تبلیغات
تاملات حوزوی - گناهكار متفكر یا متفكر گناهكار
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 14 تیر 1390 :: نویسنده : وحید

یكی از بحث های جدی كه در دوران ما بین فیلسوفان دین مطرح است بحث تاثیر گناه در فكرو اندیشه دینی است

به خیلی از ماها از بچگی گفتند گناه نكنید،گناه انسان را از خدا دور می كند ،گناه باعث سیاه شدن دل می شود ،گناه ......

اما این روزها شخصا به یك دلیل دیگه برای ضررهای گناه رسیدم

اینكه گناه تو اندیشه دینی گناهكار تاثیر داره این یعنی چی ؟

خیلی از ماها فكر می كنیم اینكه در دین شك می كنیم یا گاهی اوقات ذهنمون نسبت به برخی باورها سست میشه فقط و فقط به خاطر مسائل علمی  و شك علمی هست مثلا نظریه داروین را خوندیم نظریه ای كه میگه انسان ها از یه تك سلولی به وجود اومدن بعد نسبت به خلقت انسان ها از آدم و حوا شك می كنیم كه حرف داروین را قبول كنیم یا حرف دین را .

این حرف درست هست یعنی واقعا برخی از شك های ما علمی هست  ولی این نكته امروز بر كسی پوشیده نیست كه برخی وقت ها گناه باعث سست شدن باور دینی میشه و باعث میشه نگرش انسان به جهان عوض بشه در واقع جدای از اینكه افعال انسان گناهكار با انسان بی گناه تفاوت داره اندیشه یك انسان گناهكار با اندیشه یك انسان بی گناه هم با هم فرق داره .شاید خیلی از شك هایی كه برخی به دین دارند جدای از بحث های علمی به خاطر انباشت گناه باشد

یاد سخنان عارفی افتادم كه همیشه تاكید داشت كه جانتان را از پلیدی پاك كنید بعد دنبال علم بروید كه اگر وجودتان به گناه عادت كرده باشد علمتان هم به درد نمی خورد

اتفاقا تاكیدات قرآن هم به همین اشاره دارد یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمه(1) كار انبیا ابتدا پاك سازی انسانها بوده(تزكیه) و بعد آموزش.

گویی انبیا می دانستند كه اندیشه ای و فكری كه وجود صاحبش آمیخته به گناه باشد اندیشه درستی نیست

 

پی نوشت

1.جمعه/2





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 24 تیر 1390 10:47 ق.ظ
مشاهده ی گناه هم موثره. من یادم میاد وقتی بچه بودیم معلمامون می گفتن اگه یه موقع گناه کردین جایی نگید. واسه هم تعریف نکنید قبحش می شکنه. ولی من با همه ی کم سن و سالیم می دونستم که این درجه ای از ریاست.
وحید

سلام
وقت بخیر
متوجه نشدم تعریف گناه ریا هست ؟
یکشنبه 19 تیر 1390 08:34 ق.ظ
قطعا گناه در ضمیر ناخوداگاه انسان و اندیشه ی انسان اثر گذار است.
فكر میكنم متنی از امام علی در مورد تاثیرات دروغ بر روان خونده بودم! اما خب دقیقش رو یادم نیست
وحید

سلام نه تنها ضمیر ناخودآگاه بلكه خودآگاه و نه تنها بر روان بلكه بر ذهن
به نظر می رسه تمام ابعاد وجودی ما بر هم تاثیرگذار باشه
شنبه 18 تیر 1390 09:54 ب.ظ
سلام
خیلی خوب بود
خصوصا این جمله: " جانتان را از پلیدی پاك كنید بعد دنبال علم بروید كه اگر وجودتان به گناه عادت كرده باشد علمتان هم به درد نمی خورد"

موفق باشید
وحید

سلام
شما هم موفق باشید
ممنون از حضورتون
شنبه 18 تیر 1390 05:22 ب.ظ
کاملا با شما موافقم..
گاهی آدم فکر میکنه خیلی از مرحله پرته...فکر میکنه بقیه یه چیزهایی رو درک میکنن که اون اصلا نمیفهمه ....یا شاید تئوری اش رو درک بکنه اما اصلا ایمان نداره بهشون...یه جور حس پوچی .شاید از همین گناه کردن باشه...ولی .ولی آخه مگه ما چه کار کردیم ..چه قدر گناه کردیم... گناهامون که همش در حد دروغ مصلحتی و غیبت های کوچولو و ... بوده ...آدم وقتی فک میکنه از خودش نا امید میشه.
وحید

سلام
درك كردن و فهمیدن نسبی است
یه بخشی از این قضیه هم مربوطه به توانایی ذهنیه افراد و ژنتیك و محیط اجتماعی هم مربوطه
طبعا كسی كه از پدر و مادر فرهیخته و تحصیل كرده است از انسان عادی ذهن فعال تری داره
اما باید تلاش كرد
لیس للانسان الا ما سعی
شنبه 18 تیر 1390 04:45 ب.ظ
سلام و دورد .
استاد گرامی
بسیار اساسی مطرح کردیید .استفاده کردم
اما از استاد اموختم برای اینکه بتوانیم از پلیدی دروری کنیم باید مراقبه را سرلوحه کار قرار دهیم تا هم انچه بدست اوردیم حفظ کنیم و هم مراتب صعود به بالاتر را درک کنیم .
تمرینی گفتند بسیار مهم
ایشان در باب مراقبه میفرمایند .فرض کنید در پشت بام خانه ای که حفاظ ندارد بچه ای را رها کردید حالا چطور از او مراقبت میکنید همین طور از خود مراقبت کنید
وحید

سلام
آفرین
خیلی تشبیه زیبایی است
میشه اینطور هم مثال زد نگهداشتن ظرفی بلوری در دست چطور انسان حواسش را جمع می كند همانطور باید مراقبه داشت
برای افكار و افعال
موفق باشید
شنبه 18 تیر 1390 04:25 ب.ظ
سلام
متن زیبایی بود
خیلی ها قدری دیندارند اما وقتی به درجات عالیه ی علمی میشوند همه ی اعتقاداتشان را زیر پا له میکنند بخاطر غرورشان!
انگار نه انگار که زحمت شکل دادن و رسیدن به این اعتقادات مهم خیلی خیلی بیشتر از رسیدن به درجات علمی ست...این است که به ما یاد دادند همه ی کارهایتان قربة الی الله باشد نهایتش به حق ختم میشود نه به انکار حق!

یا حق
وحید

سلام
همینه در اندیشیدن هم باید این قرب را مراعات كرد
در واقع ما باید عمودی و با حضور خدا اندیشه كنیم نه تنها و افقی و بدون كمك خواستن از خدا
شنبه 18 تیر 1390 02:19 ب.ظ




سلام بر جناب فراهانی عزیز

مطمئناً افکار یه گناهکار بخاطر افعالش آمیخته به کجروی هایی خواهد بود با این کاملا موافقم و از اینکه به این نتیجه ی ارزشمند رسیدین تبریک می گم بهتون .

همیشه کسی که امتحانشو خوب نخونده فکرشم درگیر این خواهد بود که : از خدا میخوام معلم یا استادم پاش بشکنه یا .... این افکار بخاطر اشتباهشه که اومده سراغش .

مطالبی که انتخاب می کنین برای پستاتون فوق العادس می خوام با اجازتون لینکتون کنم تا سریعتر سر بزنم بهتون







وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 18 تیر 1390 12:00 ب.ظ
درود
کاملا موافقم کاملا
به مسئله ی خیلی خوبی اشاره کردید

صد سال تنهایی تازه شد
حتما سر بزنید
بدرود
وحید

سلام
اومدم
شنبه 18 تیر 1390 08:15 ق.ظ
سلام
متن جالبی بود و بسیار قابل لمس و البته درک
موفق باشید
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
شنبه 18 تیر 1390 12:26 ق.ظ
نوشته هاتون واقعا منطقی و قابل تقدیره خوشحال شدم پیداتون کردم
وحید

سلام
سلامت باشید
نظر لطفتونه
جمعه 17 تیر 1390 05:19 ب.ظ
انشالله عیدی ما به اقا این باشه كه حداقل حداقل یكی از گناهانمون رو ترك كنیم

ممنون كه خبرم كردی
جمعه 17 تیر 1390 04:52 ب.ظ
سلام
اینطور که من مطلب رو درک کردم:
به نظر من انسانی که به گناه آلوده میشه، و بر گناه خودش پافشاری می کنه و براش عادت میشه، قبح گناه براش از بین میره و روحش هم درگیر پلیدی میشه و نمیتونه درمورد خوب وبد مسایل قضاوت کنه. قدرت تفکر این انسان به درد یک سری از مسایل میخوره اما در زمینه های دیگه لنگ میزنه. ممکنه اگر راهنمای اشخاص دیگری بشن، اونا رو در بعضی جاها به انحراف بکشن.
وحید

سلام دقیقا درسته
در واقع گناه بصیرت و تیزبینی را از انسان می گیره و همیشه فضا را برای انسان مبهم می كنه و نهایتا تصمیم گیری نادرست
جمعه 17 تیر 1390 01:25 ب.ظ
بزرگی می گفتند كه طلبه باید مراقب افكار و اعمالش باشد. اگر مراقب افكارتان نباشید چون مرز ندارد قوای خیال هم سریان دارد با هم اوج گرفته و هر چیزی وارد ذهنتان می شود و چندین راهكار دادند. بعد از آن امام خمینی را مثال زدند. در رابطه با سخنی كه ایشان در باره غیبت زده بودند. بعد از آن می گفتند كه فكر نكنید كه اگر در ته ترین اتاق منزلتان بنشینید به عبادت اصلا امكان ندارد كه گناه كنید. چرا ممكن است فكر گناه وارد ذهنتان شود. یا غیبت یا عیب جویی از كسی یك آن وارد ذهنتان شود. حتی اگر به زبان نیاریدش باید مانعش شده و از آن توبه كنید. شكایت كردیم گفتیم استاد چگونه مانع افكاری شویم كه ما اختیاری بر ورود آنها به ذهنمان نداریم هر چند هر گاه به ذهنمان هجوم می آورند سعی بر استغفار داریم. فرمودند بر آن ها اختیار دارید. این ها همه اثار نان شبه دار خوردن است. لقمه شبه دار كه می خورید این افكار سرازیر می شوند در ذهنتان و حتی اگر تلاش كنید دورشان كنید باز سخت است و بسیار ممكن است به خطا دچار شوید. و این كه ارتكاب به گناه هم موجب سرازیری افكار ناشایست به ذهن انسان می شود....
بسیار جای بحث دارد .
اللهم اغفر لی كل ذنب اذنبه و كل خطیئه اخطئتها...
حتی آن گناهی كه در ذهنمان شكل می گیرد و به عمل در نمی آید اما انجام دادنش برایمان لذت بخش است و در باطن دوست داریم انجامش دهیم هر چند مانعش می شویم. ... كه حسنات المقربین سیئات الابرار...
وحید

سلام
همینطوره
واقعا وجود انسان یك مملكت است همانطور كه هر كشوری مراقب واردات و صادرات خود است
انسان هم باید بداند چه صادراتی دارد یعنی چه می كند و چه می گوید و چه می اندیشد و چه وارد می كند
یعنی چه غذایی را می خورد چه اندیشه ای را به ذهنش راه می دهد چه كتابی را می خواند
تا واردات و صادرات درستی را داشته باشد
جمعه 17 تیر 1390 01:00 ب.ظ
سلام.
منم موافقم كه گناه كردن تو اندیشه و فكر و برداشت آدم از مسائل تاثیر داره.
یه پیشنهاد:ممكنه یه كاری كنید بشه كامنت هارو سیو كرد؟
وحید

سلام
متوجه نشدم دقیقا
اگه منظورتون اینه كه نگهداری بشن
خب میشه كپی كرد تو ورد
جمعه 17 تیر 1390 10:51 ق.ظ
البته گناه داریم تا گناه !‌
اینروزها اگر فلان گناه رو نكنیم، گناه بزرگی كرده ایم !!!‌
وحید

سلام
همینطوره
برخی گناه ها قبح اجتماعی اش تو هر دوره ای فرق می كنه
البته قبح ذاتی گناه همیشه ثابته
پنجشنبه 16 تیر 1390 06:18 ب.ظ
سلام اعیاد رو بهتون تبریک می گم
کاملا باهاتون موافقم
موفق باشید
التماس دعا
وحید

سلام
من هم به شما تبریك میگم
موفق باشید
پنجشنبه 16 تیر 1390 05:43 ب.ظ
سلام

ممنون که سر زدید. وب جالب و و قابل استفاده ای دارید. . قبلا بهتون سرزده بودم.

موفق باشید
وحید

سلام
باعث افتخارم هست
موفق باشید
پنجشنبه 16 تیر 1390 05:01 ب.ظ
اقا دست از سر ما بچه های پزشکی بردارید چرا گالیله رو نمی گید که می گفتند داره کفر م گه بعد نظریه هاشو حفظ می کنند این باب نشست نگاه کرد که انسان با مخ از اسمون بیاد ایین میترکه پس اینجوری درست شد ولی کی باعث این خلقت شد خدا برو یقه گالیله رو بگیر
وحید

سلام
دست از طلب ندارم تا جان من برآید
درست بود دیگه ...
پنجشنبه 16 تیر 1390 02:51 ب.ظ
آقای قاسم ملا سپاسگزارم. مطلب شما تشریح مناسبی در رابطه با انسان های كه فوج فوج اسلام می آوردن نداشت(البته به قول شما اسلام نه دین و من نمی دانم مگر اسلام یك دین نیست؟! اگر سست هم باشد و به ظاهر به آن می گویند دین اسلام آورده نه اسلام آورده!). غیر از آن این كه مگر اسلام تا كجاها پیش رفت و از كجا شروع شد. اصلا اگر همان شبه جزیره عربستان را نیز حساب كنیم، هیچ قوم و قبیله ای، فوج فوج (حتی سست) اسلام نیاوردند. می توانید در جنگ های پیامبر آن را شاهد باشید .ما بر اساس دلایل علمی و منطقی می خواهیم به بحث بپردازیم نه نوشته ها؛ كه اگر این گونه باشد من نیز می توانم بگویم فلان جا چنین چیزی نوشته و فلان كس چنین چیزی گفته و من قبول دارم ولی اگر بر اساس منطق علمی و مستند نباشد چه فایده؟ شما چقدر با سیستم بدن آشنایی دارید؟ من توضیح دادم كه طپش قلب به خاطر چیست. حال فرض مثال بر این كه شما درست می گوید و چیزی مثل احساسات در قلب انسان رخ می دهد و هیچ پردازشی در مغز صورت نمی گیرد و دستوری نیز به قلب صادر نمی شود و خودمختار است در احساسات. آیا احساس درد جز احساست هست؟ وقتی ما جایی از بدنمان دچار زخم یا ... می شود این احساس درد از كجا است؟ در قلب؟ كمی زیست شناسی بخوانید البته شرمنده. باز هم می گویم كه همه احساست و پردازش های ما در مغز صورت می گیرد. این دیگر هر انسان تحصیل كرده ای می داند كه مغز حكم مركزیت انسان را دارد و اگر صدمه بخورد باعث مرگ یا لطمه به بدن یا دیگر اعضای می شود.
هرچند مهری نیست ولی اگر هم باشد بر عقل و اندیشه هاست نه قلب. بگذریم، در مورد كتاب ها: كتاب های دیگر نیز قابل انتقاد هستند و ما نیز آن را رد نمی كنیم. ما می گوییم كه كتاب های موافق را با مخالف بخوانید و با عقل و منطق خود آن ها را بررسی كنید. من اگر تناقضاتی در نوشتارم دارم حتما بیان كنید تا در دفعات بعد دچار آن تناقضات نشویم. در مورد بحث و گفتمان نیز مشكلی نیست. در بحث های این گونه انسان قدرت بحث و تكلم را بیشتر می آموزد.
متاسفانه وقتی برای خواندن نظرات دوستان در 2 پست بعد ندارم و نظری در مورد این پست ها نمی گذارم. امیدوارم در پست بعدی وقتی برای نظر گذاشتن بیابم.
بهروز باشید
وحید

سلام
ایشان را حتما خبر خواهم كرد برای خوندن نظر شما
پنجشنبه 16 تیر 1390 02:47 ب.ظ
سلام زهرا جان. یادم نمیاد از شما انتقاد كرده باشم. ولی چند نكته. گفتید قبل از نظر گذاری نظر دیگران را نمی خوانید و هر چه در ذهن دارید می نویسید و این كه حتی مطالعه هم قبل از نظر خود می كنید. مثلا در مورد پست "اعتكاف و پراگماتیسم" چه مطالعی كردید؟ در مورد پراگماتیسم مطلبی خواندید؟! نظرتان را در آن پست به یاد دارم. خوب، اگر كرده اید كه چه خوب. راستی چرا من نظرات دیگران در نظراتم تاثیر نمی گذارد ولی امثال شما می ترسید با خواندن نظرات دیگران تحت تاثیر قرار بگیرید؟ مشكل از چیست؟ نكند می گوید از ایمانتات است؟! یا از علمتان؟ ایرانی به چه كسی می گویند؟ تعریف شما از ایرانی بودن چیست؟ من فراتر از آن چیزی كه شما فكر می كنید فكر می كنم؛ همه انساند با هر نژاد و قوم و مذهب و آیین و دین و ... و فقط اندیشه، اندیشه انسانیت و شرف و وچدان كه بر پایه خرد است. ما نیز برای آن می كوشیم به دور از هر گونه مرز ملی، مذهبی، دینی. آقای فرهانی ما منتقد چیزهایی هستیم كه جای انتقاد دارد و ما نیز بی نتقد نیستیم. اگر دوستان می بینند جای برای انتقاد سخنان من هست بگویند. زهرای عزیز ما نیز با لبخند این ها را گفیم نه تند. فقط نتق ما به ظاهر تند است. ما نیز انسانیم

در عین حال كع انتقاد می كنیم، پیشنهاد هم در آن ها هست. سعی كنید نظرات دیگران را نیز بخوانید چون این مهم است كه اطرافیان شما چه كسانیند و چگونه فكر می كنند و نترسید كه در افكار شما تاثیر بگذارد و اگر گذاشت بدانید كه در افكار شما تزلزلی وجود دارد و شاید دیگران درست می گویند و چرا فرار؟
...
وحید

سلام
حتما خانم زهرا را خبر می كنم تا نظرتون را بخونه
پنجشنبه 16 تیر 1390 02:42 ب.ظ
سلام
به دلیل مشغله زیاد نمیتوانم زیاد سر بزنم.
در مورد نظرات گذشته. اگر آقای فرهانی عزیز مطلب من رو به دقت خوانده باشند منظور من را متوجه خواهند شد. اعتقادات، سلسه باورهایی است كه بی چون و چرا و یا حداقل بدون دلایل علمی و منطقی، آن را پذیرا هستیم و در این صورت به دنبال دیلایل علمی و منطقی گشتن برای موضوعی (مثلا شق القمر حضرت محمد)، خود به خود از حیطه اعتقادات پای به حیطه مسائل علمی و منطقی باورپذیر می گذاریم. آقای فرهانی اول این را بگوییم كه اگر شخصی برای اثبات وجود چیزی پافشاری می كند باید دلیل منطقی و مستند داشته باشد و اگر نداشته باشد، خود به خود آن چیز حذف می شود و دال بر نبودن آن می شود (مثلا من بگویم یك خودرو دارم و شما بگویید می توانید اثبات كنید؟ اگر سند داشته باشم به شما نشان خواهم داد و اگر هم در همان جا موجود باشد به شما نشان می دهم و در غیر این صورت تا زمانی كه من نتوانم بر دارا بودن خودروی خود دلایل منطقی و عینی بیاورم، من آن خودرو را دارا نیستم و جود خارجی ندارد و موجودیت عینی آن رد می شود) و از طرف دیگر كه شما به دنبال منابع هستید (هرچند این شما هستید كه باید برای اثبات موجودیت آن اقدام كنید نه من) اگر زحمتی نیست سری به كتاب تولدی دیگر اثر شجاع الدین شفا بزنید كه در آن منابع متعدد برای این گفته آورده شده است.
...
وحید

سلام
این معنای سخن شما یعنی این كه هر آنچه استدلالی برای آن داریم هست و هر آنچه استدلالی برایش نداریم نیست و این گزاره قابل خدشه هست
ببینید ما 3 دسته مسائل داریم
خرد پذیر چیزهایی كه عقل برایشان دلیل دارد و استدلال
خرد ستیز مسائلی كه با عل هیچ به هیچ وجه سازگاری ندارد مثلا ظلم به كودكان
و دسته سوم كه مورد بحث هست خردگریز یعنی گزاره ها و مسائلی كه در حیطه عقل نیست و عقل نمی تواند برایشان دلیل قطعی بیاورد مثلا متافیزیك و تجرد روح این همان قدر كه دلیل برای وجود متافیزیك در كتب علمی هست همانقدر بر رد وجود متافیزیك هست
لذا وجود متافیزیك یك مقوله خردگریز (و نه خردستیز) هست یعنی در تیررس عقل نیست تا پی به مسائل آن ببرد باید از راهی دیگر به دنبال رسیدن به آن بود كه همان حس اشراق و شهود است
پس می شود چیزهایی باشد كه برایش استدلالی نداشته باشیم و انها موجود باشند
پنجشنبه 16 تیر 1390 01:01 ب.ظ
سلام

چرا حر ریاحی با آن همه گناه، توانست حقیقت دین (امام حسین ـ ع ـ) را ببیند و درک کند و به وظیفه دینی خود (پیروی از امام) عمل کند.
وحید

قطعا اندیشه و همان بحث معروف یك لحظه تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت
پنجشنبه 16 تیر 1390 12:17 ب.ظ
سلام
مطالبتون جالب و خوندنی هست
همین مطلب جدیدتون
یعنی گناه تاثیر زیادی روی باورها افکارمون داره
جالب بود
وحید

سلام
بله همینطوره
گناه غیر از تاثیر بر روان انسان بر ذهن انسان هم موثره
پنجشنبه 16 تیر 1390 09:26 ق.ظ
خب نظر دادن واسه این مورد سخته اونم در مقابل شما كه خودت اصطلاحا اهل فنی اینی كه میگم تجربه شخصی خودمه
مطمئنم كه وقتی گناه میكنی با هر آلودگی از خدا دور میشی اینقدر ازش دور میشی كه دیگه تو فكرت میگی دیگه نیست كو ....
من خودم از همه عالم سرم
شروع میكنی حرف مفت زدن چرت و پرت وتفكرات صد من یه غاز

خدا نكنه یه بنده از خداش دور بشه اونجاست كه دیگه نیازی به وسوسه شیطان نداره
خودش میشه صحابی شیطان
نگاه كنید به اطرافمون از صبح كه بیدار میشیم چند تا مون خدمت الهی میكنیم چند تا مون بندگی شیطان
وحید

سلامت
یه جورایی این نظر انسان را می ترسونه چون واقعا اوضاع خیلی بی ریخته
پنجشنبه 16 تیر 1390 06:49 ق.ظ
سلام.
خیلی مفید و آموزنده بود.
تا حالا فکر میکردم شک در دین فقط یه بعدیه و تنها عاملش همون علم افراده که میخوان به علت همه معلولات پی ببرن .
اما حالا متوجه شدم عامل انباشت گناه هم بی تاثیر نیست.
شاید خیلی از عامل های دیگه هم دخیل باشن که ما ازشون بی خبریم..........
وحید

سلام قطعا همینطوره
عوامل دیگه ای هم هست
شاید ..
پنجشنبه 16 تیر 1390 01:37 ق.ظ
سلام ....جالب و پر محتاست
باورهای دینی......مطالعه دقیق تفاسیر قرآن و نهج البلاغه همه چیزو حل خواهد كرد

استفاده كردم ....موفق باشی
وحید

سلام
سلامت و موفق باشید
پنجشنبه 16 تیر 1390 01:33 ق.ظ
با سلام
خیلی ممنون که بهم سر زدید
به نظر من اولین مسیری که باید طی بشه تا گناهی رخ بده از فکر و اندیشه شروع میشه یعنی بهتره بگیم ذهنیه و اینطوری انگار گناه همیشه همراه فرد هست و همین روی سایر زوایای ذهنیش اثر می ذاره.و تا ذهن از فکر ناسالم پاک نشه مسلما علم اثری نخواهد داشت و کاش این حرف از نظر علمی هم ثابت میشد با عنوان مثلا تاثیر افکار منفی و آلوده بر اعتقادات
باز هم ممنونم
یاحق
وحید

سلام
به نظر می رسه اثبات شده باشه
تو مباحث افكار مثبت و روانشناسی موفقیت خیلی مبسوط از این مسائل بحث می كنند
پنجشنبه 16 تیر 1390 12:26 ق.ظ
نظر تکمیلی: گرچه گناه ممکنه باعث بشه افکار فرد به شک و تردید نزدیک بشه، اما نباید هر شک و تردیدی رو به پای گناه‌کاری فرد بگذاریم.
وحید

سلام دقیقا درسته بعض شك ها ناشی از گناه هست
ولی
هر شكی در دین ناشی از گناهكاری فرد شكاك نیست و می تونه مواردی باشه كه فرد علما به این شك رسیده باشه
پنجشنبه 16 تیر 1390 12:11 ق.ظ
به نظر من گاهی لازمه انسان شک کنه!البته اگر سوزنه پرگارشو محکم کرده باشه...اون موقعست که ایمان قبل شکش میشه یقین بعد شک!
.
.
حق نگهدارتون
وحید

سلام
دقیقا
موفق باشید
چهارشنبه 15 تیر 1390 11:44 ب.ظ
سلام
واقعا مبحث خوبی است به نظر بنده حقیر هم اول باید خودسازی صورت بگیرهتا دانش مفید هم به دست بیاید چون همونگونه که فرمودین اول تزکیه بعد تعلیم وآموزش.
موفق باشید
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30