تبلیغات
تاملات حوزوی - ما و غرب
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 2 آبان 1390 :: نویسنده : وحید



به نظر من میشه متون غربی و اساسا دستاورهای علمی غرب، خصوصا در زمینه فلسفه و دین را با دو نگاه مطالعه و بررسی كرد
1)نگاه ستیزه جویانه
اینكه غرب و اندیشه های غربی  را یك مجموعه كاملا بی فایده و از اساس مخالف تلقی كنیم و حقیقت را در چنگال خود بدانیم و انگیزه را با انگیخته خلط كنیم و به هزار انگ و تهمت وادی پاك اندیشه و فكر آلوده كنیم و بگوییم:« غربی ها كافرند و افكار ضد خدایی و ضد اسلامی دارند.»

این نگاه اساسا كتابهای غیر خودی را قابل مطالعه نمی داند و اساسا از جریانات روز اندیشه ای و فكری عقب مانده است اینكه سوالات عوض شده ،گفتمان ها عوض شده و دوره شبهات كمونیستها تمام شده و امروزه مباحث جدیدی در حوزه معرفت شناسی و زبان دین و تجربه دینی و ..مطرح شده است


در خوش بینانه ترین حالت ممكن كسی كه این نگاه را به غرب دارد شاید  مسلط به زبان انگلیسی هم شود و شاید با متون غربی ارتباط هم بگیرد ولی همه اش برای یك چیز است :نقد به معنای سركوب در این نگاه اساسا واژه دیالوگ و تعامل معنا ندارد و او اساسا احتمال نمی دهد فلان حرف كانت درست باشد .آمده تا همه چیز را تخریب كند و  احادیثی مثل خُذِ الحِکمَه اَنَّی کانَت(1) به معنای واقعی كلمه نادیده گرفته می گیرد

2)نگاه منصفانه
اینكه غرب و اندیشوران غربی را انسان هایی بدانیم كه بالاخره تلاش هایی كرده اند و این تلاش ها به حكم اینكه در اكثر موارد صادقانه بوده است و در خدمت بشر، ارزش خواندن و آموختن دارد و به حكم فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه (2)
باید آراء و نظرات را خواند؛ در این نگاه من متن را می خوانم تا چیز جدیدی یاد بگیرم و پازل باورهایم را تكمیل كنم و هنوز به آن حد نرسیده ام و نخواهم رسید كه  حقیقت را در چنگ خود فرض كنم و خود را مستغنی از عالم و آدم بدانم

پی نوشت
1) خُذِ الحِکمَه اَنَّی کانَت؛ فَاِنَّ الحِکمَه ضالَّه کُلِّ مُومِن؛
حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر، زیرا حکمت گمشده هر مومن است.(غررالحکم، ح344)  
2)زمر /17





نوع مطلب : اجتماعیات، 
برچسب ها : غرب، غرب ستیزی، انصاف،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 دی 1390 04:47 ب.ظ
فکر میکنم نگاه سومی هم هست و آن نگاه خاضعانه و سرشار از شیفتگی است.
و البته بهترین نگاه همان نگاه منصفانه است.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
جمعه 13 آبان 1390 03:10 ب.ظ
« أَلْحِكْمَةُ ضآلَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَلْیَأْخُذْها وَلَوْ مِنَ الْكافِرِ. » (حكمت گمشده ى مؤمن است، لذا مؤمن باید آن را ولو از كافر فرا گیرد.)
وحید

سلام
ممنون از این حدیث زیبا
جمعه 13 آبان 1390 01:13 ب.ظ
ایول باهاتون كاملاموافقم
دین مامیگه:
علم روفرابگیریدحتی اگرنزدكافرباشد
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 5 آبان 1390 09:35 ب.ظ
سلام
البته به قول نرگس عزیز خوندن نظریه های مختلف باعث باز شدن دید انسان میشه...
حالا چیکار کنیم؟
بالاخره نظریه های غربی رو بخونیم یا نه؟
وحید

قطعا
نظر من اینه كه باید خوند و یاد گرفت
چقدر كتابهای انگلیسی مونده كه خوندن اونا می تونه زندگی مان را دیدمان را متحول كنه
پنجشنبه 5 آبان 1390 12:18 ب.ظ
نوشته هاتون رو خوندم

و برام جالب بود که به وبلاگم سر زدید
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 5 آبان 1390 10:10 ق.ظ
متاسفانه در کشور ما خصوصا در حیطه ی علوم انسانی بجای مطالعه و ارزیابی و بعد پذیرش مراحل پذیرش مطالعه و توجیه است!!!
در رشته ما حقوق هر استادی پیرو مکتبی است.اساتیدی که اگر بخواهند میتوانند میتوانند براحتی تحولی در ارائ حقوقی ایجاد کنند ترجیح میدهند برچسب روشنفکری را حفظ کنند.
متاسفم از اینکه این را بیان کنم اما اسلام گریزی در احکامی مانند رجم یا قصاص یا حدود الله نشانه های دانش !!!در رشته ما محسوب میشود!
اگر این همه انرژی و زمان که صرف مطالعه ارائ متفکرین غرب مکینیم در ارائ علمی و مستدل علما ی شیعی صرف میشد امروز ایران در حیطه علوم انسانی و چه بسا علوم پایه در جهان بی رقیب بود!
با اجازه لینک نامتان در وبلاگ این حقیر جای گرفت .
یا حق
وحید

سلام
البته مطالعه اندیشه های غربی نباید باعث از خود بیگانگی و فراموش كردن سرمایه عظیم اندیشه های دینی خصوصا در تشیع بشه
هنر اینه كه همه اینها را با هم حفظ كنیم
موفق باشید
پنجشنبه 5 آبان 1390 08:10 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم .
سلام علیکم.

1.قال الصادق علیه السلام:
شرقا و غربا لن تجدا علما صحیحا الا شیئا یخرج من عندنا اهل البیت .

2. حضرت رسول اکرم سلام الله علیه و آله فرمودند: ایاکم و خضراء الدمن.. که این از جوامع الکلم است و مانند قاعده ای کلی است که باید از هرگونه زیبایی که بر روی آلودگی قرار گرفته باشد دوری کرد.

گرچه من مخالف فلسفه نیستم ولی خود را در معرض آراء غربی ها قرار نمی دهم و وقت گرانبهایم را صرف فهم کلام بی ارزش آنان نمی سازم. چرا که هر کلامی خالی از حب خدا و اهل بیت بی ارزش است.

این فقط یک نظر شخصی است.چنانکه واضح است.
وحید

نظر قابل تاملی هست
ولی واقعا جای بحث داره اتفاقا تو حوزه با چند تا از دوستانی كه باور شما را دارند در همین موضوعات مدام بحث داریم
پنجشنبه 5 آبان 1390 07:44 ق.ظ
سلام
ممنونم که سر می زنیدومرا از نظر لطفتون با خبر می سازید.
البته که میشه از هر چیزی چه غربی وچه شرقی استفاده منصفانه کرد.
اگر در هر چیزی زیاده روی نکنیم ودر حد خودش وخودمون ازش استفاده بکنیم موفق میشیم.
التماس دعا
وحید

سلام
دقیقا
چهارشنبه 4 آبان 1390 07:36 ب.ظ
غرب همیشه هر دو نگاه را داشته....
کلامی که که گفته میشه باید به خود کلام توجه کرد نه گوینده کلام...که شرغ گفته یا غرب....جنوب گفته یا شمال.....اگه درست بود قبول کنید حتی اگه دشمنمون باشه.
وحید

سلام
دقیقا روایتی كه اشاره كردم به همین معنا اشاره دارد اما كو عمل
چهارشنبه 4 آبان 1390 05:16 ب.ظ
درسته بسیار از اون دیدگاه ستیزجویانه که فرمودید ضربه خوردیم...
حدیث داریم از امام علی که ببین چی میگه نبین کی میگه...
پس باید به دنبال حق باشیم حتی در دست به اصطلاح کفار!
وحید

سلام
دقیقا
ممنون از حضور شما
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:50 ب.ظ
سلام برادر گرامی
انصافا وقتی این همه روشن فکر توی این مملکت هست چرا باید هنوز تحجر وجود داشته باشه
بیانات شما و دستان همگی متین مثل همیشه فقط یک نکته ( کاش همه به گفته هایمان عمل کنیم)
وحید

سلام
كاش بشه این گفتمان را جا انداخت برای همه
همه
ممنون از حضور همیشگی شما
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:40 ب.ظ
روشنفکران دینی ما درواقع کارفلسفی نکردن
مهمترینشون دکتر سروش ومجتهد شبستریه که من از اینا کار فلسفی ندیدم
اما اندیشمندان اسلامی دردوره های آغازین با فلسفه ی یونان ارتباط خوبی برقرارکردند
ازطرفی یکی مثل ملاصدراکه به صدرالمتالهین یادش میکنن میگه مرگ بر فلسفه ای که با قرآن مخالف باشه
روزجهانی فلسفه تابلوهای عکس بزرگ فلاسفه اسلامی نصب شده بود
عکس ملاصدرا هم بودحالا بالاخره ایشون فلسفه اش قویتر بوده یا الهیاتش؟
ارتباط یک چیز دیگست وواقعا بودن کسانیکه ارتباط برقرارکردن ونظراتشون تغییرکرده
من خودم ازاون دسته آدماهستم
هانری کربن سالها ایران بود وانجمن فلسفه تدریس میکرد
کتاب زائرشرق احوال ایشونو بیان میکنه
اما بنظرمن هیچ چیزی تعیین کننده عاقبت کار نیست
شما حتی اگه با این طرز فکر بری جلو که حقیقت هستی ولی ممکنه بین راه نظرت برگرده
من اوایل فکر میکردم این فیلسوفان غربی چی میگن وچرا دین اسلامو قبول ندارن ولی وقتی وارد شدم دیدم این رشته سردراز دارد
من آدمی بودم که حقیقت برام مهم بود نه چیز دیگه وپیش خودم میگفتم اگه دین من حق باشه دیگه چرا باید ازمواجه شدن با فلسفه غرب هراس داشته باشم
ولی خب الان نظرم کاملا فرق کرده
پس اینم که فکر کنیم اگه کسی بااین باور که حقیقت درچنگ خودشه وحرکت کنه وبه سمت فلسفه غرب وفراگیریش گرایش داشته باشه درواقع این نوع نگاه درست نیست ونتیجه نمیگیره میخوام بگم اینطور نیست
نمونه عملیش خود من هستم
وحید

سلام
البته نباید حقیقت را در چنگال خودمان بدانیم
شما انقدر خوب و كامل توضیح دادید كه می تونه خودش یه پست بشه
ممنون از حضورتون
موفق باشید
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:27 ب.ظ
بحث دراین مورد خاص جای ابهام نداره اگه بادقت مورد بررسی قرار بگیره وگرنه نتیجه این میشه که بخوایم جشن دوستی فلسفه ودین برگزار کنیم که چنین چیزی تاحالا اتفاق نیفتاده
ما هیچ فیلسوفی معتقد به دین ومکلف به آداب دین نمیشناسیم
حتی افلاطون وسقراط که فیلسوفان الهی شناخته شدن
سقراط درجایی به پیامبران اشاره میکنه دررساله دانش افلاطون اما ازدل این دین درنمیاد
امروزه یک علم جدید یا دانش جدید بنام فلسفه ی دین بوجود اومده
اسمشو بذاریم گرایش نو یا هرچیز دیگه
اماحتی خود جان هیک که بعنوان فیلسوف دین شناخته میشه بنظر نمیاد مبادی آداب مسیحیت باشه
موضوع شما فلسفه ی غربه وگرنه میشد به فیلسوفان اسلامی اشاره کرد
موضوع شما این نیست که آیا فلسفه با دین سازگاری دارد یا ندارد
بلکه یک قدم بعدازاینه
آیامیشه به نقطه ی اشتراک بین فلاسفه غرب وفلاسفه اسلامی رسید؟
میشه گفت دغدغه شما اینه
اما اون نقطه هرچی هست یقینا دین نیست
میشه گفت خداست البته اونم نه درمورد همه فلاسفه غربی
وحید

سلام
دوست عزیزم و خیلی ممنون از حضور گرمت
شما و حرف شما برای من خیلی اعتبار داره
معانی كه اشاره كردید درسته برخی معتقد هستند اساسا نگاه منصفانه وجود نداره اگر مرادتان اینست كه جای بحث دارد و یك بحث هرمنوتیكی است كه البته من سوادم در اون حد نیست ولی اگر مرادتان آن چیز دیگر بود كه علت مخالفت با فلسفه خوانی و غرب خوانی ستیزه امثال كانت و هیوم با دین است البته مشكلی نیست ما دنبال همین دلایل ستیز یا گریز می گردیم
در مورد فلسفه دین بگم كه خودم دانشجوی همین رشته هستم و به نظرم مشكلی نداره دین را فیلسوفانه بنگریم و اساسا دعوی سازگاری یا عدم سازگاری دین با عقل را نداشته باشیم
بلكه دعوی بررسی عقلانی دین را داشته باشیم و حجیت معرفت شناختی دین و ...
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:19 ب.ظ
خب ستیزه های کانت با دین درکتاب مشهورش یعنی دین درمحدوده ی عقل تنها موجوده که ترجمه ی آقای منوچهر صانعی دره بیدی هست.
بنظرم نمیشه این ستیزه را کتمان کرد که ازسوی هردوطرف وجود داره ولفظ نیست.
درواقع اون ایه وروایتی هم که بهش استناد کردی دلیل بر عدم ستیزه نیست
شما ومن خوب میدونیم که هیچ پیامبری درباره حقیقت وجود خدا وحتی فراتر ازاون یعنی حقیقت دین(آداب وتکالیف)حاضرنیست با هیچکسی مسامحه کنه
اینهمه آیه وروایت درزمینه کفر وجودداره
ای کسانیکه تعقل نمیکنید وازاین حرفها که یادآوری میکنند عقل سالم باید به دین اعتمادکنه
خب جناب کانت به دین اعتماد نداره وآداب دینو اغواگری نامگذاری میکنه
پس اول باید باور کنیم که این ستیزه وجودداره
وهیچیک از پیامبروفیلسوف حاضرنیست دراین موردکوتاه بیاد
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:13 ب.ظ
سلام دوست گرانقدرم
برام جالب افتادشباهت انتخاب موضوع شما وخودم
درمورد بخش نگاه ستیزه جویانه فقط میتونم بگم باید جدی تربه موضوع نگاه کنیم
کسانیکه ستیزه میکنند باچه چیز درستیزه هستند؟
همون بحث حقیقت
خودفیلسوف کانت ستیزه داشت با دین
اما بقول یکی از دوستان بعضیااینطرف میخوان ازکانت ودکارت واسپینوزا آیت الله بسازن
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:06 ب.ظ
سلام دوست خوبم

به نظر من در بین نویسندگان غبی هم میشه نوشته های مفید پیدا کرد.
انسان باید از همه نوع طرز فکری اطلاع داشته باشه و با عقل خودش بهترین رو انتخاب کنه

ممنون از دعوتتون
وحید

سلام
دقیقا
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 4 آبان 1390 03:36 ب.ظ
و من طبق معمول كاملا موفقم باهاتون!
وحید

و من موندم آدرس شما وبلاگتون چیه ؟؟
چهارشنبه 4 آبان 1390 02:27 ب.ظ
سلام دوست خوبم
با نگاه دوم موافقم
هر انسان ذره ایست کوچک از بیکران خدا
شاد باشید
یا حق
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 4 آبان 1390 11:26 ق.ظ
سلام
در مورد خواندن همه اندیشه ها ولو غربی موافق نیستم...
نه اینکه بگم اندیشه های غربی درست نیستند نه.به نظر فرد و جامعه باید به یه بلوغ عقلی رسیده باشن که بتونن سره از ناسره یه اندیشه ای رو تشخیص بدن!!
وگرنه ممکنه با هدف آشنا شدن با ایده های جدید شروع به مطالعه کنند اما بدتر سردرگم بشن!
میدونم که به صورت کلی مطرح کردید اما به نظر من جامعه از فرد تشکیل میشه و باید در بعد فردی هم به این موضوع دقت بشه.
وحید

سلام
دقیقا دعوی بر سر همین بلوغی هست كه می فرمایید
در واقع دو نظریه مطرح است
اول اینكه ابتدا باید پایه اندیشه های اسلامی را محكم كرد و بعد رفت به سراغ اندیشه های دیگران
دوم اینكه از اساس در هر موضوعی باید با دیدگاه های مختلف آشنا شد مثلا اگر من می خواهم در مورد خدا و وجود او مطالعه كنم نباید ابتدا فقط اندیشه های اسلامی و دینی را مطالعه كنم بعد كه باور پیدا كردم خدا وجود دارد به سراغ اندیشه های دیگران بروم بلكه از همان ابتدا این دو اندیشه را مقایسه كنم
این دیدگاه یك سری مشكلاتی دارد اینكه به قول شما انسان سردرگم می شود
چهارشنبه 4 آبان 1390 11:25 ق.ظ
ایام شهادت امام جواد (ع) تسلیت باد.
وحید

سلام
من هم خدمت شما تسلیت می گم
یاعلی
چهارشنبه 4 آبان 1390 09:01 ق.ظ
سلام
این رشته سر دراز دارد و تنها به فلسفه ی غرب و ایرانی و اسلامی مربوط نمیشه
هنوز که هنوزه ما کتابهایی را ضاله می دانیم که ضاله نیستند شاید باعث تعجب شما و خواننده ها بشه که در کشور ما هستند کسانی که کتاب مثنوی معنوی مولوی را با پارچه جابجا می کنند چرا؟ چون از دید آنها این کتاب نجس می باشد بهتره در باره ی دیدگاههای مختلف کسانی که صاحب اندیشه هستند و در مورد بعضی از توصیه ها در مورد کتاب و کتابخوانی فعلا"چیزی ننویسیم چون خود حکایتی است که جداگانه باید برایش مطلب نوشت در خصوص دستاوردهای بزرگ اندیشمندان بزرگ غربی همه می دانند که آنها منشأخد مات فراوانی برای بشر از ابتدا تا کنون بوده اند این خدمات را نمی توان پنهان کرد و یا کوچک شمرد و حتی اگر کاری به اقلاطون و ارسطو و سقراط نداشته باشیم و فقط خدمات متفکران چند صد ساله ی اخیر را بازگو کنیم و بخواهیم منصفانه قضاوت کرده باشیم بسیاری ازاساتید برجسته ی قبل و بعد از اسلام کشورمان خود را مدیون دانسته های اندیشمندان غربی می دانند(من علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبداً») البته این به معنای قبولی صد درصد نظریه غرب نیست چرا که آنها نیز سالهای سال از تنور داغ فلسفه ی قبل و بعد از اسلام ایران نان خورده اند پس هر دو طرف بهره ی های فراوان برده ایم و خواهیم برد بحث ما بر سر پذیرش همه ی افکار و قضاوتهای آنهانیست ولی نظم و اخلاق و رفتار و احترام به قانون و ... را نتیجه ی زحمات متفکران آنها می دانیم .






وحید

سلام
دقیقا حرف ما همین است این دیدگاه شما استاد عزیز خیلی منصفانه است
چهارشنبه 4 آبان 1390 08:48 ق.ظ
سلام برادر ارزیاب
نظرتون کاملا منصفانه و عاقلانه است.
خوبه که بشنویم و بخوانیم و سعی کنیم که بهترین را انتخاب کنیم.
وحید

سلام
دقیقا
چهارشنبه 4 آبان 1390 08:00 ق.ظ
سلام
همیشه نگاه منصفانه عاقلانه تر است.
وحید

سلام
و چه انصاف این روزها كم شده
چهارشنبه 4 آبان 1390 12:54 ق.ظ
سلام
هر فکر و عقیده ای رو میشه خوند به شرطی که هدف از خوندنش مشخص باشه
حتما لازم نیست راجع به هر چیزی که آگاهی پیدا کردیم 100% بهش عمل کنیم بلکه دونستن ایده های جدید باعث میشه ذهن باز شه و از اونا به نفع بهتر کردن خودمون زندگی و... استفاده کرد

اون قالب جدیده هم برای خودم نبود امتحانی بود
وحید

سلام
البته اگه دلایل قوی داشت باید به آن التزام داشت
چیزی كه آقای حلاج در نظرات روی آن تاكید داشت
چهارشنبه 4 آبان 1390 12:11 ق.ظ
kamelan dorost migin inkee ma begim una gharbian va hameye chizashun bar zede aaghayede mast ghalate vaghean bazi az in falsafe danan va daneshmandashun nazarate dorosti dadan va khedmathayi ham kardan moshkele chize digarist
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
سه شنبه 3 آبان 1390 11:33 ب.ظ
سلام
تا جایی که نظرات دوستان روخوندم همه با شما موافق بودند اما به نظر من یک نکته ای نباید فراموش بشه این که ما چقدر به لوازم اینکار پایبندیم بگذارید کاملا صریح بگم اگر نظرات فیلسوفان ملحدی مثل هیوم، راسل یا فلو و ... رو خوندیم و به نظرمون رسید که دلایل عدم وجود خداوند بر دلایل وجود خداوند برتری داره آیا حاضر هستیم از ایمان به خداوند دست بکشیم؟ من با نظر شما موافقم که باید به دنبال قول احسن رفت و تا حد امکان اقوال دیگران رو هم مطالعه کرد اما واقعا مشکله. در اکثر ما، عقیده پرستی رسوخ کرده و عقاید مون تبدیل به بت شدند فرق نمی کنه این عقاید چی باشه می تونه خداپرستی باشه یا شیطان پرستی یا نفس پرستی یا هر چیز دیگه ای ؛ اما به هر حال قوبل کردن ادله مخالف اصلا کار راحتی نیست
وحید

سلام
من معدود انسان هایی را سراغ دارم كه به این لوازم پایبند باشند و انصافا برای كسی كه عمری خداگرا بوده یك دفعه اگر ثابت شود خدایی نیست خیلی سخت است
این دیگه برمی گرده به اخلاق باور و التزامی عملی اون فرد به باورهایش
سه شنبه 3 آبان 1390 11:15 ب.ظ
سلام.من با نگاه منصفانه موافقم و خوشحالم که انگار شما هم همینطور هستید
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما دوست عزیز
سه شنبه 3 آبان 1390 06:56 ب.ظ
سلام
من هم با دید دوم موافقم ...
اما خوب وبدش باید تعیین بشه....
اینکه چه چیزی رو بپذیریم و چه چیزی رو نه خیلی مهمه!
البته در مورد فلسفه اطلاع دقیقی ندارم.
در مورد شهید مطهری من فقط چند کتاب از ایشون رو خوندم و چیزی که واقعا در کتا بها و شخصیت ایشون دوست دارم :
1- اینکه که اهل فرک کردن و تفسیر کردن مسائل بودن
2-کتابهاشون برای مردم کوچه و خیابان هم قابل فهم بوده که به نظر من این خیلی هنر میخواد!!
وحید

سلام
بله البته شهید مطهری مشكل ما نیست
من بیشتر تاكید بر مطالعه همه آثار و اندیشه ولو غربی دارم
سه شنبه 3 آبان 1390 05:59 ب.ظ
خیلی خوبه كه همه بتونن همیچین دید و نگرشی داشته باشن

واقعا قضاوت عجولانه و تعصب و كنار بذاریم
اول به حرف طرف مقابل گوش كنیم بعد به دین و مذهب و جنسیتش توجه كنیم
وحید

سلام
امید كه این نگرش بیشتر بسط پیدا كنه
موفق باشید
سه شنبه 3 آبان 1390 05:11 ب.ظ
سلام مهربان
یکی ادعا می کرد که می تونه مرده ها را زنده کنه.... حکیمی به او گفت شما اگه راست میگید نزارید زنده ها بمیرن زنده کردن مرده ها پیش کشتون!!!
دیدگاه خوب ، سالم و به جایی است... ای کاش دیدگاه شما در جامعه رونق بیشتری داشت..... اما لطیفه ی بالا را به این خاطر آوردم که ما همین خودیهای خود را پایمال نکنیم استفاده کرده و بهره بردن از غربیها پیشکش.....
وحید

سلام
گل گفتید دوست عزیز واقعا می بینیم كه خیلی از همین خودی ها زیر بار هزاران تهمت و افترا له شدند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30