تبلیغات
تاملات حوزوی - منتقد باشیم یا اهل توکل؟
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 10 فروردین 1390 :: نویسنده : وحید

انسانها به لحاظ ذهنیت دو جور هستند

دسته اول)افرادی که ذهن منتقد دارند انسان هایی که با هر پدیده ،یا فردی یا اندیشه ای مواجه می شوند سریعا نگاه نقادانه خود را به جریان می اندازند و با همه چیز و همه کس فیلسوفانه و با تردید برخورد می کنند  این افراد خیلی سخت با دین کنار می آیند چرا که در دین تعبد هست و اینها اهل این مسائل نیستند به نظ این دسته هر انچه اثبات شود وجود دارد و هر آنچه نشود نه لذا همه چیز را در چارچوب عقل خود معنا می کنند

پیش فرض این افراد این است که همه چیز و همه اندیشه های غلط است مگر اینکه خلافش ثابت شود و همه افراد بن هستنند مگر اینکه خلافش ثابت شود

 

دسته دوم) افرادی که ذهنی متوکل دارند یعنی اینکه همواره به همه چیز اعتماد دارند

بر خلاف دسته اول این افراد راحت با دین کنار می ایند چون زیاد اهل چون و چرا آوردن نیستند  پیش فرض این افراد این است که همه چیز و همه اندیشه ها درست است مگر اینکه خلافش ثابت شود 

به نظر شما میشه این دو ذهنیت را با هم داشت یعنی در برخی جاها ذهنیت منتقد را فعال ساخت و برخی جاها که لازمه اهل توکل و تعبد  اعتماد بود یا نه ؟





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 28 آبان 1390 08:58 ب.ظ
برای یك زندگی خوب وداشتن نگرش زیباودچارتعصب وافراط نشدن،بایدهردوذهنیت راباهم تلفیق كرد
جمعه 26 فروردین 1390 02:31 ب.ظ
من خودم انسان منتقدی هستم
ولی در خیلی از امور دین، با وجود این‌كه شدیداً دوست دارم دلیل یه حكم شرعی رو بدونم (یعنی در واقع اون قانون و حكم شرعی رو عادلانه نمی‌دونم)، و دوست ندارم انجامش بدم مگر این‌كه یه دلیل قانع كننده برای یقیین، باشه؛ ولی باز هم انجامش می‌دم و سعی می‌كنم وظیفه بندگیمو انجام بدم و از خدا می‌خوام كه یه‌جوری به یقیین برسونه منو درمورد اون فتوی و حكم شرعی.
با خودم می‌گم: شاید خدا می‌خواد ببینه من چه‌جور بنده‌ای هستم. آیا بهانه‌گیرم یا می‌تونم یه جاهای كوچیكی هم، به‌خاطر خود خدا (در واقع خودم) بندگی كنم و بدون چون و چرا انجام بدم، احكام رو.
البته خیلی موقع‌ها هم اول كلی ناشكری و فغان می‌كنم و بعد كه به بن‌بست می‌رسم، سر تعظیم فرود می‌آرم.
بعضی‌ موقع‌ها با دل‌خوری احكام رو انجام می‌دم.
بعضی موقع‌ها هم كه حال روحیم خوب باشه، همون ابتدای كار، خدا رو شكر می‌كنم و می‌گم: راضی‌ام به رضای خدا.
هر وقت از خدا خواستم كه یه امر سخت رو برام مدیریت كنه، طوری اون كار انجام شده كه واقعاً خودم حیرت‌زده مانده‌ام، كه چقد عالی تمام شد. ولی نمی‌دونم چرا یادم می‌ره همیشه از خدا بخوام كه برام زندگیمو مدیریت كنه؟ چرا خدا رو فراموش می‌كنم؟ چرا از خدا ناراحت می‌شم؟
وقتی به خوبی‌هایی كه خدا در حقم كرده فكر می‌كنم، واقعاً عاشقانه می‌پرستمش. ولی كوتاهه. وقت نمی‌كنم كه همیشه به خوبی‌های خدا فكر كنم. و خیلی موقع‌ها با یه مشكل كوچیك، ناسپاسی می‌كنم به درگاه خدا. یادم می‌ره كه این خداس كه باز هم با همه بدی‌هام دوستم داره. این خداس كه دست رد به سینم نمی‌زنه. این خداس كه با یه كم اشكم راضی می‌شه و می‌بخشه. این خداس كه منو بخاطر خودم دوست داره، به‌خاطر خودم تنبیه می‌كنه، به‌خاطر خودم می‌بخشه و تنها خداس كه هیچی‌ رو به‌خاطر خودش نمی‌خواد.
دوست داشتم همیشه یه انسانی بودم كه هر پیشامدی كه برام پیش می‌آمد، اول صبر می‌كردم، بعد خودمو به خدا می‌سپردم، و تو بدترین مواقع هم خدا رو شكر می‌كردم و دیدم رو وسعت می‌بخشیدم تا حسن اون اتفاق رو بفهمم.
بعضی از موارد نادر كه صبر كردم، آخرش سر تعظیم فرو آوردم و واقعاً حكمت خدا رو دیدم. ولی چرا همیشه نمی‌تونم صبر كنم؟

دوشنبه 15 فروردین 1390 09:48 ب.ظ
سلام خوبه کوتاه و مفید می نویسی احسنت
دوشنبه 15 فروردین 1390 09:47 ب.ظ
سلام در دو دیدگاه افراط و تفریط وجود داره ساده لوحی هم خوب نیست باید جهل را کنار زد هر بلایی به انسان می رسه از جهل اوست
دوشنبه 15 فروردین 1390 09:41 ب.ظ
دوباره سلام
آره میشه. من فک کنم من خودم دو نوع ذهنیت رو دارم درمورد خیلی مسائل نقادم و به خیلی چیزها هم اعتقاد قلبی دارم و اهل توکلم.
یکشنبه 14 فروردین 1390 10:23 ب.ظ
من خودم جز دسته اولم ولی به نظر هر دو باید باشند. و هر دو قابل احترام هستند
یکشنبه 14 فروردین 1390 07:33 ب.ظ
به عقیده من تنها در مورد دین باید توکل داشت در سایر موارد باید تعقل کرد که این خود توصیه دین است. البته واضح است که شما هم توکل را در خصوص دین و مسائل اعتقادی مطرح کرده اید اما بهتر است صراحتاً هم به آن اشاره کنید. به هر حال در سایر موارد اطاعت بی چون و چرا و چشم بسته قبول کردن نظرات دور از خردورزی است.
شنبه 13 فروردین 1390 05:56 ب.ظ
من بلد نیستم فلسفی حرف بزنم. یا ازین اصطلاحات خاص استفاده کنم ولی:
خودم رو میگم که به هردوش معتقدم. هم به توکل و هم منتقد بودن. برای مثال وقتی مساله ای برام پیش میاد تفکرم اینه: حالا که پیش اومده. و باید برای پیشرفت یا جلوگیریش کاری انجام بشه. اینجاست که میشینم رو مساله فکر میکنم. دلایل ایجادش و کارهایی که کردم که این نتیجه بدست اومده نقد میکنم. و ازین به بعد براساس راهکارهای درنظر گرفته و توکل به خدا و احتساب سرنوشتی هم که برام تعیین شده گام بر می دارم....
اینجوری هم دقتم بالا میره و هم قدرتم.
شنبه 13 فروردین 1390 03:50 ب.ظ
سلام مهربان.
اسلام در اصول تعبد بردار نیست و تقلید را درست نمی داند.بعضی از موارد دین است که جزء تعبدات است مثل نماز خواندن. اما همین تعبدات هم با استمرار در آنها به عقلیات منتج شده و با عقل قابل توصیف است.
شنبه 13 فروردین 1390 02:46 ب.ظ
آیا شما كه دارین وقت میگذارین آیا یه لحظه به اونچیزی كه دنبالشین فكر كردین خودآ یا ال له دنبال چی میگردین برید خودتونو پیدا كنین همه مشكلات حل میشه . موفق باشین .
شنبه 13 فروردین 1390 03:55 ق.ظ
اول سلام.برای اولین بارهست که به وبلاگ پربارشما سر میزنم.اما من فکر میکنم کمی تا قسمتی توی تقسیم بندی ذهنیت ها نقص وجود داشته.بنظرمن طبق تقسیم بندی شما افراد متعهد و متدین اکثراً بدون دلیل و پرسش به دین علاقه پیدا کردند واین در حالیه که روحیه ی پرسش گری جزء لاینفک ذهن خلاق بچه حزب اللهی ها بوده و باید باشه.
باتشکر سرای اندیشه
http://sarayeandishe.blogfa.com/
شنبه 13 فروردین 1390 02:23 ق.ظ
هر وقت‌ كه‌ دلت‌ را بتكانی‌ عید است و هر روز كه‌ تازه‌ شوی، نوروز.
بلند شو، بال‌های‌ تازه‌ات‌ را تنت‌ كن. باید به‌ عید دیدنی اش‌ بروی. دلت‌ را تقدیمش‌ كن‌ تا عیدی‌ات‌ را بگیری. دیر است‌ اما دور نیست. همین‌جاست. بسم‌الله‌ بگو و در بزن‌ همین.
شنبه 13 فروردین 1390 02:22 ق.ظ
هر وقت‌ كه‌ دلت‌ را بتكانی‌ عید است و هر روز كه‌ تازه‌ شوی، نوروز.
بلند شو، بال‌های‌ تازه‌ات‌ را تنت‌ كن. باید به‌ عید دیدنی اش‌ بروی. دلت‌ را تقدیمش‌ كن‌ تا عیدی‌ات‌ را بگیری. دیر است‌ اما دور نیست. همین‌جاست. بسم‌الله‌ بگو و در بزن‌ همین.
شنبه 13 فروردین 1390 12:07 ق.ظ
salam vebet kheili khobe...................... matalebe kheili khobi hast mamnon ke sar zadi....................
جمعه 12 فروردین 1390 11:27 ب.ظ
سلام ممنون كه به من سر زدید وب جالبی دارید
جمعه 12 فروردین 1390 10:13 ب.ظ
خواهش میکنم.
خوش بگذره . سیزده بدر خوبی داشته باشید
تا نظری دوباره خدا نگهدار.
جمعه 12 فروردین 1390 05:22 ب.ظ
درود بر شما دوست عزیز
من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره قانون اشا( یکی از اصول دین زرتشت) نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید.
با تشکر از شما دوست عزیز
جمعه 12 فروردین 1390 03:32 ب.ظ
آره میشه چون اخلاق خود منم این مودلیه تقریبا!ممنون که بهم سر زدی بازم بیا!روز خوبی داشته باشی خدافظ!
جمعه 12 فروردین 1390 03:28 ب.ظ
سلام دوست خوبم

به نظر من آدم باید در همۀ موارد اول توکل داشته باشه به خدا و بعد به عقلش رجوع کنه.
نباید در هیچ موردی احساس ر عقل غلبه داشته باشه.
وقتی آدم خوب فکر کنه و توکلش به خدا باشه یعنی طوریکه به خدا اعتماد کامل داشته باشه هم میتونه خوب تصمیم گیری کنه و همین که تمام کارهاش رو با موفقیت می‏گذرونه.


به روزم دوست خوبم و منتظر دیدارتون
جمعه 12 فروردین 1390 12:59 ب.ظ
با سلام
از این كه به وبلاگم سر زدی ممنونم امیدوارم بازم به ما سر بزنی یعنی قابل بدونید در خدمتتون باشیم وبلاگ جالبی داری امیدوارم موفق و پیروز باشی
جمعه 12 فروردین 1390 11:46 ق.ظ
ممنون از نظر شما
مطالب جالبی دارید
مایلم تبادل لینک داشته باشم
خبرم کنید
ممنون
یا حق
جمعه 12 فروردین 1390 10:16 ق.ظ
جمعه 12 فروردین 1390 03:38 ق.ظ
دوست عزیز سلام
شمارو با نام
ارزیابیهای یک طلبه لینک کردم.
خوشحال میشم تو این راه از رهنماییهای شما استفاده کنیم.
یا حق
جمعه 12 فروردین 1390 12:15 ق.ظ
ممنونم
پنجشنبه 11 فروردین 1390 11:54 ب.ظ
درود
خیلی مطالبتون جامع و کامله
با اجازتون یکی از مطالبتون رو هم بر میدارم واسه آپ بعدی
پنجشنبه 11 فروردین 1390 11:51 ب.ظ
سلام
وب خوبی دارید
لینکتون میکنم
امیدوارم شمام منو بلینکید
فعلا بااااااااااای
پنجشنبه 11 فروردین 1390 11:39 ب.ظ
سلام
چرا نمی شه؟
انسان باید در شرایط مختلف بر حسب موقعیتی که در آن قرار دارد فکر واندیشهء خود را به کار گیرد ورفتار کند.
موفق باشید
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:50 ب.ظ
به نظر بنده اگه از عقل درست و به موقع استفاده کنیم میشه!
پنجشنبه 11 فروردین 1390 08:19 ب.ظ
پنجشنبه 11 فروردین 1390 05:07 ب.ظ
سلام دوست عزیز

به نظر من همان افراد دسته اول هم خیلی از مسائل را بدون تفکر و چرا و فلسفه پذیرفته اند ولی حال که به دین رسیده اند چراها پررنگ می شود و به واقع دنبال پاسخ نیستند ، فقط می خواهند بپرسند نه اینکه بشنوند واقع را !
و امّا دسته دوم ، که این دسته هم بی اشکال نیستند ! نباید به همه چیز اعتماد داشت باید آگاهانه انتخاب کرد و هوشیارانه جلو رفت ... اهل تحقیق و تفحص بود .
نهایتاً باید گفت : برای دین نه اولی درست است نه دومی .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30