تبلیغات
تاملات حوزوی - دین و علوم انسانی یا علوم انسانی و دین
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
در این پست یكی از چالش های امروز عالم اندیشه و فكر در ایران را فقط مطرح می كنم
مایلم دوستان نظر خود را درباره این چالش ارائه كنند



یكی از چالش های جدی این روزهای جامعه ما نسبت دین و علوم انسانی است به نظر برخی متدینان ،علوم انسانی امروز حداقل دو مشكل جدی دارند
اول ) مشكل تئوری :برخی معتقدند كه این علوم انسانی اعم از روان شناسی و جامعه شناسی و اقتصاد و ..همگی بر اساس فرهنگ سكولار(1) غرب شكل گرفته اند و ریشه های دینی ندارند در خیلی از این علوم اسمی از خدا آورده نمی شود و همه چیز بر اساس معادلات مادی بررسی می شود مثلا  شما در روان شناسی و مباحث اختلال شخصیت،  اثری از شیطان نمی بینید در حالیكه دین علل برخی از  مشكلات شخصیتی و فردی را ناشی از حضور شیطان در زندگی دانسته است.

دوم)مشكل عملی: اینكه دانشجویان پس از خواندن این علوم ذهنی سكولار پیدا می كنند و پذیرفتن باورهای دینی برایشان سخت می شود مثلا  یادم هست در جلسه ای در یك دانشگاه استادی گفت :یكی از دلایل زلزله بی حجابی و گناهان جنسی است به محض بیان این جمله سالن پر شد از خنده های دانشجویان ؛این یعنی در بین قشر تحصیلكرده ما این ذهنیت سكولار ایجاد شده است (اصلا نمی خوام قضاوت كنم فقط در حال طرح موضوع هستم)
بر اساس این دو مشكل ، دو راه كار پیشنهاد شده است :
1)برخی معتقدند باید علوم انسانی به این سبك به طور كامل حذف شوند و علوم انسانی به شكل اسلامی  تدوین شود مثلا روان شناسی اسلامی یا جامعه شناسی اسلامی یا حتی برخی در حال افراطی تر معتقد به كشاورزی اسلامی شدند.
2)اینكه بیاییم و علوم انسانی فعلی را پالایش كنیم مثلا كتاب های روان شناسی فعلی را نگه داریم و و نیروی شیطان در انحراف انسان را هم به آن اضافه كنیم یا در فیزیك توجهی به مبدا و معاد هم شود.
در مورد این راهكارها در محافل تخصصی ،خیلی بحث شده است و از آنجا كه اكثر دوستان دانشجو هستند مایلم نظر دوستان در این زمینه مطرح شود

پی نوشت
1)در مورد واژه سكولاریزم تعاریف متفاوتی ارائه شده ولی به طور كلی میشه گفت سكولاریزم یعنی زمینی و نه آسمانی، اندیشیدن و بر اساس باورهای بشری و نه دینی زندگی كردن




نوع مطلب :
برچسب ها : علوم انسانی، اسلام، سكولار،
لینک های مرتبط :


جمعه 13 آبان 1390 03:31 ب.ظ
سلام. فق العاده مبحث خوبی را مطرح کردید. به عقیده من علم سکولار اگر به غایت رشد خود برسد، بی تردید به دین و وحدانیت و باورهای اسلام صحه خواهد گذاشت. نمونه بسیار ابتدایی آن کتابی است که در سالهای اخیر به چاپ رسید تحت عنوان the creator and the cosmos است که عنوان مینماید چگونه اکتشافات علمی به اثبات وجود خداوند نایل می شوند. نظریه علوم انسانی دینی بسیار در خور تدمل است. دوستی دارم که بسیار معتقد به باورهای دینی بود اما پس از مطالعات گسترده در علوم روانشناسی نگرش تازه ای یافت و باورهای عقیدتی را ساده لوحانه می انگاشت. جالب تر آن که وی بر این باور است که تمام علوم کشف شده و هیچ دردی از دردهای بشر نیست که در علم روانشناسی به آن پرداخته نشده باشد. این در حالی است که شیعه بر این باور است که با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف است که علم کامل می شود. البته با تمسک به حدیث گهرباری که ذکر آن در پست قبلی شما آمده است، مسلمان مومن باید در جستجوی علم باشد حتی اگر ریشه آن سکولار باشد. اما نباید از نظر دور داشت که بدون چراغ هدایت دین علم انسان را به گمراهی رهنمون خواهد شد.
وحید

سلام
چه ساده باورانه معتقد شدند همه مشكلات در روان شناسی حل می شود قطعا اینطور نیست
منبع خوبی معرفی كردید بعد اتمام دوره های زبان حتما سراغش می روم
جمعه 13 آبان 1390 01:23 ب.ظ
مابعنوان مسلمون،باس دیدمنصفانه ای به قضایاداشته باشیم دین اسلام،دین تعادله نه افراط ونه تفریط
بگفته ی امام خمینی مادرعین استفاده ازمقالات یانظریه های دیگران وبعضاغربی،نبایدفقط صرفابه اونهااتكاداشته باشیم وبایدسعی شوددركنارش،حرف ماهم زده بشه.ماهم بعنوان مملكت اسلامی یاجامعه ی اسلامی ایران،برای خودمون فرهنگهاونظراتی داریم ودینمون هم خیلی علمیه واثبات شده بنظرم بایدمتخصصانی باشن تااین تفكیك وبرگرفتن مسائل علمی دین روازقرآن انجام بدن واونهاروجداازهرتعصب واظهارنظرافراطی،باعلوم وفنون جدیدوحتی كتب درسی ونظریات غربی،تلفیق كنن
وحید

سلام
سخن امام به نظرم فصل الخطاب است
جمعه 13 آبان 1390 02:09 ق.ظ
جناب پاپتی وجود موجودیبه نامشیطاندر قرآن ثابت شده
دوم اینکه شما خودت داری میگی نره یعنی با حقایق پنهان سروکار دارم
هنر زبان پیچیده ای است ویکحقیقت
میشه یک زبان رو به کار بست ولی چیزی مطرح نشه شما در هنرت چیزهایی میگیلاجرم این گفته ها یاالهی است یا غیر الهی پسهنر میشه الهی و غیر الهی حالا اسلاممد نظرماست سیاست عین دیانت است دیانت عین سیاست :
حجت و دلیل ما حکومت امیرالمومنین و رسول خدا وحکومتدینی شان
پنجشنبه 12 آبان 1390 07:32 ب.ظ
به نظرم در این مواردی که پای مسایل دینی و تفکر دینی وسط هست چیزی که باعث میشه که در همون مرحله اول مسایل دینی پس زده بشه اینه که قضیه اجبار بیاد وسط و اینکه محدود بشی به فقط و فقط تفکرات دینی
درسته که اسلام در همه مسایل گستردگی داره ولی آیا به همه این مسایل به خصوص به مسایل علمی در اسلام رسیدگی شده؟کشف شده که حالا بخوایم کامل جایگزین نظریات غربی ها بکنیم؟
مطمئنا این اتفاق نیفتاده
پس بهتره که الان با هم تلفیق بشند تا هم انگیزه ای بشه برای پرداختن بهش و کار کردن روی علوم انسانی اسلامی که گستردگی کامل کشف بشه و هم اینکه آزادی داده بشه برای انتخاب اینکه اگر کسی خواست باورهای سکولار داشته باشه و اگر خواست باورهای خدایی
فکر می کنم داشتن این حق انتخاب درست باشه.اینطور نیست؟
وحید

سلام
نكته قابل توجهی است
اینكه بعد تدریس و تلیق آزادی افراد سر جایش باشد و به این معنا نباشد كه همه ملزم به اطاعت از این سیر باشند
قطعا حرف درستی است
سه شنبه 10 آبان 1390 09:49 ب.ظ
علیک سلام
..نمیدانم چرا در این دیار تا کسی به چیزی اشاره نکرده ..مورد بحث و بررسی قرار نمی گیره وقتی هم قرار گرفت اصلا به درست و غلط بودنش فکر نمیشه فقط میشه یک بحث حوضوی..مثلا اگر امروز فلان کس چیزی بیان کن تحت عنوان رابطه اسلام و کاشت خربزه از فردا میشه نقل محافل و مجالس بحث و گفتگو...من رشته تحصیلیم هنره یعنی با حقایق پنهان سروکار دارم نه با واقعییات روزمره هر چند به نوعی در کار و زندگی من دخیل میشود..میدانم که دخیل شدن سیاست در هنر ضایع کننده آن است مثل بخشی از سینما و انیمیشن امروز...و معتقدم این مشکل برای دین هم به وجود آمده..از زمان ابوسفیان..شاید قبل تر در مسیحییت در دوران گوتیک..ادیان بعد از پیام آورانشان همواره ابزار سیاست و سیاست بازان شدند و هستند تا شرایت را برای جولان افکار خود بست دهند و بزرگترین همکار برای ایشان همانا توده های انبوه از قشر بی اطلاع جامعه بوده ..(مطالعه تاریخ این رااثبات میکند).. برای همین دانشجو خطر محسوب میشود پس باید شستشو شود وغسل داده شود..اشاره به شیطان شد..آیا غیر از این است که شیطان همان نفس سرکش ماست ونه آن موجود عجیب و غریب که در فیلمهای آنچنانی هالی ودی به نمایش در میآید؟؟..وآیا غیر از این است که ما همه درگیر نفس خویش هستیم..پس همه در مظان اشتباه هستیم مقام و مرتبه هم ندارد چه بسا هرچه بزرگتر خود خواه تر
وحید

سلام
با دخیل نشدن سیاست در هنر موافقم هنر ذاتا آزاد است در واقع باید آزاد باشد
البته به نظر واقعا دانشجو یعنی انرژی و یک فرصت بزرگ برای رشد جامعه
می دونید این هایی که بحث از حذف می کنند با دانشجو مشکل ندارند بیشتر با خود علوم انسانی و اندیشه های غربی مشکل دارند
سه شنبه 10 آبان 1390 07:23 ب.ظ
سلام
در ابتدا قبل از اینكه نظرم رو بدم دوست دارم اگر ممكنه نظر شما رو بدونم. شما اهل با كدام اندیشه موافق هستید؟
وحید

من به یكی از دوستان هم گفتم
جاهایی كه از دوستان كمك می گیرم برای بحث مواردی است كه نتونستم به جمع بندی برسم و در واقع یك لاادری گر هستم
سه شنبه 10 آبان 1390 05:24 ب.ظ
باسلام
من فرصت نکردم پستهای دیگه وبلاگتونو بخونم ولی اینو میدونم با توجه به معلومات ناچیز خودم :من به وضوح می یینم که دینم داره به راحتی تو جامعه ای که براساس اسلام بنا شده زیر سوال میره،تردید گمراهی و...دامان افرادی مثل من که شاید در مقام یک انسان با سطح ایمان متوسط به پایین قرار داریم رو گرفته گاهی وقتا حتی بین عقل ودل نزاع میشه من وقتی در مورد دینم مطالعه می کنم خصوصا از نگاه استاد مطهری واقعا از جزجز اون لذت می برم واین رو هم میدونم مسائلی در این جهان فانی هست که با عقل فانی ومحدود من قابل تحلیل وتجزیه نیست به همین خاطر فقط می تونم به عظمت خدا پی ببرم...انشاالله بازم به وبلاگتون سر می زنم.پیروز وبهروز وپایدار وبرقرار باشید.
یاعلی
وحید

سلام
این چالش ها این روزا خیلی فراگیر شده
و البته به نظر من خیلی بد نیست باید باشد و نیاز به مدیریت داره
ممنون از حضور شما
سه شنبه 10 آبان 1390 01:58 ب.ظ
سلام
البته كه نمی شود راه اول را در پیش گرفت چرا كه این علوم اساسا غربی است و پایه های همه ی دروس آن در غرب شكل گرفته.چطور می شود رشته ای را كه مبدا آن حذف شده مطالعه كرد و راه دوم هم اگر جنبه ی افراط پیش نگیرد عاقلانه تر است.و البته به نظرم آنچه كه این روزها نه در علوم انسانی و نه در علم بلكه در تمام جامعه ی ما اتفاق می افتد كه همان بی توجهی به مسایل دینی و كمرنگ شدن اعتقادات است بیشتر از موارد دیگری نشات گرفته تا سكولار بودن مباحث علمی.
وحید

سلام
سخن شما را قبول دارم كه خیلی از مشكلات ناشی از اتفاقات بدی است كه می افتد و دین ستیزی و یا دین گریزی موجود در برخی اقشار لزوما ربطی به رشته های دانشگاهی ندارد
سه شنبه 10 آبان 1390 11:43 ق.ظ
اگر جمهوری اسلامی را به واقع اجرا کنیم...همه مظاهر زندگیمان با دین عجین خواهد شد
به روزم با" من و تو...باهم"
علی علی
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
اگر...
سه شنبه 10 آبان 1390 11:35 ق.ظ
سلام و ممنون به خاطر طرح چنین مبحث چالش برانگیزی!
چند تا نكته به نظرم رسید:اولا اینكه شما چرا خودتون نظرتونو نذاشتین و تاكید دارین كه فقط موضوع رو طرح میكنین!چنین رویه ای به من خواننده این احساسو القا میكنه كه شمای نویسنده به عنوان طراح موضوع از مطرح شدن نظرتون وحشتی دارین كه اصلا منطقی به نظر نمیرسه!
نكته دوم اینكه در زمینه علوم انسانی بخصوص مباحث فلسفه و علوم دینی كه شاید بیشترین اختلاف رو با دنیای غرب داریم از آغاز اسلام تا كنون دانشمندان و عالمان برجسته ای داشتیم كه فقدانشون در دنیای امروز خیلی به چشم میاد به نظر من این علوم انقد پیشرفت كرده ن كه نمیشه به مطالب دانشمندانی مثه ابن سینا یا شیخ بهایی تكیه صرف كرد و متاسفانه در دنیای كنونی هم دانشمند یا عالم برجسته ای رو نداریم كه بخوان این نقش و جایگاه رو پر كنن.مسئله ی لعدی این هست كه چرا ما الان به فكر این موضوع افتادیم؟!فكر میكنین چند هزار دانشجو با تفكرات سكولار از دانشگاه فارغ التحصیل شدن و رفتن و الان تو مناصب و پست های مختلف دولتی دارن فعالیت میكنن؟!
نتیجه گیری ای كه میخام بكنم اینه الان متاسفانه برای اینكار دیر شده و با عجله كار كردن هیچ دردی و دوا نمیكنه كه شاید نتیجه ی عكسم بده موضوع بعدی هم اینكه كسانی كه الان متولی انجام این كار شدن صلاحیت و علم لازم رو ندارن و قطعا نمیتونن از شیوه های درست وارد بشن طرح تفكیك جنسیتی رو اخر و عاقبتشو ببینین متوجه میشین چی میگم.
باتشكر.
وحید

سلام
1.در برخی موارد واقعا مسئله برای خودم ابهام داره و تلاش می كنم از دوستان بازدیدكننده كه همه از قشر تحصیلكرده هستند كمك بگیرم این مورد هم شامل همین قضیه هست
2.با این مطلب كه دیر شده تا حدودی موافقم چون واقعا ساختار ها شكل گرفته و نهادها هم و یه كم برای طرح این مباحث اساسی دیر شده
سه شنبه 10 آبان 1390 10:12 ق.ظ
درود
تقریبا الان دیگه ثابت شده که بشر تکامل یافته از میمون هست. یا بسیاری مسایل دیگر . واینها با مذهب سازگار نیستند. حتی اگر بزرگان آن مذهب دستور به یادگیری داده باشند چون در بسیاری موارد خود همان مذهب توانی برای جوابگویی ندارد. یا کشف یک موضوع علمی جدید خود همان مذهب را بشدت به زیر سوال میبرد.
وحید

سلام واقعا ثابت شده ؟؟
واقعا كنجكاو شدم
اگه امكان داره منبعی برای مطالعه بیشتر معرفی كنید
سه شنبه 10 آبان 1390 09:39 ق.ظ
((مطلب را نظریه را دکر کنند اما در ادامه نظره اسلام را در آن زمینه بیان کنند.
همین دانش آموزها دانشگاهی ها.....اندیشه سازان آینده اند....مسوولان آینده اند.....
سعی کنید اندیشه ها را درست شکل دهید)
از این بخش نظرم منظور شما نبودید.
منظور دروسی بود که قرار است برایش برنامه ریزی شود و دروسی بود که در دانشگاهها و حوزه ارایه میشود.

موفق باشید.
وحید

سلام
بله منظورتون را متوجه شدم
ممنون از توجه شما
دوشنبه 9 آبان 1390 07:32 ب.ظ
درود
بحث جالبیه. ولی مذهب وعلم چه انسانی وچه تجربی هیچ وقت با هم سازگار نیستن. شما نمیتوانید در بسیاری موارد بین این دو سازگاری ببینید. علم با گذر زمان و کشفیات وتجربه جدید تغیر میکند ولی مذهب تغییر نا پذیر هست واین نقطه ضعف بزرگ مذهب هست
وحید

سلام
البته به نظرم خیلی اینطوری نیست
چطور میشه این حرف را در مورد اسلام دانستی در حالیكه پیامبر اسلام فرموده
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است
دوشنبه 9 آبان 1390 06:35 ب.ظ
با سلام در صورت امکان سری به ما بزنید خوشحال میشم وبلاگ خوبی دارید
وحید

سلام حتما
دوشنبه 9 آبان 1390 06:17 ب.ظ
جناب آقای فراهانی
در جوامع امروزی سكولاریزم محض ، پاسخگوی نیاز بشری نشده و با چالشهای فراوانی مواجه گردیده است ( زیرا میل آسمانی انسان برتری دارد بر نیازهای زمینی ) و از جانبی مذهب گرائی محض نیز با پیشرفت جوامع و مدنیت امروزی سازگار نیست .
اینجانب به پلورالیسم معتقدم
پلورالیسم در بُعد عملی یعنی احترام به عقیده و دین و مذهب طرف مقابل و زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر با در نظر گرفتن شرایط موجود .
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
دوشنبه 9 آبان 1390 05:58 ب.ظ
سلام شما در وبلاگ ما بحثتون رو معرفی کردید، من هم علاقمند شدم و اومدم که بخونمش.
باید بگم محیط خوبیه و بحث خیلی تفکر برانگیزی رو مطرح کردید، خود من بعنوان یک دانشجو به این مسائل فکر میکنم.
شاید اندیشه ای که اسمشو اندیشه ی غربی گذاشتید، رو من خیلی تاثیر داشته، چون هرچقدر که فکرشو میکنم، علت بلایای طبیعی(همونطوری که مثال زدید) چرا باید ربط به باورهای دینی داشته باشه؟
اینو من واقعا نمیتونم بفهمم.
چیز دیگه ای که به ذهنم میاد، اینه که اندیشه ی سکولاریزم و تکیه به اونچه که میبینیم و قضاوت براساس چیزی که مشاهده میکنیم، تا جاییکه وقایع رو توجیه کنه از نظر عقلی، مفیده! وقتی دیگه نتونستیم دلیلی عقلی بیاریم، اونموقع متوسل بشیم به باورهای دینی، که به نظرم محاله، یک دلیل عقلی همیشه وجود داره و دین به خود آدم مربوطه
نکته ی دیگه درمورد درسی مثل فیزیک، که به نظرم درس خطرناکی هم هست و زمینه ساز راه یافتن به مکاتبی مثل ماتریالیزمه! ولی به نظرم بیایم جدا کنیم مباحث رو از همدیگه، اون قسمت از درس فیزیک که مکانیک شناخته میشه همه ش سروکله زدن با مواده، کجای اینو معنوی کنیم؟
اما خیلی خوب میشه اگه اساتیدمون بلد باشن درسارو اونظور که در راهکار دوم گفتید، بیان کنن.
وحید

سلام
البته راه كارهایی هست ببینید من خدمت دوستان هم گفتم یكی از مباحث اساسی پیش فرض های علوم است و بستری هست كه این علوم در آنها شكل گرفته
باید همین بستر و پیش فرض ها را عوض كنیم
این امكان پذیره و الا اینكه بخواهیم از اول روان شناسی و فیزیك جدید بنویسیم محاله
راستی كاش آدرس وبلاگتون را می گذاشتید
دوشنبه 9 آبان 1390 02:11 ب.ظ
وحید

ممنون از حضورتون
دوشنبه 9 آبان 1390 10:43 ق.ظ
سلام گلم..
سیستمم قاط زده احتمالا یه مدتی غایبم..
الانم دارم سرکلاس برات می نظرم..
ببخش که تو بحث شرکت نمی کنم.. آخه نمی تونم روش تمرکز کنم..
دوست دارم داداشی.. اومدم نگی بی معرفتی..
وحید

سلام
ممنون سر می زنید
دوشنبه 9 آبان 1390 10:18 ق.ظ
سلام
به نظر می رسد تا زمانی که تعریف دقیق و واحدی از علوم انسانی نداشته باشیم نمی توانیم در باره تغییر و بازنگری آن اقدام کنیم
اول باید به این نظر واحد برسیم که آیا علوم انسانی می خواهد در باره ی بخشی از انسان نظر بدهد و به عبارتی آیا آن بخش از وجوهی را که با حیوانات مشترک است را انسانی نمی داند یا نه این علوم می خواهد درتمام وجوه انسان ارتباط داشته باشد؟.در باره حذف علوم انسانی هم در نظر قاسم ملا بعضی از دوستان اشتباه برداشت کرده بودند من نگفتم علوم انسانی در حال حذف شدن است یا می خواهند حذف کنند بر عکس گفتم« ممکن نیست»
مگر می شود تحقیق در مورد تمام خصوصیات جسمی و روحی انسان را حذف کرد؟ اشکال کار همانطور که عرض شد عدم تعریف صحیح از علوم انسانی است البته هنوز در آغاز راهیم امیدوارم با داوری درست در باره ی علوم انسانی غرب و استفاده ی درست از آنها ما نیز علوم انسانی قابل فهم و قابل قبول تری داشته باشیم.
وحید

سلام
البته این هم یكی از مشكلات است
اینكه هنوز مرز های علوم خیلی مشخص نیست و نهایتا ما در بازی های زبانی گرفتار می شویم
یکشنبه 8 آبان 1390 06:57 ب.ظ
رقابت خوبه، بشرط آنكه مستلزم حذف نباشد. اگر ما معتقدیم كه علوم انسانی اسلامی داریم، بهتر است اول آن را مطرح و مدون كنیم و انتخاب را به جامعه علمی بسپاریم. مطمئنا اگر در این تدوین موفق باشیم، علوم انسانی اسلام راه خود را به سربن و آكسفورد هم باز می‌كند.
وحید

سلام
بله اگر البته موفق شویم
یکشنبه 8 آبان 1390 04:57 ب.ظ
کشور!کشوری اسلامیست.هدف اسلامی و دینی بودن است.ظهور حضرت مهدی نیز بهمین دلیل است.که جهانی بر پایه ی دین و اسلام تشکیل شود.
در نتیجه "باید" تمام دروسی که در مدارس دانشگاهها ....تدریس میشود بر پایه ی دین و اسلام باشد.
مطلب را نظریه را دکر کنند اما در ادامه نظره اسلام را در آن زمینه بیان کنند.
همین دانش آموزها دانشگاهی ها.....اندیشه سازان آینده اند....مسوولان آینده اند.....
سعی کنید اندیشه ها را درست شکل دهید.

موفق باشید جناب فراهانی.پستهاتون عالین.

...
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
یکشنبه 8 آبان 1390 03:04 ق.ظ
سلام اول از همه باید بگم مطلب خیلی خوبی رو بیان کردین من نمیدونم حرفم درست هست یا نه اما خوب نظرم رو میگم انشالله که مورد قبول واقع بشه. من درباره فیلم راز حرف میزنم خوب چون این فیلم رو دیدم و راجع بهش تحقیقاتی نه چندان زیاد انجام دادم . فیلم راز چندی از مسائل روانشناسانه که من بعضی هاشو قبول دارم در بارش صحبت کرده یکیش اینکه ما هرچی که بخوایم رو بهش میرسیم و ما قدرت جاذبه داریم و فقط باید بهش فک کنیم و در این راه قدم بر داریم ÷س این وسط خدا کجا میره؟؟؟؟ وقتی صحبت درباره کائنات میشه ÷س خدا کجاست؟؟؟؟ این که در این باره که بعضی از این مسائل روانشناسی خدارو در نظر نمیگیره . راجع به اینکه به طور مثال چرا زلزله در تهران نمیاد با اینکه بعد از اقا محمد خان قاجار دیگه نیومده و خیلی از وقتش گذشته این نظر شخصی من هست من به این اعتقاد دارم که به خاطر علما ما بخاطر همین مراسم عاشورا و مراسم فاطمیه و همین هاست که مارو از بلایا نجات داده و بالعکس مسائل مثل فساد خیانت روابط نا مشروع باعثه این میشه که بعضی نعمت هارو خدا از ما بگیره. این اعتقاد منه یا علی مدد
وحید

سلام
البته در مورد فیلم راز و مسائلی این چنینی می توان این را گفت حضور خدا از طریق تكوین همین قانون است یعنی همین قانون توسط خدا خلق شده و این یعنی حضور خدا ولی در كل ممنون كه اعتقادتون را صادقانه مطرح كردید
موفق باشید
یکشنبه 8 آبان 1390 12:13 ق.ظ
با سلام،
علت وجود این تناقضات از آنجاست،که ما و سایر جوامع اسلامی در علوم مادی خیلی عقبیم.و مصرف کننده صرف تولیدات علمی جوامعی هستیم،که عقاید اسلامی ندارند.اساس پیدایش نظریه های علمی سئوالاتی است،که به ذهن ها خطور می کند.و در پی یافتن علت به تحقیق متوسل می شوند.و مسلما تحقیقات آنها بر اساس ایدئولوژی و باورهای خود آنها و یافتن پاسخ پرسش ها و ابهامات آنهاست،که ممکن است،با باورهای ما سنخیت نداشته و حتی در تناقض باشد.ابهامات و پرسش های خود ما را باید خود ما با تحقیق و بررسی پاسخ بدهیم.مثلا ارتباط حوادث طبیعی و بلایا با عملکرد انسانها از نظر علوم مادی غرب شاید مضحک باشد.ولی یک اسلام شناس و یک مفسر قرآن و حدیث شاید بتواند این ارتباط را در منابع فوق الذکر بیابد.
وحید

سلام
این خیلی نكته مهمی است اینكه این علوم در بستر فضای سكولار غرب شكل گرفته این یعنی علم بی طرف و آزاد نداریم و علوم در بستر پیش فرض ها شكل می گیرند
ممنون از حضورتون
شنبه 7 آبان 1390 10:42 ب.ظ
سلام.اون بحث کلاس و زلزله در کلاس را اگه هرجا بگیم میخندن.البته نسل دانشگاه رفته بیشتر.سولاتی امروزه میپرسن که اگه دها کتاب خوانده بشه باز نمیشه سوال تعمل برانگیز را مطرح کرد!!!!
ماندم که چی شده ؟ اشکال در چیه ؟کی راست میگه؟ سخته!!!!!!!!!
وحید

سلام
هر چه جلوتر میره این چالش ها جدی تر میشه
امیدوارم حداقل جوابهای قانع كننده ای پیدا بشه
شنبه 7 آبان 1390 08:53 ب.ظ
سلام
قطعا دین و علوم انسانی.
در کل باید هر علمی از جمله علوم انسانی رو با هدفش سنجید و با بصیرت به اون نگاه کرد.
در مورد مشکل دوم علوم انسانی فعلی(مشکل عملی) مسئله خیلی جدیه و خیلی ها رو در صدد بر میاره که باور های دینی رو به چالش بکشن.نموداش تو دانشجوها خیلی زیاده.
به نظر من این علوم نیاز به بازسازی دارن. یه کند وکاو و یه اصلاح اساسی.

شایدم تو بعضی حوزه ها نیاز به حذف.

---------------------
مرسی از مطلب خوبتون باعث شدید کنجکاو شم یه مطالعه ای داشته باشم
موفق باشی
یاعلی
وحید

سلام
ممنون از نظر شما
و واقعا هم جای كار داره اینكه اساسا امكان تلفیق یا حذف است بحث جدی است
شنبه 7 آبان 1390 08:05 ب.ظ
به نظرم دین مورد بحث برای اجرایی شدن در جامعه اگه اسلام و مخصوصا تشیع باشه،باید تو همه ی ابعاد جامعه باشه از علوم انسانی و روانشناسی بگیر تا حتی صنعت.اصلا نمیتونم جدا فرض كنم اینا رو.
و اینكه در یك جامعه هم باید حق الناس رعایت شه هم حق الله!
چون اولی جامعه ی غربه و نشون میده اونا با این انتخاب موفق نشدن و دومی هم ما.كه ما هم موفق نیستیم.
وحید

در واقع به نظر شما یك پازله كه قطعاتش كنار هم كامل میشه
شنبه 7 آبان 1390 07:53 ب.ظ
یک نکته:
مفاهیم خیلی مهم هستن
مفاهیم دینی مربوط به انسان
مثل گناه
حتی خود شیطان
دربحث اخلاق مفهوم خوب وبد یا درست ونادرست وسایر مفاهیم مثل دوست ودشمن وخیر وشر
اگر براساس محتوای اسلامی بخوایم کار کنیم بازم طبقه بندی داره
عرفان وآثارعرفانی خودش یک مجموعه بسیار بزرگه
ولی اینم قبول دارم که خیلی ازاتفاقاتو شیطان رقم میزنه
درهمین اصول کافی اینهمه حدیث وجود داره وحتی دعوای زن ومرد هم کار شیطان تلقی شده
باید تفکیکی کارکرد
اینا موضوع ایمان محسوب میشه ولی بدون این مفاهیم دینی انسان شناسی صورت گرفته و نتایجش موجوده
نظر من اینه عرفان اسلامی میتونه خودشو مطرح کنه
ولی چون اطلاع کاملی از مجموعه روایات ندارم نظری دربارش نمیدم
برای یک انسان بی ایمان وضددین طبیعتا انسان شناسی دینی مردود محسوب میشه
چراکه همه رفتارهای انسانو در یک چارچوب خاص تعریف کرده که به دین مربوط میشه
بحث خیلی سنگینیه
جزءجزء ش باید بطور دقیق بررسی بشه
من که خودم گرایشی بش ندارم
گفتم که تعریف انسان باتوجه به خداست نه مستقل ازخدا
یه بحثای قدیمی در قرنهای گذشته درهمین راستا بود.نزاع معتزله واشاعره
شبیه اونکارا اگه انجام بشه باید دربارش دقت کرد
باتشکر
وحید

با تشكر از نظر جامع و كامل شما دوست عزیزم
شنبه 7 آبان 1390 07:28 ب.ظ
پس دو موضوع اینجا وجود داره
اول این تفکر که آیا خدا انسانو بهتر میشناسه یا انسان خودشو
ودوم اینکه کی گفته انسان شناسی غربی درست وبقول معروف مولای درزش نمیره
بواقع اینگونه شک کردنونمیشه شک در علوم انسانی نامید بلکه شک درمحتواست
آقایون میگن انسان شناسی غربی فقط برپایه لذت هرچه بیشتر بنا نهاده شده
ودرکل به این محتواشک دارن
این بسیار عالی وبنظرمن چه بسا اگردغدغه ی انسان پشتش باشه میتونه مفید باشه
ولی من یک مطلبو به اون استاد گفتم اینجام میگم که مهمه
توجه اصلی دین به موضوع خداست وانسان برای خداتعریف شده نه بصورت مستقل ولذا اگه کسی بخواد نگاه دینی داشته باشه وانسانو تعریف کنه یعنی اینکه دوباره داره بخداتوجه میکنه
وگرنه میتونه ازمتون دینی استفاده کنه برای انسان شناسی واشکالی نداره عنوان کنه انسان شناسی اسلامی
معناش واضحه وابهام نداره
وحید

سلام
به این معنایی كه مورد نظر شماست مشكلی نیست این مباحث زیاد است و كتابهای زیادی تحت عنوان انسان از نظر اسلام چاپ شده است
مشكل از اونجایی شروع میشه كه برخی می خواهند به طور كل دستاورهای بشری را حذف كنند به بهانه خدامحوری كه البته قطعا خدا هم راضی به این مسئله نیست
شنبه 7 آبان 1390 07:21 ب.ظ
باسلام
کسانیکه میگن علوم انسانیو باید اسلامیزه کرد مرادشون چیه؟
اسلام یک دین ودارای آداب وجهان بینی
نتیجتااین دین انسان شناسی داره
کتابهای زیادی درباره مراقبت اعمال نوشته شده
تقسیم بندیهایی داره مثل 7مرتبه نفس یا برخی میگن 5مرتبه تو قرآن اومده
اماره،لوامه،راضیه ومرضیه وگمونم ممتحنه
الان دقیق یادم نیست ولی این تقسیم بندیاهست
چندی قبل به یکی از اساتید انجمن گفتگو داشتم درهمین مورد
میگفت آیاخدا بهتر انسانو میشناسه یا انسان؟
شنبه 7 آبان 1390 03:07 ب.ظ
سلام بر جناب فراهانی عزیز
از نطر من نه قادر به حذفیم و نه اضافه بلکه باید این دوتا راهکارو تلفیق کنیم
وحید

سلام
ممنون از نظر و حضورتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30