تبلیغات
تاملات حوزوی - معارین
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 5 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید


1.بساطش را گوشه پیاده رو پهن كرد موقع نهار بود شروع كرد به داد زدن بدو غذای خانگی ،قرمه سبزی ، قیمه ، داغه داغ پس از دقایقی تمام غذاهایش فروش رفت .پول را از جیبش درآورد و شمرد و دستش را بالا گرفت و گفت  الحمدلله بقچه دیگر كه همراهش بود را باز كرد وشروع به خوردن نهارش كرد
 نهارش چیزی نبود جز نان خشك شده ای و مقداری پنیر.

*******
2.حکایت اندیشه ورزی برخی شبیه همین داستانک است.
 برای همه، همه جور خوراک فکری تهیه می کنند و  به همه نظریات افراد مختلف مسلط هستند اما برای سیراب کردن روح خود که از سوالات خسته شده کاری نکرده اند. وقتی از او درباره خدا می پرسی می گوید در این زمینه چند قول مطرح است و به زیبایی نظریات را برایت لیست می کند ولی وقتی می گویی نظر خودت چیست می گوید نظری ندارم این همان حالتی است که هایدگر از آن به حالت گیجی تعبیر می کند  او می گوید چون ما شهوت شنیدن و گفتن داریم و در اثر اعمال این شهوت به گیجی فرورفته ایم یعنی هیچ رأی شخصی قابل دفاع نداریم.
از این حالت به زندگی عاریه ای تعبیر شده، زندگی که سرتاسر تقلید است حتی تحقیقش هم تقلیدی است و بدون داشتن رایی از خود
امام کاظم در حدیثی می فراماید:« اللهم لا تجعلنی من المعارین : خدایا من را از انسانها عاریه ای قرار نده.»


پی نوشت
1) الكافی: 2 / 72 / 1





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : معارین، هایدگر، خوراک فکری،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1391 03:54 ب.ظ

سلام سال نوو بهار را به شما شاد باش می گویم ضمنا خواهش دارم اگر زحمتی نیست در خصوص ایه 1 سوره فاطر توضیح وتفسیر ی قابل در این بنوه را بفرمایید ویا راهنمایی کنید.
وحید

سلام در مورد سوره فاطر پرسیده بودید
البته من تخصصم تفسیر نیست ولی سعی می كنم تا جایی كه امكان دارد این آیه را براتون توضیح بدم
در آیه 1 داریم :
لْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
در ابتدای آیه می فرماید سپاس مخصوص خدایی است كه خالق آسمانها و زمین است هر جای قرآن وقتی این وا‍ژه الحمدلله را می شنویم این به این معنی است كه ستایش و سپاس مخصوص خداست و فقط برای خداست این تاكید فقط را باید توجه كرد یعنی جز خدا كسی سزوار ستایش نیست گویی قرآن می گوید همه ستایش ها برای خدا باشد و هر كسی كه در مسیر خداست
بعد از این فاطر السموات و الارض دارد جاعل الملائكه در واقع تاكید دارد كه این خلقت آسمان ها و زمین توسط ملائكه بوده است و اینها وسیله خلق هستند چون خدا هر كاری را از طریق وسایل و اسباب انجام می دهد
اما رسل در اینجا به چه معناست خدا فرشتگان به رسل قرار داد منظور این است كه اینها فرستادگان خدا برای انبیا هستند برای ابلاغ پیام و هم مامور و رسل خدا هستند برای انجام ماموریت های دیگر خدا ملائكه ای كه دو بال یا سه بال دارند
در ادامه می فرماید
خداوند هر چه بخواند در خلقت و آفرینش می آفریند و به مجموعه هستی زیاد می كند و خدا بر همه چیز قادر است


یکشنبه 14 اسفند 1390 04:21 ب.ظ
ای ملای اندیشمند ..
درنوجوانی بزی تصاحب نمودم که هنوزم بع بع او مرا می آزارد .. ای خردمند ایا کفره اش را میپذیری تا از رنج تصاحب برهم
دوشنبه 10 بهمن 1390 03:02 ق.ظ
سلام و درود .
این بی عاریه ای هم از دردهایی است که علاجش لا ممکن نه .و سخت ممکن است
وحید

سلام
ممنون از حضورتون آقا طاهر
یکشنبه 9 بهمن 1390 10:39 ب.ظ
سلام
اهمیت دادن بیش از اندازه به جسم و لوس بار آوردن آن باعث شده تا از پرورش روح غفلت کنیم روحمان دچار کم خونی شده ویتامین روحمان را تأمین نمی کنیم فربه کردن جسم و لاغر شدن روح باعث شده روح در زیر بار سنگین جسم از او اطاعت کند در نتیجه این شده ایم که نباید می شدیم
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
یکشنبه 9 بهمن 1390 07:20 ب.ظ
مطالبتان خواندنی و تاثیر گذار است موفق باشید
ضمنا ظاهرا بقچه را باقاف می نویسند باز هم ببخشید
وحید

سلام
حق با شماست
ممنونم از تذکرتون

یکشنبه 9 بهمن 1390 04:06 ب.ظ
سلام به وحید جان..
زندگی عاریه ای!.. اینم از اون بحث هایه که فقط به فکر جناب عالی میرسه.. ولی بنظرم اینکه آدم نظراته دیگران رو بلد باشه ولی خودش فاقده نظریه ای باشه یه حرفه.. و اینکه نظراته دیگران رو به اسم خودش، بیان کنه.. یه چیزه دیگس.. اما حتما میدونی.. که برای انجام یه تحقیق خوب حتما باید رو پیشینه ی زمینه مورد نظر تسلط داشته باشی.. و گاهی که روی نظریه های دیگران مسلط می شی.. اون موقع تازه ذهنت به شاهراه ِ اصلی هدایت می شه..
وحید

سلام
قطعا حرفتون درسته
برای کار تحقیقی باید نظرات صاحب نظران را دونست و این امری متفاوت با عاریه ای زیستنه
یکشنبه 9 بهمن 1390 12:37 ب.ظ
مطلب جالبی بود با اینکه داستانهای مشابه شنیده بودم ولی نمیدانستم معارین به چه معناست. ممنون
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 8 بهمن 1390 11:33 ب.ظ
مفید که نبودیم هیچ از دوستاتم که درمون اوردی
وحید

سلام
کی ؟
کجا؟
اسم وبلاگتون را بفرستید
شنبه 8 بهمن 1390 10:34 ب.ظ
سلام حاجی وحید جان

بسیار زیبا بود...

اللهم لا تجعلنی من المعارین

التماس دعا
وحید

سلام
ممنون آقا حمید
شنبه 8 بهمن 1390 10:13 ب.ظ
قطعه سنگی که بر ضعیفان مانع است برای با اراده ها به منزله پله ای بیش نیست
وحید

ممنون از این جمله زیبا
شنبه 8 بهمن 1390 09:05 ب.ظ
سلام علیکم
خسته نباشید با این مطالب عالی.خدا اجرتان بدهد.
آمین.خدا کند همیشه جزئ اون افرادی باشیم که آگاهانه می شنویم .آگاهانه حرف می زنیم وآگاهانه عمل می کنیم.
موفق باشید.
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
شنبه 8 بهمن 1390 08:57 ب.ظ
جالـــــــــــــــــــــــب
وحید

ممنون از حضورتون
شنبه 8 بهمن 1390 04:11 ب.ظ
سلام
----
موفق باشی یاعلی
وحید

سلام
شنبه 8 بهمن 1390 11:50 ق.ظ
معارین ، حس خوشایندی بهم دست میده هربار میام اینجا میدونم یه مطلب ارزشمندی قراره یاد بگیرم
ممنون بابت این پست زیبا
فقط سوالی دارم ، از اونجائیکه اکثریت آدما ناخواسته جز این قشر محسوب میشن آیا تقلید شونم که بر پایه همین عدم آگاهی هست و خودخواسته نیست عقوبتی هم داره؟؟
با توجه به حدیثی که آوردین پرسیدم چون بنظر میرسه همچین تفکری عقوبت درپی داره!

وحید

سلام
درقرآن متنونی هست که تقلیید بیجا را نقد میکنه
مثلا من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی
اینکه هر که در این دنیا کور باشد در آن دنیا هم کور محشور میشود
به نظر می رسه این سبک مشکلاتی جدی در پی داشته باشه
شنبه 8 بهمن 1390 09:28 ق.ظ
سلام.منتقدان خوبی داریم تا وقتی ازشان پیشنهاد نخواید.
وحید

البته انتقاد هم خود قدم بزرگی است
شنبه 8 بهمن 1390 01:40 ق.ظ
سلام
خیلی به جا بود این هایدگر كفمان برید. حیف كه نصفه شب است والا یك فریادی برای خودمان می‌زدیم. دست شما درد نكنه بسیار مستفیض شدیم.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
جمعه 7 بهمن 1390 11:01 ب.ظ
کن فی الامتحانات کبچه مثبت و اجلس و اقرا کتابک و دع وبلاگ
لا تمسخروا الطلاب الکسول
وحید

اهلا بیک
ان کان الامر بیدی سددت بلاگک
جمعه 7 بهمن 1390 01:51 ب.ظ
سلام
نمی خواهم بگویم با این مورد مواجهم چون مبتلایم...
اعوذبالله من نفسی
وحید

سلام
ممنون بیشترمون مبتلا هستیم
کم و بیش دارد
جمعه 7 بهمن 1390 01:40 ب.ظ
سلام. جالب و مفید بود. باب چند اندیشه جدید را در ذهنم باز کرد. یکی آنکه اسلام آوردن به معنای تسلیم شدن پایانی بر سرگشتگی و گمگشتگی فلسفی است. دیگر آنکه امامان در 1400 سال پیش چنان مطالب عمیقی را بیان کرده اند که علم بشری اکنون به طور سطحی به برخی از آنها رسیده است. مفهوم زندگی عاریه ای هم مطابقت دارد با همپوشانی ذهن و عقیده انسان با شرایطی که در آن واقع است. اوضاع اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی، سلامت و برخی شرایط دیگر اندیشه انسان را می سازد و تغییر کردن این شرایط (جزئی یا کلی) اندیشه و باور دیگری را در او تقویت می کند. پس هر اندیشه و باوری که انسان به آن دست بافته صحیح است به شرط فراهم بودن شرایط محیطی ایجاب کننده آن. اما علم الهی چنان جامع الشرایط است که در هر وضعیتی مصداق می یابد و برای هر قشری (خواه از حیث اقتصادی خواه علمی) کاربرد دارد.
وحید

سلام
انسان است و محدودیت ها او و اسیر بودن در زمان و مکان و موقعیت و حال و احساس و عقل ناقص
جمعه 7 بهمن 1390 01:02 ب.ظ
سلام
ممنون سر زدین
داستان سراسر پندی بود
برای بدست اوردن اسانترین راه ممکن برای رای شخصی قابل دفاع اینه که خودمون باشیم!
وقتی راه پیدا شد :
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش!
---------
موفق باشید
وحید

سلام
ممنون که سر زدید
موفق باشید
جمعه 7 بهمن 1390 06:13 ق.ظ
salam bozorgvar
alan dar safar hastam
rooze ykshanbe barmigardam va lotef shoma ra jobran mikonam
mamnoonam
وحید

سلام
بی نهایت ممنونم که سر زدید
جمعه 7 بهمن 1390 01:13 ق.ظ
سلام،
متأسفانه این رویه در جامعه ما تا حدودی همه گیر شده است.ما در حال حاضر مصرف کننده علوم تولید شده در ممالک دیگر هستیم.و با ولعی تمام در کنفرانس ها و سمینارها به تبلیغ و معرفی آن می پردازیم.بی آنکه رغبتی و یا برنامه ای کارآمد برای تولید علم بومی داشته باشیم.
وحید

سلام
این مساله علم بومی که واقعا لوث شده
فقط حرفش سر زبانهاست متاسفانه
پنجشنبه 6 بهمن 1390 11:05 ب.ظ
سلام
کاش تا وقتی تقلیدی زندکی میکنیم برای دیگران نسخه ای نپیچیم .اگر نظری دادیم از روی باورمان باشد که با دلایل متقن به آن رسیده ایم .
مطلب خوبی بود.
وحید

سلام
این هم خود مشکلی است
اینکه چیزی که فقط در ذهنمان است و جزیی از حافظه مان است نه جزیی از وجودمان و باورمان را می گوییم
شاید حتی باعث کمک به دیگران هم شود وی این وسط خود ضرر کرده ایم
پنجشنبه 6 بهمن 1390 10:56 ب.ظ
سلام

دیر زمانی است که این درد همه گیر شده
دیگر از انسانهای صاحب اندیشه خبری نیست. انسانهائی چون امام خمینی که قرنی را متحول کنند یا گاندی یا ....
میشه گفت به درد تلباری اطلاعات دچار شده ایم و فقط میدانیم اما از این دانستن اگاهی حاصل نمی شود

پناه بر خدا
وحید

سلام
به تعبیر مرحوم شیخ بهایی
علم رسمی سر به سر قیل است و قال
نه از او کیفیتی حاصل، نه حال
پنجشنبه 6 بهمن 1390 10:01 ب.ظ
ما از این دست آدم ها دیده ایم که در زمان تصمیم متعارف ترین. کوتاه ترین و گاهی احمقانه ترین تصمیم را گرفته اند. این آدم های به قول گیج چند دسته اند. 1- اینهایی را که بلغور می کنند نمی فهمند. فقط نشخوار می کنند. رادیو ضبطند بیشتر. 2- سرشان درد نمی کند، یعنی خودشان را در مواجهه با مسائل نمی بینند. و فکر می کنند بهشان ربطی ندارد. 3- به قول هانا آرنت ذره ای شده اند. فکر می کنند از عهده ی فکر کردن بر نمی آیند. در واقع خودشان و نظراتشان را داخل آدم حساب نمی کنند فکر می کنند هرچه فهمیدنی بود قبلن ها بقیه فهمیده اند. 4- شامل این بحث نمی شود اما بعضی ها تا دو دقیقه برایشان چرت و پرت سر هم کنی زیر و رو می شوند. این ها هم از جمله گیجان عالمند. واژه ی مقلد بیشتر برازنده ی اینان است.
فعلن مدل دیگه ای یادم نمی آد.
در علم مطالعه اهل فن می فرمایند این غذای روح اگر درست هضم نشود می شود مثل همین غذاهای فست فودی خودمان. چربی می شوند به بدن و کلسترول در قلب. خاصیت که ندارد هیچ. زحمت می شود. حالا سوء تغذیه که جای خود دارد.
وحید

سلام
آقای جعفر مصفی اندیشمند معروف کتابی دارد به نام تفکر زائد فکر کنم آنجا باشد که می گوید این تیپ انسان ها مانند بادکنکی هستند که در ان فقط باد است
و امان از روزی که این حباب بترکد
پنجشنبه 6 بهمن 1390 08:45 ب.ظ
مساله اینست که ما اندیشه هارا یادمی گیریم نه اندیشیدن را.
نمی دونم درکتاب دنیای سوفی بود یا کلبه فیلسوفان خاموش می خوندم که تنها وقتی میتونی ادعاکنی چیزی رو فهمیدی که خودت کشفش کنی. به این گفته بسیارباوردارم .
ما مسائلمان اکثرا با مسائل گذشتگان یکی است ولی بیشتروقتمان را صرف مطالعه و فهم پاسخهای دیگران به مسائلمان می سازیم بی انکه باورودی روشمند به میراث گذشتگان به سراغ مسائل جدید و یا گسترش مسائل گذشته باشیم.اصلا گاهی مواقع نه مساله ازماست نه حل مساله و ما فقط ظبط صوتی هستیم که هردورا درخود سیو می کند.
شبی قبل یکی ازدوستان ازمن پرسید هدف زندگی چیست ؟ گفتم نمی دانم گفت مگرنخواندی این درسهارا گفتم چرا من نظردیگران را خواندم ولی اینکه خودم به انها باورداشته باشم بحثی دیگراست. حقیقت اینست که ممکن است دیگران به حل مساله ای رسیده باشند ولی ان پاسخ پاسخ ما نباشد.
وحید

سلام
این اتفاق خصوصا بین دوستانی که با مباحث جدید فلسفی ارتباط دارند خیلی رایج است
انقدر اطلاعات جدید وارد می شود که انسان عملا قدرت تحلیل را از دست می دهد و فهم همان چیزهایی که ارائه شده هم خود هنر بزرگی می شود
پنجشنبه 6 بهمن 1390 07:59 ب.ظ
سلام پست معارین شما رو خوندم راستش من داستان کوتاه می نویسم که معمولا پند و اندرز توی اون وجود داره مثل همین داستان گریه که مضمون مثل معروف تو نیکی می کن و ..... هستش و داستان نیاز به تفسیر نداره در ضمن داستان های کوتاه وبلاگ از خودمه ولی داستان زندگی خودم نیست از لطف شما تشکر می کنم . با آرزوی توفیق الهی
وحید

سلام
ممنون که سر زدید
حتما باید داستان های کوتاه شما جذاب تر باشه
سر می زنم
پنجشنبه 6 بهمن 1390 04:12 ب.ظ
سلام ..
من چند وقتی میشه مطالبتون رو میخونم ..!
شمام اگه دوست داشتین سر بزنید و نظرتونو راجع به پستم بدین ...
وحید

سلام
ممنونم
حتما میام
پنجشنبه 6 بهمن 1390 01:52 ب.ظ
سلام
همیشه صحبت کردن باکسانی که این خصوصیات رودارندآدم روکلافه میکنه.درواقع چنین افرادی بنابه دلایلی که شایدیکی ازاونهاحرص به عالم دیده شدن باشه مدام مطالعه میکننداماچون قدرت تحلیل مسائل روندارن نمیتونن بین نظرات مختلف یاجمع ببندندیااینکه اشکالاتشون رودریابند.البته معارنبودن به این معنانیست که ازنظرات دیگران استفاده نکنیم.درواقع فرق معاروعالم واقعی دراینه که معارین نظریات مختلف روقبول میکنندبدون اینکه خودشون درمورداونهافکربکنندامایه عالم واقعی ممکنه همون نظرات رواستفاده بکنه امابه شرط اینکه به تاییدعقل خودش رسیده باشه.درواقع اشکالی نداره حتی اگراغلب نظرات وایده هایی به اونهااستنادمیکنیم مال متفکران دیگرباشه به شرط اینکه ابتداباتفکراونهاروبررسی کرده باشیم خواه چیزهایی روبه اون اضافه بکنیم خواه کم کنیم وخواه دست نخورده تماما تاییدبکنیم.
وحید

سلام دوست عزیز
در واقع انسانهای عاریتی، درون بینی ندارند به این معنا که باورهایی که به آنها القا می شوند را محک نمی زنند این محک هم لزوما عقلی نیست
اما انسان های منتقد و صاحب فکر دقیقا رویه ای بر عکس معارین دارند
پنجشنبه 6 بهمن 1390 12:41 ب.ظ
درود
دوست من در اطرافم به وفور یافت می شوند و من تنها به آنها می خندم و آنها با هم به من می خندند . گله ای ندارم .
راستی نمی دانید چقدر از آشنایی با وبلاگ و افكار شما خشنودم.
آدرس وبلاگم را از یاد مبرید و من نیز هم .
وحید

سلام
خوشحالم
ممنون سر زدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30