تبلیغات
تاملات حوزوی - اصل برهان اجتماعی
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : وحید


به نظر من جوامع دو دسته می شوند :
جوامع پر باور
جوامعی هستند که مردم به باورهای زیادی اعتقاد دارند مثلا در جامعه ما خدا ،نبوت، قرآن، عصمت نبی و قرآن ،اهل بیت، عصمت اهل بیت، و حضور امام معصوم در زمان فعلی و ...باورهایی است که غالب مردم به آن ها باورمند هستند و لذا عموما جوامع مذهبی جوامع پرباوری هستند
جوامع کم باور
 جوامعی هستند که در آنها باورهای کمتری نسبت به جوامع پر باور وجود دارد، نهایتا اخلاق مداری و خدامداری و قانون مداری را باور دارند ؛ برای نمونه می تونیم فرانسه را مثال بزنیم که دین و تدین در آنجا خیلی پررنگ نیست
یکی از مشکلات جدی در یک جامعه پرباور (جوامعی که باورهای مذهبی و دینی در آنها بیشتر است) مشکلی است که ویلیام جیمز آن را مطرح می کند :
ویلیام جیمز، فیلسوف و روانشناس معروف امریکایی، اصلی به نام «اصل برهان اجتماعی»
(Principle of social proof) دارد. اصل برهان اجتماعی، یعنی اعتقاد به اینکه هر چیزی که دیگران می‏گویند، لابد برهانی پشت آن است؛ و چون من همة شما غیر از خودم را در نظر می‏گیرم و شما هم همه را، غیر از خودتان، در نظر می‏گیرید و دیگران هم به همین ترتیب، در واقع ما از هیچ‌کس تبعیت می‏کنیم. مثلاً همه ما که اینجا نشسته‏ایم می‏گوییم خدا وجود دارد، اما اگر از تک تک ما بپرسند چرا؟ می‏گوییم در محلّ خودش ثابت شده و در این پاسخ، افراد دیگر جامعه را پشتوانه سخن خود قرار می‏دهیم که آنان هم به این باور معتقدند. طبعاً با این وصف اگر در محیطی بودیم که همه می‏گفتند خدا وجود ندارد، ما هم می‏گفتیم خدا وجود ندارد!»
در جوامع پرباور، باورهای زیادی وجود دارد که فرد آنها را تک تک بررسی نکرده است و در عین حال تصور می کند چون همه این باور را قبول دارند حتما برهانی پشت سر این پذیرش عمومی است و  او هم باید قبول داشته باشد .
حضرت علی علیه السلام در روایتی زیبا می فرماید: لا سنه افضل من التحقیق(1) هیچ راهی برتر از حقیقت جویی نیست
و در واقع این روایت زیبا، یادآور این نکته مهم است که حقیقت جویی که یک پروژه فردی است، بهترین روش برای زندگی و اندیشه ورزی است

پی نوشت
1)معجم الفاظ غررالحکم، ص 249





نوع مطلب : اجتماعیات، 
برچسب ها : اصل برهان اجتماعی، جوامع پر باور، جوامع کم باور،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 دی 1390 02:44 ق.ظ
سلام و درود . اقا وحید عزیز ایا باور به تنهایی میتواند ما را به سمت یک جامعه ایده ال و مذهبی تبدیل کند یا عوامل متعدد دیگر هم هست ؟
در جامعه فعلی اگر چه باورهای مذهبی ریشه در مردم دارد اما چطورر است که ما به یک جامعه مطلوب نرسیدیم ؟
وحید

سلام
باور در دو ساحت مطرح است
باورهای قلبی
باورهای ذهنی
مشکل اینجاست که این باورها فقط بخشی از حافظه ما را گرفته نه قلب ما را
دوشنبه 19 دی 1390 12:16 ب.ظ
بسم الله
جامعه ما پرباره اما متاسفانه اینقدر این باورهای اعتقادی کم رنگ شدن برای مردم که دنبال کشورهای دیگه و جوامع د یگه هستن و میخوان از اونها یه چیزی دستگیرشون بشه یاعلی
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
دوشنبه 19 دی 1390 10:26 ق.ظ
بحث خوبی بود ازنظرت در وبلگم ممنونم
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
یکشنبه 18 دی 1390 11:34 ب.ظ

سلام ، تازه وارد وبلاگتون شدم ، اولین چیزی که توجه ا م را به خودش جلب کرد ، نوشتن مطالب در وبلاگتون هر 4 روز یک بار بود ... نظمتان ستودنیست ... باشد که اولین بخش از وصیت مولا علی در همه سطور زندگانیتان در جریان باشد
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 17 دی 1390 08:31 ب.ظ
سلام
دقیقا درسته. همینه که شیرینی خیلی از باورهای زیبامون رو هنوزم که هنوزه حس نکردیم. یه آدم تو یه جامعه کم باور ،اینکه با این مفاهیم و باور ها آشناشه یا براش سوال شن احتمالش کمتره ولی اگه این اتفاق بیافته برا رسیدن به نتیجه یا همون حقیقت جویی مجبوره که از صفر شروع کنه. ولی تو یه جامعه پر باور مشکل اول اینکه فرد فکر میکنه واقعا باور داره و کمتر شک میکنه که چرا. و همیشه هم میگه که پاسخ گویی برا سوالام ندارم و همیشه اون مدعیه و بقیه محکوم/ اینم مشکل ماهاس دیگه.
مرسی سر زدی
یاعلی
وحید

سلام
با دومی خیلی موافقم
دیدم کسانی که خود را همیشه شاکی می دانند که کسی نیست
شنبه 17 دی 1390 01:47 ب.ظ
با سلام
دوست من طرح مفاهیم انتزاعی ضمن اینکه ضرورت اولیه شناخت است اما در جامعه کنونی ما که از هر نظر آفت زده است کافی نمیباشد ، یکی از آفات باورها و عقاید بشر خرافات است که از ناحیه زورمندان و زرمندان و تزویرگران در طول تاریخ به باورها افزوده شده به نحوی که آن را از اصل و اصالت خویش بسی دور کرده است و وظیفه روشنگران و مصلحین اجتماعی نیز در این برهه زدودن این خرافات و نمایش اصل عقاید بدون پیرایه است ، یکی از محکهای شناخت نیز میتواند این باشد که هرجا وابستگان آن تثلیث کذائی (زر و زور و تزویر ) بر روی مواضعی از باورها مانور و تاکید دارند باید به آن شک کرد .
کتاب حماسه حسینی استاد مطهری و نیز تحریفات عاشورا نمونه هائی از این دست تحریفات را به نمایش میگذارد
باسپاس بامید دیدار
وحید

سلام
و متاسفانه به سبک این کتاب چقدر کم کار شده است
کتابهایی که واقعا در نقش فیلتر باورهای عمل می کند
شنبه 17 دی 1390 12:18 ب.ظ
در جامعه ما که دینداری فقیهانه معیشت اندیش، که البته به گمانم برخاسته از فرهنگ ایرانی ها باشه، رواج داره، بسیار اندکند آنان که دینداری معرفت اندیش و تجربت اندیش را پیشه خود کنند
وحید

سلام
با کمال تاسف همین گونه است
شنبه 17 دی 1390 11:20 ق.ظ
سلام با تشكر از عنوان مطلبی كه گذاشتید.
طبق نظر فلاسفه:هرچیزی در این دنیا عوارض مربوط به مسائل خودش را دارد،حال چه جامعه كم باوری باشیم وچه جامعه پرباور،نكته ای كه وجود دارد اینست كه اگر قرار باشد جامعه ما جزء جامعه پر باوری قرار بگیرد میبایست عوارض و فضولات آن مورد بررسی قراربگیرد و انهارا تا جایی كه امكان دارد كمتر كرد،به نظرم مسئولیت چنین مسائلی را در وهله اول جامعه شناسان وروانشناسان دارند وبعد متخصصین دینی،كه همه اینها باید طبق یك برنامه مدون وزمانبر تحت یك نهادقوی فعالیت بكنند.
وحید

سلام
البته پرباوری یا کم باوری به خودی خود بد یا خوب نیست
مهم این است که چگونه این باورها،کم یا زیاد را به دست آورده ایم
از راه اندیشه یا تعبد صرف
شنبه 17 دی 1390 10:52 ق.ظ
سلام
بعضی بر این باورند:
خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت باش
و آن دیگری می گوید: خواهی که شوی رسوا همرنگ جماعت بش
بعضی می گویند از راهی برو که روندگان آن بسیارند
و دیگری بر عکس آن یکی، معتقد است باید از راهی رفت که روندگان آن اندکند

با افزودن شاخ و برگ به باورها در طول تاریخ خود به خود آن شاخه های کوچک درختی تنومند شد که مبدعان نیز خودشان باورشان شد
می گویند ملا نصرالدین برای اینکه مردم را به اصطلاح سرکار گذاشته باشد به دروغ گفت: در فلان کوچه آش خوش طعم تقسیم می کنند هر که زودتر خودشو برسونه آش بیشتری خواهد گرفت مردم حرف ملا را باور کردند و با در دست داشتن ظرف جلوی خانه ای که ملا آدرس داده بود صف کشیدند مردم با عجله بسوی آدرسی که ملا داده بود می رفتند و ملا به حال و روزشان می خندید ولی یک آن شک کرد و به این نتیجه رسید که اگر حرف من دروغ بود چرا اینهمه برای گرفتن آش در صف انتظارند خودش هم به خانه رفت و به زنش وعده آوردن آش را داد.
در سفر تابستان سال گذشته به چشمه ای رسیدیم که قبلا" تعریف آن را شنیده بودم خوشبختانه جایی را برای استراحت دو ساعته انتخاب کردیم که توفیق رفیق شد و با مرد فاضل و روشن فکری هم کلام شدم ایشان از خرافات می نالید و من نیز
درهمین حال ایشان اشاره کردند به درختی که قدمت چند صد ساله داشت من چیزی از برگ نمی دیدم چون هر کی هرچه توانسته بود برای برآورده شدن آرزویش به آن نخ بسته بودجالب است بدانید بیشتر آنهایی که از این کارها می کردند آدم های باسواد بودند!!!
مخلوط کردن باورها با خرافات و جدا کردن مردم از آن ها و تفکیک این دو بسی دشوار به نظر می رسد.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
این قضیه خصوصا در شرق خیلی بشتر است و خصوصا با توجه به اینکه نان برخی در همین خرافات است
شنبه 17 دی 1390 09:24 ق.ظ
سلام براذر بزرگوار
کاملا صحیح می فرمایید توی یه جامعه پر باور ، شاید باورها زیاده ولی این باور هم در بینشون وجود داره که دلیل را از دیگری بخواهند و این دوباره میشه افزایش باورها ...
ولی باور اگر بمعنای یقین باشه اونوقت جامعه ای پر یقین (مثبت) بیشتر جوابگو خواهد بود تا فقط کمیت رو افزایش دهند.
وحید

سلام دقیقا همینطوره
جامعه با باورهای قلبی (یقینی)و لو جامع کم باوری باشه موفق تر خواهد بود
شنبه 17 دی 1390 08:11 ق.ظ
سلام دوست من
در قسمت جوامع كم باور جمله ناقص است آنجا كه نوشتید: نهایتا اخلاق مداری، خدامداری و قانون مداری) و بقیه جمله را ننوشتید كه چی......
دیگر آنكه بهتر می دانید این نوع دینداری ها كه بر پایه سخن و حرف دیگران استوار است از نوع دینداری عوامانه محسوب می شود ولی دینداری محققانه و تجربه اندیش ورای همه اینها است.
دیگر آنكه من معتقدم رابطه اخلاق و دین بقول اهل منطق عموم و خصوص من وجه است یعنی هر كسی كه دیندار نیست دلیل بر بی اخلاقی او هم نیست و اگر دیندار باشد حتما دلیل بر متخلق بودن او نیست همانطور كه در جامعه شاهدیم كه خیلی از مذهبیون اخلاق و فضائل اخلاقی را رعایت نمی كنند ولی بر عكس خیلی از افراد بی اعتقاد به مبدا و معاد اخلاق را به عنوان روشی انسانی برگزیده و مقید به عمل كردن نیز هستند.
وحید

سلام دوست خوبم
1.موردی که فرمودید اصلاح شد
2.در بحث اخلاق و تدین هم دقیقا سخنتان درست است به این معنی که اخلاق مقدم بر دین است و چه بسا متخلقانی که دین ندارند و چه بسا ادیانی که غیر اخلاقی اند
و به نظر من اساسا اخلاق گوهر زندگی است و قواعد اخلاقی قواعد اصلی زندگی هستند و مقدم بر سایر قواعد
شنبه 17 دی 1390 07:57 ق.ظ
سلام ؛
درباره ی حدیثی كه از امام علی گذاشتید ، باید بگم : اگه ما به بهانه ی حقیقت راهی رو طی طی كنیم اگر اون راه اشتباه هم باشد بهتراز راهی است كه ما به ارث ببریم؛
به شرط اینكه راهی رو كه می خواهیم برای حقیقت طی كنیم واقعن قصد ما یافتن حقیقت باشد نه اینكه پشت كردن به چیزهایی كه تا حالا اعتقاد داشتیم ؛
وحید

سلام
حقیقت و حقیقت طلبی همیشه رهایی بخش است
شنبه 17 دی 1390 07:44 ق.ظ
سلام

دو نوع از جوامع را بیان کردید و تنها به بیان مشکلات جوامع پرباور پرداختید .

مشکلات جوامع کم باور را هم ای کاش بیان می کردید؟
وحید

سلام دوست خوبم
اونها هم می تونند همین مشکلات را داشته باشند به این معنا که همین باورهای کم را هم مستدل و اساسی نپذیرفته باشند و متعبد محض باشند
شنبه 17 دی 1390 02:05 ق.ظ
سلام وحید جون . من اپم. ممنون میشم بهم کمک کنی.
وحید

سلام
حتما میام دوست عزیز
شنبه 17 دی 1390 01:46 ق.ظ
اونقدر در باورمون گنجانده اند که از فکر کردن میترسیم! دروغ نگم بعد از سی و اندی سال زندگی تازه دو ساله که دارم باورهام رو بازبینی میکنم و راجع بهشون فکر میکنم!! یعنی این همه سال گذشته رو چی کار میکردم؟؟؟؟؟؟
وحید

سلام
از لاک تقلید منفی بیرون آمدن خیلی سخت است
باز هم خیلی خوبه که این اتفاق برایتان افتاده است
جمعه 16 دی 1390 11:19 ب.ظ
جوامع پر باور بزرگترین معضلشون اینه که به باور داشتن عادت می کنن..اعتیاد به ایمان یک جورهایی..
وحید

سلام
دقیقا
جمعه 16 دی 1390 11:06 ب.ظ
سلام علیک
دو نوع اندیش داریم : اندیشه به قصد معیشت و اندیشه به قصد حقیقت . اندیشه معیشتی به علومی منجر می شود کھ مولّد فنون ھستند . واندیشه حقیقی مولّد حکمت ھا و معارفی است که منجر به اصلاح شخصیّت و ماھیّت بشر و تکامل معنوی او می گردد . اندیشه معیشتی ظواھر زندگی بشر را اصلاح می کند واندیشه حقیقی ھم باطن انسان را اصلاح می نماید l
وحید

سلام
آفرین
همین اندیشه حقیقت طلبانه نیاز امروز ماست
در واقع اندیشه حقیقت طلبانه است که اندیشه ای مولد است و زیربنای تمدن
و حتی زیربنای اندیش ه معیشتی
ممنون از حضورتون
جمعه 16 دی 1390 07:42 ب.ظ
سلام حاجی،
احسنت به این وبلاگ خوبت
بازم سر بزن
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
جمعه 16 دی 1390 07:39 ب.ظ
سلام
چند روز پیش یک سخنرانی را داشتم گوش می دادم که می فرمود درنی که ما داریم بیشتر علتی است نه دلیلی و دین ما میراثی از گذشتگان است که بدون اینکه زحمتی بکشیم به ما ارث رسیده است....
اابته در قرآن نیز افراد طبقه بندی می شوند انتظاری که از مقربین، اولا الباب، متفکرین و ... است از ناس که افراد عادی را تشکیل می دهند نیست... و گاهی ما بر سر سفره بزرگی می نشینیم که تمام وقت خود را صرف دلیل جمع کردن می کند.
فردی مثل ملاصدرا پیدا می شود و سفره ای می گستراند که فیلسوفان ما بدون زحمت بر آن نشسته اند!
وحید

سلام
دقیقا فلسفه ما مدتهاست که خوابیده و راکد مانده
همه شده اند شارحان ملا صدرا و غاقل از این معنا که این کار با روح فلسفه در تعرض است
هیچ حرف جدید نیست
جمعه 16 دی 1390 05:36 ب.ظ
سلام
عالی بود
دقیقا مشکل ما همینه !
ما مسلمان شناسنامه ای هستیم و اگر لازمه باشه جایی ا زدین مان دفاع کنیم یا تبلیغ متاسفانه توانایی آن را نداریم .
البته از سوال کردن هم میترسیم چون ممکنن است به سادگی انگ بی دینی و نامسلمانی بخوریم.
جامعه ی سوال در مورد اصول دین را نمیپذیره حال آنکه بر تحقیق در این حوزه تاکید شده.
ای کاش یادبگیریم هر چیزی را پیش از پذیرش ارزیابی کرده و دلایل محکمی برای آند داشته باشیم تا در صورت لزوم بتوانیم از نظر و عقییده و اعتقاد خود دفاع کنیم.

ممنون از ارائه ی این بحث
وحید

سلام
استاد مطهری عنوان مسلمان جغرافیایی را مطرح می کنه
مشکل دیگه اینه که روحیه چرایی در ما مرده است
ممنون از حضورتون
جمعه 16 دی 1390 05:11 ب.ظ
مشكل اصلی همین نكته است كه درصد كمی از مردم به دنبال حقیقت هستند . خدا هم در قرآن بارها متذكر این نكته شده است .
انسانهای بیدار راه سختی در پیش دارند تا به ذره ای از حقیقت برسند .
وحید

سلام
البته شاید بحث سنخ روانی هم باشد
اینکه خیلها سنخ های روانی متفاوتی دارند و از بحث های تئوریکی دل خوشی ندارند
جمعه 16 دی 1390 04:21 ب.ظ
سلام
بله پذیرش خیلی از باورها به تابعیت از جمع است. این مورد اشاره قرآن كریم هم قرار گرفته. ادیان آباء كه مورد پیروی قرار میگرفته ....
اما از این باورها فقط كلیاتی در چند جمله به دیگران منتقل می شود و اصل كم كم كمرنگ می شود چون باور پذیرفته شده بدون تحقیق است پس در نتیجه بدعت زیاد می شود. اتفاقی كه ما در جامعه شاهدش هستیم كما این كه باورهای دینی امان اگر به تحقیق برسند بسیار ارزشمند و كامل و البته بی نقص هستند.
جای تاسف دارد كه..........
وحید

سلام
بله جای تاسف داره که فرصت تحقیق یا نداریم یا اینکه فرصت تحقیق را از ما گرفت اند
راستی سایتتون همچنان باز نمی شه
چرا؟
جمعه 16 دی 1390 04:20 ب.ظ
سلام
یعنی ما که جز جوامع پر باور هستیم دچار خرافه و یک نوع بند پایبند باوری هستیم؟؟؟ ولی کم باور بودن هم راه سعادت نیست چون جوامع کم باور هم به این نتیجه رسیدن که باید باورهاشونو به یک مبدا قوی کنند حالاهر چیز.
ولی کلام امام علی اب پاکی بر هر دو جامعه است در واقع باید جامعه پویا باشه نه متحجر و نه بی باور.
و این پویائی صد البته از بی باوری بسی سخت تره.
خدایا عنایتی بنما تا چون مرداب ساکن نباشیم و چون سیلاب ویرانگر نباشیم
بلکه چون رودی حیات بخش و ارام در جریان باشیم
وحید

سلام
اصلا منظورم نقد جامعه ایران و تحسین جامعه فرانسه نبود چه بسا خودم انسان پرباوری باشم
ولی می خوام بگم به همین معنایی که حضرت فرمودند اشاره کنم اینکه در هر دو حال باورهایمان پشتوانه داشته باشه
جمعه 16 دی 1390 04:20 ب.ظ
خیییلی عالی بود !
وحید

ممنون از حضورتون
جمعه 16 دی 1390 02:53 ب.ظ
با 2 پست در 2 هفته آپمممممممم
منتظر حضور شما
اگه میشه خبر كنید تا ماهم از مطالب شما استفاده كنیم
وحید

سلام
خدمت می رسم
جمعه 16 دی 1390 02:16 ب.ظ
باسلام
خسته نباشین
روز آدینه تون بخیر
گاها میام مطالبتون رو میخونم
ولی وقت نظر دادن نداشتم
شرمنده،سرم واقعا شلوغه، تا اخر شب اداره ام
روی پست امروز باید بیشتر فک کرد.
حرفتون کاملا متینه
ما به جای حقیقت یابی دنبال هم رنگ بودن با جمعیت یا به تبعیت از اکثریته!
مثال بارزش اون ضرب المثل معروفه
خوهای نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو!
شاید هم این حقیقت گریزی به دلیل تلخ بودن برخی از حقایق برای حفظ منافعه!
خدا کمکمون کنه!
بازم شرمنده دیر اومدم
التماس دعای فرج
وحید

سلام
ممنون سر می زنید
حالا ما این شعار را برعکس می کنیم
یعنی خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شد
جمعه 16 دی 1390 01:11 ب.ظ
به نظر من کلمه ی "باور" برای نام گزاری صحیح نیست.
چون آدم ها به چیزی که باور دارند عمل میکنند.
مثلا اگر کسی به "وجود امام زمان" باور داشته باشد حتما برای آن کاری انجام میدهد.
اگر همین امروز بریم سر چهارراه و از مردم بپرسیم امام زمان هست؟؟؟؟
اکثریت میگویند:بله
اما آیا همه برای ظهور کاری میکنند؟؟؟خیر
پس باور ندارند.
بهتر است به جای "باور" از کلمه ای مثل "ارزش" استفاده کنیم.چون انسان ها لزوما ارزش ها را باور ندارند.
به نظر من کم ارزش یا پرارزش بودن جامعه مهم نیست.مهم پایبندی افراد به ارزش هاست.
وحید

سلام
سر این کلمه زیاد بحث شده
باور معمولا ثمره عملی دارد به این معنا که فرد برای باورش کاری می کند
به این معنا که آن را قلبا پذیرفته است
پیشنهادتون خوب و مقبوله
جمعه 16 دی 1390 01:09 ب.ظ
سلام من همه ی مطالبتو خوندم خیلی عالی مینویسی...منم ابم..
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
جمعه 16 دی 1390 11:10 ق.ظ
شکل مار

مردی شیاد از ساده لوحی مردم روستایی دور افتاده استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند.
در روز موعود شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید. و به مردم گفت:
شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
وحید

حکایت برخی از رفتارهای مردم ما دقیقا همین است
هوش فیزیکی خوبی داریم ولی هوش های دیگرمان به شدت ضعیف است
جمعه 16 دی 1390 11:08 ق.ظ
با سلام
1. تصور جامعه ای بی مشترکات عقیدتی و فرهنگی چیزی شبیه محال است؛ چراکه اساسا پایه ای برای تعامل باقی نخواهد بود.
2. درصد ناچیزی از مردم، استطاعت و وقت تحقیق در باورهای خرد و کلانشان دارند.
3.گزیری نیست از پذیرش آتوریته هایی در عرصه های مختلف فکری و اجتماعی .
اینجاست که نقش عالمان آگاه و دلسوخته برجسته می شود.
آنان باید بکوشند، باورهای مردم را اصلاح کنند هر چند عالم نمایان با نشان دادن شکل مار* غالبا پیروز میدان هستند.
..............................................
* رج: کامنت بعدی
وحید

سلام دوست عزیز
1)با نکته اول موافقم ولی در عین حال معتقدم تفرد نیاز اساسی جامعه ماست
2)به نظر من باید حداقلی از درامد برای مردم تامین بشه که مردم وقت این برنامه ها ا داشته باشند یعنی کسی بتواند با 8 ساعت کار مفید زندگی اش را تامین کند و بقیه را صرف برنامه های دیگر کرد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30