تبلیغات
تاملات حوزوی - خط قرمز
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 24 مهر 1390 :: نویسنده : وحید


معمولا انسان ها برای زندگی اهداف متعددی دارند كه به نظر من به طور كلی به دو هدف تقسیم می شود

آرامش و آسایش

اما اینكه آسایش چیست ؟آسایش همان راحت تن و جسم  است اینكه زندگی معمولی و خوبی داشته باشیم و مادیات زندگی مان تا جایی كه مورد نیاز است تامین شود اما در باب اینكه آرامش چیست خیلی از افراد آرامش و آسایش را اشتباه می گیرند

آرامش مربوط به روح و روان انسان است یكی از راه های مهم رسیدن به این آرامش داشتن انضباط درونی استو انضباط درونی یعنی :

اینكه باور كنیم هر كاری كه می توانیم انجام دهیم را نباید انجام دهیم

یكی از نقاط مورد تاكید ادیان همین موضوع است اینكه ما خط قرمزهایی  در زندگی داریم كه از آنها نباید گذشت و این نقاط قرمز را تحت عنوان گناه معرفی كرده اند این گناهان در مسیحیت هفت گناه شمرده شده است و در اسلام تا حدود چهل گناه معرفی شده است

یكی ازتفاوت های  جدی ادیان و اندیشه های جدید اینجاست كه اندیشه ها و اخلاق نسبی گرای جدید خط قرمز ها را بسیار كم كرده

در ادیان خط قرمزها مربوط به خود شما هم بود یعنی اگر در دنیا خودت بودی و خودت ،باز محدودیت هایی بود چرا كه ممكن است به روح و روان خود آسیب بزنید اما در اخلاق ِ نسبی ،فرد آزاد است  هر كاری كند فقط حق آسیب زدن و تجاوز  به حقوق دیگران را ندارد .

به نظر شما كدام مدل برای رسیدن به آرامش موفق تر است ؟

 اینكه محدودیت های انسان، تا جایی كه می شود كم شود یا اینكه همان محدودیت هایی كه ادیان برای ما طراحی كردند بهترین مدل برای رسیدن به آرامش است ؟





نوع مطلب :
برچسب ها : آرامش، آسایش، گناه، خط قرمز،
لینک های مرتبط :


جمعه 13 آبان 1390 12:59 ب.ظ
بنظرم راهی كه ادیان نشون دادن،راه درست تریه نسبت به راههایی كه خودانسان بادیدمحدودش میره چون اونابرگرفته ازعقل كل عالم هستم ولی عقل وادراك انسان محدوده ومضرات ومنافع روتوخیلی ازمواردنمتونه درست تشخیص بده وهمچنین ادراك انسانهاهمه دریك سطح نیست وفهم هانسبیه ولی كسی كه به همه ی آفرینش ادراك كامل واشراف داره،مسلماراه درستومیدونه
وحید

سلام
دقیقا به همین دلایل اخلاق دینی می تونه ارجح باشه نسبت به اخلاق سكولار
جمعه 6 آبان 1390 10:32 ق.ظ
سلام . مسلما ادیان بهترین روش زندگی انسان رو در اختیار او قرار داده اند و خط قرمز هایی که آنها برای انسان تعریف کرده اند محدودیت نیست بلکه قوانینی است برای حفظ ارزش انسان و جلوگیری از شقاوت او . همچون قوانین بشری مانند قوانین راهنمایی و رانندگی که به ظاهر محدودیت ولی در باطن برای حفظ نظم و پیشگیری از حادثه است . امیدوارم همه قوانین الهی رو رعایت کنیم تا سالم و صحیح به سر منزل مقصود برسیم .
دوست عزیز از اینکه به وبلاگ نوپدید تشریف آوردید از شما ممنونم . وب شما رو پسندیدم و اونو لینک میکنم . موفق و سلامت باشید . با تشکر
وحید

سلام از همه مهمتر این قوانین در مسیر آرامش یابی خود انسان تاثیر گذار است
ممنون از حضورتون
دوشنبه 2 آبان 1390 11:38 ق.ظ
نتیجه :
آموزه های دینی خوبن ولی خرافه تو دین یکی از برهم زننده های آرامشه ... و من با راههای دیگه موافقم ...
تمدن و فرهنگ چیزیه که میتونه هم آرامش به آدم بده هم امنیت...
وحید

سلام
البته كاش جزیی تر اشاره كنید
كدام بخش تمدن و فرهنگ
چه تمدن و فرهنگی ؟
دوشنبه 2 آبان 1390 11:32 ق.ظ
سلام ...
راستش دو بار آرامش رو واقعا تجربه کردم
بار اول زمانی بود که هنوز به اسلام معتقد بودم و نمازم قضا نمیشد ...
و بار دوم تابستان امسال ، که تو جزیره ی کیش بودم...
..
به نتیجه های کلی ای هم رسیدم :
1. وقتی یه حس پشت گرمی بکنی آرامش داری
2. وقتی آگاهی از بعضی امور نداری آرامش داری
3. وقتی خیلی نمیفهمی (مثل یه بچه ) آرامش داری
4. تو ایران آرامش مفهوم نداره ...
من دو ماهی تو کیش بودم و وقتی دوباره به تهران برگشتم ، مثل این بود که اومدم تگزاس ...
نمیخوام اغراق بکنم ولی چیزی که خودم دیدم اینه که ما ها متمدن نیستیم ... سر همین با آرامش غریبه ایم...
وحید

سلام
البته نتایج بدی نیست
واقعا فرهنگ عمومی و بعضا خصوصی ما اشكالات اساسی داره من همیشه گفتم ما باید نقد فرهنگ عمومی را مقدم بر هر چیزی بدونیم
دوشنبه 2 آبان 1390 10:25 ق.ظ
متاسفانه این معضل در جامعه ما هم وجود دارد.هر روز بیشتر از گذشته شاهد هنجار شکنی و نادیده گرفتن ارزشها میشویم .که این به تنهایی ناقض حق دیگران در داشتن فضای سالم اخلاقی برای زیست اجتماعی است.
وحید

سلام
بله شما كه حقوقدان هستید این قضیه را بیشتر لمس می كنید
ممنون از حضورتون
جمعه 29 مهر 1390 05:05 ب.ظ
با سلام
قطعا اگر در زندگی محدودیت های این چنینی وجود نداشت چه از منظر دین و اخلاق و چه از نگاه خود شخص ، هیچ کس در زندگی روی ارامش را نمیدید . کماکان این مسائل در جوامع غربی به وضوح قابل لمس هست ، نبود دین و اخلاق و ... ارامش را از انها سلب کرده
آسایش داشته و ارامش نداشته .
وحید

سلام
البته این تو جامعه خودمون هم كما بیش احساس میشه
پنجشنبه 28 مهر 1390 09:57 ب.ظ
سلام
از بابته دیر کردم عذر میخوام.....
در مورد سئوال آخر من فکر میکنم تو زندگی واقعی ام محدودیت هایی که دارم رو نه تا جایی كه می شود! بلکه تاحدود خیلی کمی، کم کردم......
ولی سعی میکنم که به محدویت هایی هم که تو دین تعیین شده پایبند باشم...
وحید

سلام
البته گاهی محدودیتهایی كه خودمون طراحی كردیم با محدودیت های دینی در تناقض است
اینجا كار سخت میشه
پنجشنبه 28 مهر 1390 03:26 ب.ظ
با سلام،
مولانا می فرماید:

راه لذت از درون دان نز برون
ابلهی دان جستن از قصر و حصون

آن یکی در کنج زندان مست و شاد
وان دگر در قصر ترش و بی مراد
وحید

سلام
آفرین به این ذوق شما و این شعر به جا
ممنون از حضور همیشگی شما پزشك عزیز
پنجشنبه 28 مهر 1390 11:48 ق.ظ
ازپی رد وقبول عامه خودرا خرمساز

زان كه نبود كارعامی جزخری یا خرخری

گاورا باور كنند اندرخدائی عامیان

نوح را باورندارند ازپی پیغمبری
وحید

ممنون از این شعر زیبا
پنجشنبه 28 مهر 1390 09:28 ق.ظ
سلام
ممنون از حضورتان.
مطلب مفید و قابل تاملی بود.
بهروز باشید.
وحید

سلام
ممنون از حضور شما
پنجشنبه 28 مهر 1390 08:50 ق.ظ
سلام.خیلی مرسی که آدم رو به فکر وا می دارید.
حق پشت و پناهتون!
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
پنجشنبه 28 مهر 1390 02:09 ق.ظ
درود بر شما دوست خوب و عزیز
با شما موافق هستم
ولی آرامش و آسایش به گونه ای با هم در ارتباط هستند و نمیشه تنها یکی رو داشت
و اما در مورد سوالتون من فکر میکنم هر انسان متینی باید یک سری مسایل رو برای خودش نقطه ی قرمز قرار بده و به خودش متعهد باشه که از این نقاط قرمز عبور نکنه و چه بسا عمده ی مشکل جامعه ی امروزی ما همین عبور از نقاط قرمز هاست... که باعث افزایش امار معتادان و جنایتکاران میشه ...
هر چیز در حد تعادل خوبه ولی در کل راه رسیدن به آرامش داشتن روحیه ی لطیف و بخشنده است ... و البته دور از حسد...که فقط ببینه و فراموش کنه ........
به روزم وحید و منتظر حضورت
وحید

سلام
بله به یك معنا ارتباط دارند
اینكه تا آسایش تن نباشد عموما آرامش جان هم اتفاق نمی افتد
پنجشنبه 28 مهر 1390 01:59 ق.ظ
سلام
2،3 روزی هست که این مطلب رو خوندم ولی هرچی فکر کردم نتونستم نتیجه برای خودم بگیرم
اگه کاری که می خوایم انجام ندیم هم جور دیگه ضربه می خوریم
(البته منظورم همه کاری نیستا ولی در کل)
وحید

سلام
بله ولی باید دید كدوم طرف ضررش كمتره
به قول معروف باید ببینیم چی می گیریم و چی از دست میدیم
چهارشنبه 27 مهر 1390 11:24 ب.ظ
سلام.به نظر من ادیان با توجه به زمانه خود بیشتر به این موضاعات پرداختند و در عصر جدید بنا به حکمی باید تجدیدنظر در بعضی مسایل صورت بگیره
وحید

سلام
كاش اشاره به جزییات این تجدید نظر هم می كردید مثلا در چه مواردی ؟
چهارشنبه 27 مهر 1390 08:49 ب.ظ
سلام دوست عزیز

ممنون از اینکه بهت سری زدی
وحید

سلام
ممنون از حضور شما
چهارشنبه 27 مهر 1390 06:55 ب.ظ
سلام مطلب قابل تاملی است.متشكرم
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
چهارشنبه 27 مهر 1390 04:27 ب.ظ
برفرض من می‌رم تو خلوت خودم و از مشروبات الكلی استفاده می‌كنم و از آن‌جایی كه علم دارم كه مشروبات الكلی دچار اختلال مغز می‌شه، خودم رو هم حبس می‌كنم، تا یه موقع باعث آزار و آسیب رساندن به دیگران نشوم و حقوق دیگران رو هم پایمال نمی‌كنم.
به مرور زمان اعتیاد پیدا می‌كنم به مشروبات الكلی و رفته‌رفته جسم و روح خودم رو از بین می‌برم.
ولی آیا زمانی نمی‌رسه كه من به این‌ مسئله فكر كنم كه چرا دستورات دین من انقد كامل نبود كه به من بگه كه استفاده از این مشروبات مضره، و چرا دین من این موضوع رو به‌عنوان یه خط قرمز برای من درنظر نگرفت تا من آگاه شم و به خودم آسیب نرسانم؟!
مطمئناً انسان‌های پیرو این ادیان (فقط رعایت حقوق دیگران مهمه و ...) فقط در حد حرف به این مسائل پایبندن. منظورم اینه كه:
وقتی یه دین یا فرقه به پیروانش می‌گه «هركاری كنید (یعنی هر بلایی خواستین سر خودتون بیارین) و فقط به حقوق دیگران احترام بذارین»
یعنی چی؟
حتی اگه پیروان اون آیین هم همچین چیزی رو بپذیرند، بعد از زمانی، حتماً حتماً به این نتیجه می‌رسند كه این دینی كه این برنامه‌های ناقص رو برای ما داشت اصلاً شایستگی پیروی نداشت. و بعداً همان پیروان معترض می‌شوند بابت خسارت‌های وارده و گمراهی‌شون و اظهار پشیمانی می‌كنند.
وحید

سلام
دلیل قانع كننده ای بود
و شاید علت این محدودیت های در حد اجتماعی عدم شناخت این اندیشه های از انسان باشد
و اینكه واقعا محدودیت در این حد كافی نیست
چهارشنبه 27 مهر 1390 03:25 ب.ظ
سلام دوست عزیز
پست زیبایی بود.براستی که بیشترین علت تلاش مردم در زندگی اجتماعی برای رسیدن به این دوهدف است وهر کس که در واقع به این دو برسد خیلی ها به حال او غبطه می خورند.وبهترین راه برای رسیدن به این اهداف مراعات احکام ودستورات الهی است .وخوب است یک نکته دیگه به فرمایشات زیبای شما اضافه کنم که برای رسیدن به ارامش فکر می کنم ایه ای هم داریم که می فرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب .موفق باشید.
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
چهارشنبه 27 مهر 1390 02:59 ب.ظ
سلام .سوالات احتیاج به سوالات دیگه هم داره.باید نشست و بحث کرد.به راحتی نمیشه همه چیزو تبیین کرد.
محدودیت!!!
وحید

سلام
بله به نظر من اگر بخواهیم خیلی دقیق بحث كنیم باید همین واژه محدودیت هم تعریف شود كه یعنی چه
چهارشنبه 27 مهر 1390 08:15 ق.ظ
آرامش و آسایش دو حلقه مفقوده زندگی امروز آدمهاست .
و به نظر من دلیلش فراموشی یاد خدا و مرگ است .
وحید

سلام
البته آسایش بیشتره
این آرامش هست كه كمتر جایی پیدا میشه
چهارشنبه 27 مهر 1390 05:28 ق.ظ
آفرین
آفرین
خیلی خوب بود. هرچند سوال آخرتون جوابش مشخصه. ولی عالی بود
ممنون
موفق باشید
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
چهارشنبه 27 مهر 1390 12:12 ق.ظ
از فحوای متن بر می آد که شما موافق با محدودیت ادیان در جهت رسیدن به ارامش هستید به نظر من انضباط حتما در رسیدن به آرامش موثره اما این انضباط باید دو شرط اساسی داشته باشه نخست این که طبق اراده شخص باشه و دوم این که مطابق با عقلانیت باشه با این وصف من محدودیت اخلاقی رو ارجح بر محدودیت دینی می دونم و به نظرم اگر شخص با اراده و میل خودش محدودیت رو بپذیره و از طرف دیگه این محدودیت با عقل و داوری عقلانی شخص در تعارض نباشه شخص امکان رسیدن به ارامش رو پیدا می کنه البته پر مسلمه که برای به آرامش رسیدن این دو شرط کافی نیست و شروط دیگه هم باید تحقق پیدا کنه ولی چون بحث شما درباره محدودیت و آرامش بود نکته من هم در همین حیطه قرار داشت
وحید

اگر كسی بتونه محدودیت های اخلاقی را برای خودش ترسیم كنه و به اونها پایبند باشه كه خیلی عالیه نكته اساسی كه اشاره كردید اینه كه این محدودیت ها رسیده های خودش باشه و از بیرون القا نشده باشه
ولی وقتی صحبت از توده مردمی می شود كه لزوما فرهیخته نیستند اجرای این مسئله سخت است
چهارشنبه 27 مهر 1390 12:01 ق.ظ
اما من در دو گزاره بعدی یعنی اینکه آرامش را انضباط درونی تعریف می کنید و تعریفتان از انضباط درونی کمی مشکل دارم! (نوشته بودید: انضباط درونی یعنی : اینكه باور كنیم هر كاری كه می توانیم انجام دهیم را نباید انجام دهیم) ممکن است انضباط درونی هم در آرامش روانی موثر باشد اما تمام آن نیست! و اینکه با فرض پذیرش این تعریف چگونه به این برسیم که کدام محدودیت ها این نظم را بهتر برقرار می کند کار آسانی به نظر نمی رسد.
اما چرا خودمان را در این دام (دام تعریف) بیندازیم؟ بیایید بگوییم از آنجا که آرامش امری روحی و روانی است پس به احساس انسان باز می گردد، حال چگونه می توان این احساس درونی را به بهترین حالت رساند؟ از اینجا بحث آغاز می شود که ما باید مسایلی که این احساس را بهم می زنند در میان اوریم و ببینیم چه تفکری بیشتر از همه آن را داراست. مثلا بخشی از عدم تعادل و منفی شدن این احساس به روابط ما با دیگران باز می گردد، مثلا نگران هستیم که فلانی اشتباه ما را به دیگران بگوید (که در دین ما با غیبت نهی شده است) یا چیزی را به ما نسبت بدهند که ما آن را انجام نداده ایم (که با طرد تهمت، در سدد است این نگرانی و عدم تعادل را از بین ببرد (البته این همه علت آن نیست) و... بخشی از این احساس خوب به این بر می گردد که کارهایی که انجام می دهیم واقعا به نظرمان برسد که کارهای خوبی است که در دین حق، به علت وجود پشتوانه های قوی برای اینکه کاری خوب است یا بد، احساس آرامش عجیبی را به پیروان خود میدهد. و بسیاری چیزهای دیگر که در برقراری این احساس خوب موثر است. (کتاب هنر رضایت از زندگی، نوشته عباس پسندیده در این زمینه خیلی جالب و خواندنی و مفید است) اما آیا می توان همه محدودیت های اسلام را از این طریق کشف کرد؟ فکر نکنم. به هر حال علت برخی امور ممکن است بر ما پوشیده باشد و ...
ببخشید اگر طولانی شد، دلم می خواست نشان بدهم که روی بحثتون فکر کردم. و در ضمن ممنون که به وبلاگم سر می زنید و وقت می گذارید و نکته می نویسید.
موفق و موید باشید
وحید

سلام
البته اشاراتی خوبی بود ولی می توان از یكی از مصادیق این بحث را بحث تردید در فضای سنت و مدرنیته،ناآرامی های ناشی از تكنولوژی را هم اضافه كرد
اینجا ها بحث خیلی سخت می شود و راه حل ها پیچیده تر می شود
چهارشنبه 27 مهر 1390 12:00 ق.ظ
به نام خدا
البته این بحث خیلی پر دامنه است و در این اجمال نمی توان به آن پرداخت اما...
برای تکمیل بحث می توانیم برای مهمتر بودن یکی، دلیلی زیبا بیاوریم و آن اینکه: ایا می توان حالتی را تصور کرد که فردی با دارا بودن تمام امکانات مادی (آسایش) ولی دارای مشکل جدی روحی (خلل در آرامش)، از لحظاتش لذت ببرد؟ به نظرم به سختی به این سوال بتوان پاسخ مثبت داد اما می توان این حالت را تصور کرد که فردی با وجود آرامش درونی ولی عدم دارا بودن امکانات مادی (خلل در آسایش) لحظات دوست داشتنی را سپری کند؟ البته که بله! (البته نباید از نظر دور داشت که برخی مشکلات مادی، آرامش و تعادل درونی را هم بهم می زنند)
پس آرامش روح و روان مهمتر است. (ادامه دارد...)
سه شنبه 26 مهر 1390 10:28 ب.ظ
سلام
مطلب مهمی رو عنوان کردید. فرق گذاشتن بین آسایش و آرامش کار ظریفی بود که نقطه ضعف خیلی هاست . که این دو کلمه رو باهم یکی میدونن. الان ما آسایشان نسبتا زیاد شده ولی آرامش مان به شدت پائین آمده چون آرامش معنوی و روحی رو فدای آسایش جسمی و امیال غریزیمون کردیم
کاش بتونیم با تفکیک این دو مقوله آرامش از دست رفته روحمان رو بهش برگردونیم.
وحید

سلام
بله هنر انسان های بزرگ این است كه این دو را خوب فهمیده اند و خوب عمل می كنند
موفق باشید
سه شنبه 26 مهر 1390 09:57 ب.ظ
سلام
چون نظری کاملا متفاوت در این خصوص دارم ترجیح میدم چیزی نگم
...............................
به روزم
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
كاش طرح می كردید
سه شنبه 26 مهر 1390 09:46 ب.ظ
سلام
توضیح بسیار جامع و کاملی دادید ممنون.
وحید

سلام
موفق باشید
سه شنبه 26 مهر 1390 08:51 ب.ظ
سلام
اینکه چگونه می توانیم به آرامش برسیم افراد فراوانی با سلیقه و نظرهای متفاوتی وارد میدان شده اند نویسندگانی با عنوانهایی چون
چند نکته برای رسیدن به آرامش
چگونه به آرامش برسیم
در جستجوی آرامش
با توکل به آرامش برسید
خوردنی هایی که شما را به آرامش می رساند
و...منتشر کرده اند
اینها راههای رسیدن به آرامش است نه خود آرامش
وقتی خط کشی ها وعلایم و تابلوهای زندگی یا فرو افتند و یا دیده نشوند
وقتی حتی به قرادادهای اجتماعی بی حرمتی شود
وقتی نسخه های شفا بخش ا دیان مخصوصا" اسلام نادیده گرفته شود معلوم است که عدم آرامش به عنوان درد زمان شناخته می شود گرچه خوشبختانه امروز مانند گذشته جدال با معنویت و خداوند، جدالی ترقی خواهانه به نظر نمی رسد . و از سوی دیگر، احساس تنهایی، ناامنی، پوچی و وانهادگی او را سخت می آزرد . راه نجات از این بحران در آمیختن معنویت و عقلانیت است که یک پای آن وحی و پای دیگر عقل است . با همه ی اینها رسیدن به ارامش در سایه ی قانون خدا ممکن است و بس
یادم نمی رود مرحوم فلسفی در یک سخنرانی فرمودند: یک جانی آدمکش کودکی را کشت و جسد او را در جوی آب رها کرد آب جسد را آرام آرام به زیر پل برد هیچکس متوجا ای جنایت نشده بود شب مرد جانی می خواست بخوابد نمی توانست گویی آن کودک می آمد و می گفت تو مرا کشتی؟ مگر می گذارم بخوابی؟ هر گز هر گز !! این مرد هی می خوابید هی بیدار می شد ناگهان فریاد زد کی دست از سرم بر می داری گویی کودک به او می گفت تو جان مرا ستاندی من آرامش تو را می ستانم کدام سختتر است؟ آرامش را خدا به من و تو داد من اکنون آرامش دارم اما تو قاتل من هرگز آرامش نخواهی داشت چون آرامش دهنده خداست ولی تو آرامش خدا را قدر ندانستی اف بر تو
نمی دانم به جواب رسیدم یانه
موفق باشید
وحید

سلام
بله دقیقا به نظر می رسه همین داستان بیان كننده بسیاری از مشكلات و راه حل های آنان است
سه شنبه 26 مهر 1390 04:00 ب.ظ
سلام
تا حالا به این نکته زیاد توجه نکرده بودم که ادیان (به خصوص اسلام) حتی احکام و اخلاقیاتی برای یک فردی که در تنهایی زندگی می کنه هم داره.
اینکه کدوم مدل بهتره یا بدتر، با نگاه به نتیجه ای که بعد از سال ها از این مدل ها حاصل شده مشخصه.
بیماری های روحی و روانی که در سال های اخیر رو به افزایش بودند و رشد بی سابقه ای پیدا کردند، انحرافات جنسی رو به افزایش در همه جوامع و .. و.. و.. !
وحید

سلام
و شاید به خاطر این باشه كه همین محدودیت كمتر و كمتر و كمتر شده
سه شنبه 26 مهر 1390 03:41 ب.ظ
سلام دوست ارجمندم
بابت تاخیرم شرمندم
اینكه چشم بسته غیب بگیم غلطه اما وقتی با درایت خودمون مسائل مذهبیرو می شكافیم می بینیم همیشه دین یك قدم جلوتر از ما بوده و راه درست رو به ما نشان داده منتها ما نمی دونیم دلیل دین چیبوده كه این راهو انتخاب كرده پس مشكل ما اینه كه نم یتونیم دلایل انتخابو بفهمیم و اگرنه راه كاملا درسته قوه ی درك ما ضعیفه.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30