارد همه مسلم هستند هر کس که مطیع فرمان خداست مسلم است ولی دین با عشق می اید نه با زور خدا خالق ماست ایا نمی توانست همه را مسلم کند پس مشکل جای دیگر است مگر موسی نبود که با شبان بد کرد و فهمید اشتباه کرده است هر کس خدایش را به زبان خود می خواند من خالق دختذان نیستم که بروم به انها بگویم چرا حجاب ندارید شاید در فردای قیامت مرا به دیدن او هم راه ندهند شاید مقامش از من خیلی بالا تر باشد وقتی انسان را ازادی بدهی راه خودش را پیدا می کند چون فطرت خدا جو دارد از نظر من علت فاصله ین است که با سخت گیری کنجکاوی را تحریک کردیم دختر و پسر باید با هم زندگی کنند چرا انها را از هم جدا کنیم هر چه ما بیشتر سخت بگیریم نفس عماره قوی تر می شود زیرا ما به فطرت خدا جو اعتماد نکرده ایم.
دوشنبه 29 فروردین 1390 03:11 ب.ظ
سلام مرسی که اومدی دین و دین داری دو مقوله ی جدایند
دوشنبه 29 فروردین 1390 02:20 ب.ظ
ممنون که سر زدید.
دوشنبه 29 فروردین 1390 01:16 ب.ظ
سلام.اینا یه گروه موسیقی متالن ...ولی شیطانپرست نیستن(چون موزیک متالو به این ربط دادن)من نه شیطان پرستم نه ازشون خوشم میاد او نا یه مشت احمقن که هدفی تو زندگیشون ندارن...موزیک متال فقط اعترازه که معولا معنی اشعارشون فلسفی البته نه همشون یعنی مث این خواننده های جلف ایرانی نیستن این اعتراض میتونه به حکومت .دنیا .رفتار بد آدما و... علاوه بر اینا متالر ها بیشتر به بعد دوم انسان میپردازن یعنی روح ومرگ...اگه میخوای میتونم معنی بعضی از اشعارشونو برات گیر بیارم...
دوشنبه 29 فروردین 1390 12:25 ب.ظ
سلام! ممنون از حضور ودعوتتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30