تبلیغات
تاملات حوزوی - راز تفاوت دینداری!
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 1 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید


عارفی تا پاسی از بامداد را به عبادت مشغول است و مسرور از اینکه توانسته تکلیف دینی اش را انجام دهد و مصداق این جمله شود که صلاةُ الیل مرضاةٌ للرب (1)در نقطه ای دیگر، انقلابی مومن، متون انقلابی و جهادی دین را دستمایه ایجاد جنبش های اجتماعی قرار می دهد و تاکید دارد العامل بالظلم و المعین له والراضی به شركاء ثلاثتهم (2)در سویی دیگر فقیه یا فیلسوفی دیندار روز و شب مشغول مطالعات دینی است و استدلال می کند که پیامبر فرمود طلب العلم فریضه علی کل مسلم(3)
اینجا شاهد 3 نوع دینداری هستیم؛ 3 نوع دیندای که 3 دغدغه متفاوت دارد اما قصه چیست که انقدر تفاوت دینداری وجود دارد؟
یکی از بحث های جدی در روان شناسی دین،سخن از عوامل موثر در کیفیت دینداری ماست.
حدود یک میلیارد و نیم انسان می گویند ما مسلمان هستیم. اما شما در نظر بگیرید مسلمانی یک عارف مثل شمس تبریزی یا مولانا را با مسلمانی طالبان و بن لادن و مسلمانی یک فقیهی که در قم نشسته و مسلمانی یک متفکری که دارد از منظر درد و رنج به مسلمانی نگاه می کند. این ها همگی می گویند ما مسلمانیم.
یکی از روان شناسان دین خانم کابو است،او می گوید : دین مثل آب است، ولی این آب بسته به این که در ظرفی با چه شکل هندسی و با چه رنگی ریخته شود به صورت های مختلف جلوه می کند.
سر مطلب اینجاست که بسیاری از ما دین را بر اساس محدودیت های خود می فهمیم.
گرچه همگی نظرا اعتقاد داریم که مسلمانیم اما در مقام عمل،عملا بر اساس علایق، بخش هایی از دین را پررنگ می کنیم و نسبت به بخشی دیگر کم توجه هستیم.
آنکه انسان برونگرا و کنش گری  است به آیات جهادی(جهاد اصغر) توجه می کند و به دنبال انقلاب است و تاکید دارد که دین آمده برای اصلاح جامعه .
آنکه درون گرا و کنش گر است تبدیل به عارفی می شود که کنش های دینی اش  در دنیای درونی خودش است و توجه اش جهاد اکبر است و مدام تاکید می کند که دین آمده برای اصلاح درون .

نکته:این پست صرفا یک نگاه توصیفی دارد نه ارزشی و قضاوت گونه
پی نوشت
1) ترجمه :«نماز شب، موجب رضایت پروردگاراست.»  ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
2) ترجمه:«ستمكار و یاور او و آن كه به‌ستم او راضی باشد هر سه آنان در ستم شریكند.»  نهج البلاغه، ص 931
3)ترجمه:«در پی دانش بودن بر هر مسلمانی واجب است.» امالى طوسى، ص 569، ح 1176




نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : تفاوت در دینداری، روان شناسی دین،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 01:58 ق.ظ
سلام و درود.به هر شکل ما از این توصیف خوب شما بهرمند شدیم

به قول شاعر

هر کسی از ظن خود شد یار من
وحید

سلام
ممنون از حضورتون آقا طاهر
شنبه 8 بهمن 1390 11:35 ب.ظ
وحید

ممنون
شنبه 8 بهمن 1390 09:15 ب.ظ
سلام
جالب بود
اما بنظرم هر کسی نظر خودشو داره و هر کی سعی میکنه به یه نحوی بندگی کنه نمیشه هیچ کدومو سرزنش کرد
اما در هر صورت چون خدا عادله اونی که بهتر بندگی کنه بهتر میپسنده
http://goonagoon-mootenave.blogfa.com
وحید

سلام
ممنون از نظرتون
شنبه 8 بهمن 1390 07:24 ب.ظ
چقدر زیبا ست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
جمعه 7 بهمن 1390 10:34 ب.ظ
زیبا و متفاوت بود ...
یک روز در حرم حضرت معصومه با دیدن مزار علما به همین نکته فکر کردم که چه میشود که در یکی فقاهت برجسته می شود در یکی عرفان و در دیگری مبارزات سیاسی، به اینکه آیا مبنای تئوریکشان آنان را واداشته که چنین باشند یا ...
فکر می کنم هر یک هر کاری را که می توانسته اند و طبع و تربیتشان اقتضا می کرده است ، انجام داده اند .
(البته با همت هایی بلند)
وحید

سلام دوست گرامی
به نظرمی رسه مجموعه عوامل تربیتی و حتی اجتماعی در رویکرد فقها موثر باشه
پنجشنبه 6 بهمن 1390 09:24 ب.ظ
در جواب سوال سمت خدا فرمودید با مراجعه.... از کجا بفهمیم آن کسی که به او مراجعه کردیم دینداری درسته. وقتی برداشت ما از دین محدود است مگر نه آنکه کسانی را که مشمول نگاه خود ندانیم دیندار نمی دانیم. طالبان برادر کشی می کنند چون دیگران را دیندار نمی داند. عارف و لطیفی مثل مولانا هم چقدر بد و بیراه به زاهد داده باشد خوب است؟
فکر می کنم طراحی دین به گونه ایست که همه ی سلایق را در نظر بگیرد. مسئله اینجاست که در این برداشت ها و قرائت های متفاوت از دین، گاه تا آنجا پیش می رود که بخش های دیگر چنان رنگ می بازند که گویی در خدمت بخش مورد علاقه ی من اند. شخصن فکر می کنم در اینجا عقل باید تصمیم بگیرد که حاکم تعادل است اما باز هم شخصن نظرم آن است که در تدین به کار گیری عقل محلی ندارد و در چنین مواقعی(تشخیص تعادل در همه ی جوانب دین) مومنی که تمرین تعقل نداشته دینش را هم می بازد. من طالبان را مسلمان نمی دانم. دینش را باخت چون برادر کشی ابزار جهادش شد. البته میدانم این که گفتید مثال بود. قصدم مناقشه نیست. من هم مثال زدم.
وحید

سلام
اساسا دنیا همینطوری است
هر که هر چه می کند بر اساس تشخیص خود است
در واقع این یک امر لابدی و از باب ناچاری است
در مورد مساله تضاد و تناقض در برداشت ها باید گفت در هرمونتیک و علوم تفسیری این خود بحثی است که چگونه می توان اصولی را طراحی کرد که این برداشت ها روی یک سری اصول باشد و هر چیزی را به دین نسبت ندهیم
چهارشنبه 5 بهمن 1390 11:20 ب.ظ
سلام از كجا بفهمیم دینداری ما درسته اونچیزی كه مرضی اهل بیت باشه
وحید

سلام
مراجعه به خبره و کسانی که مطمئن هستیم در تدینشان به آنچه دین از ما خواسته نزدیکتر است
چهارشنبه 5 بهمن 1390 04:43 ب.ظ
سلام هم لینكی عزیز

من هم به شما فرا رسیدن این ماه عزیز را تبریك میگم

تشكر از بابت دعوتتون خییییییییییییییییلی عالی بود به نظر من این گونه افراد عالمان بی عملند كه از ائمه (ع) روایت داریم این گونه افراد در روز قیامت به دلیل این كارشان زبانشان را می جوند.

از خداوند متعال می خواهم كه ما از این گونه افراد نباشیم

التماس دعا
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 5 بهمن 1390 12:22 ق.ظ
سلام
جالب بود
وحید

سلام
ممنون
سه شنبه 4 بهمن 1390 11:08 ب.ظ
سلام دوست عزیز
شهادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را تسلیت می گوییم . امیدوارم شفاعت آن حضرت را خداوند روزی همه ما بفرماید .
ما زارَنی أحَدٌ مِن أولِیائی عارِفاً بِحَقّی إلّا شُفِّعتُ فیهِ یَومَ القِیامَةِ.
امام رضا علیه السلام فرمودند: هیچ یك از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زیارت نمى‏كند مگر این كه در روز قیامت شفاعتم از او پذیرفته مى‏شود.
وسائل الشیعة - ج 10 - ص 434
سه شنبه 4 بهمن 1390 05:16 ب.ظ
سلام
میخواستم یه توضیحی درموردنظرقبلیم بدم.من منظورشماروخوب فهمیدم وقصدم مقایسه نبوده.امامسئله اینه که گاهی وقتابین نگاه فلسفی ونگاه درون دینی به مسائل تعارضی ایجادمیشه.درنگاه فلسفی صحبت ازهست هاونیست هاست امادرنگاه درون دینی صحبت ازبایدهاونبایدهاست.چون باخوندن نظرات دوستان احساس کردم که اغلب نگاه درون دینی به مسئله دارن من سعی کردم درنظرقبلی هردونگاه روداشته باشم.درفلسفه به طورکلی میگن همه چی متاثرازنگاه آدمهاست امادرنگاه درون دینی بامطرح کردن بایدهاونبایدهاتلاش کردند ازآشفتگی این تاثرهاجلوگیری بکنن همون مسئله ای که در«معنادرمانی» مطرح فرمودید.من درنظرقبلی درواقع درقسمت اول نظرم به تاییدنگاه فلسفی پرداختم بااشاره به اون آیه.اماازطرف دیگه خواستم بامطرح کردن حداقل های دین توضیح بدم که اگرعارفی این حداقل روعمل بکنه ماحق نداریم به اوبگیم چراواردعرصه سیاست نمیشی.یک مثال بزنم وتمام.برای مثال امیرالمومنین(ع)دریه حدیثی می فرمایند(نقل به مضمون):دنیامادرانسانهاست جای ملامتی نیست اگرفرزندی به مادرش عشق بورزد.خب امیرالمومنین(ع) دراین فرمایش نگاه فلسفی به رابطه انسان ودنیاکردندشماتصورکنیداین حدیث رویک روحانی درجمع مردمی بخواندکه نگاه درون دینی به مسائل دارندآیادراین صورت اون مردم احساس نخواهندکردکه دنیاگرایی اشکالی ندارد.درحالی که میدانیم درنگاه امیرالمومنین(ع) حب دنیابسیارمذموم هست.بنابراین تفکیک این دونگاه بسیارضروریه وهم اینکه توجه کنیم به این مسئله که درهرجایی متناسب بااون محیط نگاه فلسفی یادرون دینی رومطرح کنیم.تصورکنیداگه شمااین پست روازدونگاه بررسی میکردیدچقدربهتروکاربردی ترمیشد.یعنی ابتدابانگاه فلسفی دیدگاه های مختلف به دین روتوجیه میکردیدوازنگاه درون دینی ازبروزسوءتفاهم یااحیانانگاه انحرافی جلوگیری میکردید.فکرمیکنم لازم باشه که یکی ازپست هاتون روبه بررسی «تفاوت های نگاه فلسفی ودرون دینی» اختصاص بدین.اینطوری هم بانگاههای فلسفی آشنامیشیم هم بواسطه پیونداین دونگاه دید بازتری به همه مسائل خواهیم داشت.ممنون.
وحید

سلام
الان که با این توضیحات برگشتم و نظرتون را خوندم می بینم این دو نگاه دقیقا لحاظ شده
اتفاقا مدت هاست این دو نگاه دغدغه اساسی من شده است
نگاهی که اهل کلام به دین دارند و نگاهی که فیلسوفان دین دارند
اما اینکه کدام در کجا و چه طور باید لحاظ شود کمی تفکیک این دو سخت است
در اولین فرصت سعی می کنم این مساله را طرح کنم
سه شنبه 4 بهمن 1390 03:42 ب.ظ
من دینداری را معطوف به این دسته هایی كه مثال زدید و اگر ادامه نیز میدادید ظاهر مشابه همین 3 دسته میشد،نمیكنم.
تعریفم ازدین راستین آن است كه بهترین راه و روش زندگی را نشان دهد. به نظرم یك انسان نیكو كار و خیرخواه نیز در راه دینش حركت میكند حال مقید به هر دینی كه باشد.
وحید

سلام
البته من محدود به این سه دسته نکردم
بیشتر خواستم تفاوت در برداشت ها از دین را مطرح کنم
سه شنبه 4 بهمن 1390 12:08 ب.ظ
سلام در کل جالب بود واقعیت اینه که کسانی که با علوم حوزوی و علوم انسانی اشنا نیستند همیشه براشون این متفاوت بودن برداشتها از دین مطرحه. بمنم سر بزن فرصت کردی/
وحید

سلام
نفهمیدم یعنی ما که یه چیزیایی خوندیم نباید برامون این تفاوت مطرح باشه ؟؟
دوشنبه 3 بهمن 1390 09:55 ب.ظ
salam hale shoma khubin? sharmande k dir umadam.in bahse dindari kheili pichidast masalan man yek dooste zartoshti daram migoft k shoma mosalmuna teroristin alghaede ben ladan ina hamashun terorist budan manam goftam bayad negah be rahbare iran va moslemine vaghei kard bebinim chi doroste chi ghalat ma khodemun doshmane inayimo azin harfa kolan bahse pichidei hast. hame alan tu iran harjur dust daran mosalmunan mashrub mikhoran bazi vaghta namaz mikhunan zena mikonan ruze ham migiran heyate emam hossein ham miran mibini cheghadr tafaavot man ba in jur adama zendegi kardam kasayi k faghat yek din ro yadak mikeshan ya ali
وحید

سلام
به این سلک زندگی می گم دینداری گزینشی که خیلی آسیب بزرگی است
دوشنبه 3 بهمن 1390 07:17 ب.ظ
سلام
به عقیده ی من بطور کل در باب تمام مسائل معنوی این مسئله صادقه.
در اینگونه وادی ها هر کسی به گونه ای خاص مسائل را میبینه و ارتباط برقرار میکنه واون بستگی به ویژگیهای شخصیتی و شیوه ی تفکرش داره .
در واقع هر کسی تفسیر خاصی از دین داره که با وجود سعی ادیان در ایجاد وحدت تفکر این مسئله بصورت مطلق امکان پذیر نیست.
برای همین در باب اصول دین توصیه بر تفکر شده تا هر کس خودش به آنچه که هدف اولیه دین است برسه .
ممنون
وحید

سلام
دقیقا شما متوجه عمق بحث شدید
خیلی از دوستان تصور کردند که بحثی که مطرح کردم در واقع مقایسه بین سه نوع دینداری است ولی شما و دوستان دیگه متوجه این نکته شدید که این یک واقعیت است که همه چیز رنگ و بوی وجود ما را می گیرد حتی دین
دوشنبه 3 بهمن 1390 04:47 ب.ظ
نکته ی جالبی بود اینکه افراد برون گرا به زعم شما به دنبال اصلاح وانقلابند وتعبیرشون از دین به اصلاح ختم میشه و...دین به مانند هر پدیده ی دیگری به شکل انسان درمیاد من موافقم اما در میان روش های متفاوت زیستن آن روشی به نظر من والاتر که دیگر خواهانه ترو اخلاقی تر باشه ودین هم هرچقدر به این فرم نزدیکتر باشه خواستنی تر حداقل برای من ودر ضمن من دین رو به قول حلاج سابجکتیو می دونم نه بیشتر
وحید

سلام
به نظر من هم گوهر دین اخلاق است و هر چه یک متدین اخلاقی تر باشد به گوهر و جوهر دین نزدیکتر شده
اما در مورد اینکه دین سابجکتیو است باید تامل جدی کنم
دوشنبه 3 بهمن 1390 02:07 ب.ظ
شهادت امام هشتم شیعیان رو به شما دوست عزیزم تسلیت عرض می کنم

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی
---------------------------------------------------------
امام جواد ـ علیه السلام ـ نقل کرده اند:
«زیارت امام رضا - علیه السلام - در همه زمان ها خوب است، ولی با فضیلت ترین زمان زیارت آن حضرت ماه رجب است.»
دوشنبه 3 بهمن 1390 11:58 ق.ظ
گرچه موافق صددرصد اعتدال و تلفیق همه روش ها هستم اما ته دل بیشتر گرایش به آن مسلمانی دارم که به دنبال علم هست.
کسی به دنبال علم میرود حقایق و معرفتی بدست می آورد که خود به خود منجر به عبادت و و حتی فهم جهاد می شود.

البته این نکته را هم متذکر شوم که عالم بی عمل هیچ است.
وحید

سلام
البته این تقسیم بندی یک تقسیم بندی بود و در صدد مقایسه نبودم
بیشتر یه توصیف است
دوشنبه 3 بهمن 1390 10:08 ق.ظ
سلام بزرگوار

السلام علیک یا امام الرئوف!

سلام بر تو که مهربانی هایت از شمار زائران انبوهت بسیار بیشتر است.

امروز، سلام اشکبار ما با سوختن «اباصلت» همراه شده است.

بروزم و منتظر قدوم مبارک شما در محفل عزای غریب الغربا علی بن موسی الرضا (ع) و اعلام تسلیت شما.
یا علی بن موسی الرضا المرتضی
دوشنبه 3 بهمن 1390 12:22 ق.ظ
من ترجیح میدم به انسانیت و اخلاق پایبند باشم فرقی نمیکنه چه دین و مکتبی باشه ولی گمان میکنم بعضی از آموزه های دینی واقعا با نیاز زمان هماهنگ نیست.
وحید

سلام
خیلی خیلی حرفتون قابل احترامه
برای کسانی که به دین اعتقادی ندارند ولی به انسانیت و اخلاق پایبند هستند خیلی خیلی بیشتر احترام قائلم تا کسانی که مدعی اند دیندارند و هیچ تعهدی ندارند
دوشنبه 3 بهمن 1390 12:11 ق.ظ
اشاره ی خوبی كردی .....
اما وحید فراموش نكن كه در زمانی هم كه علی (ع) سكوت كرد ....خیلی های دیگه هم ادعای مسلمانی كردند و حتی خودشون رو امیر المومنین نامیدند ....
همیشه این مدل دینداری ها عذابم داده ....
از اینكه كسی یا كسانی خودشون رو مسلمان برتر میدونند و به جای خدا قضاوت میكنند ...
باید به گفته ی خانم كابو بیشتر فكر كنم ... به نظرم میاد بی ربط نگفته ....!
پاینده باش
وحید

سلام
این برداشت های متفاوت یک امری است که کاملا بسته به معلومات فرد و پیش فرض های فرد داره
باید معلومات را بالا برد و پیش فرض ها را اصلاح کرد
یکشنبه 2 بهمن 1390 11:42 ب.ظ
سلام به داداش ارزیاب عزیزم..
باهات موافقم.. كم نیستن، كسانی كه سعی می كنن دین رو به اون شكلی كه خودشون می پسندن، تفسیر كنن.. از جمله شاید خوده من.. كه موقع هایی كه سر دوراهی قرار گرفتم.. سعی كردم اون راهی كه بیشتر به سلیقه خودمه رو انتخاب كنم.. اما چه قد خوبتر می شه اگر سعی همه ما در راستی قدم برداشتن بود.. كه راستی همون دین ِ حقیقیه..
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
یکشنبه 2 بهمن 1390 11:26 ب.ظ
سلام
منظورم از ابجکتیو بودن و سابجکتیو بودن رو بیشتر توضیح می دم: تقسیم بندی شما رو از لحاظ توصیفی می شه نگاه کرد که به نظر می رسه درست باشه اما سوال دیگه ای مطرح می شه و اونم اینه که افراد در تفاوت های دینداری محق هم هستند یا نه؟ یعنی کسی که به قسمت عرفان بیشتر توجه می کنه یا به قسمت جهاد یا به قسمت اخلاق ووو اگه این ها رو محق بدونیم احتمالا به سابجکتیو بودن دین قائل می شیم یعنی انسان ها با توجه به سنخ روانیشون هر تفسیر یا برداشتی از دین داشته باشن محق هستند یعنی این که دین رو مثلا بسته ای از جانب خداوند ندونیم که فرستاده شده و انسان ها باید به کل اون ایمان بیارن اما اگه برداشت ها و تفسیر های متفاوت رو صادق ندونیم و یا مثلا قائل باشیم به این که اون ها فقط بخشی از حقیقت رو در اختیار دارن در این صورت به احتمال زیاد به آبجکتیو بودن دین قائل شدیم و این که دین رو مثلا یک بسته آماده از جانب خداوند می دونیم که درون اون هم آیات جهاد هست هم دعوت به اخلاق هست هم عرفان هست هم احکام فقهی هست و قس علی هذا و این تفاوت ها رو تفاوت در درجه یا رتبه شناخت تفسیر و تعبیر کنیم و یا این که بگیم که هر کدوم این ها فقط بخشی از حقیقت رو دیدن و بنابراین به طور کامل صحیح نیستن. به هر صورت اگه نگاهمون به دین سابجکتیو باشه پس تفاوت ها رو باید بپذیریم و صدق تمام اون ها رو قبول کنیم و اگر نگاهمون به داین ابجکتیو باشه حداکثر می توینم به این قائل باشیم که هر کدو از بردشات های متفاوت و انواع متفاوت دینداری فقط تونستن بخشی از حقیقت رو ببینند و بپذیرند و نه تمام اون رو
وحید

سلام
اگه با نگاه مسلمانی و درون دینی بخواهیم بسنجیم قطعا دین یک مساله ای بیرونی است و به تعبیر شما یک امر ابجکتیو است
تصور می کنم نگاه سابجیکتیو گونه با حداقل های تدین سازگاری نباشد
و دین را به مثابه یک تجربه شخصی تنزل دهد
البته باید بررسی کرد
در هر صورت،آقا وحید سوال بزرگی را تو ذهنم ایجاد کردی
سوالی که به نظرم جای تامل داره
یکشنبه 2 بهمن 1390 10:09 ب.ظ
خب؟
وحید

همین
یکشنبه 2 بهمن 1390 08:43 ب.ظ
سلام استاد خیلی زیبا بحث کرده بودید.
دستتون همیشه برای اشاعه حقیقت روان
این ایام رو به شما تسلیت عرض می کنم.
التماس دعا
وحید

سلام
ممنون از حضور شما
من هم این ایام را خدت شما تسلیت می گم
یکشنبه 2 بهمن 1390 08:08 ب.ظ
تردیدها همیشه با ماست . اینكه چه چیز حق است و چه ناحق .و انسان سرگردان همیشگی این وادی است . و تنها یاد خدا و كمك گرفتن از خدا آرام بخش است .
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
یکشنبه 2 بهمن 1390 07:58 ب.ظ
سلام شما عرفان رو خواه یا ناخواه به صورت یک الگو معرفی کردید
من از این رو انتقاد کردم
وحید

البته در این پست من همانطور که در نکته تکمیلی اشاره کردم نگاهم فقط توصیفی است
در عین حال به نظر من تجربه دینی گوهر دین است
در واقع تجربه دینی مهمترین و پررنگ ترین عنصر تدین است
یکشنبه 2 بهمن 1390 07:50 ب.ظ
سلام
اشکالی نداره که شخصی بگه من روحیاتم باکارهای سیاسی وفعالیت های اجتماعی سازگارنیست بنابراین من نمیخوام به این عرصه واردبشم.همچنان که بسیاری عرفای بزرگ اینطوربودند.یاشخصی بگه من روحیم باعرفان ونمازهای طولانی سازگارنیست وبیشترتمایل به کارهای اجتماعی دارم یابه همین شکل یک عالم..امانکته بسیارمهم که نبایدازاون غافل بوداینه که همه این سه نوع روش حداقل بایدبه شکل حداقلی درهردینداری وجودداشته باشه واین حداقل هاروهم بایددین تعیین کنه.حداقل عرفان اینه که شخص هرروزپنج بارنمازبخونه.حداقل علم اموزی اینه که شخص به جایی برسدکه بی علمی اوموجب نابودی دینش نشود.وحداقل فعالیت های اجتماعی وسیاسی اینه که زمانی که شخص دیداصل دین یاامام درخطره به اندازه توانش واردعرصه بشه.مشکل زمانی بوجودمیادکه به این حداقل هابه بهانه اینکه باروحیات من سازگارنیست عمل نمیشه.بنابراین عارف گوشه نشین اگردرزمان به خطرافتادن دین یاامام بازبگویدمن دخالت نمیکنم به حداقل وظیفه اجتماعیش عمل نکرده پس نمی توان گفت دین درظرف وجودی اوبه این شکل است.یاسیاستمداری که بگویدمن اصلابه دعا وطلب نصرت ازخداوکمک های غیبی که به نوعی عرفان گرایی هم محسوب میشودکاری ندارم به یک سیاست مدارترسوتبدیل خواهدشد وچیزی جزخراب کردن امورجامعه نصیب اونخواهدشد.یاعالمی بگوید من به عرفان وجامعه کاری ندارم این عالم آیابیشترازاینکه بتواندیک مدرک دانشگاهی بگیردبه جایی یعنی به علم حقیقی خواهدرسید؟تاکیدمن به این نکته هست که داشتن حداقل عرفان وحداقل علم وحداقل توجه به مسائل جامعه برهرمسلمانی ودینداری لازمه.ممکنه شخصی همه این سه رودرحداقل خودش داشته باشدنه عارف بزرگی باشدنه عالم بزرگی ونه فعال سیاسی اجتماعی بزرگی وهمه اینهارادرمقیاس کوچک داشته باشدکه آن هم اشکالی نداردواوهم دینداراست.
«بگو: هر كس بر طبق روش و خلق و خوى خود عمل مى‏كند» (قُلْ كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ).اسرا84
وحید

سلام
به نکته خیلی مهمی اشاره فرمودید
دقیقا باید همینطور باشه
یعنی یه حداقلهایی از دین هست که جز ضروریات است و هر کدام در بخشی است باید انسان به آنها پابیند باشه
در عین حال من بحثم در اینجا صرفا یه بحث توصیفی است نه اینکه قضاوت کنم کدامیک از این سه نوع بهتر است با بدتر
در واقع می خواهم توصیفی از این مساله داشته باشم که هر کسی بر اساس فهم خود یک سری مسائلی را برداشت می کنه
یکشنبه 2 بهمن 1390 06:50 ب.ظ
وبلاگتون خیلی پر محتواست خوشحالم با شما اشنا شدم
وحید

ممنون از حضورتون
یکشنبه 2 بهمن 1390 06:21 ب.ظ
سلام وحید جان مطلب جالبی بود . درست است که تفاوت سنخیت های روانی باعث دین داری های متفاوت می شود اما پدیده های فردی و اجتماعی تبیین های پیچیده تری را می طلبند . برای مثال محیط افراد ( رفتار پدر و مادر در کودکی یا دوستان ) و یا زمانه ای که در آن زندگی می کنند و همچنین نهادهای موجود در جامعه همچون نهادهای ؟آموزش و پرورش و سیاسی و اقتصادی و حقوقی و .... می توانند اثر گذاری زیادی داشته باشند .
موفق باشید
وحید

سلام
دقیقا
و مجموعه همین عوامل است که برداشت های متفاوتی از دین و حتی مجموعه هستی برای انسان بوجود می آورد
آنکه در غرب رشد یافته برداشتی متفاوت دارد با کسی که در شرق رشد یافته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30