تبلیغات
تاملات حوزوی - شک و شکاکیت
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 11 دی 1390 :: نویسنده : وحید


یکی از مسائل رایج در سنین نوجوانی و جوانی،  مساله شک و شکاکیت در مسائل اساسی زندگی مثل دین و سایر باورها است
یکی از اندیشمندان غربی تقسیمی جالب درباره سنین عمر یک انسان دارد. این تقسیم به نظریه خطی هم معروف است
او می گوید هر انسانی 3 دوره زندگی دارد :
مرحله ربانی:این دوره ،دوره ای است که معمولا در سنین  قبل از شروع چرایی های جوانی  است که فرد یک متدین دو آتیشه هست و همه چیز را با معادلات دینی می خواهد حل کند و همه چیز را تحت اراده الهی می داند اما در چرایی باورهایش کمتر می اندیشد و به معنای واقعی یک انسان متعبد است 
مرحله فلسفی(متافیزیکی) :این مرحله همراه با شک هایی شروع می شود و فرد در تلاش است باورهایش را دلیل یابی و علت یابی کند و مدام چرایی هایی را  در نسبت به باورهای دینی و مذهبی مطرح می کند.
او مرحله دیگری هم ذکر می کند اما نکته مهم اینجاست که در اینجا 3 رویکرد می توان داشت
اول)سرکوب این چرایی ها و اجبار به برگشت به مرحله اول
دوم)مدیریت سوال ها و شک های بوجود آمده و رجوع به اهل علم و بحث و مباحثه  برای رسیدن به جواب سوالات و استفاده از فرصت موجود. شهید مطهری در این رابطه جمله ای زیبا دارد که «شک معبر خوبی است» (1)
سوم) بی خیالی  و دم غنیمتی

این دسته سوم حوصله مطالعه و زحمت ندارند به خاطر همین یکدفعه زیر همه باورهای  قبلی  می زنند و به طور کل همه چیز را منکر و شعارشان این می شود که که دنیا ارزش این همه سخت گیری را ندارد

شما کدام رویکرد را انتخاب می کنید؟
پی نوشت
1) آفتاب




نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : شکاکیت، نظریه خطی، نگاه فلسفی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 11:39 ق.ظ
خب عقل سلیم،حکم میکنه که رویکرددوم درسته.این دسته ی سوم،هم ازقماش حسنی هستن که تمبل تشریف دارن ومنتظرن همه چی حاضرآماده باشه واسشون
وحید

سلام
البته برخی با دلیل دسته سوم را قبول می کنند
حساب اینها جداست
جمعه 16 دی 1390 07:49 ب.ظ
سلام
این دسته سوم:
بی خیالی و دم غنیمتی و به قول معروف
با شعری که نوشته ای تناسب ندارد.... چرا که در این دم غنیمت شمار بودن به عنوان هرهری مذهب بودن نیست بلکه به معنی زندگی کردن در زمان حال است به قول مولوی:
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
یا به قول سهراب:
زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است
شاید اگر این بیت حافظه را می نوشتی به بحث نزدیک تر بود
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را.
اگر چه این بیت نیز طریقت دل را معرفی می کند به جای استدلال و عصای چوبین دست گرفتن
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
فلسفه سوم را در ابیات خیام بهتر می توانید پیدا کنید
وحید

سلام
البته در مورد این فلسفه سوم گاهی است هست که این نگاه با توجه به دلایل است و خود برای خود فلسفه ای است
شعر را اصلاح کردم
جمعه 16 دی 1390 04:29 ب.ظ
از این مطلبتان خیلی خوشم آمد. خداوند خیرتان بدهد. لااقل صد تا پرونده در ذهنم باز كرد! آقا باید قدر شما را دانست. این را از جانب بنده به گوش هم مباحثه ای هاتان برسانید...
در اجتماع امروز ما بیشتر افراد در مرحله فلسفی دچار مورد سوم می شوند به همین خاطر است كه اوضاع جامعه خیلی نا به سامان شده. یعنی عوامل بسیاری آنها را خواسته ناخواسته به بی خیالی می كشاند اما با این وجود مدیران لایقی كه اوضاع را مدیریت كنند هم هستند مثل شما آقای فراهانی...
وحید

سلام
اتفاقا خیلی از دوستان در بخش نظرات همین پست گفتند که ما در مرحله سوم هستیم و البته دلایل جدی برای خود داشتند
ممنون از حضورتون
جمعه 16 دی 1390 04:12 ب.ظ
سلام
من فکر میکنم همه این سه حالت رو تجربه می کنیم و هرسه لازمند ولی در جایگاه خود
باید اعتقاد فطری را پروش داد و شک کرد و پرسید و به ایمان و عین الیقین رسید و گذشت از خرافاتی که با رنگ دین و برعلیه دین به ما عرضه می شود.
وحید

سلام
این مسیر دقیقا مسیری هست که دین معرفی می کنه
جمعه 16 دی 1390 12:10 ق.ظ
سلام
واقعاً لذت بردم. خیلی عالی می نویسی.بی شک وبلاگت رو بعنوان یک وب پربار به بقیه معرفی می کنم. داداش مشتریت شدم.
وحید

سلام
ممنون از حضورت
پنجشنبه 15 دی 1390 01:19 ب.ظ
سلام خودمو هم تو سه تاش دیدم هم ندیدم
وحید

سلام
باید تجربه ای جالبی داشته باشید
پنجشنبه 15 دی 1390 01:00 ب.ظ
دم غنیمتی برای خودش مکتبی است. لطفا آنرا با بی خیالی مترادف نکنید.
وحید

سلام
بله اتفاقا در این مورد نظرم عوض شد و در نظرات گفتم که اگر این اندیشه برایش استدلالی باشد عین زندگی اصیل است و خرده ای بر آن نیست
پنجشنبه 15 دی 1390 12:41 ب.ظ
سلام و صد سلام بر جان عزیزت
می دانم كه لطف می كنید و مرا در مطلب جدیدم
همراهی می كنید
ممنونم
وحید

سالم
حتما
پنجشنبه 15 دی 1390 08:12 ق.ظ
در صورتی که فرد در تلاش است باورهایش را علت یابی کند، شکی در او محقق نشده است.
شک در اعتقادات مذهبی یا غیر مذهبی زمانی رخ می دهد که کفه نفی و اثبات باور مذکور بر دیگری سنگینی نکند.
از این رو پاسخ پرسش شما نمی تواند جز گزینه دوم باشد. چون کسی که مورد اول را انتخاب می کند اصلا شکی در او حاصل نشده است. چون می خواهد باورهایش را حفظ کند. همچنین اعتقاد به امری یا بازگشت به اعتقادات پیشین، امری اجبار پذیر نیست و جز با تفکر یا به قول شما مطالعه امکان پذیر نمی باشد.
اما گزینه سوم: با صرف شک کردن منکر همه چیز شدن، گواه این است که شکی در کار نیست. این یعنی باوری بی اساس بعد از باور بی اساس پیشین.
شک اگر شک باشد فرد را به همان راه می برد که باید.
وحید

سلام
موافقم و ضمن اینکه می شود شک کرد و سرکوب کرد (مرادم گزینه اول است )
در واقع این امر گرچه به لحاظ منطقی بعید است یعنی نمی شود شک کرد و سرکوب کرد ولی به لحاظ روان شناختی امکان دارد کسی با چنگ و دندانٍ اجبار بخواهد باوری را حفظ کند
پنجشنبه 15 دی 1390 01:30 ق.ظ
بامدیریت سوالات موافقم ولی مساله اصلی اینست که چگونه ؟ خانواده و بعد مدرسه و دانشگاه و رسانه باید خیلی قوی باشند تابتونند مدیریت این جریان رو برعهده بگیرند.
دوستی دارم که فرزندی یازده ساله دارد هروقت دیدن دوستم می رم ازسوالات و نوع نگاه مهدی یازده ساله سرم سوت می کشد این تجربه به من فهمانده دراینده تنها مادران میان رشته ای مادران موفقی خواهند بود.
وحید

سلام
نسل آینده که نسل عجیبی خواهند بود و اگر به این شیوه طی شود قطعا پاسخ سوالات انها داده نمی شود
چهارشنبه 14 دی 1390 04:32 ب.ظ
تمامیه عقیده ها بنیانش با یه شک از هم پاشیده....
در هر موردی....فرقی نمیکنه...
اعتقادمون باید مستحکم تر باشه
آپ کردم...بیا ببین ملت چجوری میتونن سر یه دختر کلاه بذارن
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
حتما میام

چهارشنبه 14 دی 1390 03:46 ب.ظ
والا انتخاب کردیم! اینقدر گشتیم تا بالاخره یافتیم.
برچشب ارتداد و ... را هم خوردیم ولی کوتاه نیامدیم
وحید

ِسلام
حقیقت همیشه رهایی بخش است

چهارشنبه 14 دی 1390 02:45 ب.ظ
سلام،
اصولا پذیرش اصول و باورها و بایدها و نبایدها با دلایل و توجیه،استحکام بیشتری به انها می بخشد.و ضمانت اجرایی خوبی برای آنهاست.برای مثال توصیه اسلام به نظافت برای همه توجیه پذیر است.و از این رو همه در مراعات آن می کوشند.و لذا می توان گقت،نظریه دوم به استکام باورها کمک می کند.اما همه چیز را به واسطه علم و عقل بشری نمی توان توجیه کرد.و لذا این نظریه به تنهایی کافی نیست
وحید

سلام
در مورد گزاره های خرد پذیر(rational) این سخن شما کاملا درست است ولی همانطور که اشاره کردید همه چیز را با عقل بشری نمی توان توجیه کرد این دسته از گزاره های که معروف به گزاره های خردگریز(Irrational ) هستند تعدادشان کم نیست و عمدتا ادیان حاوی چنین گزاره های هستند
چهارشنبه 14 دی 1390 01:19 ب.ظ
نظرتون رو در مورد گروه سوم قبول ندارم،ممکنه کسی بعد از کلی زحمت به این باور برسه که دنیا ارزش سخت گیری نداره.اتفاقا منم جزو همین گروهم ولی نه به دلیل راحت طلبی یا تن پروری.چون برای رسیدن به این عقیده خیلی تلاش کردم و بهش ایمان دارم
وحید

سلام
اتفاقا در جواب دوست عزیز قاسم ملا هم همین را گفتم اینکه ممکنه کسی برای این سبک زندگی دلایل داشت باشه
بر این اساس دیگه نمی شه بهش اشکالی گرفت
چهارشنبه 14 دی 1390 11:03 ق.ظ
با سلام
من ذهن پرسشگر را دوست دارم.
گاهی از هجوم پرسش ها در ذهن مستاصل میشوی اما لذت نتیجه ارزش دارد.
یا علی.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 14 دی 1390 08:15 ق.ظ
سلام ارزیاب ؛
من رویكرد دوم رو بیشتر می پسندم ...
وحید

سالم
ممنون از حضورت
چهارشنبه 14 دی 1390 12:03 ق.ظ
سلام
در مورد اول بایدگفت شک موتور یقین است اما نه برای همه و برای هرسن و سالی
می نویسند: یسوعیون می گویند:بچه تان را تا 7 سالگی به ما بدهیدو سپس به هرکجا که برودتا آخر یسوعی باقی خواهد ماند به همین خاطر می گویند »مادر« روح انسان را بسیار لطیف و رقیق و پرعاطفه بار می آورد
آخرین قسمت که به انسان های بیطرف و یا بی خیال مربوط شده اینها بیشتر طبعیت از پلورالیسم میکنند و همه ی ادیان را درست می دانند و آن دینی که با شغل و در آمدشان و حتی اشربه و غیره شان راه بیاد را برمی گزینند حتی بهایی ها و دیگر دسته و گروه های بی برنامه می تواند از همین ها باشد
وحید

سلام
در مورد قسم آخر می شه یه جور دیگه هم به مساله نگاه کرد کسانی که بر اساس بی خیالی به این سبک زندگی رو نیاوردند بلکه برای خود دلایلی دارند
حساب این طیف جداست
سه شنبه 13 دی 1390 11:47 ب.ظ
سلام.مدام در مرحله فلسفی...
وحید

سلام
بازم خوبه
سه شنبه 13 دی 1390 08:05 ب.ظ
سلام
به حرف یا به عمل؟؟!
حال و اوضاع الان خودمو که می بینم شاید از وقتی که نیاز به دلیل رو حس کردم برا باورام. شاید دو سوم این وقتو تو حالت سوم گذروندم و یک سومشو حالت دوم. این طوری هم نبوده که مثلا اولش بی خیال بودمو تازگیا تو این یک سوم اخیر رفته باشم پی علت یابی و مطالعه. نمی دونم چرا بگیر نگیر داره. هر از گاهی یه مسئله برام جدی میشه میرم پی اش اما بعد یه چن وقتی حالا چه به نتیجه برسم چه نرسم شده که بی خیالش بشم. مشکلم می دونم کجاسا . این اراده ... ضعیفه بد جور.
کاش همون قدر که تو تشخیص خوب و بد قوی هستیم تو عمل به اونا هم قوی باشیم.
موفق باشی
یاعلی
وحید

سلام
البته موارد دیگه ای هم هست
شاید پاسخگوها قوی نبودند
در هر صورت چقدر دوستان در مرحله سوم هستند
سه شنبه 13 دی 1390 07:59 ب.ظ
با سلام به نظر می رسد که مدیریت سوالات منطقی ترین وبهترین را در برخورد با این مرحله است اما مشکل بسیار جدی که در این رابطهlمطرح است عدم وجود منابع وگاها افرادیست که بتوانند اعتماد جوانان را جلب نموده وبه درستی در پاسخ به سوالات وشکیات آنها راهگشا باشند
وحید

سلام
دقیقا موافقم
با وجود اینکه سالهاست بحث پاسخ به سوالات و شبهات مطرح است ولی هنوز در برخی موضوعات خلاهای جدی هست
سه شنبه 13 دی 1390 07:28 ب.ظ
سلام
شک , اتفاق بزرگی ست.
وحید

سلام قطعا بزرگ است
بزرگ است که بعد از آن آثارش هم بزرگ است
سه شنبه 13 دی 1390 06:57 ب.ظ
با اینکه حوصله ی مطالعهمان بیشتر از حوصله ی دیگرمان است اما فکر کنم توی این تقسیم بندی همان سوم هستیم. البته دو مرحله ی قبل را طی کردیم تمام شد.
وحید

سلام
بله گاهی اوقات انتخاب مرحله سوم بر اساس دلایلی است
یعنی اساسا این سبک زندگی خود دلیلمند است
سه شنبه 13 دی 1390 06:16 ب.ظ
سلام و با تشكراز حضورتون
وحید

سلام
ممنون
سه شنبه 13 دی 1390 05:22 ب.ظ
سلام. عرضم آن بود که آن اندیشمند غربی که این مراحل را تعریف کرده است، باید این مراحل را به شرط آن تعریف کرده باشد که فرد از کودکی تعالیم مذهبی دریافت کند وگرنه کودکی که در یک خانواده ملحد بدون هیچ آموزشی از دینداری و خدا بزرگ شود نمی تواند مرحله ربانی را تجربه کند.
وحید

سلام
دقیقا همینطوره است
این تقسیم بندی برای جوامع مذهبی است و الا در جوامع سکولار خود به خود فرد در مرحله دوم و حتی سوم است
سه شنبه 13 دی 1390 03:52 ب.ظ
سلام وحید جان..
بازم مرسی.. خوشم میاد كه داری مبحث قبلی رو به جاهای جالب تری می رسونی.. من اگه نگن از خود مچكره.. سعی ام اینه كه رویكرد دوم رو به پیش ببرم.. اما خودت می دونی كه عمل بهش خیلی سخته.. اونم واسه من كه درسام اینروزا خیلی سنگینه.. و كمتر وقت می كنم مطالعه آزاد داشته باشم.. دعا كن برام داداشی همه زحمت هام هدر نره.. این روزا خیلی تلاش می كنم.. یه جورایی وقت سر خاروندن هم ندارم.. تنها وقته آرادم، وقتایی كه میام به شما و بقیه بامرام ها سر بزنم.. درمورد قالبم.. حق با توئه.. اون یاس هم برا همه كتابایی كه هنوز نتونستم بخونم... آخه من برا هیچ چیز حرص نمی زنم.. الا یاد گرفتن و كتاب..
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
سه شنبه 13 دی 1390 02:27 ب.ظ
نغمه ی ناجور



وحید

سلام
ممنون از حضورتون
خیلی وقت بود
دوشنبه 12 دی 1390 11:36 ب.ظ
سلام
متاسفانه این روزها حالت سوم در بین مردم خاصه جوانان رایجه
چون راحت ترین راهه!!!
وحید

سلام
متاسفانه
دوشنبه 12 دی 1390 10:50 ب.ظ
کدام کتاب؟ نوشته چه کسی؟ با چه دین و مذهب و پیشینه ای؟
راستش خیلی گشته ام. زیاد پرسیده ام. مسئله ای حل می شود و شبهه دیگری از جای دیگری سر بر می کند. اینجا ها هم که الی ما شاء الله نظر موافق و مخالف....
این درد دانستن و ندانستن بد دردی است. گاهی آرزو می کنم ای کاش گوشم خواب بود و چیزی نمی شنیدم و این همه سرگشته نمی شدم!
وحید

سلام
به نظر من باید دید دقیقا مساله در چه موردی است
مثلا شک در بحث اصل وجود خدا مطرح شده
این می تونه یه پروژه مطالعاتی باشه
البته اگه وقت و زندگی بذاره
در عین حال قبول دارم که خیلی سخته
دوشنبه 12 دی 1390 05:47 ب.ظ
سلام.جالب بود.باز هم سر بزنید به من
وحید

سلام
ممنون از حضورتون


دوشنبه 12 دی 1390 05:34 ب.ظ
سلام اره واقعا تقسیم بندی جالبیه .و من الان تو مرحله متافیزیکی ام و تلاشم اینه که از این عبور گاه با شعور ومعرفت رد بشم ممنون از تلنگر خوبتون موفق باشید ومستدام
وحید

سلام
امیدوارم به سلامت مسیر را طی کنید

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30