به نظر من میشه متون غربی و اساسا دستاورهای علمی غرب، خصوصا در زمینه فلسفه و دین را با دو نگاه مطالعه و بررسی كرد
1)نگاه ستیزه جویانه
اینكه غرب و اندیشه های غربی  را یك مجموعه كاملا بی فایده و از اساس مخالف تلقی كنیم و حقیقت را در چنگال خود بدانیم و انگیزه را با انگیخته خلط كنیم و به هزار انگ و تهمت وادی پاك اندیشه و فكر آلوده كنیم و بگوییم:« غربی ها كافرند و افكار ضد خدایی و ضد اسلامی دارند.»

این نگاه اساسا كتابهای غیر خودی را قابل مطالعه نمی داند و اساسا از جریانات روز اندیشه ای و فكری عقب مانده است اینكه سوالات عوض شده ،گفتمان ها عوض شده و دوره شبهات كمونیستها تمام شده و امروزه مباحث جدیدی در حوزه معرفت شناسی و زبان دین و تجربه دینی و ..مطرح شده است


در خوش بینانه ترین حالت ممكن كسی كه این نگاه را به غرب دارد شاید  مسلط به زبان انگلیسی هم شود و شاید با متون غربی ارتباط هم بگیرد ولی همه اش برای یك چیز است :نقد به معنای سركوب در این نگاه اساسا واژه دیالوگ و تعامل معنا ندارد و او اساسا احتمال نمی دهد فلان حرف كانت درست باشد .آمده تا همه چیز را تخریب كند و  احادیثی مثل خُذِ الحِکمَه اَنَّی کانَت(1) به معنای واقعی كلمه نادیده گرفته می گیرد

2)نگاه منصفانه
اینكه غرب و اندیشوران غربی را انسان هایی بدانیم كه بالاخره تلاش هایی كرده اند و این تلاش ها به حكم اینكه در اكثر موارد صادقانه بوده است و در خدمت بشر، ارزش خواندن و آموختن دارد و به حكم فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه (2)
باید آراء و نظرات را خواند؛ در این نگاه من متن را می خوانم تا چیز جدیدی یاد بگیرم و پازل باورهایم را تكمیل كنم و هنوز به آن حد نرسیده ام و نخواهم رسید كه  حقیقت را در چنگ خود فرض كنم و خود را مستغنی از عالم و آدم بدانم

پی نوشت
1) خُذِ الحِکمَه اَنَّی کانَت؛ فَاِنَّ الحِکمَه ضالَّه کُلِّ مُومِن؛
حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر، زیرا حکمت گمشده هر مومن است.(غررالحکم، ح344)  
2)زمر /17





طبقه بندی: اجتماعیات، 
برچسب ها: غرب، غرب ستیزی، انصاف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 2 آبان 1390 توسط وحید فراهانی


تو یكی از پست های قبلی بحثی بود در مورد بازتعریف عقلانیت اینجا به یكی دیگر از انواع عقلانیت و زندگی عقلانی می پردازم
عقلانیت در اهداف

یك انسان عاقل همواره باید تامل كند كه اهدافی كه برای زندگیش انتخاب كرده اهداف مناسبی است یا نه ؟
و همین طور یك جامعه عاقل باید در این مساله تامل كنند كه اهدافشان ،اهداف مناسبی هست یا نه ؟
خیلی از ماها اهدافی داریم ،پول ،تحصیلات،ازدواج ،یا حتی اهداف متعالی تر مثلا ترك كردن یك رذیله اخلاقی مثل دروغ یا غیبت یا به دست آوردن یك فضیلت اخلافی ؛
اما از كجا بفهمیم كه اهداف زندگی ما ارزش تلاش دارد و ارزش دارد هزینه هایی را برای رسیدن به آنها پرداخت كنیم ؟
به نظر می رسد
هدفی برای زندگی خوب است که هزینه‌های رسیدن به آن، از سودی که از رسیدن به آن عایدم می شود بیشتر نباشد. هروقت هدفی در زندگیم انتخاب کردم که مجموعه خسارتها و هزینه‌هایی که برای رسیدن به آن باید متحمل شوم بیشتر از سودی باشد که از رسیدن به هدف عایدم می‌شود، در این صورت من هدفم را عقلانی انتخاب نکرده‌ام
ممکن است نسلهایی بیایند و بروند و همه عمر و نیروها و توانایی‌های خود را صرف رسیدن به اهدافی کنند که از دید یک آدم عاقل و متفكر ، صرف کردن یک چیز بزرگ برای به دست آوردن یک چیز بسیار کوچک باشد

نقل شده در اروپا در یك دوره ای یكی از بحث های جدی این بوده كه از سوراخ سوزن چند تا فرشته رد می شود در آن دوران بحثهای شدیدی درگرفت یكی معتقد بوده بی نهایت فرشته یكی دیگر معتقد بوده یك فرشته و بدتر از این بحث ها، اینكه این چالش كشته هم داشته است .این دقیقا نمونه یك بحث و یك هدفی است كه هزینه آن بیشتر از خود هدف بوده است و اساسا پرداختن به آن عقلانی نبوده است
امروزه هم در حوزه مسائل فردی و اجتماعی بعضا با اهدافی مواجه هستیم كه هزینه های سنگینی دارد و عقلانی نیست .
بنابراین یكی از كارهایی كه  تك تك ما باید انجام دهیم مقایسه سود و زیان اهداف است
اینكه آیا اهداف زندگی مان ارزش هزینه هایی كه از ما می گیرند را دارند یا نه ؟





طبقه بندی: اجتماعیات، 
برچسب ها: عقلانیت، اهداف، سود و زیان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر 1390 توسط وحید فراهانی


معمولا انسان ها برای زندگی اهداف متعددی دارند كه به نظر من به طور كلی به دو هدف تقسیم می شود

آرامش و آسایش

اما اینكه آسایش چیست ؟آسایش همان راحت تن و جسم  است اینكه زندگی معمولی و خوبی داشته باشیم و مادیات زندگی مان تا جایی كه مورد نیاز است تامین شود اما در باب اینكه آرامش چیست خیلی از افراد آرامش و آسایش را اشتباه می گیرند

آرامش مربوط به روح و روان انسان است یكی از راه های مهم رسیدن به این آرامش داشتن انضباط درونی استو انضباط درونی یعنی :

اینكه باور كنیم هر كاری كه می توانیم انجام دهیم را نباید انجام دهیم

یكی از نقاط مورد تاكید ادیان همین موضوع است اینكه ما خط قرمزهایی  در زندگی داریم كه از آنها نباید گذشت و این نقاط قرمز را تحت عنوان گناه معرفی كرده اند این گناهان در مسیحیت هفت گناه شمرده شده است و در اسلام تا حدود چهل گناه معرفی شده است

یكی ازتفاوت های  جدی ادیان و اندیشه های جدید اینجاست كه اندیشه ها و اخلاق نسبی گرای جدید خط قرمز ها را بسیار كم كرده

در ادیان خط قرمزها مربوط به خود شما هم بود یعنی اگر در دنیا خودت بودی و خودت ،باز محدودیت هایی بود چرا كه ممكن است به روح و روان خود آسیب بزنید اما در اخلاق ِ نسبی ،فرد آزاد است  هر كاری كند فقط حق آسیب زدن و تجاوز  به حقوق دیگران را ندارد .

به نظر شما كدام مدل برای رسیدن به آرامش موفق تر است ؟

 اینكه محدودیت های انسان، تا جایی كه می شود كم شود یا اینكه همان محدودیت هایی كه ادیان برای ما طراحی كردند بهترین مدل برای رسیدن به آرامش است ؟





برچسب ها: آرامش، آسایش، گناه، خط قرمز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 24 مهر 1390 توسط وحید فراهانی



یكی دیگر از اصول خودسازی نظری ،بنده دلیل بودن است .
بنده دلیل بودن به این معنی است كه ما در سخن ها و گفتگو هایی (چه آن سخن هایی كه می شنویم و چه آن سخنهایی كه بر زبان می آوریم) به دنبال دلیل باشیم ؛ خیلی وقت ها انسانهایی هستند كه می خواهند ذهن ما را با كلی گویی و لفاظی از وظیفه اصلی خود دور كنند نقل شده
هیتلر تقریباً تا زمانی كه جنگ شروع نشده بود و در سال های جنگ، دستور داده بود كه هیچ وقت سخنرانی هایش را در روزنامه های صبح چاپ نكنند و صبح ها نیز از رادیو پخش نشود.استدلالش- كه البته بعداً معلوم شد- این بود كه می گفت مردم صبح ها ذهن های خیلی تند و تیز دارند و هر سخنی كه من می گویم، به دنبال دلیلش هستند. اما هنگام عصر ذهن ها در اثر كار روزانه خسته و فرسوده می شود و حالت اسفنجی به خود می گیرد و دیگر اصلاً فكر نمی كنند كه مغالطه كرده ام(1)

لذا معمولا این دسته از انسان ها كه به عقل و شعور مخاطب توجه ندارند، همواره در صددند تا عقلانیت انسانها را از آنها بگیرند این ما هستیم كه باید سعی كنیم اولا با شناخت انواع مغالطات و ثانیا با دقت در اینكه هر سخنی را باور نكنیم ،به عقلانیت  خود پایبند باشیم
چقدر زیبا در قرآن این معنی بیان شده است که وقتی  جهنمیان مورد خطاب قرار می‏گیرند  و بر سر این موضوع بحث می‏کنند که چه چیزی ما را به اینجا کشانید، همه می‏گویند: اِنَّا أطَعْنَا سَادَتَنَا وَ کبَرائِنَا فَأضَلُونَا السَّبِیلاً (2)،یعنی ما از اکابر خودمان حرف‏شنوی داشتیم و آنها ما را به این راهها کشانیدند. این یعنی نوعی زندگی عاریتی و بدون تفحص و حرف‏شنوی كوركورانه و بدون دلیل از اكابر قومشان  كه باعث وضعیت بد ایشان شده است

پی نوشت 
1)روزنامه شرق / 18/2/85/ صفحه 16
2) احزاب/ 67




طبقه بندی: الهیات، 
برچسب ها: دلیل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 19 مهر 1390 توسط وحید فراهانی
  • تعداد کل صفحات : 38  صفحات :
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...