این روزها درسایت ها و شبكه های اجتماعی یك نام زیاد شنیده می شود:شاهین نجفی

نامی كه باعث رنجش خاطر میلیون ها شیعه شد.

قضیه از جایی شروع شد كه  عده ای با تشكیل كمپینی به نام كمپین امام نقی در فیسبوك شروع به ساختن انواع و اقسام طنز كردند؛جریانی كه  به باور ما شیعیان توهین به مقدسات شیعه بود و هست.

اخیرا خواننده ای به نام شاهین نجفی رپر معروف خارج نشین، ترانه ای ساخته با عنوان نقی كه موضوع بحث ها و گفتگوهای زیادی در فضای مجازی و حقیقی شده اس.

عده ای از موافقان این ترانه و این حركت، با اعتراض به حكم آیت الله صافی گلپایگانی معتقدند به اقتضای آزادی بیان هر كسی می تواند عقیده اش را ابراز كند.

مخاطب این پست من دقیقا این طیف از  افرادی هستند كه به نوعی از این خواننده حمایت كرده اند و من بدون اینكه  بخواهم در اینجا بحث فقهی و درون دینی  مطرح كنم تنها یك نكته اخلاقی را به عنوان یك انسان و یك ناظر این ماجرا و نه به عنوان یك شیعه مطرح می كنم :

اینكه اصلی در اخلاق و فلسفه اخلاق وجود دارد كه ما بدون وجود دلیل و ضرورت حق نداریم عواطف انسان های دیگر را جریحه دار كنیم و اگر بدون دلیل و ضرورت احساس انسانی دیگر را جریحه دار كردیم در واقع فعلی غیر اخلاقی را مرتكب شده ایم

ما فقط وقتی می توانیم تعادل  احساس و روانی دیگری را بر هم بزنیم كه
 اولا توان تشخیص مصلحت و مفسده آن فرد را داشته باشیم
 ثانیا این بر هم زدن تعادل دلیل محكمی داشته باشد

بگذارید با یك مثال مساله را روشن تر كنیم
 وقتی كه جوانی در گیر و دار یك عشق كور است و خانواده او با دلیل قطعی  مخالفت خود  را اعلام می كنند و احساس او را جریحه دار می كنند اما این ناراحتی موقتی به دلیل مصلحت بلند مدت این جوان است لذا مخالفت پدر و مادر مخالف قوانین اخلاق نیست چون دو شرط بالا را دارد

یا توجه به توضیحات و این اصل اخلاقی

تصور می كنم( به عنوان یك ناظر) قطعا كار این خواننده محكوم است چرا كه بی دلیل  وبدون ضرورت احساسات میلیون ها شیعه را آزرد خصوصا اینكه در میان شیعیان عنصر محبت بسیار پررنگ است و هر گونه توهینی به ائمه در واقع پا گذاشتن بر روی این عنصر مهم در وجود یك مسلمان شیعی است.





طبقه بندی: اجتماعیات، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط وحید فراهانی


خوابگردی در اصطلاح پزشكی (somnambulism) انجام رفتاری است كه فرد از ماهیت آن رفتار آگاه نیست؛ در این حالت بدن بیدار و ذهن در خواب است. در این حالت ممکن است بیمار در خواب راه برود، بدود، لباس بپوشد، رانندگی کند، اشیاء را پرت کند، و حتی کسی را به قتل برساند.(1)
این اتفاق در سبك زندگی انسان ها و در ساحت باورها هم می افتد،اندیشه هایی داریم كه خود نمی دانیم منشا آن كجاست كارهایی می كنیم كه نمی دانیم بر چه اساسی است و نهایتا یك سیستم و یك سلسله عشق ها و نفرت ها و پیش داوری ها و تعصبات و نه گفتن ها و آری گفتن هایی داریم بدون آنكه كوچكترین اطلاعی از ریشه آنها داشته باشیم.
درست مانند کسی  که در خواب در حال راه رفتن و انجام فعالیتهایی است و خودش نمی‏داند که چرا این کارها را انجام می‏دهد. ما کم و بیش به این وضع دچار هستیم.
در واقع بسیاری از چیزها را بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، با این که اولاً نمی‏دانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم و ثانیا اگر بدانیم که بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم، نمی‏دانیم که چرا بی‏چون و چرا پذیرفته‏ ایم؟
در بعضی از موارد تحت تأثیر هیجانات و احساسات و عواطف قرار می‏گیریم و نمی‏دانیم که باید تحت تأثیر این احساسات و عواطف قرار می‏گرفتیم یا نه؟ و سازندگان این احساسات و عواطف وپدیدآورندگان این هیجانات با ما چه می‏کنند؟ همه اینها نوعی خواب‏گردی است.
برای رهایی از خوابگردی نوعی آگاهی نیاز است.آگاهی به این كه چه هستیم؟ كه هستیم؟ در چه منظومه ای می اندیشیم؟آیا زندگی دینی ما با زندگی مدرن ما سازگار است و این سازگاری را توانسته ایم به درستی ایجاد كنیم یا نه؟ بین باورهای ما و عملكردهای ما چقدر فاصله است و این فاصله را چطور می توان پركرد؟ آیا بین خودِ باورهای ما سازگاری هست یا نه؟ آیا  باور به گزاره x و باور ما به گزاره y متناقض هستند یا نه؟ بگذارید به یك نمونه اشاره كنم سوالی كه خیلی رایج است «چطور می شود خدا احاطه كلی به همه عالم داشته باشد و ذره ای در عالم مگر به اذن خدا حركت نكند و در عین حال انسان اختیار داشته باشد.»(2)البته جواب هایی برای این به ظاهر متناقض ارائه شده كه قابل تامل و بررسی است اما اصل بحث بر سر این تامل و درك موارد است.

شاید  نیاز است باورهایمان را لیست كنیم در وهله اول و در وهله دوم عملكردهایمان را لیست كنیم و یك كار مقایسه ای انجام دهیم كه در چه مواردی این دو ساحت با یكدیگر ناسازگار است در واقع  3 مدل می شود :
تناقض باوری با باوری دیگر:اینكه دو باور ناسازگار داشته باشیم
تناقض باور ما با عملكرد ما: اینكه باوری داشته باشیم كه با اعمال ما سازگار نباشد مثل باور به نماز خواندن و در عمل نماز نخواندن
تناقض در عملكرد ها :اینكه مثلا یك اتفاق در دو برهه زمانی برای ما بیفتد مثلا كسی به ما فحاشی كند یكبار مثلا در اول ماه و یك بار در نیمه ماه ، در زمان اول با او برخورد می كنیم و در زمان دوم او را می بخشیم این نوعی تناقض در عملكرد ما است چرا كه نسبت به یك اتفاق واحد دو رفتار متفاوت داشته ایم.
خلاصه آنكه اگر سیستماتیك بیاندیشیم و حساب شده و بر اساس مبناهای مشخص عمل كنیم می توان از این خوابگردی سنگین نجات یافت.

پی نوشت
1)
ویكی پدیا
2)در این زمینه پاسخ هایی بیان شده برای نمونه می توانید اینجا را مطالعه كنید




طبقه بندی: الهیات، 
برچسب ها: خوباگردی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط وحید فراهانی
این روزها همه چیز در حال دگرگونی است و فرآیند نو شدن در جا، جاری و ساری است از طبیعت گرفته تا خانه ها.
داشتم به این فکر می کردم که در دینداری و سبک دینداری هم می توان تغییراتی داد یا نه؟
البته این به این معنی نیست که دست به تغییر کیش و آیین بزنیم و دینی نو انتخاب کنیم
تغییر در دینداری گاه به معنی رجوع به لایه های عمیق تر در دینداری و تامل و اندیشه در گوهر دین است
به نظر می رسد همواره دو نوع نگاه به دین و دینداری شده است
نگاه درون دینی
در این نگاه فرد با این دید که یک متدین است قرآن می خواند ،حدیثی می شنود و می خواند و در مورد خدا و نبوت و سایر مسائل دینی اندیشه می کند و همواره تحلیل هایی در ضمن سنت دینی خود ارائه می دهد
نگاه بیرون دینی
در این نگاه فرد با این دید که یک فرد بی دین است به دین رجوع می کند و تمام تعصبات و تعلقات و ایمانش را به سویی می نهد و به مثابه یک انسانی که اساسا با دین آشنا نیست به دین مراجعه می کند
خوب است هر از چند گاهی جرات کنیم و بیرون دینانه به قرآن و روایات و اساسا ایمانمان نگاهی بیاندازیم و بررسی کنیم که آیا ایمانمان قابل قبول است یا خیر؟
تناقضات  و اشکالاتی در باورهایمان می بینیم یا خیر ؟
ایمان مثل نرم افزار است هر از چند گاهی باید به روز رسانی شود به روز رسانی ایمان هم به این است که هر چند وقت یکبار ایمان را کنار بگذاریم و به ایمان بی ایمانانه بنگریم تاببینیم چقدر ارزش دارد چقدر موجه و محكم هست  
تا کمی از رکود دربیاییم  و از دو آفت ایمان سطحی(1) و ایمان تقلیدی(2) نجات پیدا کنیم
تا کمی مسلمانی کنیم ....



پی نوشت
1)قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا  قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَاكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْایمَانُ فىِ قُلُوبِكُم(حجرات/14)
{برخی از}بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‏ اید لیكن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است

2) قَالُواْ بَلْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا كَذَالِكَ یَفْعَلُون(شعراء/ 74)
گفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و هر چند جماد بی‌اثری باشند می‌پرستیم)





طبقه بندی: الهیات، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط وحید فراهانی

 

1.
یکی از رایج ترین مباحثه ها و مناظره ها در طول تاریخ بشر، مناظره بین متدینین و غیر متدینین بوده است
بحث هایی مثل  اثبات خدا، اثبات نیاز به دین ،ریشه های تاریخی ادیان از جمله بحث های جدی میان این دو گروه بوده و هست و به نظر می رسد خواهد بود. در این میان در خیلی از مواقع بحث ها به بن بست رسیده و استدلالات هیچ کدام یک از طرفین بر دیگری غلبه نکرده و مساله حل نشده است.
2.
به نظر من دو نوع نگاه می توان به دین داشت:
نگاه نظری
نگاه عملی
در نگاه نظری به دنبال این هستیم که تک تک باورهای دینی مان را با عقل و با هر استدلالی  که هست معقول جلوه بدهیم یا حدقل پایه های اعتقادی دینی مان را به شکل معقولانه ای توجیه کنیم.
اما در نگاه عملی سخنی از این پیچیدگی های فلسفی و کلامی نیست فرد روزه می گیرد و فوائد روزه را با همه وجودش لمس می کند، یا فردی اعتقاد به خدا دارد و این اعتقاد را در سرتاسر زندگیش عملا نشان می دهد و به آرامش می رسد ؛بدون اینکه در بحثی سنگین در مورد اثبات خدا و ربانیت خدا، شرکت کرده باشد
3.
به نظر می رسه حلقه مفقوده این روزهای بحث های ما همین نگاه عملی به دین باشد، چرا مدام تلاش کنیم همه چیز را با براهین سخت فلسفی و کلامی اثبات کنیم؟ و دین را از یک برنامه عملی زندگی، به یک مکتب فلسفی تبدیل کنیم و نهایتا از حقیقت تدین که تغییر ساحت وجودی انسان است غافل می مانیم. 
برای مثال به این آیه توجه کنید که : فمن یعمل مثقال ذرّةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّةٍ شراً یره»(1)
این آیه تاکید دارد که  بدی و خوبی در جهان گمشدنی نیست. این جهان طوری طراحی شده است اولا خوب و بد عمل ما را می فهمد و ثانیا در مقابل اعمال ما عكس العمل متناسب از خود نشان می دهد به تعبیر دیگری جهان نسبت به اعمال و رفتار اخلاقی ما کور و کَر نیست.
حال كسی كه این آیه را باور داشته باشد زندگی بهتری دارد یا كسی كه باوری به این آیه ندارد؟ قطعا كسی كه این آیه را باور داشته باشد زندگی زیباتر،اخلاقی تر و حتی موفق تری خواهد داشت
و به نظر می رسه به همین روش، می توان در مورد بسیاری از مدعیات دینی بدون سخت گیری های فلسفی و کلامی اندیشید و عمل کرد و به آرامش رسید.

پی نوشت
1. زلزال/7،8





طبقه بندی: الهیات، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 15 بهمن 1390 توسط وحید فراهانی
  • تعداد کل صفحات : 38  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...