تبلیغات
تاملات حوزوی - یك باور موجه چه باوری است
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 6 تیر 1390 :: نویسنده : وحید



یه سوالی همیشه در مسائل علمی و فلسفی وجود داشته این كه یك باور موجه و خوب چه باوری است
باوری كه برایش دلیل داشته باشیم یا نه ؟
برخی اوقات می بینید پیرزنی ،پیرمردی چنان باور به دین دارد كه كوچكترین شك و شبهه ای در ایمان او كنی تمام وجودت را به بد و بیراه می كشد اما او هیچ دلیلی برای باور مذهبی خود ندارد
و برخی اوقات می بینی روشنفكری ، فرهیخته ای برای فلان عقیده اخلاقی یا مذهبی خود همین طور استدلال ردیف می كند اما در عمل هیچ پایبندی ندارد
به نظر شما یك باور درست و حسابی چه باوری است مثلا اعتقاد به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم )آیا حتما برایش باید دلایلی داشته باشیم یا نه می توانیم در عمق وجودمان به پیامبر اعتقاد داشته باشیم بی هیچ دلیلی ؟





نوع مطلب : اخلاقیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 آبان 1390 10:19 ق.ظ
بنظرمن،انسان درهرمسیری كه رهرواون باشه،وایمانی هم اینوسط بش داشته باشه حالاچه قلبی وازروی شناخت وچه ناآگاهانه،ناخودآگاه كسانی روهم كه درون مسیرقراردارن وبنحوی،زبانزدشدن درون راه،روهم قبول خواهدداشت مثل همین مثالی كه فرمودین كه البته طی مباحثی،بازیه بخشخاییش جدامیشه وبرمیگرده به دین چون نبی وپیامبردرهردینی هست وكسی كه دیندارهس بایدایشونونبی وفرستاده ی خدابدونه وگرنه دین وعقایدش میره زیرسؤال ومیشه گفت كه اون دینوقبول نداره هرچندبزبون،بگه من دیندارم.ولی یه بخشهاییش،به این قضیه هم مربوط میشه ینی اگه مولفه ی دینی واحكام دین رودرنظرنگیریم میشه گفت كه مثلاكسی كه اسلام آورده،وقتی میبینه پیامبربرجسته ترین شخصیت دراون مسیری هس كه اونفردقبولش داره،خب ناخودآگاه ب پیامبرهم ایمان میاره وبعقیده ی من نیازنیس دلیل وبرهانی داشته باشه ومن اینوبیشترمیپسندم تااینكه كسیكه ازروی ناآگاهی مسلمونه وچون،اسلام گفته ب پیامبركه فرستاده ی خداس،هرمسلمونی بایدایمان بیاره واونم ناچاراچون حكم دین هست واونم دینی كه هیچ شناختی روش نداره،به اجباروبازهم بدون معرفت وگاهابااكراه،شخصیت پیامبروقبول میكنه واینجورانسانی بعقیده ی من،بیشتردرمسرتندبادتضادهاواختلافات خواهدبودتاكسیكه باایمان،دینی روپذیرفته وافرادی روهم كه درون مسیرهستندقبول خواهدداشت ومیشه گفت روی اون افرادهم معرفت داره چون دردینش معرفت داره حتی اگربیوگرافی وشرح حال اون افرادرونخونده یانشنیده باشه
وحید

سلام
قطعا این مسیری كه فرمودید بهترین است
به نظر من سیر ایمان ورزی این طوری است كه ابتدا با عل محض شروع به تحقیق در حوزه دین می كنیم بعد باور به پیامبر و قران و ائمه و حجیت سخن آنان نسبت به ایشان متعبد می شویم یعنی همین اعتمادی كه حضرتعالی به آن اشاره دارید
دوشنبه 13 تیر 1390 10:28 ق.ظ
باور
چیزیه كه من این روزها باهاش درگیرم
جدا باورهام متزلزل شدند
وحید

سلام
این هم یه فرصت هست و هم یه تهدید
بستگی به عكس العمل شما داره
یکشنبه 12 تیر 1390 03:18 ب.ظ
سلام
بله میشود!
اعتقاد و ایمان قلبی کافیست.اگر با استدلال هم همراه شود بهتر است.ولی همین مقدار هم کافیست.
اما باید تلاش کرد که به استدلال هم رسید.

"هوالحق"
جمعه 10 تیر 1390 11:12 ق.ظ
سلام به نظر من همانطور که حضرت ابراهیم در آیه 27 سوره ی زخرف میفرمایند پیروی از دین پدر و مادر جایز نیست ما هم نباید بدون تحقیق دین آنها را قبول کنیم و باید تحقیقات زیادی انجام دهیم ان زمان است که ما به یک دلیل قانع کننده خواهیم رسید و دیگر چیزی برای شک وشبهه باقی نمیماند و ما به ایمان واقعی میرسیم و...و از عمق وجودمان آن چیز را قبول میکنیم.
وحید

سلام
ممنون از اشارت خوبتون
جمعه 10 تیر 1390 09:06 ق.ظ
یک باور حقیقی نسبت به افراد مختلف متفاوت است به قول شما یک پیرمرد بی سواد شاید تا آخر عمر به اعتقاداتش شک پیدا نکند. به نظر من آنچه معیار است این است که این اعتقاد در زندگی فرد نمود داشته باشد. یعنی اگر در موقعیتی قرارگرفت که بین حرام و حلال و حق و باطل یکی را باید انتخاب کند اینجاست که مشخص می شود استدلال و دلائل عقلی فرد ، در جان او نشسته یا فقط یک مطالعه سطحی صورت گرفته . خدا همه ما را عاقبت به خیر کند.
وبلاگ شما لینک شد
وحید

سلام
استدلال وقتی ارزشمنده كه ظهور عملی داشته باشه
جمعه 10 تیر 1390 01:37 ق.ظ
سلام
گویا آقا شهریار از نظر این حقیر سخت ناراحت شدن من در نظری که دادم به ایرانی و خارجی و عرب و عجم اشاره ای نداشتم بلکه نوشتم در صدر اسلام مردم فوج فوج اسلام(نه ایمان) می آوردند(و رأیت الناس ید خلون فی دین الله افواجا) حرف برسر بیعت سست آنهاست اشاره و تأکید من برشناخت هرچیزی است بویژه دینی که باید یک عمر در چارچوب دستورات داده شده اش زندگی کنیم زیرا اسلام آوردن بدون شناخت عوارض این چنینی داره که فوج فوج هم از دین رویگردان می شوند و شدند
در باره مقایسه مغز و قلب که در نظر سمیه خانم بود و شما اشاره کردید بازهم در قرآن از فی قلوبهم مرض!! و اینکه ما بر دلهای آنها مهر زده ایم و......... آمده
پس دل تنها وظیفه خون رسانی ندارد دل مرکز بروز احساسات است و برای همین با تغییر حالات منفی یا مثبت در انسان ، دل نیز تغییر طپش می دهد
اینکه ایرانیها چگونه و چرا با آنهمه دبدبه شکست خوردند و پذیرای اسلام شدن خود به تنهایی بحث مفصل و جداگانه رو می طلبه
ضمن تشکر از آقا شهریار
نیازی به معرفی کتابهای مورد اشاره نیست چون خود آن کتابها هم قابل نقدند و اطمینان داشته باشند که به اندازه ی کافی در این مورد اطلاعات و کتابهای معتبر موجود و مطالعه شده
به تناقضات آقا شهریار اشاره ای نمی کنم ولی بازهم لازم و ضروری است تا بگویم و بنویسم هر کتابخوانی کتابدان و هر کتاب نویس یا مثلا" نویسنده ای روشنفکر نمی شود امیدوارم در اینگونه مباحث با آرامش،مهربانی و دوستی نظرمان را اعلام کنیم موفقیت پایدار برای همه ی شما آرزومندم
وحید

ضمن احترام به نظر عالمانه تون
خوبه با اقای شهریار یه بحثی درباره اسلام آوردن ایرانیان داشته باشید
من شخصا خیلی دوست دارم مخاطب باشم
پنجشنبه 9 تیر 1390 11:37 ب.ظ
درود
شاید میشه بی دلیل هم چیزی رو باور داشت
شاید آره شایدم نه
نمی دونم
با اجازه من شما رو لینک می کنم
خوشحال میشم به صد سال تنهایی هم سری بزنید
بدرود
وحید

هر دو حالت امكان داره
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 9 تیر 1390 08:39 ب.ظ
سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وحید

سلام
اومدم
پنجشنبه 9 تیر 1390 04:41 ب.ظ
سلام
از اومدنت مسرور شدم ...راستش انتظار دوباره شما رو نداشتم ولی وقتی تو نظرات نام شما رو دیدم خوشحال شدم ... از اظهار نظرتون ممنونم

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)

دیده دل، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)

عید شما هم مبارك

اپتونو خوندم و نظرات دوستان رو ..... جالب بود ... منم معلم مغارف و فلسفه هستم ولی دذ وبلاگ دوست ندارم بحثشو بكنم

وحید

سلام عید شما هم مبارك
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 9 تیر 1390 03:28 ب.ظ
با سلام
(عید مبعث را به شما تبریک می گویم .)
درباره ی باور موجه :
به نظر من باوری موجه است که فرد درباره ی آن ابتدا تحقیق کرده باشد . سپس بعد از تحقیق برای فرد به خاطر اطلاع و آگاهی که درباره ی آن موضوع دارد برای آن باور ارزش قائل باشد و تا پای جان به آن عمل کند. وگرنه اگر به آن عمل نکند و فقط شعار بدهد نمی توان اسم آن را باور گذاشت .
در مورد ایمان بهترین ملاک سخنی است از مولایمان امام علی (ع):
الایمان اقرار بالسان ومعرفه بالقلب وعمل بالجوارح ، ایمان اقرار به زبان وشناخت قلبی وعمل با اعضاء وجوارح است .
وحید

سلام
چه حدیث بجایی
جای اشارت داشت
پنجشنبه 9 تیر 1390 02:23 ب.ظ
جهان آن چیزی است که در ذهن ماست شاید واقعا همه چیز پرداخت ذهن حتی اعتقاد ها ایمان ها... کاش اعتقاد رو معنی می کردید، منظور یک ارزش درونی، ارزش درونی شده ای که بر اثر تکرار و ترس از تخطی از این رسم اجدادی شکل گرفته یا اصلا واسه اعتقاد دلیل و برهان منطقی میشه اورد یا اون منطق هم ساخته ذهن انسان...
وحید

اعتقاد همون باوره یعنی چیزی كه در فرد درونی بشه و عمیقا حسش كنه
پنجشنبه 9 تیر 1390 02:08 ب.ظ
با سلام
اعتقادات صحیح باید بادلیل و در عین حال عمل همراه باشه
اگر قبول کنیم که ((عقل و شرع )) باهمند
نمی تونیم بدون دلیل عمل کنیم و در عین حال نمی تونیم با دلیل عمل نکنیم.
بحث خوبیه
خیلی ممنون
یا حق
وحید

سلام دیالیكتیك جالبی بود
عمل با دلیل و دلیل همراه عمل
موفق باشید
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 9 تیر 1390 11:57 ق.ظ
سلام
وقتی به چیزی باور و اعتقاد پیدا می کنی بی شک دلایلی هم برایش یافته ای اگر دلیل موجهی پیدا نکنی ( در ذهن خود ) به آن موضوع هر چقدر هم برای دیگران محکم باشد اعتقاد نخواهی یافت پس بهتر است به درونت بنگری حتما دلیلی بر اعتقادت ( مثلا به رسول الله ) خواهی یافت
این دلایل می توانند عقلی باشند و از استنباط شما یا نقلی باشند و از استدلال دیگران و دیگران
اما من گاهی به اعتقادم شک میکنم که آیا واقعا به مثلا امام علی اعتقاد دارم ؟ با این که هیچ یک از کارهایی که توصیه ی ایشان بوده انجام نمیدهم واقعا من چگونه شیعه هستم با اینکه . . .
وحید

سلام
برای عمل به دستورات نباید شك كرد
شك در بحث های علمی مشكل نداره اما در عمل نباید شكی داشت
پنجشنبه 9 تیر 1390 11:53 ق.ظ
سلام.اپم دوست من
وحید

سلام
اومدم
پنجشنبه 9 تیر 1390 11:49 ق.ظ
سلام.
ممنون از حضوره سبزتون.
مطالبی که گذاشته بودید خیلی عالی بودنند.
مخصوصا پستی که درمورد شخصیت دکتر علی شریعتی گذاشته بودید.
وحید

سلام
موفق باشید
پنجشنبه 9 تیر 1390 11:15 ق.ظ
به به به
آقا چه خبره این‌جا!!!!!
بحث علمی می‌كنید، بدون این‌كه ما رو خبر كنید؟
دست شما درد نكنه.
*
آقا چه توپ ِ پری داره این آقا شهریار.
اومدم یه نكته‌ای رو به آقا شهریار بگم و رفع زحمت كنم.
آقا شهریار!
من وقتی میام توی این وبلاگ به ترتیب كارهای زیر رو انجام می‌دم:
1 ـ وبلاگ رو كه كامل باز كردم. disconnect می‌كنم ارتباطم رو با نت.
2 ـ با دقت مطالعه می‌كنم مطلب جدید رو.
3 ـ اگر در رابطه با مطلب آقای فراهانی، از قبل چیزی در ذهنم باشه، همون رو می‌نویسم توی نظرات.
4 ـ ولی اگه از قبل چیزی درباره مطلب نداشته باشم، یعنی اطلاعات كافی نداشته باشم، با توجه به جوابی كه می خوام بدم و نظری كه می‌خوام بذارم مطالعه می‌كنم و سعی می‌كنم مطلبم موثق باشه. (چه بسا گاهی هم شاید پیش آمده باشه كه، مطلبی را اشتباه نوشته باشم یا استدلال كرده باشم) (در هرحال ما هیچ كدوم ادعای كامل بودن نكردیم كه؛ هنوز!!!)
5 ـ نظرم رو كه ارسال كردم، میام نظرات همه دوستان رو با دقت می‌خونم.
***
ولی چرا قبل از این‌كه نظر بذارم، نظرات دوستان رو نمی‌خونم؟
دلیلش اینه كه نمی‌خوام نظرات اون‌ها روی ذهنم اثر بذاره و نظر تكراری و یا نظر كلیشه‌ای بدم.
و دوست دارم كه اون چیزی كه حرف اصلی ِ خودمه بنویسم.
**
حال شما هم انقدر خشن با ما رفتار نكن. ما هممون ایرانی هستیم. خوبه اشكالات هم رو بدون جنگ و دعوا به هم بگیم. تا انشاله همگیمون موفق و پیروز باشیم.
وحید

سلام
همینطوره آقا شهریار كمی انتقاد دارند
به دوستانی كه ازشون انتقاد شده خبر میدم بیان بخونند
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 9 تیر 1390 11:08 ق.ظ
سلام ...
ممنونم از نظر زیبا و گرانبهات ...

بازم سمتو سوی ما بیا ...

یا علی /
وحید

سلام
ممنون از حضورتون
پنجشنبه 9 تیر 1390 10:44 ق.ظ
متاسفانه تو ایران هرچی ثقیل تر حرف بزنی و هرچه تو حرفات کلمات عجیب غریب بیشتر استفاده کنی میگن طرف خیلی باسواده! من اگه حتی یه حرف غیر منطقی هم بزنم اگه بخوام این حرفمو ثابت کنم باید پیچیده گویی کنم. اون وقت همه قبول میکنن. و این رنج است...
وحید

سلام دوست عزیز
من همیشه میگم باید بین ثقیل گویی و عمیق حرف زدن فرق بزاریم
هر كسی ثقیل حرف زد لزوما عمیق حرف نمی زند
اتفاقا او اساسا انسان عمیقی نیست چون هدف حرف زدن این است كه انسان آنچه در ذهنش هست را به دیگران انتقال دهد در واقع هرف فهمیدن دیگران است حالا اگه كسی اومد و انقدر سخت حرف زد كه دیگران نفهمیدند معلومه اساسا انسان عمیقی نیست و هدف نمی دونه هدف حرف زدن چیه
پنجشنبه 9 تیر 1390 08:42 ق.ظ
سلام
باورمون باید ترکیبی از برهان و حس درونی باشه
نه میشه عقل رو کنار گذاشت و مثل بعضی پیرزن ها رو عقاید بدون دلیل پافشاری کرد
از طرف دیگه اگه بادل ایمان نداشته باشی عمل کردن سخت میشه. در مورد حضرت محمد از تظر عقلی دلیل برای درست بودن رسالتش زیاده اما من راه دل رو بیشتر می پسندم...
وحید

سلام
همینطوره
اما بخش ها و محدوده های ایمان ورزی و عقل ورزی هم خیلی مهمه باید در موردش اندیشید
پنجشنبه 9 تیر 1390 08:19 ق.ظ
سلااااااام
عید مبعثتون مبارک
پیامبر درون!!؟
وحید

عید شما هم مبارك
پنجشنبه 9 تیر 1390 06:59 ق.ظ

با عرض سلام وتبریک

یک باور خوب وموجه باوری است که اون باور از عمق جان نفوذ کنه وبه دل وجوراح برسه درست مانند ایمان قلبی

به فرمایش حضرت علی (علیه السلام) الایمان اقرار بالسان ومعذفه بالقلب وعمل بالجوارح ، ایمان اقرار به زبان وشناخت قلبی وعمل با اعضاء وجوارح است .

ممکنه همون طور که شما فرمودید پیرزن وپیرمرد ی که این گونه اعتقاد بر باور مذهبی خود دارند بدون دلیل باشه .اما این باور واین اعتقاد بر عمق جان وباورشون نفوذ کرده زیرا از کودکی بر این باور بوده خدای متعال را بر فطرت پاک توحیدی شناخته اند .که تا اکنون که به این سن رسیده اند هم بر همین باور هستند وکوچکترین شبهه یا حتی اگر با دلیل ومنطق شک در ایمانشون داشته باشیم .بر ما خرده میگیرند .

اما باید سعی کنیم که این باور با شناخت ومعرفت باشه .شناخت معرفت نیست مگر همراه با عمل و هر کس معرفت پیدا کرد به عمل راهنمایی میشود .هر کس عمل ندارد به معرفت وشناخت نسبت به خدای متعال نرسیده .

اون روشنفکر وفرهیحته هم همینگونه .با توجه به شناخت ودرک ومعرفت اونها از ایمان

این که فرمودید آیامیتونیم در عمق وجودمون به پیامبر اعتقاد داشته باشیم .به نظر من تا حدودی می تونیم .چون در یک خانواده مسلمان به دنیا اومدیم وباورهای دینی ما این رو میروسنه که کسی که اعتقاد به خدا داشته باشه قطعا هم باید به رسول وجانشینان بر حقش اعتقاد داشته باشه اما این اعتقاد باید باشناخت ومعرفت ودرک درست از این عتقاد باشه تا هیچ شک وشبه ای نتونه بر این باور واعتقاد رسوخ پیدا کنه .

با توجه به مسائلی هم که در مطلب هدف از بعثت انبیاء مطرح کردم اینها هم دلایلی هست برای رسیدن به شنخت ومعرفت

که انشاءالله به یاری خداوند ما هم به درجه شناخت ومعرفت برسیم تا اعتقادمون راسخ وراسختر بشه

موفق باشید
وحید

سلام
همینه تعامل شناخت و عمل همیشه میوه شیرینی به نام ایمان را به بار داده اند
پنجشنبه 9 تیر 1390 12:37 ق.ظ
سلام
یک رابطه دو طرفه وجود داره.
وحید

سلام
باید كمی بیشتر توضیح داد
در چه بخش هایی عقل و چه بخش هایی دین
چه نوع رابطه ای ؟
پنجشنبه 9 تیر 1390 12:33 ق.ظ
با سلام و عرض ادب
لبخند به لبهای شما حک بادا
غمهای شما هماره اندک بادا
این عید که سرشار زلبخند خداست
بر وسعت جانتان مبارک بادا
عید مبعث مبارک باد.
وحید

عید بر شما هم مبارك
چهارشنبه 8 تیر 1390 10:36 ب.ظ
پهنای آسمانی حرا شب عبور کرد
از ارتفاع مکه طلوع خجسته را
ای آسمان! زمان نزول فرشته هاست
پس باز کن تمامی درهای بسته را


به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد .


عیدتون مبارک.
امشب ما رو هم دعا کنید.
وحید

سلام
التماس دعا
چهارشنبه 8 تیر 1390 09:21 ب.ظ
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

دوستای گلم آپم منتظر حضور پر مهرتون
وحید

سلام
تبریك
اومدم
چهارشنبه 8 تیر 1390 09:01 ب.ظ
بیات جان. شما تو 1400 سال پیش تو عربسات زندگی می كردی؟! چطور امدی اینجا؟! شما كه این همه دلیل های مستحكم میاری حتما اون موقع اونجا بودی.
آقای قاسم ملا. طبق كدام منبع و ماخذ می گویید كه ایرانی ها فوج فوج اسلام می آوردند؟! مگر تاریخ را از كجا می خوانید؟! بد نیست حداقل كتاب 2 قرن سكوت اثر دكتر زرین كوب را بخوانید. جنگ ها و شورش هایی كه علیه حكومت و دین عرب شد برای چه بود و چه كسانی انجام میدادند؟ نكند می گوید گروه ارازل و اوباش بوده اند؟ حتما امثال فرخ زاد و بابك و ابومسلم و ... افرادی كه دنبال این ها بوده اند همگی از این قماشند ...! شما هم بد نیست كتاب بخوانید. ما نیز كتاب های مخالف و موافق رو با هم می خوانیم و به دگیرانی كه كتاب بر پشت خود می گذارند نیز كاری نداریم. اگر نگاهی به گفته های خود بیاندازید مشخص می شود كه در مورد خود نیز صحبت كرده اید. با منبع سخن بگویید. مخالف رو با موافق بسنجید البته با عقل و منطق نه تعصب.
دوستان دیگر پیشكش.
نمی دانم برا چه كسانی صحبت كرده ام؛ برای كسانی كه خود منتقد دیگرانند و دوری میجویند (در ظاهر) از تعصبات، اعتقادات و بی توجه ای، در صورتی كه خود این گونه اند. هیچ كدام از دوستانی كه در اینجا نظر گذاشته اند بودن توجه به نظرات دیگران نظر گذاشته اند (حتی موافقان)؛ این خصلت ایرانیست. من نیز مبرا نیستم. هرچند بر كاش نمیشود ماند ولی ای كاش اینقدر انسان ها (خصوصا ایرانیان) متعصب و بی منطق نبودند و بدون ترس به گفته های دیگران نیز توجه می كردند. اشتباه فكر نكنید، منظور، خود نیستم، من در برابر بزرگانی كه از ابتدا تا به الان تحقیقات و تفخصات زیادی در این راه كرده اند نقطه ای هم نیستم. دوستان (هرچند نمی خوانید) ولی تحقیق، تفحص، تعمق و تعقل كنید در تاریخ، اندیشه ها، باورها و اعتقاداتون.
بهروز
وحید

سلام در اسرع وقت دوستان را خبر می كنم تا جواب بدهند
چهارشنبه 8 تیر 1390 09:01 ب.ظ
سمیه جان. از كدوم اعتقادات حرف زدید؟! طبق گفته های شما اگر من و عده زیادی (یا شخصی كه شما آن را قبول دارید) بگوییم كه شما یك جادوگر (یا هر چیز دیگر) هستید و به آن اعتقاد داریم، باید كاری هم برای به ثبت رساندن این اعتقاد انجام بدهیم یا نه؟! این كار چیست؟! آیا دلایل و شواهد محسوس، عینی و منطقی نیست؟! اعتقاد به وجود رسولان قبل از پیامبر؛ سوال: چطور در مصر، در مورد همه حوادث و وقایع (حتی كوچك ترین جزییات) مصر باستان از پیدایش تا نابودی در كتیبه ها و دیوار ها و ... موجود و حكاكی شده ولی هیچ اثر، نام و نشانی از موسی و هارون و اتفاقات آن و حتی حادثه بزرگ 10 بلایه آسمانی بر مصر و فراعنه و شكافتن دریا هیچ چیزی نیست؟! حتما می گویید به عمد ننوشته اند چون می خواستند ما قرن بیست و یكی ها به شك بیفتیم و بگوییم وجود نداشته است ...! این همه حوادث پاك شده؟ این همه حوادث نادیده گرفته شده؟ اسم شخصی به این مهمی در طول تاریخ مصر حذف شده؟!
دوست عزیز دانی، قرعه عشق. مگر اعتقادات، باورها، احساسات، عواطف و ... در قلب ماست كه می گویید باید قلبی باشد؟! قلب فقط وظیفه پمپاژ خون و رسوندن اكسیژن به جای جایه بدن رو داره نه بیشتر. مركزیت ما، مغز ماست كه در اون همه كارها انجام میشه حتی به قلب دستور میده زیاد بتپه یا كم و ...؛ ذهن ما و افكار ما تمامیه كارهای ما رو انجام میدن. برید یكم زیست شناسی بخونید قبل از این كه فلسفه و دین و مذهب بخونید. گریه دلیل نمی خواد؟ از اون حرفا زدیدا. آقای فرهانی،‌مولانا اگر در این مورد حرف زد چرا در مورد سخنانی كه در ضد این ها هم گفت حرفی نمی زنید؟!
...
وحید

سلام
در مورد دوستان و اشكالاتی كه شده است
حتما خودشان می آیند و اشكالات را جواب می دهند
اما در مورد مصر به صورت مستند حرفتان را بیان كنید
كدام كتاب ؟
چهارشنبه 8 تیر 1390 09:00 ب.ظ
سلام
فرموده بودید اگه ابن مقفع بود خیلی جریان ساز می شد! یعنی چی؟! درست بیان نكردید منظورتون رو.
در مورد مطلبتون:
اعتقاد داشتن اعتقاد داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) باور داشتن . ایمان داشتن . معتقد بودن (لغت نامه دهخدا)
چیزی كه شما در موردش صحبت كردید، اعتقاد یا همون باور داشتن چیزی یا كسیه! این اعتقاد و باور در ذات خود به چه معنیه؟! شخصی كه به افكاری كه در سر داره پایبنده و دلیلش فقط گفتن دیگران و بز اخوش بودنه (با عرض پوزش). به این سلسه افكار، اعتقادات گفته میشه كه شخص خود رو مجبور میكنه بدون چون و چرا اون ها رو قبول كنه و بپذیره. حال دلایلی برای این گونه پذیرفتن وجود داره كه از بحث خارجه.
وقتی ما برای پذیرفتن چیزی یا كسی به دنبال دلایل علمی و منطقی (كلا دلیل) می گردیم خود به خود از كلمه باور و اعتقاد فاصله می گیریم به طوری كه ما چیزی رو بدون این كه برای ما دلیل قاطع، مستند و عقلانی نداشته باشه نمی پذیریم هرچند كه شخصی بگوید كه همگان آن را مورد قبول داشته باشند.
امیدوارم دوستمون فاطیما درست تحقیق كنند در تاریخ، بودن تعصب! ولی آقای فرهانی در جواب فاطیما چرا نگفتید كجا و چگونه تحقیق بشه؟! چرا نمی گید برید كتاب های موافق و مخالف رو بخونید و خود به نتیجه برسید؟!
دوست عزیز كفسان. هر كس برای افكاری كه داره و بازگو میكنه باید دلیل و برهان قاطع و توجیه داشته باشه مثل شما. به حرفتون نگاه كنید و دلیل و برهانتون. همیشه تضادها هست شما تضاد من و من تضاد شما ولی بحث بر سر این است كه چه كسی منطقی تر و باورپذیرتر صحبت میكنه! درسته؟!
...
وحید

من این جمله را نمی فهمم
(تی ما برای پذیرفتن چیزی یا كسی به دنبال دلایل علمی و منطقی (كلا دلیل) می گردیم خود به خود از كلمه باور و اعتقاد فاصله می گیریم..)
چهارشنبه 8 تیر 1390 01:30 ب.ظ
سلام
اساس ایمان برفطرت انسان استواره.یعنی اینکه ماابتدابه خداوهمه آنچه که بایدایمان بیاوریم ذاتا ایمان داریم امااختلاف برسرمسیرهای صحیح حرکت است.کمااینکه درسوره حمدمیگوییم (مارابه راه راست هدایت فرما)نمیگوییم مارابه هدف راست هدایت فرما.یعنی انسان فطرتابه سمت خدامیل داردامادرشناخت مسیراشتباه میکند.امادرموردعالمانه بودن یانبودن ایمان بایدگفت که ایمان به پیامبریاهرچیزی ابتدابامشاهده نشانه هایی ازحقانیت آنچه که بایدبه آن ایمان آوردآغازمیشودمثلاهمه انبیا بلااستثناحقانیت خودشان رابابیان حرفهایی که بافطرت انسان سازگاراست آغازمیکنندسپس بانشان دادن معجرات.بعدازمشاهده معجزات واتمام حجت ازمردم میخواهندبه امورغیبی که قابل رویت ویاگاهاحتی قابل درک نیست ایمان بیاورند.یعنی ایمان به غیب ایمان به چیزی که شمابافکرهم نمیتوانیدحقانیت آنرااثبات کنیدوتنهادلیلی که میتوانیدبیاوریداینست که بگوییدچون این پیامبرهمه حرفهایش درست است پس این حرفش هم درست است.خب ایمان واقعی هم یعنی همین.یعنی ابتدابااستدلال ومشاهده معجزات آغازشودبعدبااعتماداستمرارپیداکند.اعتمادمستمرهمان ایمان است.اکثرپیرمردهاوپیرزن هاایمانشان ازین نوع است یعنی بواسطه اعتمادی که بواسطه بعضی نشانه هابدست آورده اندایمان محکمی دارند.البته این نوع ایمان اشکالی که دارداینست که فقط برای خود انسان مفیداست مثل شناگری که خوب شنا میکندامانمی تواندبه کسی شنا یاد دهد.
وحید

سلام
همینطوره ایمان روی اعتماد قابل انتقال نیست
برای تبلیغ باوری باید مسلح به سلاح استدلال بود
چهارشنبه 8 تیر 1390 01:19 ب.ظ
سلام اخوی
وبلاگ قشنگی داری.
اگر تمایل به تبادل لینک هستی مارو با نام یاران منتظر لینک کن.
اطلاع بده تا در اسرع وقت شما را با نام دلخواهتان لینک کنم.
یاعلی،سید علی
وحید

سلام
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30