تبلیغات
تاملات حوزوی - نظر واقعی به خود
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 10 مهر 1390 :: نویسنده : وحید


یكی از ورزشهای ذهنی كه  هر انسانی باید داشته باشد  نگاه واقعی به بخش ها و ابعاد  وجود خود است تا عیبهایش واضح شود .در حالت عادی خیلی از ما عاشق و خود شیفته خود هستیم و نمی تونیم عیب ها را ببینیم

«مرا شخص دانــای مرشد شهــاب                       دو اندرز فــرمود بر روی آب

 یکی آنکه در نفس خوش‌بین نباش                        دگر آنکه در غیر بدبین مباش»(1)

در داستانی زیبا در كتاب تذكرة الاولیاء اثر عطار نیشابوری هست كه عارفی وارسته كه همواره بر احوالات و نفس خویش مشرف بود قصد رفتن به جنگ كرد و پس از درون بینی خود متوجه شد نفسش راضی به رفتن به جنگ است و مدام با خود در این فكر بود كه جنگ توام با سختی و مشقت است چرا نفس اماره من راضی است به رفتن به جنگ و شبی در خواب نفس خود را مجسم دید و از او از علت این رضایت پرسید ، نفس وی در پاسخ گفت تو روزی چندین مرتبه مرا شكست می دهی راضی شدم تا در جنگ  كشته شوم و این جدال تمام شود. این حكایت ناشی از اوج مراقبه و نگاه دقیق و واقعی به خود است 

از منظری دیگر هر انسانی دروجود خود 5 من دارد :
«من»‌ی كه واقعاً وجود دارد
«من»، آنگونه كه خودم تصور می‌كنم.
 «من»، آنگونه كه دیگران تصور می‌كنند.
«من»، آنگونه كه تصور می‌كنم دیگران تصورم می‌كنند
«من» آنگونه كه تصور می‌كنم كه دیگران تصور می‌کنند که من خودم آن تصور
را در مورد خودم دارم

در این میان هر چه به سمت من هایی كه از درون ما فاصله دارد می رویم از شناخت عیب های و واقعیت خود دور خواهیم شد و دچار خوشیفتگی و داوری های اشتباه دیگران میشویم.


پی نوشت

1) بوستان سعدی






نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : خودسازی ذهنی، نگاه واقعی به خود،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 مهر 1390 03:10 ب.ظ
باسلام/من یه وبلاگ دارم با اسم کلبه من و.../تقریبا شرگذشت خودمو مینویسم دوس دارم نظر افراد مذهبی رو درمورد حرفام بدونم/خیلی خوشحال میشم سربزنید ونظر بدید/منتظر شما هستم.جدا التماس دعا
وحید

سلام
حتما خدمت میرسم
دوشنبه 18 مهر 1390 06:57 ب.ظ
خیلی جالب بود .احسنت
وحید

ممنون از حضور همیشگی شما
دوشنبه 18 مهر 1390 01:59 ب.ظ
وای این 5 من خیلی جالب بود تا حالا بش فک نکرده بودم ولی تشخیص من واقعی بعضی جاها سخته معمولا فریب میخوریم
وحید

سلام
بله خیلی مشكله
شنبه 16 مهر 1390 04:05 ب.ظ
سلام حالتون خوبه من از اون آدمهام که اگه کسی یادم کنه.هرگز فراموشش نمیکنم (بعبارتی کچلش میکنم) بنظر ادم منطقیی میاین مطالبتونم nice منم مشکلاتی مشابه دارم ومنتظر راه حل یافتی منم خبر کن فراموشم نکنید بازم بهم سربزن
وحید

سلام
خوشحالم كه دوست جدیدی اضافه شده
حتما خدمت میرسم
موفق باشید
جمعه 15 مهر 1390 08:47 ب.ظ
روایت شده برا اینکه خدار و بشناسی اول باید خودت رو بشناسی..
و این جمله نشون دهنده اهمیت شناخت واقعی خودِ..
و شاید این سخت ترین وظیفه بشر..
وحید

سلام
بله یكی از تاكیدات همیشگی ادیان بر همین شناخت خود بوده
جمعه 15 مهر 1390 11:18 ق.ظ
سلام
ای كاش اول بتوانیم این من را بشناسیم. تا بعد از شناسایی بتوانیم مانع نیرنگ های منیت شویم.
كه این امر برای سست اراده ای چون من سخت می نمایاند.
وحید

سلام
و مشكل در شناخت همین من است
اگر جامعه بگذارد
پنجشنبه 14 مهر 1390 07:49 ب.ظ
salam. mozu jalebi hastesh.....man hamishe mani ke bra khodam tasavor mikonam ba chizi ke digaran darbare tasavorateshun az man migan kheily fargh dare!!!

inghazieh dur shodan az vagheiat mesl photocopy haee hastesh ke hey az copy ash copy migirim va har dafe kamrang tar mishe.....
وحید

سلام
بله انقدر این اتفاق می افته كه دیگه خود واقعی انسان وجود نداره و انسان میشه آیینه دیگران
پنجشنبه 14 مهر 1390 07:58 ق.ظ
سلام
بازم مثل همیشه عالی ومفید وکامل.
ببخشید جسارت کردم .از زبان شما نباید هم غیر از این باشد.
این "من"ها هستند که بشر را به هر نوع بدی سوق می دن.اگه یه ذره خودمون رو کوچک کنیم وببینیم خدایی رو که با همه عظمتش منم منم نمیگه اون وقت ...
موفق باشید
ممنونم
وحید

سلام
ممنون از حضور همیشگی شما
چهارشنبه 13 مهر 1390 11:41 ب.ظ
شاید....
وحید

شاید؟
چهارشنبه 13 مهر 1390 08:18 ب.ظ
سلام.ممنون اومدید.بنظرمن باس بقول شماذاتگرابودوملاک ذاتگرایی وخوب وبدی روهم اسلام معرفی کرده که تقواس وتقوامعیاربرتری افرادنسبت بهم هس..
ولی یه ذره که بالاتربریم بحث ی خرده پیچیده ترمیشه وتخصص افرادی روتواین زمینه میطلبه..جامعه،وعلی الخصوص جوامع کنونی بسیارپیچیده ترازگذشته شده واین مسئله،شناخت جوامع روهم بمراتب مشکلترکرده..
دریایی باشید.
وحید

سلام
بله ولی خب یه بحثی هم هست اصول همیشه ثابت هستند این ذاتگرایی هم الان و گذشته نمی شناسد اگه بشه بهش رسید خیلی عالیه
چهارشنبه 13 مهر 1390 08:09 ب.ظ
سلام ممنون از لطفتون و ممنون از مطلب بسیار مفید و زیبایی كه گذاشتین خییییلی عالی بود. دقیقا این جوریه.
در پناه حق
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 13 مهر 1390 07:07 ب.ظ
سلام دوست خوبم
جالب و اموزنده...مثل همیشه
شاد باشید
یا حق
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 13 مهر 1390 03:27 ب.ظ
سلام ارزیاب عزیز
از اینکه لطف کردی و به ما سر زدی ممنونیم ما هم به رسم ادب خدمت رسیدیم و خوشبختانه وبلاگت را زیبا و پربار دیدیم
آرزوی روزگاری شاد را برایتان داریم
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 13 مهر 1390 01:54 ب.ظ
سلام
اتفاقا رفتن به سمتی كه دوست داریم دیگران از ما تصور كنند به ذات خود بد نیست.وقتی بد می شود كه دیگرانی كه خودمان را در تصوراتشان می جوییم آدمهای درستی نباشند.
وحید

بدیش اینجاست كه انسان برای خود زندگی نمی كند و می شود آینه حرفهای دیگران
چهارشنبه 13 مهر 1390 01:43 ب.ظ
سلام!
وبلاگ نقطه ی مشترک بروز شد.
با مطلب:
حجاب در میان یهودیان
به انگاشت حسام صفی خانی
نظر یادتون نره!

یاعلی
وحید

سلام
خدمت میرسم
چهارشنبه 13 مهر 1390 11:23 ق.ظ
پس تا الان آداب خودسازی شد :
1. تعادل در تعقل و تعبد
نگاه واقعی به بخش ها و ابعاد وجود خود
وحید

سلام
بله
چهارشنبه 13 مهر 1390 11:15 ق.ظ
می گفت ؛

سحرگه به یکی غنچه شقایق

ای آنکه تو آیینه ی گل های جهانی

رازی ست تورا درکف و ،

آن گرکه کنی صید

اسرارازل را تودرآن آینه خوانی
وحید

ممنون از این شعر زیبا
چهارشنبه 13 مهر 1390 06:55 ق.ظ
سلام.
خیلی جالب بود ! مخصوصا اون 5 من آخر.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 13 مهر 1390 06:17 ق.ظ
چهارشنبه 13 مهر 1390 12:45 ق.ظ
با سلام

حدیث زیبایی كه از حضرت محمد(ص) نقل فرمودند :
من عرف نفسه فقد عرف ربه، کسی که خود را بشناسد خدایش را شناخته است.
به نظر من مفهمومی جزء این نمی تونه داشته باشه كه خود شناسی و یافتن خویشتن حقیقی خویش از مهم‌ترین مسائل قابل شناخت در نظام هستی است و شاید بشه گفت بزرگ ترین سعادت هستی است .
خداوند نیز درسوره مائده آیه 105 می‌فرماید:
یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم.
ای کسانی که ایمان آورده‌اید به خود بپردازید، كه برخی مفسرین آن را به خودشناسی تفسیر کرده‌اند.
انسان پیش از آنکه به شناسایی جهان پیرامون خود بپردازد و در صدد یافتن خوبی‌ها و بدی‌های آن باشد می بایست خود را بشناسد و گنج‌های ارزشمند نهفته در نهاد خود را کشف نماید و آنها را در نهایت کمال خود تعالی بخشد و امیال حیوانی خود را کنترل و تعدیل نماید.
از دید دیگه هم باید گفت اغلب مکتب‌های عرفانی و نیز روانشناسان بنام، منشأ درد و رنج را در درون خود انسان‌ها دانسته و معتقدند وقتی ما واقعیت خویشتن را ‌درک کنیم، اولین راه حل مسئله رنج را تشخیص داده‌ایم.
وحید

سلام
به نظر اسلام هم بر همین قضیه تاكید داره
ممنون از حضورتون
چهارشنبه 13 مهر 1390 12:36 ق.ظ
باسلام
هفته کرامت بر شما مبارک
ان شا’الله رهرو راه امام رضا (ع)باشیم.

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده

اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .

میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا (ع)مبارک

وحید

سلام
من هم خدمت شما تبریك میگم
سه شنبه 12 مهر 1390 10:52 ب.ظ
سلام و وقت بخیر
اشارت خوبی بود
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
سه شنبه 12 مهر 1390 10:40 ب.ظ
سلام
بسیار مفید بود ...
مراتب تشکر ما را بپذیرید.
وحید

سلام
ممنون
سه شنبه 12 مهر 1390 10:13 ب.ظ
سلام.یه جاهایی من بودن و من گفتن هم بد نیست.البته منی که با منیت و یا شاید با منت باشه فرق میکنه.وقتی دم از "من" میزنیم فکر کنیم خدا در مورد ما چی فکر میکنه؟
وحید

اگر فكر كنیم خدا در آن لحظه چی فكر می كنه خودمون را ذره ای حساب نمی كنیم
سه شنبه 12 مهر 1390 08:35 ب.ظ
سلام
متن جالبی بود. اگر چه که مستند نبود. اما خب شما که می فرمایید هر چه به سمت من هایی كه از درون ما فاصله دارد می رویم از شناخت عیب های و واقعیت خود دور خواهیم شد، این من اصلی که نباید از او فاصله گرفت چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟ و البته چطور باید من ، تشخیص بدم که الان از من اصلی ام فاصله گرفته ام و ادامه ی کلامتان...
کمی برایم گنگ بود.
وحید

به نظرم این من اصلی مجموعه
خواست های ،باورها و گرایش های اصیل اصیل ماست آنها كه اگر در دنیا تنهای تنها بودیم بر اساس آن زندگی می كردیم
سه شنبه 12 مهر 1390 07:17 ب.ظ
مثه همیشه پستی نوشتی كه باید یه 10 دقیقه بهش فكر كرد و نظر داد
تقسیم من ها خیلی جالب بود.احساس میكنم من،من های دیگران دار رو حذفشون كردم
هیچ نظری در موردشون ندارم.
عالی بود.
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
سه شنبه 12 مهر 1390 06:53 ب.ظ
سلام
ممنون از حضورتون...
«من» واقعی تو موقعیتهای مختلف خودشو نشون میده...هیچ شکی به این موضوع ندارم...
ولی این «من» واقعی بینوا مجبور خودشو پشت «من»های تعریف شده تو ذهن دیگران پنهان کنه... در نتیجه کمتر کسی این جراتو داره که «من» واقعیشو نشون بده!اینجا پای این ضرب المثل میاد وسط که:
«خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو»
برای همینه که «من»های متظاهر تو جامعه زیاد شدن...
وحید

و چقدر این حالت بده
اگر هر كسی سعی كنه اصیل زندگی كنه خیلی زندگی زیباتر میشه
سه شنبه 12 مهر 1390 05:38 ب.ظ
سلام؛
مطلب زیبایی بود؛امیدوارم از من نوع اول که واقعیت داره جنس من وجودمون رو ایجاد کنیم و به تثبیت عقلمون برسونیم.

خدا ما از منیت و شخصیت غیر واقعی و خودبینی حفظ کنه.
واقعا عالی بود.
در پناه حق
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
سه شنبه 12 مهر 1390 04:57 ب.ظ
سلام
عجب آدمی بود خوش به حالش.
فکر نمیکردم اینهمه شخصیت توی وجود ادم قایم شده باشن
حالت خیلی وحشتناک زندگی میدونید چیه
اینه که چهارتا من آخر همه وجود داشته باشن و دست به دست هم اون من اول و یه گوشه ای قایم کرده باشن
مخصوصا این من آخر باید خیلی وحشتناک باشه
وحید

سلام
بله البته این اتفاق در وجود خیلی از انسان ها افتاده و می افته یه جورایی خودمون را از خودمون می گیرند
سه شنبه 12 مهر 1390 02:46 ب.ظ
سلام.منم موافقم.خوبه که ادم خودشو از جهات متفاوت ببینه...
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30