تبلیغات
تاملات حوزوی - اقوال و احوال
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 22 مرداد 1391 :: نویسنده : وحید


1.یکی از نویسندگان غربی به نام خانم الیزابت آنسکوم در کتاب خود(1) سوال جالبی را مطرح می کند:

اینکه چرا اروپاییان که سالها سنت فلسفی و اخلاقی پشت سر خود داشتند مرتکب جنایات هولناکی مثل جنگ های جهانی شدند؟ و اساسا چرا جنگ های جهانی از جایی شروع شد که مهد  فلسفه اخلاق بود؟

به نظر او مشکل آنجا بود که در غرب اندیشمندان و فیلسوفان زیادی در مورد مفاهیم اخلاقی سخن گفته بودند اما کمتر کسی وارد عرصه عمل شده بود  تا اخلاق را عملا به مردم تعلیم دهد.

2.از همینجا می توانیم نقبی بزنیم به فیلم طلا و مس فیلمی که احتمالا شما هم دیده باشید.

روحانی که تصور می کند باید سر کلاس برود و درس بخواند و سر کلاس استاد اخلاق معروف تهران حاضر شود تا زندگی دینی و طلبگی اش را تقویت کند، اما ناگهان همسرش بیمار می شود طوری که سید مجبور می شود هم از کودکانش مواظبت کند و هم از همسر و در کنار همه اینها قالی بافی کند تا زندگی اش بگذرد.

در طول این مدت او نمی تواند سر کلاس حاضر شود و مشکلات او را از آرمانهایش(درس و بحث طلبگی) دور می کند.

نتیجه یک دوره فشار شدید این است که سید عملا اخلاق را تجربه می کند.

طلبه ای که تا چندی پیش درس اخلاق را در دفتر می خواند یا نهایتا سر کلاس تنها حرفهایی را گوش می کرد، اکنون با محبت ورزیدن به زن و فرزند و دستگیری از آنان و جوشیدن با مردم اعم از بازاری و پرستان بیمارستان و دختربچه همسایه و ..فضیلت محبت را در خود نهادینه می کند.

شاید اگر همسرش بیمار نمی شد ،سید طبق روال سر درس می رفت و ذهن او پر از نکات نغز و عبرت اموز اخلاقی و کلامی و فلسفی می شد انباری که ممکن بود سید را به یک خطیب قهار تبدیل کند خطیبی که تضمینی نبود انقدر که خوب حرف می زند، خوب عمل کند،اما بخت یارش بود و اتفاقات او را به جایی رساند که به جای به خاطر سپردن اقوال اخلاقی ،احوال اخلاقی را تجربه کند و به قدری از خودگذشته شود که کفش های طلبه های دیگر را  به راحتی جفت کند.

3.اخلاقی و دینی زیستن به حرف و سخنرانی و اطلاعات نیست ،مدت هاست جامعه ما به اشتباه تصور می کند آنکه آموزش دینی و اخلاقی خوبی داشته ،تربیت دینی و اخلاقی خوبی هم دارد



1)فلسفه اخلاق مدرن



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 31 شهریور 1391 09:52 ق.ظ
التماس دعا.
چهارشنبه 15 شهریور 1391 01:56 ب.ظ
به نظرات خوانندگان وبلاگتان پاسخ نمی دهید. آنان دارند با شما صحبت می کنند اما شما توجه نمی کنید و بشکلی بی اخلاقی از خود نشان می دهید. توجه کردن به نظرات کسانی که وقت می گذارند و مطالب شما را می خوانند و پاسخ به آنان حتی در حد یک کلمه مثل "ممنون" ارج نهادن به شخصیت آنان است.
وحید

سلام
من در جای دیگر می نویسم و متاسفانه وقت اینکه به اینجا بیایم را ندارم
وبلاگ جدید که ماه ها است در ان مطلب می نویسم اینجاست
http://dinpajoohan.mihanblog.com/
نوشته های من با عنوان وحید فراهانی است
چهارشنبه 1 شهریور 1391 08:37 ب.ظ
سلام
بسیار زیبا و دلنشین می نویسید. یکسال است مطالبتان را می خوانم و برخی از آنها را برای اعضای خانواده و دوستانم می فرستم.
همیشه سلامت و سرافراز باشید
خدا نگهدارتان باشد.
دوشنبه 30 مرداد 1391 12:37 ب.ظ
به نام خدا
وبلاگ خیلی خوبی دارید. ان شاء الله که همیشه موفق باشید.
لطفا به وبلاگم سر بزن.
اگر پیشنهادی برای بهتر شدن وبلاگم داری حتما کمکم کن.
اگر مفید بود لینکم کن.
ممنون
یکشنبه 29 مرداد 1391 01:06 ب.ظ
سلام.پس فلسفه وجود استاد اخلاق برای چیه؟(بهم سر بزن
یکشنبه 29 مرداد 1391 02:58 ق.ظ
سلام درود بیکران
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت بر شما و خانواده گرامی مبارک باد



چهارشنبه 25 مرداد 1391 11:48 ب.ظ
سلام
مطلب متینی بود
حقیقتا از حرف تا عمل فاصله بسیار است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.