تبلیغات
تاملات و تالمات حوزوی
 
درباره وبلاگ


خداوند بی نهایت است و بدون مكان و زمان، اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به
قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا
می گردد (ملاصدرا)

مدیر وبلاگ : وحید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تاملات و تالمات حوزوی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 28 فروردین 1395 :: نویسنده : وحید

1.      دوستی تعریف می کرد که از یکی از ژونال های معتبر اروپایی ایمیلی به دستش رسیده بود که در قبال واریز 70 یورو به حسابش عکسی از عکس های صفحه اینستاگرامش که در آن با لباس روحانیت در کنار فرزندانش بود را در این ژورنال چاپ و منتشر کنند.


2.      وقتی در گوگل کلیدواژه" فروش پایان نامه" را جستجو کردن قریب به 560/000  بار این کلیدواژه جستجو شده بود و پر بود از سایت ها و مؤسساتی که علنا برای شما پایان نامه می نویسند و آب از آب تکان نمی خورد.


3.      سر کلاس اخلاق پزشکی استاد به تشریح نظریه جیمز رست پرداخت و مراحلی را برای رسیدن به فعل اخلاقی مطرح کرد که عبارتند از

فهم باید و نباید اخلاقی( اینکه مثلا صداقت خوب است، دزدی بد است)

داشتن حساسیت اخلاقی

داشتن قضاوت اخلاقی

داشتن انگیزه اخلاقی

و نهایتا فعل اخلاقی

جمله طلایی استاد اینجا بود که مشکل ما در نداشتن اخلاق در قانون کپی رایت و پژوهش اینجاست که حساس نیستیم، همه می دانیم که نباید پایان نامه را خرید، همه می دانیم که باید به حق مؤلف احترام گذاشت اما حساسیت اخلاقی نداریم.


4.      در نهایت یاد جمله معروف محمد عبده مصری افتادم که : رفتم به غرب اسلام رادیدم،ولی مسلمان ندیدم برگشتم به شرق مسلمان دیدم امااسلام ندیدم.





نوع مطلب : اخلاقیات، 
برچسب ها : اخلاق، جیمز رست،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 بهمن 1393 :: نویسنده : وحید
امروز درسی با یکی از اساتید معروف حوزوی داشتیم و موضوع بر سر دیدگاهی از سوی آیت الله مددی بود با این محتوی که همانطور که خداوند امور فقه را در دست خود گرفته است اخلاق را به عقل عباد و بندگان واگذار کرده است.
گزاره فوق کاملا مبهم است و قطعا منظور آیت الله عقل مدرن نبوده و عقل دینی بوده که در نهایت فرقی با نظر سایر علما که اخلاق را هم امری دینی و ذیل دین معنا می کنند ندارد  و در واقع نظریه بدیعی از سوی علماء مطرح نشده است.
اما گفتگوی من و استاد ،بخش جالب این ماجرا بود:
استاد: اگر این دیدگاه پذیرفته شود شیعه می توان بر اساس این دیدگاه اجماعی بین جهانیان بر قرار کند و در نهایت اندیشه شیعی جهانی شود.
من :عقلی که آنها تعریف می کنند با عقلی که مد نظر آیت الله بوده کاملا متفاوت است عقلانیت امروز غرب جواز همجنس بازی، اتونازیا و سقط جنین  را می دهد اما کجای عقلانیت دینی  این مسائل را قبول می کند
استاد: الان متوجه سخنان شما شدم. ببینید عقلانیت آنها مشوب است
من : مشوب به چه؟
استاد: عقلانیتی که امروز در غرب است مشوب به هوای و هوس است و  دیدگاهی که ما داریم این است که عقلانیت سالم باید حاکم باشد نه عقلانیت آلوده به هوی و هوس
من: اتفاقا آنها می گویند عقلانیت شما آمیخته با تعصب و عقب ماندگی است
استاد: بله اختلاف بین ما و آنها زیاد است

پس از این گفتگوی سرتاسر جذابیت
من
استاد
 هم کلاسی ها





نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها : عقلانیت دینی، مشوب، استاد،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 شهریور 1393 :: نویسنده : وحید
 


 
مهدی نصیری پس از این  مناظره در فضای رسانه ای بیشتر مطرح گردید و اخیرا اینجا و اینجا مطالبی از وی مطرح شده است سوال !!
1)چرا انقدر مهدی نصیری و چرخش های او مورد توجه قرار گرفت. مگر در میان جریانات فکری، فرهنگی و سیاسی حوزه، نصیری در کجای این عرصه قرار دارد و یا بهتر بگویم قرار است در کجای نقشه جریانات فکری، فرهنگی حوزه قرار بگیرد؟


2)اینکه مهدی نصیری چطور بین گرایش به مکتب تفکیک و ضد فلسفی بودن و البته مخالفت تمام عیار با مظاهر تمدن مدرن، به این دیدگاه سیاسی می رسد در نوع خود جالب است. در واقع یک شکاف جدی بین تفکرات نظری نصیری و گرایشات سیاسی وی وجود دارد. چگونه می توان با رویکرد سیاسی موافق و همسو بود که اساس آن بر تعامل با دنیای مدرن و  بعضا قبول تمامیت مدرنیته است و استراتژیست آن فردی همچون محمود سریع القلم است.
به نظرتون وجه مشترک سریع القلم و نصیری دقیقا کجاست و ایندو با دو مبنای متعارض چطور در یک نقطه مشترک می شوند؟؟؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 اسفند 1391 :: نویسنده : وحید


یکی از مهمترین توجهات در مسیر دین ورزی، توجه به سنخ روانی است.روان شناسان و ادیان تقسیمات مختلفی از سنخ های روانی ارائه داده اند.
سنخ روانی کنشگر،سنخ روانی کنش پذیر یا سنخ روانی درون گرا و بیرون گرا
و وقتی این سنخ ها با هم ترکیب می شوند ما شاهد انسان هایی مثلا با سنخ روانی  درون گرای کنشگر هستیم عرفا معمولا درون گرای کنش گر بوده اند یا انسان هایی شاهدیم با سنخ روانی بیرون گرای کنش گر انقلابیون و کسانی که به انقلاب بیرون توجه دارند بیشتر از این سنخ روانی هستند.
حال شما تصور کنید دستورات و اعمال مستحبی که مثلا در مفاتیح مطرح شده است را بخواهیم به یک بیرون گرای کنش گر که آرام و قرار ندارد، اجبار کنیم قطعا او آرامش نخواهد گرفت.
لذا به نظرم باید هر یک از ما سنخ روانی خودمان را تشخیص دهیم و با توجه به این سنخ روانی توشه از خرمن دین برداریم
یا در فضایی دیگر فرض کنید انسانی که تعقل و عقلانیت در او قوی تر است از احساسات و هیجان
نمی توان از او انتظار داشت که همانند یک عارف نازک دل،در دل شب بگرید و بسوزد.
مسیر تعالی او از مسیری توام با اندیشه و عقلانیت است همانطور که شاید از آن عارف نتوان انتظار داشتن یک نظام فلسفی عمیق داشت.


پانوشت
برای تشخصیص سنخ روانی 2 کتاب قابل مطالعه است
1)کتاب نظریه‌های شخصیت است از شولتز (نظریه‌های شخصیت، مؤلف: دوان شولتز، مترجمان: یوسف کریمی، فرهاد جمهری و...، نشر ارسباران)
2)زندگی برازنده من  ترجمه  کاوه نیری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 آبان 1391 :: نویسنده : وحید



1)یكی از بخش هایی که من در این وبلاگ روی آن کمتر کار کرده ام ، بخش معرفی اندیشمندان است. به نظرم آمد امروز یكی از جذاب ترین اندیشمندان ایرانی را برای دوستان معرفی كنم شخصی كه آرای سنتی او در دل دنیای غرب جایی برای خود باز كرده است.

2)سید حسین نصر از اندیشمندان ایرانی مقیم آمریكا است. ایشان متولد 1312 و نواده شیخ فضل الله نوری است وی از 12 سالگی به آمریكا فرستاده می شود و در مدرسه شبانه ای در نیوجرسی تحصیلات خود را ادامه می دهد ایشان فارق التحصیل كارشناسی ارشد در رشته ژئوفیزیك در هاروارد است و در 1958 در درشته تاریخ علم گرایش علوم اسلامی با درجه دكتری فارغ التحصیل شده است بعد از آن به ایران آمد و ریاست دانشگاه صنعتی شریف را به عهده گرفت.

 3)با اینكه دكتر نصر در دل تمدن غرب تحصیلات خود را انجام داده است و سالهاست در آنجا زندگی می كند، مشی فكری او كاملا در تضاد با فرهنگ جدید غربی است و اساسا او یكی از منتقدان جدی اندیشه های جدید غربی است وی در عرفان و فلسفه اسلامی تبحر دارد و مدتی نزد علامه طباطبایی تلمذ كرده است و بسیار تحت تاثیر ایشان بوده و نهایتا كتاب شیعه در اسلام علامه را به انگلیسی ترجمه كردند. از شاگردان دكتر نصر می توان به دكتر حداد عادل و ویلیام چیتیك اشاره كرد.

 4)به نظر من در عالم اسلام هم اكنون سه جریان اصلی وجود دارد:
جریان موسوم به بنیادگرا كه معتقدند دین باید در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی حضور و حرف برای گفتن داشته باشد این جریان پس از انقلاب اسلامی ایران اوج گرفت و توسط شخصیت هایی همچون استاد مطهری تئوریزه شد.
جریان روشنفكری  كه با هضم شدن در اندیشه های غربی در تفسیر دین هم از اندیشه ها و پیش فرض های مدرن استفاده می كند شاید افرادی چون دكتر سروش سنبل این جریان در فضای فكری ایران معاصر باشند
 جریان سنت گرا كه دكتر نصر متعلق به این جریان است این جریان معتقد است ما باید بر باطن و گوهر دین تاكید كنیم این جریان نه مانند بنیادگرایان دین را وارد سایر نهادها (مثل سیاست و اقتصاد و..) می كند و نه مانند روشنفكران شیفته مدرنیته و غرب است و به نوعی وحدت ادیان قائل است دكتر نصر را پیامبر سنت گرایی اسلامی در غرب خوانده اند چرا كه همه تلاش او در احیای این جریان سوم است(1)

5)بعد از انقلاب تاكنون بارها تلاش شده دكتر نصر به ایران برگردد و در فضای علمیِ كشور خودمان مشغول به تدریس و تالیف شود اما هر بار موانعی از جمله موانع سیاسی ایجاد شده است.
او در یكی از مصاحبه های خود گفته است: « پیش از انقلاب تمامی کرسی های اسلام شناسی در اختیار یهودیان بود و اکنون تمام کرسی های شیعه شناسی در اختیار بهائی ها ! من پیش از انقلاب هم با استفاده از جایگاهی که داشتم کوشیدم اساتیدی از ایران برای تصدی گری این کرسی ها اعزام شوند و اکنون هم همین هدف را تعقیب می کنم
  وی در ادامه گفت رابطه هر کس با خدای خود را خود خدا می داند ولی من در دنیا تنها آرزویی که دارم مردن در ایران و دفن در ایران است.»(2)


پی نوشت
1)البته به این دیدگاه انتقادات جدی هم وارد است كه در آینده حتما بررسی خواهیم كرد
2)
پارسینه



نوع مطلب : الهیات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 21 مهر 1391 :: نویسنده : وحید

 

یکی از دوستان تعریف می کرد که مدتی قبل با یکی از بی خدایان مباحثه علمی داشت و تعریف می کرد که عمده حرفهای  آن جوان بی خدا، بر اساس بحثهای یکی از وبلاگ های معروف بی خدا بود و البته برخی برنامه‌های مستند چند شبكه‌ی ماهواره‌ای از جمله «من و تو 2».

پس از کلی بحث نهایتا طرف مقابل متقاعد شده بوده که خدای خالق وجود دارد ولی خدایی كه همین الان تمام مقدرات امور به دست او باشد وجود ندارد و چه چیزی را جایگزین آن كرده بود؟ «طبیعت».

هر سؤالی را مبنی بر این كه چه كسی فلان كار را می‌كند؟ زنده‌ می‌كند؟ می‌میراند؟ نظام گردش آب؟ سیارات و غیره را با یك كلمه پاسخ می‌داد و آن هم «طبیعت».

نکته ای که به نظر بنده شایان توجه است این است که مستند های علمی ماهواره ای که بعضا توسط صدا و سیمای خودمان پخش می شود کجا را هدف گرفته است ؟

اصلی ترین رکن دینداری یعنی اعتقاد به خدا

من این مساله را به بازی شطرنج تشبیه می کنم در بازی شطرنج اگر حریف شما حرفه ای باشد به دنبال حذف وزیر و اسب و فیل و این موارد نیست بلکه از همان ابتدا برنامه ای طراحی می کند که شما را به جایی برساند که شاه را از دست بدهید

شاه شطرنج اعتقادی ما، در فضای فکری یک متدین همان خداست یعنی پادشاه آفرینش

در یک تغییر نرم بحث بر سر نبود امام زمان یا ناحق بودن شیعه یا اینکه دین اسلام خشن است، نمی شود بلکه ریشه ها را دگرگون می کنند

لذا به نظرم در مسیر دینداری باید مسیر مناسب را انتخاب کنیم

آیا انقدر که جوان مسلمان ایرانی از مسائل روبنایی(مثل نماز شب و رعایت اخلاق و ..) شنیده است از پایه های دینداری شنیده؟

و اساسا چه می شود که جوانی كه در نظام آموزشی حکومت دینی  بزرگ شده است، حداقل 10 سال تعلیمات دینی، معارف اسلامی، دین و زندگی و امثالهم خوانده، برهان نظم خوانده، برهان علیّت را خوانده است،نهایتا تحت تاثیر جریاناتی به سمت اندیشه بی خدایی می رود؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 31 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید

در هفته  گذشته  دو اتفاق افتاد که  هر دو اتفاق، پدیده شومی به نام توهین به باورهای دیگران را به همراه داشت.
اتفاق اول انتشار فیلم سینمایی بود که حاوی توهین به پیامبر گرامی اسلام بود.
این فیلم را می‌توان به نوعی روایت تصویری كتاب موهن «آیات شیطانی» برشمرد كه زشت‌ترین صفت‌ها را به اصل و نسب پیامبر گرامی اسلام انتساب داده است. این اقدام علاوه بر این كه بسیار نكوهیده و پلید است، خلاف واقعیت‌های مسلم تاریخی است كه به قصد تشكیك در عقاید یك و نیم میلیارد مسلمان و مغشوش كردن ذهن پیروان سایر ادیان نسبت به اسلام صورت پذیرفته است.

اتفاق دوم ترانه ای بود که محسن نامجو در موضوع  ظهور امام زمان (عج) خواند و   به شکل توهین آمیزی مساله ظهور منجی را به سخره گرفت.
مدتی قبل هم شاهین نجفی خواننده ای دیگر ترانه ای خواند که حاوی توهین به امام هادی علیه السلام بود.
مساله ای که مطرح است  این است که ما در برخورد با این موارد که ظاهرا فراتر از یک اتفاق(و به صورت یک جریان) است، دو رویکرد می توانیم داشته باشیم :
اعتراض متین و هماهنگ
اعتراض خودسرانه

در اعتراض متین همه اعتراض ها سازمان یافته  و تحت یک مدیریت صحیح انجام می شود به عنوان مثال در همین مساله اخیر روز گذشته شاهد یک راهپیمایی متین از سوی مسلمانان ایران بودیم.
اما در اعتراض های خودسرانه ممکن است اتفاقاتی بیفتد که دشمن از آن استفاده کند یکی از نمونه های بارز آن کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی بود که خود این قضیه دستاویز بسیاری از حمله ها به مسلمانان(فعلا) در فضای مجازی شد چرا که کشته شدن سفیر آمریکا در این مقطع و آن فیلم کاملا دو مساله جدا بود و حتی ممکن است این مساله به دست دشمنان صورت گرفته باشد تا بهانه ای برای سرکوب های بعدی باشد.
در قضیه شاهین نجفی پس از تعیین جایزه برای سر او توسط یکی از سایت ها، نجفی علاوه بر اخذ اقامت در کشور مورد نظرش از سوی بنیادهای ضد اسلامی کمک های مالی وسیعی دریافت کرد و به یک معنا بزرگتر شد.
در مورد مساله محسن نامجو برخی معتقدند وی این حرکت را برای دریافت حکم اعدام و یا تهدیدهای امنیتی انجام داده است تا وی را کانون توجه رسانه ها و دولتهای غربی قرار دهد.
لذا می طلبد همه معترضان به این نوع حرکات ضمن انسجام در اعتراضات پا را فراتر از دستورات دینی و احکامی که مراجع دینی مشخص می کنند نگذارند.
در قرآن کریم به زیبایی اشاره می کند که دشمنی با یک قوم نباید شما را از مرز عدالت خارج کند (1) و این عدالت به راحتی می تواند توسط افراد خودسر از بین برود و جامعه اسلامی را دچار مشکلاتی کند.


پی نوشت
1)وَلاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ  (سوره مائده آیه 8)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...