تبلیغات
تاملات حوزوی - آداب حقیقت طلبی
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 7 دی 1390 :: نویسنده : وحید


حقیقت از جمله رویاهایی است که انسان های سنخ حقیقت، شبانه روز به دنبالش می دوند اما به نظر می رسه رسیدن به حقیقت آدابی دارد سعی می کنم برخی از این  آداب را خیلی خلاصه طرح کنم :

1)اینکه خود را دانای کل ندانیم و معتقد باشیم ما هم نقص هایی داریم و دیگرانی هستند که شاید در برخی جهات چیزهایی برای ارائه به ما داشته باشند  لذا اندیشه های غربی و اندیشه های شرقی را  باطل محض ندانیم و مدعی نشویم  همه چیز در مشت من است حضرت امیر در سخنی کوتاه و جالب می فرماید:  هَلَکَ مَنِ ادَّعی یعنی کسی که( به ناحق) مدعی شد هلاک شد(1)

2) شخص بیطرف و ، در نتیجه ، مُنصِف باشد. کسی که ، از آغاز کار ، نسبت به پاره ای از آراء و عقائد پیشداوری منفی دارد و یا نسبت به پاره ای دیگر تعصّب دارد ، نمیتواند به حقیقت نزدیکتر شود ، چون خس وخاشاک را در چشم دیگری میبیند و چوب را در چشم خود نمیبیند : کوچکترین نقطه ی ضعف را در مدّعیات وادلّه ی مخالفان خود میبیند وبزرگترین نقطه ی ضعف را در مدّعیات وادلّه ی موافقان خود نمیبیند.

3)شخص باور داشته باشد که تافته ی جدابافته ای نیست و ،درست همان طور که خودش شاید به حقیقتی رسیده باشد ، دیگران نیز چه بسا به حقائقی رسیده باشند و ، درست همان طور که دیگران ممکن است  به خطاهایی دچار شوند ، خودش نیز چه بسا به خطایی دچار شده باشد. براین اساس ، باور داشته باشد که نه خودش تجسم حق است و نه دیگران مجسمه ی باطل.

 4) اینکه میزان پایبندی ما به یک باور مناسب با میزان ادله و شواهدی باشد که آن باور را تایید می کند بسیاری از اوقات ما به یک باور یا ارزشی بسیار پایبندیم ولی برای آن هیچ دلیلی نداریم و صرفا شنیده های ما هست که ما را ملزم به اطاعت از آن باور کرده است اگر در زندگی خود تاملی کنیم الی ما شاالله شامل این مورد چهارم می شود که به باوری، بسیار شدید دل بسته ایم ولی قرائن و شواهد موید آن ضعیف است و از طرفی نسبت به باوری که دلایلی قطعی در تایید آن هست، سست و کاهل هستیم

 پی نوشت:

1) نهج البلاغه خطبه /16

به نظر شما حقیقت طلبی چه آداب دارد ؟





نوع مطلب : اخلاقیات، 
برچسب ها : آداب حقیقت طلبی، من ادعی هلک، پایبندی به باور،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 11:35 ق.ظ
بنظرمن،انسان،بایدیه سری چارچوب هایی برای خودش مشخص کنه امانه ازجنس فولادوهمینطورهم نه اونقدرسست که باهربادی واندیشه یاحرفی،ویران شه واونچیزهایی روکه متناسب باچارچوب فکریش هست قبول کنه ودرعین حال به عقلشم رجوع کنه که اگرکسی نظری داشت که اندیشه یااونچیزی روکه اسمشوگذاشته حقیقت،نقض میکردودیدواقعاهم درست بودوباعقل جوردرمیومدقبول کنه نه اینکه متعصبانه رواشتباهاتش،پافشاری کنه.خلاصه اینکه درهمه حال،آدم بایدکلاهشوقاضی کنه وبه همه ی نظرات وآرافکرکنه نه دربست قبولشون کنه ونه دربست،ردشون کنه.
وحید

سلام
این داشتن چارچوب خیلی مهمه
البته چارچوبی مورد اطمینان به این معنی که اگر دید کسی علیه یکی از اصول او دلیلی اقامه کرد و رد کرد بپذیرد
سه شنبه 20 دی 1390 01:18 ق.ظ
سلام دوست عزیز مطالبتون خیلی قشنگ وجالبه .به نظر من حقیقت طلبی بدون حكیم ومرشد بسیار مشكله. ودر سیره عرفا هم به استاد طریق بسیار اشاره شده
وحید

سلام
به تعبیر مرحوم قاضی استاد آقای بهجت
اگر نصف عمر را به دنبال استاد بگردیم می ارزد
جمعه 16 دی 1390 04:31 ب.ظ
اعوذ بالله من نفسی...
سه شنبه 13 دی 1390 12:33 ب.ظ
حقیقت طلبی تو وجود همه آدم هاست
اگه می بینید عده ای حقیقت و انکار میکنن و گاهی روی اون پا میذارن
در واقع رو ذات خودشون سرپوش گذاشتن و چشمه حقیقت درونشون و نا دیده گرفتن.
وحید

سلام
فکر کنم شهید مطهری باشه که تو کتاب فطرت همین سخن را طرح می کنه
اینکه حقیقت جز یکی از فطریات انسانی است
یکشنبه 11 دی 1390 09:54 ب.ظ
سلام. حقیقت طلبی چراغ می خواهد. اول شرط طلب حقیقت این دعا است که خداوندا مرا در مسیر صحیح قرار بده و چراغی در راهم قرار ده تا مسیر هدایت را ببینم.
وحید

سلام
حقیقت طلبی در ذیل دین
ممنون از حضورتون

یکشنبه 11 دی 1390 02:11 ب.ظ
سلام دوست خوبم

به نظر من انسان باید برای پیدا کردن حقیقت خودش به دنبال اون بره. همیشه میگم تا چیزی رو به چشم خودتون ندیدید باور نکنید.
اینطوری از خیلی شایعات و غیبتها و... دور خواهیم بود.

دوست عزیز به روزم و منتظر حضورتون
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
حتما
یکشنبه 11 دی 1390 12:42 ب.ظ
حقیقت طلبی اول از همه معرفت میخواد و بعد از اون عقل میخواد عقل گرایی خیلی مهم البته به شرطی که با معرفت باشه. یعنی عقل و نقل کنار هم.
وحید

سلام
نکته مهمی است
البته مشروط به اینکه کسی درون دینی نگاه کنه
یکشنبه 11 دی 1390 11:31 ق.ظ
این روزها مگه " حقیقت طلبی " هم بازار داره؟! همش جنگ و رنگ و تصویر و توصیف و خیالاتی که باور میکنیم! همین
وحید

سلام
شاید
یکشنبه 11 دی 1390 11:13 ق.ظ
سلام.
خوبید؟
ممنونم از لطفتون که همیشه سر میزنید!!!
به نظرم هیچ چیز مهمتر از این نیست که آدم لااقل با خودش رو راست باشه.....
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
یکشنبه 11 دی 1390 07:42 ق.ظ
حقیقت طلبی باید با گارد باز باشد ولزوم تحقق آن گفت وگوست توام با احترام متقابل وپرهیز ازتوهین وتمسخر،اسمش هرچه كه باشد حقیقت طلبی یا آداب گفت وگو نیاز مبرم جامعه امروز ایران است سپاس از توجه ات به این موضوعات
وحید

سلام
اساسا حقیقت طلبی آغوش باز می خواد و سینه ای فراخ
شنبه 10 دی 1390 09:21 ب.ظ
سلام
مطلب کامل و موجزی بود
جق مطلب رو ادا کردید.
خدا قوت
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 10 دی 1390 08:31 ب.ظ
به نظرم راه حقیقت همان صراط المستقیم هست اما در صراط المستقیم رفتن و ماندن بس توشه می خواهد.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 10 دی 1390 06:40 ب.ظ
ممنونم ازینکه تشریف اوردید و ممنون از نظراتتون انشالله گفتار هممون نیک باشه کردارمون و پندارمون یا علی در پناه حق
وحید

ممنون از حضور شما
شنبه 10 دی 1390 06:18 ب.ظ
با سلام
فکر میکنم اصلا اینها تشریح مفهوم حقیقت طلبی باشد و نه آداب آن، زیرا آن که جویای حقیقت است ناخودآگاه این چنین رفتار میکند .
ممنون از مطلب پربارت.
وحید

سلام
من انقدر جرات دارم که در مورد اداب رسیدن به آن سخن بگویم
واقعا تشریح مفهومی ان مشکل است
شنبه 10 دی 1390 03:20 ب.ظ
این خس و خاشاااااااام نکاتی داشتااااااا به شخصه همیشه از مطالبتون بهره میبرم.... سلام خوبین؟ با مطلب تحت عنوان زرتشت پیامبر ایران باستان به روزم خوشحال میشم نظر شما دوست عزیز رو بدونم یا علی مدد
وحید

سلام
اتفاقا یکی دیگه از دوستان هم گفته بود معنی این چیه
اساسا این قضیه ربطی به سیاست نداشت
خدمت می رسم
شنبه 10 دی 1390 01:16 ب.ظ
سلام
نکاتی که اشاره کردین درواقع توصیه های اخلاقی هستندیک یک آدم اهل منطق بایدانهارورعایت کنه.یکی ازنکاتی که دربحث حقیقت یابی وکلادرمباحثات بایدبه اون توجه کرداینه که درمباحثه باهرشخصی بایدمحدوده مسئله ای که درموردآن بحث میکنیم روشن بشه.پریشان گویی یکی ازپراستفاده ترین روشهای مغلطه هست که اغلب مورداستفاده قرارمیگیره ودررسیدن به حقیقت مشکل ایجادمیکنه.یکی ازروشهای دیگه تعیین ملاکهای مشترک طرفینه.اینکه دوطرف چه چیزی رو به عنوان اعتقادوملاک حقیقت میشناسند.مثلادرمسائل سیاسی ممکنه شخصی نه امام رونه ولایت رو ونه حتی روایات روقبول نداشته باشه وفقط استنادبه آیات قران موردقبول اوباشه دراین صورت بایدفقط براساس آیات قران بااوبحث کردونبایدااوبرسراین که چراروایات وامام و...روقبول نمیکنه به جدال پرداخت.
وحید

سلام
دقیقا این موارد که گفتید اگه توجه بشه ،بسیاری از منازعات حل میشه
مثلا همین مساله اینکه در فضای فکری طرف مقابل سخن بگوییم و بر سر اشتراکات استدلال کنیم دقیقا شیوه ای که امام رضا در مناظره ها به کار می بردند
شنبه 10 دی 1390 09:02 ق.ظ
از داوری بدون تحقیق هم پرهیز كنیم
سلام دوست من عالی بود
وحید

سلام
ممنون از حضورت
شنبه 10 دی 1390 07:22 ق.ظ
حقیقت مصداق این بیته ...
.
.
از شیشهء بی می
می بی شیشه طلب كن
حق را زدل
خالی از اندیشه طلب كن
وحید

سلام
ممنون از این بیت زیبا
جمعه 9 دی 1390 08:25 ب.ظ
سلام...
هیچ ترتیبی و آدابی مجو
هر چه می خواهد دل تنگت بگو...
.
داستان فیل مولوی را یادمان نرود دوباره بخوانیم...
وحید

سلام
و اینکه ما بنده ایم ،بندگان حقیقت
و خود را خداورندگار حقایق ندانیم
جمعه 9 دی 1390 07:45 ب.ظ
سلام
به نظر من اولین قدم اینه که بخوای در راه درک حقیقت گام برداری!!
دست از عافیت طلبی بکشی.
در مورد مواردی هم که گفتید کاملا موافقم.
دوستان خوبی رو میشناسم که متاسفانه خود برتر بینی بدجوری دامنشون رو گرفته و...
وحید

سلام
عافیت طلبی و مصلحت گرایی هم آفت اخلاق است هم آفت حقیقت طلبی
جمعه 9 دی 1390 07:43 ب.ظ
سلام
درسته بدون این 4 شرطی که شما گفتی اصلا نمیشه راه به جایی برد. آدم میشه یه دروازه بسته که نه چیزی رو قبول می کنه و نه میتونه چیزی رو به دیگران بقبولونه. خودش میمونه و باور هاش که ممکنه حق باشن یا باطل. نظرخواهی کردید خیلی فکر کردم چیزی که بخوام بنویسم به ذهنم نرسید. به عنوان یه دعوت به تفکر دیگه بود واسه من .حتما میرم دنبالش تا ببینم ملزومات حق طلبی چیه؟
با تشکر از دوست عزیز
موفق باشی
یاعلی
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
و انصافا جا داره در این مورد تاملات جدی بشه
جمعه 9 دی 1390 05:15 ب.ظ
سلام آقای ارزیاب و عرض ارادت
مثل همیشه بسیار خوب بود و استفاده کردم.
به گمانم یک پیوست نیاز داشت و آن اینکه ، اساسا "حقیقت" دست نیافتنی است :
باغ تفرج است و بس، میوه نمی دهد به کس/ جز به نظر نمی رسد، سیب درخت قامتش ! -سعدی
ویا به قول سپهری : " نه ، وصل (فهم ) ممکن نیست/ همیشه فاصله ای هست/ فاصله هایی که غرق ابهامند."
پس آنچه ما به دست می آوریم ، حداکثر و با ارفاق ، تنها بخشی از حقیقت است. پذیرش این نگاه ، ما را از هر نوع تعصب کودکانه باز می دارد:
سخت گیری و تعصب خامی است/ تا جنینی ، کار خون آشامی است! - مولانا
موفق باشید.
وحید

سلام و عرض ارادت
ممنونم از حضور شما
یاد سخن آن گرامی افتادم که حقیقت همچون شیشه شکسته ای است که هر تکه اش در اختیار کسی است
و برای رسیدن به حقیقت باید ادب کرد و این خامی که مولانا گفته را کنار گذاشت
باز هم ممنونم از حضورتون
جمعه 9 دی 1390 02:57 ب.ظ

سلام
بعضی براین عقیده اند که ابتدا باید مرز مجازی و حقیقی واژه «حقیقت» را بشناسیم تا بتوانیم برای هرکدام تعریفی داشته باشیم و بعضی پا را فراتر می نهند می گویند در برابر حقیقت مصلحت وجود دارد و اگر دچار مصلحت پرستی شویم به عمد یا سهو حقیقت را بادست خودمان پنهانش کرده ایم دکتر شریعتی در نیایش خود می فرماید:خدایا مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است ، وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است که از فرط عمومیتش ، هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید، مصون دار تا: به رعایت مصلحت ، حقیقت را ضبح شرعی نکنم.
متأسفانه هنوز یاد نگرفته ایم در بحث هایمان منصف و به دور از کبر و غرورباشیم و بیشتر گفتگوهایمان برای کشف و یا پی بردن حقیقت نیست بلکه نوعی لجاجت است تا طرف مقابل را به زمین زده و حتی بدنامش کنیم.دیگر مسئله بد فهمی و وارونه دیدن حقیقت است
با تبلیغات یک موضوع غیر حقیقی را حقیقت نشان دادن نیز نوعی ندیدن حقیقت است
داستان آن معلمی که به شاگردانش درس می داد را همه می دانیم وقتی کلمه مار را بر تخته سیاه نوشت هیچکس نپذیرفت تا اینکه کسی دیگر که باروحیه و آگاهی انها آشنا بود شکل را کشید و مورد تحسین قرار گرفت.
مگر نه اینکه طبق روایات وقتی امام زمان ظهور می فرمایند خیلی از کسانی که عمری را به خیال خودشان حقیقت را می گفته اند مخالفت می کنند.
حقیقت طلبی یک شخص ممکن است از قضاوت او هنگام درگیری کودک خردسالش با کودک همسایه و یا در چالش های مسیر زندگی در خانه اش معلوم شود. این موضوع خیلی جای حرف دارد که از من ساخته نیست چون حق گویی و حقیقت طلبی واژه هایی است که باید اهل فن بشتر روشنگری کنند
وحید

سلام
اشارات خوبی بود
یاد سخن مولا علی افتادم که
چقدر وسیع است حقیقت وقتی در مورد آن سخن می گوییم و چه سخت و تنگ وقتی می خواهیم عمل کنیم
جمعه 9 دی 1390 10:16 ق.ظ
سلام

واقعا باور های ما امروزی سطحی شده
برای همین هم ارامش و امنیت درونی نداریم

منظور م باورها ی دینی و قرآنی بود

موفق باشید
وحید

سلام
ممنون از حضورتون

جمعه 9 دی 1390 08:39 ق.ظ
باسلام
صبح آدینه تون پرندبه
حقیقت همونیه که قران ازش دم زده ولی اگه به نفعمون نباشه به کلی منکرش میشیم
گاهی هم اون حقیقت رو متهم به افراطی گری میکنیم!
واقعا اگه فقط به همین 4 نکته ی مذکور شما توجه کنیم شاید حتی خیلی از جنگ های خانمانسوز هم رخ نده!
ما همه چیز رو زیر پا میذاریم و حتی خیلی چیزها به خاطر سرگرم شدن به دنیا یادمون رفته!
یاد یه خاطره افتادم.شاید بی ربط باشه ولی امروز جمعه ی انتظاره و مرتبط با انتظار!
چند روز پیش با همراهی یکی از همکارانم، چند تا حدیث و نکته درباره اقا صاحب العمر تهیه و پرینت کردیم تا در راه رو ها و سالن اداره نصب کنیم. رحین نصب، یکی از ارباب رجوع ها یه حرفی زد که دلم سوخت!گفت مردم اون قدر مشکل دارند که این چیزا رو نمیخونن!
گفتم: نه، چون نمیخونن مشکل زیاد دارن!
یه مکث چند لحظه ای کرد و سرش رو تکون داد و گفت: اره،اگه بخونیم دیگه مشکلی نداریم، خودمون و اقا رو گم کردیم!
وحید

سلام
همینطوره خیلی وقت ها ما چون اون باورهای اساسی را کنار گذاشتیم دچار مشکل هایی و روزمرگی شدیم
همیشه یه تلنگر نیازه تا اون باورهای اساسی را به ما یادآور بشن
کار جالبی انجام دادید
موفق باشید
ممنون از حضورتون
جمعه 9 دی 1390 02:53 ق.ظ
درود بر تو وحید عزیز ...
حقیقت واژه ی غریبیست برای ما ...
راستی یه مقوله هست و حقیقت جدا از اون ...
راستی اون چیزی هست كه میگوییم و احساس میكنیم ... اما حقیقت همان هست كه باید باشد ...
با علم به این مسایل امروز از حقیقت خیلی دوریم و تا وقتی احساسش نكنم نمیتونم چیز زیادی دربارش بگم ...
ولی قول میدم روی نوشته ی شما فكر كنم ....ممنونم از دعوتتو.ن
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما و اینکه وقت میگذارید
پنجشنبه 8 دی 1390 09:43 ب.ظ
سلام آقای وحید جان..
بازم عالی..بوووووووووود.. و خودتم می دونی كه این مبحث چقد به كاره من می یاد.. توی بحث هایی كه گاهی برام پیش میاد، با این موارد روبرو می شم اونم خیلی زیاد.. فك می كنم انسانِ حقیقت طلب بایستی ذهن ِ نقدپذیری هم داشته باشه.. كه البته به یكی از گزینه های شما نزدیك هس.. ولی خب یادآوریش خالی از لطف نیس.. چقد خوبه همه با خوندن این مطلب به این فك كنن كه چند درصد به یك انسان حقیقت طلب نزدیك هستن.. ایكاش آخره نبشتت این مورد رو هم یادآوری می كردی.. بهت افتخار می كنم.. چون از نظره من تو یك انسان حقیقت طلبی.. و یكی از دلایلی كه باعث می شه همیشه ازت مشورت بخوام.. همینه.. امیدوارم روز به روز به حقیقت نزدیكتر بشی..
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
پنجشنبه 8 دی 1390 08:47 ب.ظ
سلام. یکی از آداب می تواند طلب حقیقت جویی از باریتعالی باشد تا ان شاء الله در صراط مستقیم باشد و زیاد سردرگمی نکشیم.
وحید

سلام
حقیقت طلبی در عالم تدین یک لذت دیگری دارد
پنجشنبه 8 دی 1390 08:02 ب.ظ
سلام بند چهارمش رو واقعا خوب اومدی . برام جالبه اگه عنوان وبت رو نمیدونستم باورم نمی شد طلبه باشی
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 8 دی 1390 06:47 ب.ظ
سلام
خدا دو تا چشم داده که خوب ببینیم و دو تا گوش داده که خوب بشنویم، و برای این خوبیها ملاکهایی ذکر شده ولی نمیدونم چرا بعضی از این آدما (اول خودم رو عرض میکنم که خیلی راه دارم تا رسیدن به این ملاکها) ملاکها رو به نفع خودشون تغییر میدن اونی که دوست دارن و به نفعشون هست رو فقط باید ببینند و بشنوند و براشون بشه حقیقت و غیر این دیگه همش غیر حقیقی و غیر واقعیه! "بنظرم من یکی از آداب حقیقت اینه که حقیقت رو حقیقی ببینیم و حقیقی بشنویم حتی اگه به ضررمون باشه"
وحید

سلام
البته این مساله خیلی سخته
خیلی روحیه قوی حقیقت طلبی می خواد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30