تبلیغات
تاملات حوزوی - واقعیت و حقیقت
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 29 آذر 1390 :: نویسنده : وحید

یکی از مشکلات همیشگی انسانها این بوده که آنچه می فهمیده اند را به حساب حقیقت گذاشته اند.
شاید بتوان گفت بزرگترین جنگ های تاریخ و بزرگترین تنازعات علمی جهان ریشه در همین یک جمله دارد .
برخی ،برخی دیگر را کافر و مرتد اعلام کردند و آن برخی که مرتد اعلام شدند دیگری را متحجر و عقب مانده نامیده اند و در عین حال هر دو هم داعیه دارند که به حقیقت رسیدند .
مشکل از آنجایی شروع می شود که ما بین بود و نمود تفاوت قائل نیستیم و لزوما هر آنچه می فهمیم را حقیقت محض می دانیم .
بود آن چیزی است که در عالم واقع وجود دارد مثل ریسمانی سیاهی که در زمین افتاده اما نمود چیز دیگری است ،چیزی است که ما با همه محدودیت های ذهنی مان  می بینیم و احساس می کنیم مثلا همان ریسمان سیاه را به جهت خطای دید مار ببینیم و ترس موهوم در ما ایجاد شود و لذا ممکن است بین بود و نمود  فرسنگ ها فاصله باشد.
ممکن است بودِ یک شی خارجی یا یک  اندیشه یک چیزی باشد و نمودش (یعنی برداشت ما از آن بود) چیزی کاملا متفاوت باشد  به جهت اینکه خیلی وقت ها ما بر اساس حب و بغض هایمان قضاوت می کنیم .
بگذارید مثالی بزنم خیلی وقت ها شده مثلا بازیگر مورد علاقه ما در فیلمی بازی کرده به محض پخش تیزر تبلیغاتی می گوییم حتما این فیلم را باید ببینم و حتما فیلم جالبی است یا بازیگری که از او بدتان می آید در فیلمی دیگر بازی کرده سریعا می گویید احتمالا فیلم ضعیفی است این قضاوت ماست؛ در حالیکه شاید حقیقت چیز دیگری باشد و شاید هم برعکس باشد.
در تمامی زندگی ما این نوع قضاوت و این پیش فرض ها جاری و ساری است.
در نوع تدین ما، در نوع روابط ما با دیگران، در دیدگاه های سیاسی و اجتماعی و..
همه اینها را گفتم تا بگویم:
ادب عالم تدین و عالم اندیشه اقتضا می کند انسان بندگی کند و به راحتی اندیشه ای، فردی، یا جمعی را به باد ناسزا (به بهانه دین و حقیقت)نگیرد شاید در برداشت ما اشتباهی صورت گرفته باشد .

پ.ن: من سوفسطایی نیستم





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : حقیقت، واقعیت، بود، مرتد، متحجر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 دی 1390 11:27 ق.ظ
ممنون.استفاده کردیم
شنبه 10 دی 1390 08:20 ب.ظ
چه تشبیه و تصویر جالبی از بود و نمود داشتی!
وحید

ممنون از حضورتون
سه شنبه 6 دی 1390 04:39 ب.ظ
سلام. بله در فلسفه علم به تفصیل به این موضوع پرداخته شده است. در علم روابط بین الملل نیز نظریه ای با نام سازه انگاری با محوریت این موضوع وجود دارد. در تمثیل شما تصور ما واقعیت (آنچه واقع شده) است و محتوای فیلم یا کیفیت اجرای بازیگر حقیقت، درست متوجه شدم؟
در دین همه چراغ های هدایت عیان و حقیقت آشکار است.
و در نهایت آن که، کسی که ناسزا می گوید اصل دیندار بودن خود را زیر سوال می برد.
وحید

سلام
در واقع به زعم من حقیقت آن بود حقیقی اشیا و چیزهاست که بعضا نمی توانیم آن را درست درک کنیم و به نمود ها اکتفا می کنیم
یکشنبه 4 دی 1390 10:14 ب.ظ
جالب بود
وحید

ممنون
یکشنبه 4 دی 1390 12:25 ب.ظ
سلام........
نمی دانم ‍ژان ژاك روسو یا متفكر دیگری گفته است:من با اندیشه تو مخالفم اما حاضرم جانم را بدهم تا تو اندیشه ات را بگوئی...و مولانای خودمان:
هر كسی از ظن خود شد یار من...

كاش دینداران ما به این گفته ها ایمان داشتند!
وحید

سلام
اللهم ارنی الاشیا کما هی
خدایا دنیا را آنگونه که هست نشانم بده
این سخن خاضعانه رسول گرامی اسلام است
یکشنبه 4 دی 1390 09:28 ق.ظ
سلام آقا وحید عزیز؛
در مورد راهی كه گفتی بگم مبهمه:
منظورم راه خاصی نیست، منظورم یك خط فكری برای ادامه ی زندگیه وحید جان؛
راهی كه واقعن نمی دونم كدومش درسته و كدومش غلطه!
امروزها برعكس همیشه خسته ام از بس كه فكر می كنم و نتیجه نمی گیرم!
شنبه 3 دی 1390 06:11 ب.ظ
حقیقت گاهی همان چیزیست که ما باور می کنیم! همه ی ما تا حدی سوفسطائی هستیم
وحید

سلام
موافقم
شنبه 3 دی 1390 03:05 ب.ظ
سلام
تمام این بیماری ها ناشی از خود بینی و تنها در نظر گرفتن منافع فردی است
والله خیر حافظا
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 3 دی 1390 12:20 ب.ظ
ارزیاب ؛ در مورد صحبت بازدید كننده ی محترمت "سمیه" حرف دارم :
تقلید در اصول دین جایز نیست ، ازطرفی بهترین عبادت تفكره، و اینكه ما بتونیم خودمون به یك نتیجه ای برسیم تا این وارث عقیده از بزرگانمون باشیم..
راستش منم امروزها كه فكر می كنم احساس می كنم به یك چند راهی رسیدم و ترس دارم كه باید از كدوم راه برم..
نكنه راهی كه میرم آخرش بدونم كل راه اشتباه بوده؟!! یا شایدم هیچوقت نفهمم
وحید

سلام
کاش می گفتید این راه چیه
البته اگه خصوصی نیست چون مبهم بود
شنبه 3 دی 1390 11:12 ق.ظ
سلام
مبحث بسیار خوبی است و بسیار عالی بیان شده است. خدا را شاكرم كه وب شما را می خوانم. این جا كلاس درس و بحث است.
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
موفق باشید
شنبه 3 دی 1390 10:39 ق.ظ
وحید

ممنون از حضورتون
شنبه 3 دی 1390 10:29 ق.ظ
سلام بودها همان ما ادم ها هستیم که خدا مارا افریده نبودها هم باز ماها هستیم که به اذن او می رویم پس بود و نبود ماییم
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 3 دی 1390 07:29 ق.ظ
سلام
این پی نوشتتون جالب بود
بابت کم بود وقت خیلی نظرات بقیه دوستان و نمیخونم نمیدونم بقیه خواننده هاتون چه نظراتی درباره نوشته هاتون دارند
ولی از جو شهر قم کاملا با خبرم
حرفاتون کاملا درست
به ما ها از بچگی یاد دادن که بر روی اعتقادی که داری پا فشاری کن چون حق محضه
ولی دلیلی برای حق بودنش بهمون ارائه ندادن
وقتی یه خورده بزرگتر شدیم و یه خورده فضای اطرافمون بزرگتر و جمعیتی که باهاشون ارتباط داشتیم گسترده تر شد
حرفای جدید شنیدیم
یه حرفایی که با اعتقادات ادم متضاد بودن ولی خب هنوز چیزایی که یاد گرفته بودیم و فراموش نکرده بود و اون هم بی منطق از اعتقادات دفاع کردن بود
ایستادیم و بی منطق با داد و دعوا و جنجال گفتیم شما دروغ میگید و کافرید و مرتید و ....
ولی وقتی بازم فضای اطرافمون گسترده تر شد و دیگه حرفی برای شنیدن نبود همون شنیده های چند سال پیش دیده شد
اون وقت بدون منطق خودمون اعتقاداتمونو زیر سوال بردیم
و جالب اینجا بود که برای زیر سوال بردن اعتقاداتمون منطق کاملا واضحی جلوی پامون بود
نمی دونم چرا اینقدر اصرار بر این بوده و هست که بدون منطق مسلمونی کنیم در حالی که اسلام دین خیلی منطقیه
حقیقا زیبا موضوع انتخاب میکنید و زیبا و روان بهش می پردازید
موق باشید
وحید

سلام
همه اینها در حالیست که در اسلام تقلید در اصول دین جایز نیست و اساس برخی حرام دانسته اند کسی در اصول دین بدون تحقیق مسائل را بپذیرد
یکی از مشکلات جدی جامعه ما همین مساله تقلید است
اینکه درست تبیین نشده کجا باید تقلید کرد و کجا مقلد نبود
شنبه 3 دی 1390 03:39 ق.ظ
سلام دوست عزیز شرمنده نمیدونم بعضی از دوستانم را یادم میره احوالشون بپرسم
مطلب بسیار خوبی دغدغه همه مادر امور روزمره همینه ماباید نوع نگرش خودمان راتغییر بدهیم مطالب شمارا باروایت امام علی تشریح میكنم
امام علی علیه السلام می فرماید: مراقب افكارت باش كه گفتارت می شود ، مراقب گفتارت باش كه رفتارت می شود، مراقب رفتارت باش كه عادتت می شود ، مراقب عادتت باش كه شخصیتت می شود ، مراقب شخصیتت باش كه سرنوشتت می شود.
موفق باشید
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
جای حدیث تو نوشته های من خیلی خالیه که زحمتش را شما کشدید
شنبه 3 دی 1390 01:16 ق.ظ
نه خیلی آرمان گرا باشیم که از واقعیات چشم پوشی کنیم
و نه خیلی واقع گرا شویم که هیج آرمانی نداشته باشیم
این دیدگاه شما الان بود است یا نمود؟
اگرمن معتقد باشم «باید واقع گرا بود» و نمود من با نمود شما متفاوت شد چیکارکنیم ؟ قبول دارم که ناسزا را نباید گفت اما بحث چی ؟ اگه می فرمایید بحث جایزاست می پرسم برای چه ؟ آیا برای رسیدن به حقیقت ؟ می پرسم کجا وکی میتوانید ادعا کنید به حقیقت رسیده اید ؟ آیا ملاکی دارید که ثابت کند الان دیگرما به حقیقت رسیده ایم ؟ اگرنه پس ازاول نباید بحث کرد اگربله اون ملاک چیست ؟ اصلا با وجود امکانَی بنام درگیربودن دردام نمود اشیا میتوان به ملاک دست یافت؟
وحید

سلام
در واقع رفتید سر اصل ماحرا و اون سوال تاریخی که ملاک حقیقت چیست
من در اینجا http://arzyab.mihanblog.com/post/2
تلاش هایی برای بررسی این سوال انجام داده ام در عین حال باورم این است که هر چه تلاش کنیم تنها به نمود هایی می رسیم و اگر بحثی می کنیم باید در این فضا باشد و با توجه به محدودیت های انسانی سخنی از بودها نکنیم .
ممنون از حضورتون
جمعه 2 دی 1390 04:05 ب.ظ
سلام
بحث خیلی جالبیه.یه روزنامه نگاری میگفت مادرکارمون دنبال حقیقت نیستیم بلکه دنبال واقعیتیم.درواقع واقعیت انچیزی ست که دیده میشه اماحقیقت ان چیزیست که بایددید.کسانی که فقط به وقایع نگاه میکنندنگاه کاملاسطحی به مسائل دارند.اغلب این افرادهم سعی میکنندباردیف کردن حرفهاواتفاقات ومشکلات خوشون راآدمهای واقع بین منطقی نشون بدن.حتی مقوله ای به نام مصلحت اندیشی که درزمان مابسیاررایج شده به نظرم اگربه معنای عبوروچشم پوشی ازواقعیت به منظوررسیدن به حقیقت باشه نه تنهاجایزه بلکه نشانه حقیقت گرایی هست.امابایددقت بشه که گاهی وقتهاعبورازواقعیت توام میشه باعبورازحقیقت.درچنین شرایطی فقط بحث منطقی وتعیین ملاکهای اساسی میتونه به درک متقابل کمک کنه.
وحید

سلام
خیلی سخته میان این دو نگاه بودن
نه خیلی آرمان گرا باشیم که از واقعیات چشم پوشی کنیم
و نه خیلی واقع گرا شویم که هیج آرمانی نداشته باشیم
جمعه 2 دی 1390 12:56 ب.ظ
سلام
اول تشکر می کنم که این چندوقت به من سر زدید و متاسفانه من درگیر امتحانات هستم کمتر میرسم بیام نت و همینجا عذر خواهی میکنم
پدر مرحومم همیشه می گفت ادم باید چشمشو ببنده و حرف رو گوش بده و با میزان عقلش بسنجه و در سراب افکار قرار نگیره . حرف درست رو بپذیره حتی اگر از دهان دشمنش خارج بشه.
نتیجه اش این میشه که در تجربیات اوهم شریکه و از دانسته هاش استفاده کرده . پس چیزی که نباخته هیچ از دشمن هم چیزی آموخته.
متاسفانه این چند وقته سر همین مسئله خیلی اذیت شدم اخرش هم به نتیجه نرسیدم با طرفین.
وحید

سلام
خدا رحمتشون کنه
این جملات نتیجه سالها تجربه است
تجربه ای که شاید ما با خامی جوانی ازش استفاده نکنیم
پنجشنبه 1 دی 1390 10:57 ب.ظ

چگونگی رابطه نگرش ـ رفتار و عوامل مؤثر برآن:
هر رفتار آشکار از دو عامل مهم درونی و بیرونی سرچشمه می‌گیرد که عبارتند از: نگرش‌ها و فشارهای محیطی. سهم هرکدام از این دو به عومال متعددی بستگی دارد، از جمله: ویژگی‌های آن نگرش، ویژگی‌های فرد صاحب نگرش و ویژگی‌های موقعیت بیرونی.

یک) ویژگی‌های نگرش
شواهد متعددی نشان می‌دهد که نگرش‌های تثبیت شده تأثیرات قوی‌تری بر رفتار دارند تا نگرش‌هایی که براساس شایعه شکل گرفته‌اند. نگرش‌هایی که ریشه در اعتقادات و عواطف دینی دارد، بیشتر از نگرش‌های سیاسی بر رفتار مؤثرند؛ نگرش‌هایی که بطور بی‌واسطه برای خود فرد حاصل شده‌اند، و فرد مدتی آنها را تجربه کرده است، زودتر به ذهن می‌آیند و به رفتار شکل می‌دهند. قابلیت دسترسی نیز از عوامل اثرگذار بودن نگرش است.

دو) ویژگی‌های فرد صاحب نگرش
بعضی از ما در تصمیم‌گیری‌های عملی، بیشتر تحت تأثیر نگرش‌هایمان هستیم، در حالی‌که بعضی دیگر، بیشتر به انتظارات و گفته‌های دیگران توجه داریم و رفتاری را انتخاب می‌کنیم که بیشتر مورد تمایل اطرافیان باشد.

سه) ویژگی‌های موقعیتی
موقعیت‌های زمانی و مکانی سبب یا مانع یا تعجیل یا تأخیر در اثرگذاری نگرش بر رفتار می‌شود.

وحید

سلام عقیل جان
مباحث خوبی بود خیلی کامل
این بخش سوم به کار این روزهای وبلاگ من می آید
پنجشنبه 1 دی 1390 10:49 ب.ظ
فرض کنید در خیابان با یک متکدی روبرو می‌شویم که به طرف ما می‌آید، چه اتفاقی می‌افتد؟ نگرش ما درباب تکدی و متکدیان از یک‌سو، و انتظار دیگران از ما و رفتارمان در این موقعیت عمومی از سوی دیگر، برانگیخته می‌شود. ممکن است بگوییم این هم یکی از آن افراد سربار جامعه است، یا اینکه دلمان به حال او بسوزد و بگوییم واقعاً چقدر فقر سخت است. اگر پاسخ اول را دادیم با بی‌احترامی او را از خود می‌رانیم و اگر پاسخ دوم را دادیم ممکن است به او کمک کنیم. اگرچه سازوکار اول نیز پذیرفته است، ولی از آنجا که معمولاً در تصمیم‌گیری‌های روزمره زندگی آن‌قدر فرصت برای کارها و تصمیم‌گیری در باب آنها را نداریم، در چنین موقعیت‌هایی نگرش‌های ماست که ادراک ما از حوادث مختلف را شکل می‌دهد و باعث واکنش‌ رفتاری فوری ما می‌شود.
پنجشنبه 1 دی 1390 10:48 ب.ظ
سلام آقا وحید اولا ممنون از راهنماییتون دوما درست میگی بسیاری از واكنشهای ما به نگرشهای منفی ما برمیگردد.
آیا بین نگرش و رفتار رابطه وجود دارد؟ آیا رابطه‌ی بین آنها دوطرفه است؟ آیا رابطه‌ی آنها علّی است؟ با این وصف آیا رابطه‌ی نگرش ـ رفتار، یک رابطه‌ی علّی است؟ آیا هر نگرشی قطعاً به رفتار منجر می‌شود؟ آیا ممکن است بعضی نگرش‌های ما هرگز به رفتار نینجامد؟ پاسخ این است که اگر چه از یک‌سو هیچ رفتاری بدون پایه‌های شناختی و عاطفی محقق نمی‌شود و ما در اکثر موارد نسبت به آن پایه‌ها هشیار و در بعضی موارد ناهشیار هستیم، ولی از سوی دیگر چنین نیست که هر نگرشی حتماً به رفتار منجر شود. اکثر روان‌شناسان اجتماعی این رابطه را به صورت پیش‌موضعی برای رفتار دانسته و منجر شدن نگرش به رفتار را مسلم می‌پنداشتند،
تحقیقات در این باب به این نتیجه رسیده که دو ساز و کار برای اثرگذاری نگرش بر رفتار وجود دارد:
سازوکار اول عبارت است از «نگرش ـ تفکر مستدل ـ رفتار». این سازوکار زمانی به کار می‌افتد که تفکر عمیق و دقیقی در باب نگرش‌هایمان داریم، مثلاً آجزِن و دیگران معتقدند بهترین پیش‌بینی‌کننده‌ی چگونگی رفتار ما در یک موقعیت معین، نیرومندی قصد ما در آن موقعیت خاص است. و قصد نیز بطور قوی تحت تأثیر سه عامل کلیدی دیگر است:


الف) قوّت نگرش ما به آن رفتار خاص. اگر نگرش ما این باشد که این رفتار، اگرچه خوب است ولی به تحنل درد و رنج نمی‌ارزد، قصد ما ضعیف خواهد بود. ب) ارزیابی دیگران از آن رفتار(هنجارهای ذهنی). اگر ما تصور کنیم دیگران رفتار ما را خیلی مهم می‌دانند، قصدمان قوی‌تر خواهد شد. ج) سخت یا آسان پنداشتن رفتار. این سه عامل روی قصد، و قصد روی رفتار اثر دارند.


سازوکار دوم عبارت است از «نگرش ـ رفتاربی‌تأمل». سازوکار اول متناسب با مواردی است که فرصت کافی داریم، اما آنجاکه باید فوراً تصمیم بگیریم و عمل کنیم، براساس الگوی نگرش ـ رفتاربی‌تأمل عمل می‌کنیم. مثلاً اگر در خیابان بین ما و فردی دیگر نزاع در می‌گیرد، فرصت فکر کردن و تصمیم مستدل گرفتن نداریم، باید سریع براساس نگرش‌هایی که داریم تصمیم بگیریم و عمل کنیم. نگرش ما و اطلاعات حاصل آمده از موقعیت بیرونی باعث شکل‌گیری شناخت ما از موقعیت می‌شوند و آن شناخت باعث بروز رفتار مناسب ما می‌گردد.
پنجشنبه 1 دی 1390 08:54 ب.ظ
سلام
بیشتر از همه چیز اون پی نوشتت منو کشته!!!
مطلب جدید من منتظر نظر شماست
وحید

سلام
نمی دونم تو این پی نوشته چی هست که همه ازش خوشتون اومده
پنجشنبه 1 دی 1390 05:59 ب.ظ
با سلام،
بحث خود کامل بود.و گویا.
مولانا حکایت کسی را بازگو می کند،که هنگام رؤیت هلال ماه،آن را با موی ابرویش اشتباه گرفته بود:

گفت تر کن دست و بر ابرو بمال
آنگهان تو در نگر سوی هلال

چونکه او تر کرد ابرو،مه ندید
گفت ای شه نیست مه،شد ناپدید

گفت آری موی ابرو شد کمان
سوی تو افگند تیری از گمان

چون یکی مو کژ شد او را ره زد
تا به دعوی لاف دید ماه زد

موی کژ چون پرده گردون بود
چون همه اجزات کژ شد،چون بود؟

راست کن اجزات را از راستان
سر مکش ای راست رو زآن آستان
وحید

سلام
ممنون از این اشعار زیبا
پنجشنبه 1 دی 1390 05:12 ب.ظ
سلام
به موضوعات خوبی در وبلاگتون میپردازید
خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید ونظرتون رو بگید
یا علی
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 1 دی 1390 05:05 ب.ظ
دلیل خیلی از این توهین‌ها نداشتن علم كافی و تعصب بی‌جاست.
شرمنده؛ «سوفسطایی» یعنی چی؟
وحید

سلام
سوفسطائی مشهور می‌گوید: «ما نه به حس باید اعتقاد داشته باشیم و نه به عقل، بلکه باید بدون رای و بدون تمایل به جهتی باشیم و تاثیر ناپذیر، هر امری را هرچه که باشد نباید تصدیق و یا تکذیب نماییم بلکه باید آن را هم تصدیق و هم تکذیب کنیم و یا نه تصدیق کنیم و نه تکذیب.
اگه اطلاعات بیشتر می خواید یه سری به اینجا بزنید

http://fa.wikipedia.org/wiki/سوفسطائی‌گری
پنجشنبه 1 دی 1390 04:02 ب.ظ
سلام

واقعا بحثتون حرف نداره



یا علی
پنجشنبه 1 دی 1390 04:01 ب.ظ
سوفسطایی؟
وحید

سوفسطائی مشهور می‌گوید: «ما نه به حس باید اعتقاد داشته باشیم و نه به عقل، بلکه باید بدون رای و بدون تمایل به جهتی باشیم و تاثیر ناپذیر، هر امری را هرچه که باشد نباید تصدیق و یا تکذیب نماییم بلکه باید آن را هم تصدیق و هم تکذیب کنیم و یا نه تصدیق کنیم و نه تکذیب
پنجشنبه 1 دی 1390 02:39 ب.ظ
سلام

واقعا هم باید سخن و حرف هر گروهی رو شنید و بعد با عقل چك كرد كه ایا حقیقت و حق هست یا خیر !
همیشه باید به خودسخن توجه كنیم نه گوینده ی ان !
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
موفق باشید
پنجشنبه 1 دی 1390 09:38 ق.ظ
ممنون که برای من پیام گذاشتید .
در مورد متن باورهای مخدوم عرضی دارم . من در حوزه اخلاق فعالیت می کنم . تقسیم بندی این که چه ارزشی مخدوم و کدام خادم است را بر چه مبنایی قرار داده اید؟
سپاسگزارم
وحید

سلام
آن متن و آن تقسیم بندی راهبردی است
یعنی برای فهم اینکه کدام ارزش اهم است و کدام مهم و وقتی با دو ارزش متعارض روبرو می شویم چه کنیم
چهارشنبه 30 آذر 1390 11:39 ب.ظ
سلام.خیلی خوب توضیح دادین و باهاتون موافقم.
منم همه جانبه نگرم
وحید

سلام
ممنون از حضورت
چهارشنبه 30 آذر 1390 10:29 ب.ظ
هرچند ممکن است خودم همیشه عامل نبوده باشم ولی همیشه همین درد را داشته ام و ته ش نتیجه گرفته ام اگر دستم به جایی می رسید دو واحد منطق را برای همه افراد همه رشته ها اجباری می کردم :)
وحید

سلام
سخن از دل ما می گویی
البته عمل به منطق خیلی سخته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30